ازدواج

حضرت فاطمه (س) و ازدواج

**************************************************

1- ازدواج در نگاه حضرت زهرا (س)

2- ازدواج آسمانی

3- ازدواج زمینی

4- خواستگاران حضرت

5- خواستگاری علی (ع)

6- ملاک انتخاب حضرت

7- نظر خانواده در گزینش

8- نظر حضرت نسبت به خواستگاران

9- کمک خانواده در گزینش

10- مهریه حضرت

11- جهیزیه

12- ایام نامزدی

13- عروسی

14- مدعوین در عروسی

15- هزینه عروسی با داماد یا عروس ؟

16- چه نوع شادی در عروسی

17- مسکن عروس

18- عروس راهی خانه داماد

**************************************************

1- ازدواج در نگاه حضرت زهرا (س)

**********************************

 

2- ازدواج آسمانی

*************

امام علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها شأن و قدر همدیگر را در زندگی می دانستند و به یکدیگر احترام می گذاشتند. برطبق آنچه که در سیمای روایات و أحادیث، از جریان خواستگاری حضرت علی(ع) از حضرت فاطمه(س) برجای مانده است، این جریان ریشه در آسمان داشته است. این ازدواج به امر خدا بوده و مراسم آن پیش از آن که در زمین انجام شود، در آسمان و جهان علیا انجام شده بود. محب طبری از رسول خدا(ص) روایت می کند که فرشته ای برایشان نازل شد و گفت: ای محمد! خداوند ترا سلام می رساند و می گوید: در ملأ أعلی دخترت را به ازدواج علی ابن ابیطالب(ع) درآوردم، پس تو هم او را در زمین به ازدواج علی (ع) درآور. ام سلمه می گوید: فاطمه(ع) بر همه زنان افتخار می نمود، زیرا اولین کسی بود که جبرائیل برای وی خطبه خواند. (طبری، بی تا: ص 32) و شیخ طوسی از جابربن عبدالله انصاری چنین روایت می کند: هنگامی که رسول خدا(ص) فاطمه(س) را به ازدواج علی(ع) درآورد، عده ای از مردم قریش نزد او آمدند و گفتند: دخترت را به مهریة اندکی به ازدواج پسر ابیطالب در آورده ای؟ پیامبر(ص) فرمود: من علی(ع) را به ازدواج فاطمه(س) در نیاوردم بلکه خدای عزّوجلّ در شبی که مرا به سدرة المنتهی (معراج) بالا برد، این ازدواج را صورت داد و درّ، جواهر و مرجان پخش نمود. فرشتگان شگفت زده شده و از آن گوهرها برگرفتند و با آن هدیه ها داده و بدان افتخار می کردند و می گفتند: این از فاطمه(س)، دختر محمد(ص) است.

محمد علی دخیل، ص43

«ازدواج» در دیدگاه عرفان، علاوه بر قالب ظاهری، روح دیگری نیز در آن مستتر می باشد. از آن جا که خداوند فرش را بر مثال عرش و ملک را براساس ملکوت بیاراسته است، صورت ملکی نکاح، دارای روحی ملکوتی نیز هست و در تطابق لوح تکوین و صحیفة تشریح، می توان به تناسب صورت های ملکی با معانی ملکوتی پی برد.

در هیئت ظاهری نکاح و چهرة زمینی آن، زن و مرد عقدی می بندند و در طی آن، هریک از آن ها وظایفی را در قبال دیگری، عهده دار می شوند و در پی این عقد در کنار یکدیگر قرار می گیرند و از جهت روحی و جسمی، مکمل یکدیگر می شوند و از سوی خدا، در میان آن ها نوعی مودّت و رحمت ثابت پدیدار می شود اما در چهرة آسمانی و ملکوتی نکاح، روح انسانی که صبغة جلال برآن حاکم است، مجذوب روح انسانی می شود که صبغة جمال الهی در آن بیشتر است و آن گاه حقیقت قلب مثالی این دو انسان، در اثر تجاذب تکوینی با هم درمی آمیزند و از این آمیزش، غرق در بهجت معنوی می شوند و یکدیگر را برای رسیدن به وحدت جمعیّه یاری می کنند.

