آئین همسری

———————————————————–

حضرت فاطمه (س) و آئین همسری

———————————————————–

1- شناخت جایگاه شوهر 

2- کفو و همتای علی (ع) 

3- رکن زندگی علی (ع)

الف. شناخت و درک عمیق

ب. درک عمیق شخصیت امیر والایی ها

ج. حقیقت زندگی مشترک و هدف های آن

د. شناخت عمیق نقش حساس زن در زندگی

4- الگو در همسر داری 

5- محبت

6- کمک

الف. تقسیم کار با همسر

ب. همکاری زن و شوهر در کار منزل

7- تکریم

الف. رعایت حقوق و حرمت همتای زندگی

ب. گواهی امیر مؤمنان

8- عدم درخواست

الف. حیا فاطمه از همسرش

ب. شرمندگی بخاطر درخواست

9- رفتار و ادب زناشویی

10- دفاع

11- خدمت

12- اطاعت

13- ترویج عظمت او

14- صداقت

15- امانت

16- انتظار در حد توان

17- همسری شایسته

18- الگو در همسر داری

19- کفو و همتای علی (ع)

20- رکن زندگی علی (ع)

21- رضایت شوهر

22- دلسوزی

———————————————————–

——————————-

1- شناخت جایگاه شوهر

——————————-

فاطمه زهرا علیها السلام در خانه یکی از افراد عادی اجتماع زندگی نمی کرد بلکه در خانه دومین شخص اسلام یعنی سپهسالار شجاع و نیرومند اسلام و وزیر مشاور مخصوص نبی گرامی زندگی می کرد. موقعیت حساس اسلام و شوهرش را به خوبی درک می کرد و می دانست که اگر شمشیر علی (ع) نباشد، اسلام چندان پیشرفتی ندارد. فاطمه علیها السلام در یکی از مواقع بسیار حساس و بحرانی اسلام در خانه علی زندگی می کرد. سپاه اسلام همیشه در حال آماده باش بود. در هر سال چندین جنگ واقع می شد و علی ابن ابی طالب (ع) در تمام آن جنگ ها شرکت داشت.

زهرای  عزیز از مسئولیت سنگین و حساس خودش خبر داشت و از حدود تأثیر و نفوذ زن در روحیه شوهر کاملا مطلع بود. می دانست که زن دارای چنان نفوذ و قدرتی است که به هر طرف خواست شوهرش را می برد. می دانست که ترقی و عقب ماندگی و سعادت و بدبختی مرد تا حد زیادی، به روحیات و چگونگی رفتار زن بستگی دارد. خبر داشت که خانه به منزله سنگر و آسایشگاه مرد است و وقتی از میدان مبارزات زندگی و برخورد با حوادث و مشکلات دنیای خارج خسته شد به آنجا پناه می برد تا تجدید نیرو کند و خودش را برای کار و انجام وظیفه آماده نماید و ریاست این آسایگاه مهم بر عهده زن واگذار شده است.

به همین جهت اسلام شوهرداری را در جهاد قرار داده است.

موسی بن جعفر علیه السلام می فرماید: جهاد زن این است که خوب شوهر داری کند.

منبع: وافی کتاب نکاح، ص 114.

 

زهرا علیها السلام می دانست که سپهسالار نیرومند و شجاع اسلام در صورتی در میدان نبرد پیروز می گردد که از جهت اوضاع داخلی خانه، فکرش آزاد و از تشویقات و مهربنیهای همسرش دلگر باشد. از این رهگذر می توان گفت: هنگامی که سپهسالار فداکار اسلام یعنی علی ابن ابی طالب (ع) با تنی خسته و کوفته، از میدان نبرد به خانه باز می گشت از مهربانی ها و دلگرمی ها و نوازش های همسر عزیزش کاملا برخوردار می شد. زخم های تنش را پانسمان می کرد. لباس های خون آلود جنگ را می شست و خبرهای جنگ را از او می شنید.

فاطمه علیها السلام زنی نبود که در گوشه منزل به ادامه زندگی داخلی مشغول باشد و از حوادث و اوضاع  مربوط به اسلام بی تفاوت بگذرد، بلکه از گوشه هائی از تاریخ استفاده می شود که در جریان امور مربوط به اسلام بوده و بالاخص به حوادث جبهه و جنگ کاملا عنایت داشته است. نه تنها پدر و شوهرش را تشویق می نموده بلکه در مواقه لزوم در صحنه حضور داشته و کارهایی را انجام می داده است.

در تاریخ نوشته اند: بعد از جنگ احد، وقتی فاطمه صورت خون آلود پدر را دید او را در بغل گرفت، گریه کرد و خونها را از چهره پدر پاک می کرد. امیر المونین علیه السلام آب آورد و فاطمه صورت پدر را می شست، ولی خون قطع نمی شد. سرانجام فاطمه قطعه حصیری را سوزاند و خاکسترش را روی زخم ریخت تا خون قطع شد.

و نوشته اند وقتی رسول خدا از جنگ احد برگشت شمشیرش را به فاطمه داد و فرمود: خون هایش را بشوی. علی ابن ابی طالب (ع) نیز شمشیرش رابه فاطمه داد و فرمود: خون هایش را بشوی.

منبع: سیرة ابن هشام ، ج3، ص106.

 

فاطمه علیها السلام، همیشه شوهرش را تحسین و تشویق می کرد و فداکاری ها و شجاعت هایش را می ستود و بدینوسیله دلش را گرم و برای جنگ آینده آماده اش می نمود. بوسیله نوازشهای بی شائبه، تن خسته و جراحات بدنش را تسکین می داد.

 علی (ع) می فرماید: وقتی به خانه می آمدم و به زهرا علیها السلام نگاه می کردم تمام غم و غصه هایم بر طرف می شد.

منبع: مناقب خوارزمی، ص256.

 

فاطمه علیها السلام هرگز بدون اجازه علی(ع) از خانه خارج نشد. هیچگاه او را غضبناک نکرد. زیرا می دانست که اسلام می گوید: هر زنی که شوهرش را غضبناک کند خدا نماز و روزه اش را قبول نمی کند تا اینکه شوهر راضی شود.

منبع: وافی کتاب نکاح، ص114.

 

علی ابن ابی طالب(ع) در آخرین ساعات وداع زهرا بدین مطلب اعتراف کرد، زهرا در آخرین ساعات زندگی خویش به علی گفت: پسرعمو هرگز مرا دروغگو و خائن نیافتی. از روزی که با من معاشرت کردی با دستورات تو مخالفت نکردم.

 

علی (ع) در پاسخ فرمود: ای دختر پیغمبر معاذ الله که تو در خانه من بد رفتاری نموده باشی. زیرا مراتب خداشناسی و نیکوکاری و پرهیزکاری و بزرگی و خدا ترسی تو به حدی است که جای ایراد و خرده گیری نیست. همسر عزیزم مفارت و جدایی از تو برای من بسی ناگوار است ولی مرگ را چاره ای نیست.