ازدواج علی و فاطمه(س)، اصلی ترین نسخه یک نکاح حقیقی و شاید تنها مصداق حقیقی آن است. صورت ازدواج و خواستگاری ایشان که در ماه ذی الحجه رخ داد، صورت زیرین یک حقیقت برتر بود. حقیقتی که کنه آن در سرادقات نهانخانة غیب اسرار الهیه همواره در پرتو استتار است.

از اسمای جمالیه، انس و آرامش بیشتری حاصل می شود و از اسمای جلالیه، شکوه، شوکت و هیبت بیشتری به دست می آید، زیرا در برابر آنها، خشیت بیشتری حاصل می شود. به همین جهت فاطمه(س) و علی(ع)، اگرچه هر دو مظهر همة اسمای الهیه بودند، ولی در مجموع، انعکاس نور صفات جمال در وجود فاطمه (س) بیشتر و انعکاس نور صفات جلال در علی (ع) بیشتر بود و این غلبة انوار به مقتضای انوثیّت و ذکوریّت انسان بوده است. نور سفید نیز در فضاهای مختلف، به اقتضای جنسیت جسمیت فضایی که در آن وارد می شوند، انوار متفاوتی از خود تابش می دهد و به همین جهت الوان گوناگونی حاصل می شوند. ولی در نورهای دیگر مثل نور آبی، همه انوار دیگر نیز وجود دارند اما چون رنگ آبی ظهور بیشتری داشته است، ما آن نور را آبی می بینیم ولی همه انوار دیگر نیز، در باطن آن نور وجود دارند. در باطن وجود عزیز زهرا(س) و علی(ع)، همه اسمای جمال و جلال حق وجود دارد ولی ظهور جمال در زهرا (س) و ظهور جلال در علی(ع) بیشتر است و جمال و جلال نیز به هم تجاذب خاصّی دارند.

آیه شریفه «مرج البحرین یلتقیان، بینهما برزخ لایبغیان» بیانگر پیامد این جذبه است. بعضی از مفسران، آن را به دو دریای وجودی علوی و فاطمی تأویل برده اند و از امتزاج این دو دریای بیکران که به واسطة شدّت محبّت و رحمت، هرگز یکدیگر را نمی آزارند و کمترین ستم و ظلمی در حق هم روا نمی دارند، لؤلؤ و مرجانِ وجود نازنین «حسنین» به وجود می آید.

تعبیراتی که در روایات، تحت عنوان عقد آسمانی وارد می شود، اشاره به همان حقیقت برتر صورت تناکحیة این دو معصوم (علیهماالسلام) دارد. بنابراین راز عقد زمینی این دو را باید در عالم معنی جستجو کرد و اسرار جذبة این دو نسبت به یکدیگر را باید در صور ملکوتی ایشان جست. وجود تجاذبی تکوینی که بین مقتضیات جلال و جمال وجود دارد، به نوعی کشش طرفینی، توادد و رحمت، بین مظاهر جلال و جمال ایجاد می کند.

به تعبیر ابن عربی: صورتی که بین زوجین نهاده می شود، سبب ثبات نکاحی است که موجب تولید نسل، عطوفت و مهربانی است و به واسطة این مودت است که هریک از زن و شوهر، نوعی کشش، به سوی جنس مخالف خویش دارد و با طرف مقابل، به نوعی آرامش می رسد.

(ابن عربی، 1414ق: ج3، ص88)

یگانه زوج معصوم آفرینش، سرچشمه جوشش حقیقت و ولایت در جهان هستند و از سلاله پاکشان فرزندانی متولد شدند که ولی خدا بر روی زمین بودند؛ چراغ­های هدایتی که یکی پس از دیگری قدم بر عرصه حیات گذاشتند تا انسان را از بیراهه به راه راست رهنمون شوند؛ سبیلٌ بعد السّبیل؛ خیرةٌ بَعدَ الخیرة؛ چراغ­های درخشان در دل شام تاریک نادانی و گمراهی انسان که تک تک به سنگ ستم و جهالت فروشکستند، ولی آخرینشان که امید تمام جهانیان به دست های نجات­دهنده و پرتوان اوست، روزی چون خورشید از پس کوه­ها سر بیرون خواهد آورد و بساط شب را از سراسر جهان خواهد چید.