منبع: بحار الانوار، ج 43، ص 191.

 

چون فکر حضرت علی(ع) از جهت اوضاع داخلی خانه کاملا آزاد بود و از تشویق های همسرش بهره مند می شد، آن هم موفقیت و پیروزی برایش امکان پذیر بود.

اما مبااد خیال کنید که علی ابن ابی طالب(ع) از آن مردان خودخواهی بوده که هزاران امید و انتظار از همسرش داشته باشد ولی برای خودش مسئولیتی قائل نباشد و خود را مالک الرقاب مطلق زن و او را همانند بنده زر خرید بلکه پست تر بداند. ابدا چنین نبود. علی (ع) می دانست که در همان موقعی که او در میدان کارزار شمشیر می زده همسرش نیز در سنگر داخلی اسلام به جهاد مشغول بوده. در غیاب او تمام کارهای داخلی و خارجی خانه بر عهده زهرا علیها السلام بوده است. غذا می پخته، لباس می شسته، بچه داری می کرده، در تربیت اطفال جدیت می نموده، در آ «بحران قحطی و سختی زمان جنگ، برای تامین غذا و سایر حوائج زندگی تلاش می کرده، از جهت حوادث و اخبار جنگ ناراحتی ها دیده انتظارها کشیده است. و به طور خلاصه خانه ای را اداره می کرده که اداره آن از اداره یک کشور چندان آسان نیست.

علی ابن ابی طالب (ع) حس می کرد که سرباز فداکار داخلی نیز محتاج به دلجویی و تشویق و نوازش است. وقتی وارد خانه می شد از اخبار داخل خانه و از رنج و مشقت های زهرا علیها السلام جویا می شد. آن پیکر خسته را نوازش می داد و بویسیله دلداری و مهربانی های بی شائبه، قلب پژمرده او را تسکین می بخشید، در کورد سختی های زندگی و فقر و تهیدستی دلداریش می داد و برای ادامه کار و زندگی نیرویش می بخشید. علی (ع) می دانست به همانقدر که مرد به اظهار محبت و اخلاص و قدر دانی زن نیازمند است، زن نیز به آن ها  احتیاج دارد. آن دو همسر نمونه اسلام هر یک به وظایف خویش عمل می کردند و نمونه ای از اخلاق عالی اسلام بودند.

مگر نه اینست که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله و سلم) در شب زفاف به علی(ع) فرمود: همسر تو بهترین زنان جهان است. و به فاطمه علیها السلام فرمود: شوهر تو بهترین مردان عالم است.

منبع: بحار الانوار، ج43، ص 132.

 

مگر پیغمبر (صلی الله علیه وآله و سلم) نفرمود: اگر علی نبود برای فاطمه همسر لایقی وجود نداشت.

منبع: کشف الغمه، ج 2، ص 98.

 

مگر نه اینست که حضرت علی در بامداد شب زفاف به پیامبر عرض کرد: فاطمه بهترین عون و یاور من است در اطاعت پروردگار جهان.

منبع: دلائل الامامة، ص 7.

 

فاطمه علیها السلام از پدرش روایت کرده که فرمود: بهترین مردان شما افرادی هستند که نسبت به همسرانشان بیشتر احسان و مهربانی کنند.

منبع: بحار، ج4، ص117.

————————————–

2- کفو و همتای علی (ع)

————————————–

” کفو ” هم شان و همتا بودن علی(ع) برای فاطمه (س) از جمله ویژگی هایی است که ” فاطمه ” را ” فاطمه ” نمود. به این معنا از نظر ارزش و مرتبه وجودی و کمال معنوی علی(ع) ” کفو ” و هم شان و همتای فاطمه(ع) و همچنین فاطمه(ع) نیز در مرتبه وجودی و کمال انسانی همتا و همشان علی(ع) بوده است و همین ” کفو ” بودن موجب شده است که ” فاطمه ” برای همیشه ” فاطمه ” شود ؛ از همین رو در روایت آمده است:

امام صادق (ع) فرمودند: اگر خداوند علی(ع) را برای فاطمه (س) نیافریده بود برای فاطمه(س) هم شانی در زمین نبود: «لَوْلا انَّ اللَّهَ خَلَقَ امْیرَالْمُؤْمِنینَ علیه السلام لِفاطِمَةَ علیها السلام ما کانَ لَها کُفْوٌ عَلَی الْأَرْضِ»

منبع: من فاطمه هستم، سید محمد تقی قادری، ص 272.

 

————————————

3- رکن زندگی علی (ع)

————————————

الف. شناخت و درک عمیق

با نگرش به زندگی مشترک امیرۀ والایی ها با همتای گرانقدرش، پیش از هر چیز به شناخت عمیق و درک درست و سرشار از حقیقت او از شخصیت امیر مؤمنان و گرامیداشت آن منش و شخصیت و همکاری و همیاری و همراهی برای تجلّی بیشتر آن بر میخوریم و در کنار آن به شناخت عمیق و درک ژرف آن حضرت از تشکیل  خانواده و پیمان زندگی مشترک و انگیزه و هدف های انسانی و مقدس آن و نقش حساس و سرنوشت ساز زن و مرد و حقوق متقابل آنان.

 

ب. درک عمیق شخصیت امیر والایی ها

آن انسان والا، فراتر و بالاتر از واژه ها و قالب ها و ظواهر، به راستی همتای زندگی اش «علی» را بهترین و داناترین و برترین امّت می شناخت.و براستی بر این باور بود که با پیشگام ترین انسان در راه حق وعدالت و پر دانش ترین و پر شکوه ترین جوان عصرها و نسل ها پیمان زندگی مشترک بسته است.

«أَنِّي زَوَّجْتُكِ أَقْدَمَ أُمَّتِي سِلْماً وَ أَكْثَرَهُمْ عِلْماً وَ أَعْظَمَهُمْ حِلْماً»

ودر اوج یقین بود که با محبوب ترین خلق خدا، برگزیدۀ بارگاه حق، برترین جوانمرد تاریخ، بهترین انسان ها، والاترین جوانان،و شبیه ترین مرد روزگاران به پدرش پیامبر، در شهامت، جوانمردی، ایمان، اخلاق، معنویت و آزادی و دیگر ارزش های انسانی دست صفا داده است.

این شناخت عمیق و درک ژرف شخصیت علی و والایی های او بود که خمیر مایۀ نیک بختی و اساس زندگی مشترک او و بنیاد فداکاری، ایثار، پارسایی، قناعت، همدلی، همراهی، هماهنگی، تواضع، و عشق پاک و ماندگار او را با همپرواز زندگی اش می ساخت.