سیمای فاطمه س در خانه حضرت علی(ع)، سیمای حقیقی زنی مؤمن و پارساست؛ زنی که با تمام توان خویش، به تربیت فرزندانش به بهترین شکل اهتمام می­ورزد و همه امور خانه را بر عهده می­گیرد؛ بی­آنکه از رنج و طاقت فرسایی­اش گلایه کند و بی­آنکه از مضیقه­ها شکوه سر دهد.

سیره امیرمؤمنان علی(ع) نیز در رفتار با همسرش، یگانه الگوی همسرداری است. الگویی که شبیه و مانند ندارد و هیچ نیکویی را یارای برابری با او نیست؛ مردی که افزون بر وظایف سنگینی که در راه تبلیغ و گسترش اسلام، دوشادوش پیامبر برعهده دارد، حتی لحظه­ای از احوال خانواده خویش غافل نمی­شود؛ مردی که پس از یک روز تلاش بی­پایان، انفاق به مستمندان، سرکشی به یتیمان و خانواده­های بی­سرپرست، اداره امور جامعه اسلامی در رکاب پیامبر و دیگر کارها، شب هنگام شرم دارد که با دست تهی به خانه بازگردد و با دختر رسول خدا(ص) روبه­رو شود، پس با تمام خستگی­های جان­کاهش، به دنبال نان شب می­رود.

علی همان مردی است که لحظه­ای از تقدیر و تشکر و پاس داشتن رنج­هایی که همسرش در خانه او متحمل می­شود، غافل نمی­شود و برای رضای او از هیچ کوششی دریغ نمی­کند.

باید علی را بشناسیم تا فاطمه را شناخته باشیم. باید دست به دامان فاطمه شویم تا دامان علی را رها نکنیم. اگر فاطمه س نبود، هیچ نَفْسی برای همسری علی(ع) در هستی پیدا نمی­شد و اگر علی نبود، هیچ انسانی لیاقت شوهری فاطمه را نداشت. باید شیعه علی بودن را از فاطمه آموخت. باید«مَوَدَّةً فِی القُربی» را از علی و مهر بی­پایانش به زهرا(س) یاد گرفت. باید به فاطمه متوسل شد تا هرگز راه علی را گم نکرد. باید پا بر جای پای علی بگذاریم تا دختر پیامبر را از یاد نبریم.

در میان همه جلوه­های خیره کننده روح بزرگ فاطمه س، آنچه بیش از همه شگفت­انگیز است، این است که فاطمه همسفر و همگام و هم­پرواز روح عظیم علی است.

 

تشریفات ازدواج حضرت زهرا (س)درملکوت

عن أنس قال: بينما رسول اللَّه صلى الله عليه و سلم في المسجد إذ قال لعليّ: «هذا جبريلُ يخبرُني أنّ اللَّه زوَّجَكَ فاطمة و أشْهَدَ على تزويجها أربعين ألف مَلَك، و أوحى إلى شجرة طوبى: أن انثري عليهم الدرّ و الياقوت، فنثرت عليهم الدرّ و الياقوت، فابتدرت إليه الحور العين يلتقطنَ من أطباق الدرّ و الياقوت، فهم يتهادَونَهُ بينهم إلى يوم القيامة».

انس گوید : در وقتی که رسول اکرم (ص) در مسجد بود به امیر المومنین (ع) فرمود : اینک جبرئیل است به من خبر می دهد که خدای تعالی فاطمه (ع) را تزویج تو نمود ، و چهل هزار فرشته را بر این تزویج گواه ساخت و به درخت طوبی وحی فرمود که بر آنان درّ و یاقوت بپراکند ، درخت طوبی درّ و یاقوت  پراکنده ساخت حورالعین مبادرت بر برچیدن و جمع کردن  آن ها در طبقهای درّ و یاقوت نمودند و آن را تا روز قیامت در میان خود به یکدیگر هدیه می دهند.

(الغدیر ج2ص317)

 

3- ازدواج زمینی

****************

کمالات فوق العاده فاطمه(س) از یک سو و انتسابش به شخص پیامبر(ص) از سوی دیگر و شرافت خانوادگی او، زمینه ساز ازدواج وی با علی(ع) نشد بلکه رهنمون ازدواج مبارک تاریخی فاطمه(س)، وحی آسمانی بوده است. ولی با وجود آسمانی بودن ازدواج، شخصیت فاطمه(س) و احترام و آزادیی که آئین اسلام در انتخاب همسر برای زنان قائل است، ایجاب می کرد که پیامبر(ص) بدون مشورت با فاطمه(س)، بدین امر اقدام نفرماید. احترام به نظر دختر در امر ازدواج، یکی از نکات تربیتی جلوة زمینی ازدواج فاطمه(س) می باشد. در هر حال، چهره زمینی این پیوند، از همة ابعاد نورانی ترین الگوی ازدواج برای همه اعصار و قرون است. مهریة علی(ع) و جهیزیة زهرا(س)، مراسم خواستگاری، نوع برخورد پیامبر(ص) با فاطمه(س) و مراسم جشن عروسی و…، همه و همه الگوهایی برای همه ازدواج های جهان و جهانیان می باشند.

4- خواستگاران حضرت

*****************

خواستگاران حضرت فاطمه (س)

مسلّم است که فاطمه(س) خواهان بسیاری داشته است. در این باره نیازی به ذکر روایات نداریم. پدرش پیش از آنکه به پیغمبری رسد، در دیده هم شهریان مقامی ارجمند داشت.

عمر و ابوبکر هر یک خواهان فاطمه(س) بودند؛ امّا چون خواست خود را با پیغمبر(ص) در میان نهادند، ایشان گفتند: «منتظر قضای الهی هستم.»1

در «سنن» نسائی آمده است:

پیغمبر(ص) در پاسخ آنان گفت: «فاطمه خردسال است» و چون علی(ع) او را از وی خواستگاری کرد، پذیرفت.

امّا نسائی این حدیث را ذیل بابی که به عنوان برابری سنّ زن و مرد نوشته، آورده است. باری از میان خواستگاران، نام این دو تن را به این دلیل نوشته اند که از لحاظ شخصیّت سرشناس تر از دیگرانند، نه آنکه خواستگاران دختر پیغمبر(ص) تنها این دو مرد سالخورده بودند. یعقوبی نوشته است: گروهی از مهاجران، فاطمه(س) را از پدرش خواستگاری کردند.2

آنچه درباره خواستگاری فاطمه(س) و زناشویی او با علی(ع) خواهد آمد، در کتاب های شیعه و سنّی آمده است.

دختر پیغمبر(ص) خواستگارانی داشت؛ امّا پدرش از میان همه پسر عموهای خود، علیّ بن ابی طالب(ع) را برای شوهری او برگزید و به دخترشان فرمودند:

«تو را به کسی به زنی می دهم که از همه نیکو خوی تر و در مسلمانی پیش قدم تر است.»3

ابن سعد نویسد:

چون ابوبکر و عمر از پیغمبر(ص) پاسخ موافق نشنیدند، علی را گفتند: تو به خواستگاری او برو!

و هم او نویسد:

تنی چند از انصار علی(ع) را گفتند: فاطمه را خواستگاری کن! وی به خانه پیغمبر رفت و نزد او نشست، پیغمبر(ص) پرسید:

پسر ابوطالب برای چه آمده است؟

برای خواستگاری فاطمه!

مرحبا و اهلاً!

و جز این جمله چیزی نفرمود.