 

ج. حقیقت زندگی مشترک و هدف های آن

او ازدواج و جامعه کوچک خانه و خانواده را از نیازهای طبیعی و انسانی انسانها می نگریست و از آرزوهای بزرگ نسل جوان؛ و بر این اندیشه رهنمون بود که جوانان با امضای پیمان زندگی مشترک در پرتو درایت و خردمندی و خردورزی و بر اساس مقرّرات و اخلاق انسانی، هم می توانند به آزادی واستقلال بیشتری پر کشند و هم به یار وفادار و پر مهر و صفایی در پیمان راه زندگی برسند و هم معاون و مشاور و همدل و همداستان و یاوری برای هدف های والا بیابند.

«نِعْمَ الْعَوْنُ عَلی طاعَةِ اللّهِ…»

هم از تنهایی و سرگردانی و خطرات آن نجات می یابند و پناهگاه وآشیانه و مدافعی دلسوز می یابند و هم بخشی از نیازهای طبیعی و روحی و روانی و عاطفی خویش را در کنار همتا و همپرواز زندگی خویش تامین و کاخ سعادت را پی می نهد و به آرامش لازم پر می کشد.«ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة…»

و نیز در پرتو ازدواج و زندگی مشترک، نسل و تبار آنان امتداد می یابد و فرزندان شایسته ای می پرورند.

 

د. شناخت عمیق نقش حساس زن در زندگی

آن بانوی والایی ها نه تنها در سبک و سیره اش به نقش حسّاس و سرنوشت ساز زن به عنوان ناخدای کشتی نظام خانواده، سخت آگاه و دانا بود که در این قلمرو حسّاس نیز آموزگار و نمونه بی نظیری برای زن ترقّی خواه و مادر آگاه و شایستهُ جامعه بود.

آن حضرت بر این اندیشه رهنمون بود که زن شایسته ولایق بودن در زندگی مشترک، کار ساده و آسانی نیست ، نلکه کار بزرگ، حسّاس، حیاتی، سرنوشت ساز و به راستی یک هنر واقعی است، درست همان گونه که مرد لایق و شایسته بودن.

این کار بزرگ و این موقعیت والا افزون بر عشق و ایمان و آراستگی به ارزش های انسانی و اخلاقی و پیراستگی از ضدّ ارزش ها ، کارشناسی و تخصّص می طلبد،

کارایی و هنر می خواهد، شناخت و آگاهی و درایت و هوشمندی لازم دارد،

امانت و پروا، صداقت و راستی، صفا و وفا، اخلاق شایستهو حق شناسی و قدر شناسی، گذشت و توسعهُ شخصیت، بردباری و شکیبایی، قناعت و خوشزبانی، خوشفکری و ادب انسانی، حیا و وقار و راز داری، نظم و مدیریت  پشتکار و حوصله ، سختگوشی و همّت، ایثار و فداکاری، کم توقّعی وسیستم قناعت، مدارا و مردم داری، شناخت حقوق و مرزهای خویشتن و شریک زندگی خویش، شناخت طرز تفکّر و سبک وسیره و فرهنگ و ارزش ها و هدف ها و آرزو ها و آرمان ها و انتظارات او را از زندگی، شناخت سعادت و نیک بختی و موانع و نابسامانی ها و کشمکش ها و ناسازگاری ها و چگونگی جلوگیری از بروز آنها در زندگی مشترک را می طلبد و درست به همین دلیل است که در نگرش انسانی اسلام از کار و نقش زن در همسرداری شایسته و عادلانه و انسانی، به جهاد در راه حق و عدالت، یعنی در ردیف بزرکترین کار اجتماعی و سیاسی ممکن تعبیر شده است.«جهاد المراة حسن التبعبّل»

 

——————————–

4- الگو در همسر داری

——————————–

فاطمه علیها السلام از خانه پدر به خانه شوهر منتقل شد. اما خیال نکنید که به خانه بیگانه ای رفته باشد. زیرا اگرچه از مرکز نبوت بیرون رفت ولی در خانه ولایت ساکن گشت. در منزل سپهسالار اسلام، رئیس ستاد ارتش اسلام، وزیر جنگ و مشاور مخصوص شخص اول اسلام وارد شد. در این پایگاه تازه وظایف سنگین تری بر دوش آن بانوی نمونه افتاد و رسما دارای مسئولیت شد. در اینجا باید به زنان اسلام عملا درس شوهرداری و خانه داری و بچه داری بدهد. باید درس فداکاری و صداقت و ممحبت به آنان بیاموزد تا زنان جهان در آینه وجودش حقیقت و نورانیت اسلام را بنگرند.

 

—————

5- محبت

—————

نشان دادن محبت قلبی به همسر، امری تأکید شده در روابط میان زن و شوهر است. بنیان خانواده‌های به دور از محبت‌ورزی، بسیار سست و شکننده است. گفتن و شنیدن کلمات محبت‌آمیز، لازمه موفقیت در زندگی زناشویی است که البته به این نیاز متقابل، باید با رعایت برخی اصول، به بهترین شکل پاسخ گفت.

زندگی حضرت زهرا(س)، سرشار از گفتار آمیخته به احترام و عطوفت به حضرت علی(ع) بود. این بانوی بزرگوار در خطابی محبت‌آمیز به همسرش می‌فرمود: «روح من فدای روح تو بُوَد و جان من سپر بلای جان تو باشد.» (کوکب الدری، ج۱، ص۹۶، از علی(ع) نقل می‌کنند: «هرگاه به فاطمه می‌نگریستم، همه ناراحتی‌ها و غم‌هایم برطرف می‌شد»).

منبع: بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۳۴.

 

—————-

6- کمک

—————-

از نظر کمک به شوهر عزیز خود در زندگی چنان بود که طبق روایت معروفی که سنی و شیعه روایت کرده اند علی (ع) برای یکی از مردان بنی سعد به نام ” ابن اعبد ” تعریف کرد و فرمود :

می خواهی برای تو وضع زندگی خودم و فاطمه را تعریف کنم؟

آنگاه سخن خود را ادامه داد و فرمود: فاطمه در میان خاندان پیغمبر از همه افراد نزد آن حضرت محبوب تر بود و هنگامی که در خانه من بود آنقدر دستاس کرد که دستش تاول کرد ، و آنقدر با مشک آب کشید که اثر بند مشک در گلویش مشاهده می شد ، و آنقدر در نظافت و تمیز کردن خانه زحمت کشید که جامه اش گرد آلود می شد ، و آنقدر آتش برای پخت نان و غذا و غیره روشن کرد که رنگ لباس هایش تغییر کرد و از ناحیه کار زیاد خانه به رنج و مشقت افتاد.

 

الف.تقسیم کار با همسر

یکی از عوامل شادابی و تکامل خانواده ها، تعیین حدود مسئولیت افراد در خانواده است. با تقسیم کار و عدالت اجتماعی در محیط کوچک خانواده سعادت حاکم می شود و آن آرامش و مهربانی که هدف اصلی تشکیل خانواده است به وجود می آید.

اگر زن بگوید که وظیفه من نیست که در خانه کار کنم، و کار کردن در منزل را دائم به رخ همسرش بکشد، شوهر را نیز سعی می کند زحمات خودش را به رخ او بکشد و همین امر باعث کدورت و ناآرامی در محیط خانواده می گردد.

امام باقر(ع) می فرمایند:

حضرت فاطمه(س) کارهای منزل را با حضرت علی (ع) اینگونه تقسیم کرد که:

خمیر کردن آرد و پختن نان و تمیز کردن و جارو کردن خانه، به عهده حضرت فاطمه(س) باشد و کارهای بیرون منزل از قبیل، جمع آوری هیزم و تهیه مواد اولیه غذایی بر عهده حضرت علی (ع) باشد.

امام صادق می فرمایند:

این تقسیم کار با رهنمود رسول خدا(ص) انجام گرفت.

آنگه این تقسیم بندی از سوی پیامبر(ص) انجام شد که کارهای بیرون را علی(ع) و کارهای داخل منزل را فاطمه(س)  انجام دهند، حضرت زهرا با خوشحالی فرمود:

«فلا یَعلم ما داخلنی من السُّرور اِلا الله باِکفائی رسول الله تَحمُّلَ رِقاب الرّجال»

جز خداوند کسی نمی داند که از این تقسیم کار تا چه اندازه خوشحال شدم، زیرا رسول خدا (ص) مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است، بازداشت.

منبع: مستدرک الوسائل ج13 ص 48 و بحار الانوار ج 43 ص 81.

 

ب. همکاری زن و شوهر در کار منزل

با اینکه حضرت فاطمه (س) دردانه آفرینش است و دختر فخر عالم هستی می باشد. اما در آیین همسرداری و کار در منزل آنقدر زحمت می کشید که با داشتن چهار کودک و کار سنگین خانه و نبود امکانات در آن زمان، هیچگاه بر همسرش منتی یا نعوذ بالله سرکوفتی وارد نمی کرد.

او گندم را با آسیاب دستی آرد می نمود، نان می پخت، کار روزانه را انجام می داد به بچه داری و تربیت کودک توجه کامل داشت، و آنقدر سختی کارهای او زیاد بودکه بارها هر دو دست مبارک آن یگانه دوران زخممی شد. نکته ای که در اینجا حائز اهمیت است این است که، امیرالمومنین نیز علاوه بر کارهای بیرون منزل در کارهای داخل خانه نیز به همسرش فاطمه (س) کمک می کرد.

روزی حضرت زهرا(س) خدمت پدرش رسول الله(ص) رسید و از زیادی کارهایش در منزل چنین فرمود:

فقالت: «قَد مَجِلَت یَدای مِن الرّمی، لیلتی جمیعاًً ادیرُ الرَّحی حتّی اُصبح، و ابوالحسن یَحمل حسناً و حسیناً

یا رسول الله!»

هر دو دستم به علت آرد کردن گندم با آسیاب دستی ورم کرده و زخم شده است، دیشب را تا صبح به آرد کردن گندم مشغول بودم و علی (ع) فرزندان، حسن و حسین را نگهداری می کرد.

 

————-

7- تکریم

————-

الف. رعایت حقوق و حرمت همتای زندگی

سبک و سیره ریحانهُ پیامبر در زندگی مشترک، رعایت دقیق و ظریف حقوق و حرمت همتای زندگی اش بود.

او الهام بخش و آموزگار این اصل اساسی بود که حقوق و وظایف در همه جا به ویژه در زندگی خانوادگی  و اجتماعی و سیاسی دوشادوش یگدیگر و در کنار هم قرار دارند؛ از این رو کسی که انتظار دارد حقوق و آزادی و امنیّت و حرمت او از سوی دیگران رعایت گردد و شخصیّت و کرامت او گرامی داشته شود، خود باید حقوق و آزادی و امنیّت و حرمت دیگران را پاس دارد.

زن یا شوهری که حقوق و حرمت همتای زندگی خویش را گرامی ندارد و یا حکومت و نظام و پیشوایی که عدالت و آزادی و امنیّت و حرمت او از  سوی دیگران رعایت گردد و شخصیّت و کرامت او گرامی داشته شود ، خود باید حقوق وآزادی و امنیّت و حرمت دیگران را پاس دارد.

زن یا شوهری که حقوق و حرمت همتای زندگی خویش گرامی ندارد و یا حکومت و نظام و پیشوایی که عدالت و آزادی، رفاه و آسایش و امنیّت و مشارکت در امور و حقّ حاکمیّت بر سرنوشت و آزادی بیان و قلم و انتقاد و چون و چرا را برای مردم تضمین نکند و به راستی در این جهت گام بر ندارد، چگونه می تواند انتظار همکاری و همیاری و هماهنگی و قانونگرایی و حق شناسی داشته باشد؟

امیر مؤمنان رد مورد حقوق متقابل دولت و ملّت می فرماید:

« إِنَّ لِي عَلَيْكُمْ حَقّاً وَ لَكُمْ عَلَيَّ حَقٌّ …»

هان ای مردم! من بر گردن شما حقوقی دارم و شما نیز در برابر آن بر عهدهُ من حقوقی دارید؛ چرا که حقوق ،همه جا متقابل است و نه یکطرفه و یک سویه.

و می فرماید:

«أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِي عَلَيْكُمْ حَقّاً بِوِلَايَةِ أَمْرِكُمْ وَ لَكُمْ عَلَيَّ مِنَ الْحَقِّ مِثْلُ الَّذِي لِي عَلَيْكُمْ…»

هان ای بندگان خدا! پروردگارتان برای من به خاطر به کف گرفتن زمام امور جامعهُ شما حقوقی قرار داده است و برای شما نیز بر عهدهُ من همان گونه است  و برای شما نیز بر عهدهُ من همان حقوقی برابر مقرّر داشته است.

 

ب. گواهی امیر مؤمنان

همان گونه که اشاره رفت، ریحانهُ سرفراز پیامبر، آموزگار رعایت حقوق و حرمت انسان ها در ابعاد گوناگون زندگی ، از جمله در کانون خانه و نظام خانواده بود.

امیر مؤمنان در گواهی بر این حقیت و در ترسیم این پاسداری از حقوق و حرمت متقابل می فرماید:

«فوالّله ما اغضبتها و لا اغضبتنی ولا عصت لی امرا …»

به خدای سوگند نه من در زندگی مشترک هرگز اورا ناراحت نساختم و نه او مرا ؛ و هرگز در کاری با من از در مخالفت وارد نشد.