چون علی نزد آن چند تن آمد، پرسیدند:

چه شد؟

در پاسخ من گفت: مرحباً و اهلاً.

همین جمله بس است. به تو اهل و رحب بخشید.4

گویا این اختصاص که نصیب علی(ع) گردید و امتیاز قبول که در خواستگاری فاطمه یافت، بر تنی چند گران افتاده است.

علّامه مجلسی به نقل از «عیون اخبار الرّضا(ع)» چنین نوشته است:

پیغمبر(ص)، علی(ع) را گفت: «مردانی از قریش از من رنجیدند که چرا دخترم را به آنان ندادم. من در پاسخ آنان گفتم: «این کار به اراده خدا بوده است. کسی جز علی شایستگی همسری فاطمه را نداشت.»5

علّامه مجلسی به نقل از «امالی» شیخ طوسی چنین نویسد:

علی (ع) گفت: «ابوبکر و عمر نزد من آمدند و گفتند: چرا فاطمه را از پیغمبر خواستگاری نمی کنی؟ من نزد پیغمبر رفتم. چون مرا دید، خندان شد. پرسید ابوالحسن، برای چه آمده ای؟ من پیوندم را با او و سبقت خود را در اسلام و جهادم را در راه دین بر شمردم.

فرمود: «راست می گویی!» تو فاضل تر از آنی که بر می شماری!» گفتم: «برای خواستگاری فاطمه آمده ام.» گفت: «علی! پیش از تو کسانی به خواستگاری او آمده بودند؛ امّا دخترم نپذیرفت. بگذار ببینم وی چه می گوید.»

سپس به خانه رفت و به دخترش گفت: «علی! تو را از من خواستگاری کرده است. تو پیوند او را با ما و پیشی او را در اسلام می دانی و از فضیلت او آگاهی.» زهرا(س) بی آنکه چهره خود را برگرداند، خاموش ماند.

پیغمبر(ص) چون آثار خشنودی در آن دید، گفت:

«الله اکبر. خاموشی او علامت رضای اوست.»6

شیخ طوسی در امالی آورده است که:

چون پیغمبر به زناشویی علی و فاطمه رضایت داد، فاطمه(س) گریان شد، پیغمبر گفت: « به خدا اگر در اهل بیت من بهتر از او کسی بود تو را بدو می دادم.»7

و نیز علّامه مجلسی به نقل از مؤلّف «کشف الغمّه» نوشته است:

علی(ع) به پیغمبر(ص) گفت:

«پدر و مادرم فدای تو باد! تو می دانی که مرا در کودکی از پدرم، ابوطالب و مادرم، فاطمه بنت اسد گرفتی و در سایه تربیت خود پروردی و در این پرورش از پدر و مادر بر من مهربان تر بودی و از سرگردانی و شک که پدران من دچار آن بودند، رهانیدی. تو در دنیا و آخرت تنها مایه و اندوخته من هستی. اکنون که خدا مرا به تو نیرومند ساخته است، می خواهم برای خود سامانی ترتیب دهم و زنی بگیرم. من برای خواستگاری فاطمه آمده ام.آیا دخترت را به من خواهی داد؟

امّ سلمه گوید:

چهره رسول خدا(ص) از شادمانی بر افروخت و در روی علی خندید و فرمودند: «آیا چیزی داری که مهریه دخترم باشد.» علی(ع) فرمودند: «حال من بر تو پنهان نیست. جز شمشیر و شتری آبکش چیزی ندارم.» پیغمبر(ص) گفت: «شمشیر را برای جهاد و شتر را برای آب دادن نخلستان خرما و تهیّه نان خود و بارکشی در سفر می خواهی، همان زره را مهر قرار می دهم.»8

 

زبیر بکار که کتاب او، «الموفقیّات» از مصادر قدیمی به شمار می رود، از گفته علی(ع) چنین آورده است:

نزد رسول خدا(ص) رفتم و در پیش روی او خاموش نشستم؛ چرا که حشمت و حرمت او را کسی نداشت. چون خاموشی مرا دید، پرسید: «ابوالحسن!9 چه می خواهی؟» من همچنان خاموش ماندم تا پیغمبر(ص) سه بار پرسش خود را تکرار فرمود. سپس گفت:

گویا فاطمه را می خواهی؟

ـ آری!