 

————————-

8- عدم درخواست

————————-

او سمبل و نمونۀ یک همسر شایسته و یک همتای بایسته و یک شریک زندگی برازنده ویک همراه و همراز آزاده و بزرگ در راه تقرب به خدا و طلب خشنودی او بود و در این راه از هیچ مهر و ایثاری دریغ نمی ورزید.

دیگران را بر خود مقدم می داشت وبا سختی های زندگی دلیرانه روبرو میگردید تا گرد و غبار اندوه و رنج زندگی بر دل مصفای همتای زندگی اش امیرمؤمنان و فرزندان ارجمندش ننشیند.

در جواب امیر مؤمنان که پرسید: فاطمه جان!چرا نگفتی چیزی در خانه نیست تا فراهم آورم؟ گفت:

«یا أبَا الحَسَنِ انی لاستحیی من الهی ان اکلف نفسک مالا تقدر علیه»

«علی جان! من از پروردگارم حیا میکنم که چیزی را که تو بر فراهم اوردن ان توان نداری آن را از تو بخواهم و فراهم آوردن آن را از شما درخواست کنم».

 

الف. حیا فاطمه از همسرش

از ابوسعید خدری نقل شده: روزی حضرت علی گرسنه شد و به به حضور حضرت فاطمه آمد و گفت: ای فاطمه! آیا غذایی در خانه هست تا بخورم؟

فاطمه گفت: نه سوگند به خدایی که پدرم را به مقام نبوّت گرامی داشت، و تو را به مقام وصایت اکرام نمود ، چیزی از طعام در خانه نداریم، و دو روز است که غذا نخوردیم ، که اگر چیزی از غذا وجود داشت ، تو را بر خودم و بر پسرانم حسن و حسین مقدم می داشتم .

امیر المومنین فرمود: فاطمه جان!

چرا به من خبر ندادی تا غذایی برای شما تهیه کنم؟ حضرت فاطمه گفت:

« قالت: یا ابا الحسن انی لا ستحیی من الهی ان اکلف نفسک ما لا تقدر علیه»

ای ابا الحسن ! من از پروردگار خود حیا می کنم چیزی را از تو درخواست نمایم که تو بر آن توان و قدرت نداری.

اکثر مشکلات و گفتارهای امروزه در زندگی ها حتی آن هایی که خود را پیروان مکتب اهلبیت می دانند ، تجمل گرایی ، چشم هم چشمی ها ، ایجاد تکلف در زندگی ، و اموری از این قبیل است که باعث نابودی زندگی و از دست رفتن آرامش در خانواده می شود.

اگر زنان دنیای معاصر مخصوصاً شیعیان و پیروان حضرت زهرا از این گونه جلوه های ایثار درس زندگی بگیرند ، و با ساده زیستی و مراقبت از خویشتن و دوری از آرزوهای زودگذر ، زندگی زناشویی را می توانند به سوی آرامش و جاودانه بودن سوق دهند .

شرمندگی بخاطر درخواست

حضرت علی باغ خود را به 12 هزار درهم فروخت و تمام پول آن را بین فقرا و تهیدستان مدینه تقسیم کرد و به منزل رفت.

طبیعی است که انتظار فرزندان و همسر ، پس از فروش باغ ، آوردن غذا و میوه به منزل است.

حضرت فاطمه پرسید : علی جان ! غذای امروز ما چه شد ؟ امیر المومنین برای تهیه غذا بیرون رفت ، اما فاطمه بسیار از این درخواست خود ناراحت شد ، و با خود می گفت : چرا سوال کردم ؟  و آنگاه فرمود :

«قالت: فانی استغفر الله و لا اعود ابداّ»

من از خداوند آمرزش می طلبم و دیگر این رفتاررا تکرار نخواهم کرد .

9- رفتار و ادب زناشویی

*******************

قران کریم مهم ترین ثمره ازدواج بین زن و شوهر را ایجاد آرامش و سکونت در تلاطم های روزمره و مشکلات زندگانی مشترک می داند و می فرماید :

« و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنواالیها»

از نشانه های الهی این است که از جنس خودتان برای شما همسرانی آفرید تا بوسیله آن آرامش یابید.

آرامش با همسر که یکی از آثار ازدواج است زمانی بدست می آید که زوج ها نسبت به مهربان و با گذشت باشند. حضرت زهرا می فرماید:

«خیارکم اکرمهم لنسایهم»

بهترین شما کسی است که با همسرش مهربان باشد و با کرامت با او برخورد کند.

 برخورد با کرامت نسبت به همسر یعنی به او ظلم نکردن، حق او را ضایع نکردن احترام برای او قایل شدن این امور است که اگر رعایت شود آن آرامش در زندگی بدست می آید ، که تمام این ها طرفینی است. و حضرت زهرا مهربانترین همسر در طول تاریخ بشریت می باشد ، زندگی او گواه این مطلب است و آنچه از ضربت ، اهانت و شکسته شدن پهلو و استخوان و اثر تازیانه در بازوی او که ورم آن دیده می شد و سقط شدن فرزندش محسن در بین در و دیوار ، همه این ها به خاطر همان پیوند محبت آمیز بود که نسبت به شوهرش حضرت علی داشت ، و به خاطر دفاع از حریم او ، این آسیب ها را تحمل کرد، تا آن حد که در این راه به شهادت رسید، در عین حال در زمان رحلت نیز از روی دلسوزی و مهربانی برای تنهایی و مشکلات همسرش امیر المومنین گریه می کرد درست است که حضرت علی اماماو بود و در راه حمایت از امامت حضرت زهرا این ایثارها را نبوده است اما نباید از بعد عاطفی و آیین همسرداری و شفقت و مهربانی برای همسر غفلت نمود.

10- دفاع

**********

11- خدمت

**********

12- اطاعت

***********

امیر المومنین در مورد فاطمه زهرا (س) فرمود :” ما اغضبی و لا خرج من امری ” یک بار این زن در طول روابط زناشویی، مرا به خشم نیاورد و یک بار از دستور من سرپیچی نکرد. فاطمه زهرا با آن عظمت و جلالت ، در محیط خانه ، یک همسر و یک زن است ؛ آن گونه که اسلام می گوید .

( مقام و منزلت حضرت فاطمه (س) – حضرت ایت الله العظمی خامنه ای ص 115 )

اطاعت از همسر

پس از ماجرای تلخ سقیفه و انزوای اهل بیت ، سران سقیفه برای جلب افکار عمومی به فکر چاره افتادند ، تا بگونه ای از حضرت زهرا دلجویی نمایند ، برای ملاقات و تظاهر به جبران اشتباهات ، اجازه می خواستند که خدمت حضرت زهرا برسند.

اما حضرت زهرا هیچگونه پیشنهاد آن ها را قبول نمی کرد و در تداوم یک مبارزه منفی همه جانبه ، موضع اعتراض یا سکوت و بیزاری خود را از آن ها ادامه می داد .