ـ آن زره که به تو دادم چه شد؟

ـ دارم!

ـ همان زره را کابین فاطمه قرار بده.»10

در بعضی روایات ابن سعد، به جای زره، پوست گوسفند و پیراهن یمانی فرسوده، نوشته است.

و بعضی گویند که علی(ع) شتر خود را فروخت و بهای آن را کابین قرار داد.

بهای این زره یا رقم این کابین چه بوده است؟ حمیری مؤلّف «قرب الاسناد» آن را سی درهم نوشته است11 و دیگران تا چهارصد و هشتاد درهم نوشته اند.

ابن سعد در یکی از روایات خود بهای زره را چهار درهم12 نوشته است که گمان دارم تصحیفی از چهارصد است؛ یعنی رقم اربع مأ را اربع ضبط کرده است و

ابن قتیبه بهای زره را سیصد و به روایتی چهارصد و هشتاد درهم می نویسد.13

باری کابین دختر پیغمبر(ص) چهارصد درهم یا اندکی بیشتر یا کمتر بود. همین و همین و بدین سادگی نیز پیوند بر قرار گردید. پیوندی مقدّس است که باید دو تن شریک غم و شادی زندگانی یکدیگر باشند. کالایی به فروش نمی رفت تا خریدار و فروشنده بر سر بهای آن با یکدیگر گفت وگو کنند. زره، پوست گوسفند یا پیراهن یمانی هر چه بوده است، به فروش رسید و بهای آن را نزد پیغمبر(ص) آوردند.

 

رسول خدا(ص) بی آنکه آن را بشمارد، اندکی از پول را به بلال داد و گفت: «با این پول برای دخترم بوی خوش بخر!» سپس باقی پول را به ابوبکر داد و گفت: « با این پول آنچه را دخترم بدان نیازمند است، آماده ساز.» عمّار یاسر و چند تن از یاران خود را با ابوبکر همراه کرد تا با صلاحدید او جهاز زهرا(س) را آماده سازند. فهرستی که شیخ طوسی برای جهاز نوشته چنین است:

پیراهنی به بهای هفت درهم. چارقدی به بهای چهار درهم. قطیفه مشکی بافت خیبر، تخت خوابی بافته از برگ خرما. دو گستردنی (تشک) که رویه آن کتان ستبر بود، یکی را از لیف خرما و دیگری را از پشم گوسفند پر کرده بودند. چهار بالش از چرم طائف که از اذخر14 پر شده بود. پرده ای از پشم. یک تخته بوریای بافت هجر،15 آسیای دستی، لگنی از مس، مشکی از چرم، قدحی چوبین، کاسه ای گود برای دوشیدن شیر در آن، مشکی برای آب، مطهّره ای16 اندوده به زفت، سبویی سبز و چند کوزه گلی.17

چون جهاز را نزد پیغمبر(ص) آوردند، آن را بررسی کرد و گفت:

«خدا به اهل بیت(ع) برکت دهد.»

هنگام خواندن خطبه زناشویی رسید. ابن شهر آشوب در «مناقب» و مجلسی در «بحارالأنوار» و جمعی از علما و محدّثان شیعه این خطبه را با عبارت های مختلف و به صورت های گوناگون نوشته اند. از میان آنها، این صورت که بیشتر محدّثان آن را ضبط کرده اند، انتخاب شد.کسی که تفصیل بیشتری بخواهد باید به بحارالأنوار رجوع کند:

سپاس خدایی که او را به نعمتش ستایش کنند و به قدرتش پرستش، حکومتش را گوش به فرمانند و از عقوبتش ترسان و عطایی را که نزد اوست خواهان و فرمان او در زمین و آسمان روان.