روزی امیر المومنین وارد منزل شد و فرمود:

فاطمه جان ! خلیفه عمر در پشت درب خانه ، منتظر اجازه ورود می باشند ، نظر شما چیست ؟آیا اجازه میدید؟

حضرت زهرا در برابر شوهر می فرماید :

«البیت بیتک و الحرة زوجتک فانعل ماتشا»

علی جان ! خانه ، خانه توست. و من همسر تو می باشم . هر آنچه میخواهی انجام بده.

علی رغم میل باطنی حضرت زهرا ، خواست و پیروی از همسرش را بر میل خود ترجیح می دهد و نمی فرماید که من از آنها بیزارم و آنها وارد نشوند.اطاعت از همسر را از همه چیز بالاتر می داند.

13- ترویج عظمت او

*****************

ستایش و ستودن شوهر

یکی ازعواملی که باعث سستی بنیان خانواده و از بین رفتن مهربانی و و علاقه بین زن و شوهر می شود، گفتن حرف ها و کلمات ناشایست و ناپسند به یکدیگر و بعضاً به دیگران درباره همدیگر است.

و در مقابل آنچه که باعث افزایش محبت در خانواده و بین زن و شوهر می شود ستایش کردن و به کار بردن کلمات محبت آمیز به یکدیگر می باشد.

لذا حضرت زهرا (س) در لحظه آغازین زندگی مشترکش به امیرالمومنین(ع) لب به ستایش شوهر نمونه اش گشوده و او را اینگونه معرفی می نماید:

افتخار و عزت والا، از آن ما شد و مادر میان فرزندان عدنان سربلند شدیم.

تو به بزرگی و برتری رسیدی و از همه آفریده ها والاتر شدی و جن و أنس از عظمت تو عقب ماندند.

منظورم «علی» است، بهترین کسی که گام بر خاک نهاده است، بزرگواری و دارای احسان و نیکی

والایی ها ی اخلاقی و بزرگی ها ازآن اوست، تا آنگاه که مرغان بر شاخه ها به ترنم مشغولند.

حضرت زهرا (س) به ما می آموزد هم به همسرانمان با جملات و کلمات محبت آمیز صحبت کنیم و هم نزد دیگران از آن ها ستایش و تعریف نماییم.

14- صداقت

***********

15- امانت

*********

16- انتظار در حد توان

************************

در جواب امیر مؤمنان که پرسید: فاطمه جان! چرا نگفتی چیزی در خانه نیست تا فراهم آورم؟ گفت :

«یا أََبَا الحَسَنِِ انی لاستحیی من الهی ان اکلف نفسک مالا تقدر علیه»

«علی جان ! من از پروردگارم حیا میکنم که چیزی را که تو بر فراهم آوردن آن توان نداری آن را از تو بخواهم و فراهم آوردن آن را از شما درخواست کنم .»

17- همسری شایسته

******************

در باب وظایف زن یک حدیث جالبی از امیر المومنین (ع) نقل شده که اهمیت خوب شوهرداری کردن زن را می رساند ، حدیث این است که آن حضرت فرمود :

 جَهادُ المَراةِ حُسنُ التِّبَعُّل

جهاد زن این است که خوب شوهرداری کند.

فاطمه (ع) در این مدت کمی که در خانه علی (ع) زندگی کرد دقیقه ای از این جهاد مقدس و وظیفه سنگین غفلت نکرد ، و ما وقتی این مطلب را در نظر بگیریم که زندگی زناشویی فاطمه (س) که توأم با بچه داری هم بود با سخت ترین دوران تاریخ اسلام و مسلمین شروع شد به عظمت فاطمه و جهادی که در این راه انجام داد به خوبی پی خواهیم برد . زیرا اسلام تازه به مدینه آمده بود و خاندان پیغمبر- که از آن جمله علی (ع) و فاطمه (س) بودند- از جمله زنان و مردان مهاجری بودند که از مکه به مدینه هجرت کرده و خانه و ملک و کسب و کار معینی نداشتند که از این راه امرار معاش کنند ، و آسایش و امنیتی هم نداشتند که در سایه آن به فکر تامین زندگی باشند.

برای مبارزه با شرک و بت پرستی و پایه گذاری مرام توحید ناچار بودند هر روز به سویی بروند و با دشمنان سرسختی که از هر سو مسلمانان را احاطه کرده و می خواستند این ندای مقدس را خاموش کنند وظیفه علی و فاطمه دختر پیامبر اسلام از همه سخت تر و مشکل تر بود.

زیرا سپهسالار همه این جنگ ها علی(ع) است و همه جا با فداکاری و جانبازی او فتح و پیروزی نصیب مسلمانان می گردید ، و گواه این مدعا تاریخ درخشان اسلام است.

چنین مجاهد و سپهسالار بزرگی باید چنان همسر فداکار و وظیفه شناسی همچون فاطمه داشته باشد و اگر فاطمه نبود چنین همسری برای علی یافت نمی شد چنانچه اگر علی (ع) نمی بود مرد دیگری که درخور همسری فاطمه باشد پیدا نمی شد، سپهسالاری همچون علی (ع) همسری می خواهد که از هر جهت امور داخلی خانه را اداره نماید، فرزندانش را بزرگ کند ، از نظر خوراک و لباس تعلیم و تربیت با کمال دلسوزی به آنها رسیدگی نماید ، تا خیال او را در میدان های جنگ و آن همه مسافرت های جنگی که هر روز پیش آمد می کرد آسوده سازد، با سختی ها و مشکلات کم و زیاد بسازد، و از نظر فکری و روحی نیز همفکر و مشوق او باشد، و نوازش ها و تحسین های او پشتوانه و تکیه گاهی برای ادامه مبارزات، و درمانی برای رفع کوفتگی های جسم و جان او باشد .

و فاطمه برای او چنین همسری بود.

چنانچه علی (ع) درباره زهرا (س) می فرماید: وقتی به خانه می آمدم و به زهرا نگاه می کردم تمام غم و اندوهم برطرف می شد. و در جای دیگر فرمود : به خدا سوگند هرگز کاری نکردم که فاطمه (س) از من خشمناک شود و فاطمه نیز هیچ گاه مرا خشمناک ننمود.

و خود فاطمه در هنگام مرگ به علی می گفت :

یابن عم ما عهدتنی کاذبه و لا خائنه و لا خالفتک منذ عاشرتنی

ای عمو زاده ! هیچ گاه دروغ و خیانتی در زندگی از من ندیدی و از وقتی که با من معاشرت کردی هرگز با دستورهای تو مخالفت نکردم.

(زندگی نامه حضرت فاطمه – سید هاشم رسولی محلاتی – ص 117 )

همسری شایسته برای یک مرد مجاهد

در تمام قریب به یازده سال زندگی مشترک فاطمه زهرا (س) و امیر المومنین (ع) ، هیچ سالی ، بلکه هیچ نیم سالی نگذشت که این شوهر ، کمر به جهاد فی سبیل الله نبسته و به میدان جنگ نرفته باشد و این زن بزرگ و فداکار ، همسری شایسته یک مرد مجاهد و یک سرباز و سردار دائمی میدان جنگ را نکرده باشد.

( مقام و منزلت حضرت فاطمه (س) – حضرت ایت الله العظمی خامنه ای ص 116 )

از احادیث رسیده چنین استفاده میشود که :فاطمه شایسته ترین همسر بوده است که پیامبر او را با فردی شایسته همسر قرار داده است.

1-طبق حدیثی که «تاریخ خطیب بغدادی» ، «تاریخ بلاذری » ، «حلیة الاولیا» ابونعم و «ابانهُ» عکبری ، با اسناد خود از ابن مسعود نقل کرده اند : صبح روز عروسی ، فاطمه را لرزشی در بدن پدید آمد ، رسول خدا  به او فرمود : یا فاطمه! زوجتک سیدا فی الدنیا « و انه فی الاخرة لمن الصالحین »

« ای فاطمه ! من تو را به همسری کسی دادم که در دنیا سید و آقاست و در آخرت از صالحان »

مقام صالحین مقامی است که ابراهیم خلیل الله از خداوند درخواست آن را داشته است.

شایستگی این همسری به گونه ای است که علی آن را از ارکان زندگی خود می شمارد ،که با رفتن او رکن زندگی او فرو می ریزد.

2- در حدیثی که امام صادق از پدرش از جابربن عبدالله از رسول خدا نقل می کند چنین آمده:

شنیدم پیامبر سه روز پیش از رحلتش به علی فرمود :سلام علیک یا ابا الریحانتین! اوصیک بریحانتی من الدنیا فعن قلیل ینهد رکناک و الله خلیفتی علیک : «سلام بر تو ای صاحب دو ریحانه ! تو را به مواظبت از دو ریحانه ام در دنیا سفارش می کنم ، به زودی دو رکن وجودت منهدم خواهد شد ، و خداوند خلیفه و جانشین من بر تو است ».

هنگامی که رسول خدا از دنیا رفت علی فرمود : هذا احد رکنی الذی قال لی رسول الله : « این یکی از دو رکن من است که رسول خدا  به من فرمود».

و آن هنگام که فاطمه را از دست داد فرمود : هذا الرکن الثانی الذی قال رسول الله : « این رکن دومی است که پیامبر فرمود ».

3- همین حدیث را سمعانی در « رساله » ابونعم در « حلیة الاولیا » احمد در «فضايل الصحابة » نطنزی در «خصایص » ابن مردویه در « فضایل امیر المومنین و زمخشری در « الفایق »  از جابر بدین صورت نقل کرده اند که : رسول خدا پیش از رحلتش به علی فرمود : السلام علیک أبا الریحانتین ! أوصیک بریحانتی من الدنیا فعن قلیل ینهد رکناک علیک. قال : فلما قبض رسول الله قال علی : هذا احد الرکنین فلما ماتت فاطمه قال علی : هذا هو

الرکن الثانی : « سلام بر تو ای پدر دو ریحانه من {دو گل سر سبد گل های من } ! تو را به { رعایت حال } این دو گل {سر سبد و گلهایم } در دنیا سفارش میکنم . به زودی دو رکن { از ارکان حمایتی } تو منهدم می گردد».

جابر می گوید : « زمانی که رسول خدا قبض روح شد ، علی فرمود : این یکی از آن دو رکن بود و چون فاطمه جهان را وداع گفت ، علی فرمود : و این دومین رکن است ».

از این دو حدیث نیز بر می آید که فاطمه شایسته ترین همسر زندگی بوده است که رسول خدا وی را رکن اساسی زندگی امام علی شمرده و در این جهت در ردیف خود قرار داده است .

این شایستگی از نگاه های دیگر نیز قابل رویت است به احادیث زیر توجه فرماید!:

4-در حدیثی از کتاب «مناقب این شهر آشوب » می خوانیم که : « خداوند مادامی که فاطمه در حیات بود زنان دیگر را بر علی حرام فرمود ؛ زیرا فاطمه همواره طاهر بود و به عادت ماهانه مبتلا نمی شد » { حرم الله النسا عَلَی عَلٍی ما دامت فاطمه حیة لانها طاهرة لا تحیض }.

5- این حدیث را ابو بصیر از امام صادق چنین نقل کرده است : حرم الله عز و جل عَلَی عَلی النسا ما دامت فاطمه حیة قلت : و کیف ؟ قال : لانها طاهرة لا تحیض : « خداوند عزّ و جلّ مادامی که فاطمه زنده بود ، ازدواج با زنان را بر علی حرام فرمود پرسیدم چرا و چگونه ؟! فرمود: چون او پاک بود و مبتلا به عادت ماهانه نمی شد ».

مرحوم مجلسی رد تعلیل این حدیث دو وجه ذکر میکند :

نخست این که : چون آن حضرت به عادت ماهانه مبتلا نمی شده ، عذری برای علی در ازدواج باقی نبود ، و لذا خداوند برای رعایت احترام سیده زنان جهانیان زن را بر آن حضرت تحریم فرموده.

دیگر این که : جلالت و بلندی مقام آن حضرت ، این شایستگی را بخشیده که مانع ازدواج دیگری باشد  و این تعلیل اشاره به بعضی از لوازم آن جلالت و مقام است.

6- سفیان ثوری از اعمش و او از ابو صالح در تفسیرآیه « و اذا النفوس زوجت » نقل کرده : هر مومنی ، وقتی در قیامت از صراط می گذرد ، به اولین در از درهای بهشت که می رسد ، خداوند چهار زن از زنان دنیا را به ازدواج او در می آورد و هفتاد هزار حور العین از حوریان بهشت را ، جز علی بن ابی طالب که همسرش فاطمه است هم در دنیا و هم در بهشت و آخرت . او از زنان دنیا جز فاطمه همسری ندارد، ولی در بهشت هفتاد هزار حوریه دارد که هر یک از آن ها هفتاد هزار خادم دارند».

از این حدیث نیز شایستگی و بلندی مقام آن حضرت در همسری ، به خوبی روشن می گردد.

18- الگو در همسر داری

********************

19- کفو و همتای علی (ع)

*********************

عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ قَالَ: قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ: «يَا عَلِيُّ لَقَدْ عَاتَبَنِي رِجَالٌ مِنْ قُرَيْشَ فِي أَمْرِ فَاطِمَةَ وَ قَالُوا خَطَبْنَاهَا إِلَيْكَ فَمَنَعْتَنَا وَ زَوَّجْتَ عَلِيّاً فَقُلْتُ لَهُمْ: وَ اللَّهِ مَا أَنَا مَنَعْتُكُمْ وَ زَوَّجْتُهُ بَلِ اللَّهُ مَنَعَكُمْ وَ زَوَّجَهُ فَهَبَطَ عَلَيَّ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ يَقُولُ: لَوْ لَمْ أَخْلُقْ عَلِيّاً لَمَا كَانَ‏لِفَاطِمَةَ ابْنَتِكَ كُفْوٌ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ آدَمُ فَمَنْ دُونَهُ».