خدایی که آفریدگان را به قدرت خود بیافرید و هر یک را تکلیفی فرمود که در خود او می دید و بر دین خود ارجمند ساخت و به پیغمبرش، محمّد(ص) گرامی فرمود و بنواخت. خدای تعالی زناشویی را پیوندی دیگر کرد و آن را واجب فرمود. بدین پیوند، خویشاوندی را در هم پیوست و این سنّت را در گردن مردمان بست.»

 

می فرماید:

«اوست که آفرید از آب بشری را، پس گردانیدش نسبی و پیوندی و پروردگار تو تواناست ».18 همانا خدای تعالی مرا فرموده است که فاطمه را به زنی به علی بدهم و من او را به چهارصد مثقال نقره بدو به زنی دادم.

ـ علی! راضی هستی.

ـ آری یا رسول الله.»

چنان که نوشتیم ابن شهر آشوب در مناقب19 خطبه را بدین عبارت آورده و مجلسی نیز آن را به همین صورت از کشف الغمّه نقل کرده است20 و پس از آن یک سطر دیگر اضافه دارد.

 

پی نوشت ها:

٭ منبع: سایت آوینی به نشانی:

www.avini.com

1- ابن سعد، طبقات، ج ۸، ص ۱۱.

2- نسائی، سنن، ج ۶، ص ۶۲؛ فاطمـه الزّهراء، ص ۲۵، ج ۲.

3- نسائی، سنن، ج ۲، ص ۳۱.

4-الریاض النضر\، ج ۲، ص ۱۸۲؛ الغدیر، ج ۳، ص ۲۰ و نک: به فصل «گزیده ای از شعرای عربی».

5- الطبقات الکبری، ج ۸، ص ۱۲ و نک: الصواعق المحرّقه، ص ۱۶۲ و رجوع به انساب الاشراف، ص ۴۰۲ شود.

6- بحار، ص ۹۲ و نک: فصل «گزیده ای از شعرای عربی ».

7-  بحار، ص ۹۳.

8- امالی، ج ۱، ص ۳۹.

9- کشف الغمـه، ج ۱، ص ۳۵۵؛ بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۱۲۶.

10- این تعبیر (ابوالحسن) در بعض روایات دیگر نیز دیده می شود، معمولاً کنیه از نام نخستین فرزند گرفته می شود. (هر چند شرط اساسی نیست) و ممکن است علی(ع) هنگام روایت به جای نام خویش، کنیه را آورده باشد یا راویان چنین تعبیری کرده اند.

11- الاخبار الموفقیات، ص ۳۷۵ و نک: کشف الغمه، ج ۱، ص ۳۴۸؛ بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۱۱۹.

12- بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۱۰۵.

13- ابن سعد، طبقات، ج ۸، ص ۱۲.

14- عیون الاخبار، ج ۴، ص ۷۰.

15- کاه مکّی،گیاه بوریا، گیاهی است با برگ ریز که برگ آن خاصیّت دارویی نیز دارد.

16- گویا مقصود از این هجر، مرکز بحرین است. نیز هجر، دهی بوده است نزدیک مدینه.

17- ابریق، آبدستان، آنچه بدان طهارت کنند.

18- امالی، ج ۱، ص ۳۹.

19- الحمد لله المحمود بنعمته. المعبود بقدرته. المطاع فی سلطانه، المرهوب من عذابه المرغوب الیه فیما عنده. النافذ امره فی ارضه و سمائه. الّذی خلق الخلق بقدرته. و میزهم باحکامه و اعزهم بدینه. و اکرمهم بنبیه محمّد. ثمّ انّ الله جعل المصاهره نسبا لا حقّا و امرا مفترضا. و شبح بها الارحام و الزمها الانام. فقال تبارک اسمه و تعالی جده «و هو الّذی خلق من الماء بشراً فجعله نسبا و صهرا.» (سوره الفرقان، آیه ۵۶).