ترجمه:

از امام رضا(علیه السلام) از پدرش از پدران گرامیش از على(علیه السلام) روايت شده است كه فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) خطاب به من فرمود: اى على(علیه السلام)! جمعى از مردان قبيلۀ قريش مرا به دلیل امر فاطمه(علیها السلام) مورد عتاب قرار داده و گفتند: ما او را از تو خواستگارى كرديم ولى نپذيرفتى و او را به ازدواج حضرت على(علیه السلام) در آوردى.

در جواب آنها گفتم: به خداوند سوگند من نبودم كه خواستگارى شما را رد كردم و او را همسر علی(علیه السلام) قرار دادم بلكه خدا خواستگارى شما را نپذيرفت و او را همسر على(علیه السلام) قرار داد؛ زيرا جبرئيل بر من فرود آمد و گفت: ای محمد! همانا خداوند جل جلاله مى‏فرمايد: اگر من على(علیه السلام) را خلق نكرده بودم، از زمان حضرت آدم به بعد، کُفو و همتایی برای دخترت فاطمه(علیها السلام) بر روى زمين يافت نمی‏شد.

منابع:

عيون أخبار الرضا، شيخ صدوق، ج۱، ص۲۰۳؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۹۲ -۹۳.

همچنین: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: لَوْ لَا أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَلَقَ [عَلِیّا] أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ [لِفَاطِمَة] لَمْ يَكُنْ لِفَاطِمَةَ[مَا كَانَ لَهَا] كُفْوٌ عَلَى‏ وَجْهِ‏ الْأَرْضِ آدَمُ فَمَنْ دُونَهُ. از امام صادق روايت شده كه فرمودند: اگر خداوند تعالى على را خلق نكرده بود كسى بر روی زمین – از آدم و هر که بعد از آدم آمده است- کفو و نظیر فاطمه نبود.

مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب، ج۲، ص۲۹؛ كشف الغمة، اربلی، ج۲، ص۱۰۰؛ صراط المستقيم، عاملی بياضی، ج۱، ص۱۷۲؛ محتضر، حسن بن سليمان حلی، ص۲۴۰؛تفسیر برهان، علامه بحرانی، ج۴، ص۱۴۳؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۱۰۷

و همچنین: عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ عَنْهُ قَالَ: لَوْ لَمْ يُخْلَقْ عَلِيٌّ مَا كَانَ‏ لِفَاطِمَةَ كُفْو ؛

تفسير قمی، علی بن إبراهيم قمی، ج۲، ص۳۳۸؛ مناقب آل أبی طالب، ابن شهر آشوب، ج۲، ص۲۹؛ جواهر السنية، حر عاملی، ص۲۵۲؛ تفسیر برهان ، علامه بحرانی، ج۵، ص۱۹۴؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۰ ، ص۷۷ و ج۴۳، ص۵۸.

منبع اهل تسنن: فردوس الاخبار، ديلمی، ج۳، ص۳۷۳ (بنا بر نقل إحقاق الحق، آیت الله مرعشی نجفی، ج‏۲۵، ص۳۶۰؛ ينابيع المودة ، قندوزی، ج۲، ص۶۷.

20- رکن زندگی علی (ع)

*********************

– در حدیثی که امام صادق از پدرش از جابربن عبدالله از رسول خدا نقل می کند چنین آمده :

شنیدم پیامبر سه روز پیش از رحلتش به علی فرمود : سلام علیک یا ابا الریحانتین! اوصیک بریحانتی من الدنیا فعن قلیل ینهد رکناک و الله خلیفتی علیک : «سلام بر تو ای صاحب دو ریحانه ! تو را به مواظبت از دو ریحانه ام در دنیا سفارش می کنم ، به زودی دو رکن وجودت منهدم خواهد شد ، و خداوند خلیفه و جانشین من بر تو است ».

هنگامی که رسول خدا از دنیا رفت علی فرمود : هذا احد رکنی الذی قال لی رسول الله : « این یکی از دو رکن من است که رسول خدا  به من فرمود .»

و آن هنگام که فاطمه را از دست داد فرمود : هذا الرکن الثانی الذی قال رسول الله : « این رکن دومی است که پیامبر فرمود. »

– همین حدیث را سمعانی در « رساله » ابونعم در « حلیة الاولیا » احمد در « فضايل الصحابة » نطنزی در « خصایص » ابن مردویه در « فضایل امیر المومنین و زمخشری در « الفایق »  از جابر بدین صورت نقل کرده اند که : رسول خدا پیش از رحلتش به علی فرمود : السلام علیک أبا الریحانتین ! أوصیک بریحانتی من الدنیا فعن قلیل ینهد رکناک علیک. قال : فلما قبض رسول الله قال علی : هذا احد الرکنین فلما ماتت فاطمه قال علی : هذا هو

الرکن الثانی : « سلام بر تو ای پدر دو ریحانه من { دو گل سر سبد گل های من } ! تو را به { رعایت حال } این دو گل { سر سبد و گلهایم } در دنیا سفارش میکنم . به زودی دو رکن { از ارکان حمایتی } تو منهدم می گردد».

جابر می گوید : « زمانی که رسول خدا قبض روح شد ، علی فرمود : این یکی از آن دو رکن بود و چون فاطمه جهان را وداع گفت ، علی فرمود : و این دومین رکن است ».

از این دو حدیث نیز بر می آید که فاطمه شایسته ترین همسر زندگی بوده است که رسول خدا وی را رکن اساسی زندگی امام علی شمرده و در این جهت در ردیف خود قرار داده است .

21- رضایت شوهر

***************

رضایت علی (ع) از زندگی با فاطمه زهرا (س)

چنان با امیر المومنین (ع) زندگی کرد که آن حضرت با همه وجود از او راضی بود . کلماتی که این بزرگوار در روزهای آخر عمر خود به امیر المومنین (ع) فرمود ، شاهد و حاکی از این معناست . صبر کرد ، آن فرزندان را تربیت نمود ؛ به آن دفاع جانانه از حق ولایت پرداخت؛ در راهش آن زجر و شکنجه را متحمل شد و بعد هم با آغوش باز به استقبال آن شهادت بزرگ رفت. این فاطمه زهرا است.

( مقام و منزلت حضرت فاطمه (س) – حضرت ایت الله العظمی خامنه ای ص 114 )

22- دلسوزی

************

Leave a Comment