20- کشف الغمّه، ج ۳، ص ۳۵۰

 

5- خواستگاری علی (ع)

************************

ضحاک بن مزاحم نقل می کند،از حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام شنیدم که در مورد مراسم خواستگاری از حضرت زهرا(س) می فرمود: موقعی که من نزد پیامبر خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم رفتم و آن بزرگوار مرا دید خندید و فرمود: یا اباالحسن! آیا برای حاجتی که داری نزد من آمدی؟ من قرابت و سبقت در اسلام و یاری کردن خود را از آن حضرت و جهادهایی که در راه خدا کرده بودم، برای آن حضرت شرح دادم. پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمود: یا علی راست می گویی، مقام تو بالاتر از این است که تذکّر دادی، گفتم: یا رسول الله فاطمه ی زهراء را برایم تزویج نما. فرمود: یا علی! قبل از تو چند نفر از مردان، این تقاضا را داشتند، ولی هر گاه من به فاطمه می گفتم اظهار بی میلی می کرد، شما چند لحظه ای صبر کن تا من نزد او بروم و برگردم.[1]

 

پیامبرخدا،نزد فاطمه علیها السلام رفت. فاطمه علیها السلام از جا برخاست و رداى پدر را گرفت و كفش هایش را درآورد و آبْ دست برایش آورد و دست و پاى او را شُست و سپس نشست . پس پیامبر خدا به او فرمود: «اى فاطمه!» . پاسخ داد: بلى ، چه مى خواهى ، اى پیامبر خدا؟ فرمود : «على بن ابى طالب ، كسى است كه خویشاوندى و فضیلت و اسلامش را مى شناسى و من از خدا خواسته ام كه تو را به ازدواج بهترینِ آفریدگانش و محبوب ترینِ آنان در نزدش درآورد و على از تو خواستگارى كرده است . چه نظرى دارى؟» . فاطمه علیها السلام ساكت ماند و صورتش را برنگردانْد و پیامبر خدا ، كراهتى در چهره اش ندید . پس برخاست ، در حالى كه مى گفت: «اللّه اكبر! سكوت او [نشانه]رضایت اوست». پس جبرئیل علیه السلام نزدش آمد و گفت: اى محمّد! او را به ازدواج على بن ابى طالب درآور كه خداوند ، این دو را براى هم پسندیده است .[2]

حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) روایت می کنند: پیامبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه به من فرمود: یا علی! گروهی از مردان قریش راجع به فاطمه ی زهراء سلام الله علیها مرا مورد عتاب قرار دادند و گفتند: ما خواستگار فاطمه بودیم و تو نپذیرفتی، اکنون او را به علی بن ابیطالب دادی.

من گفتم: به خدا قسم، من فاطمه را از شما رد نکردم و او را تزویج ننمودم، بلکه خدا خواستگاری شما را نپذیرفت و فاطمه را برای علی تزویج کرد؛ زیرا جبرئیل بر من نازل شد و گفت،خدای تعالی می فرماید:اگر من علی را خلق نمی کردم از حضرت آدم به بعد شوهری که شایسته ی فاطمه باشد در روی زمین نبود.[3]

از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است که خطاب به على علیه السلام فرمود: «لولاك یا على لما كان لفاطمه كفو على وجه الارض[4]: یا على اگر تو نبودى، فاطمه را بر روى زمین کفوی نبود».

علامه حسن زاده آملی در شرح این روایت گفته اند: نكاح بر كفائت است- كه باید مرد و زن كفو هم باشند- و مرد غیر معصوم را بر زنى كه صاحب عصمت است راهى نیست. [5]

1- الأمالی للطوسی : ص ۳۹ ح ۴۴ ، بشارة المصطفى : ص ۲۶۱

2- الأمالی للطوسی : ص ۳۹ ح ۴۴ ، بشارة المصطفى : ص ۲۶۱

3- علامه محمدباقر مجلسی،ترجمه جلد 43 بحارالنوار،ص 288

4- بحارالانوار ج 43/ 107

5-  حسن زاده آملی؛ حسن، شرح فص حكمة عصمتیة فی كلمة فاطمیة، ص178

 

6- ملاک انتخاب حضرت

**********************

 

7- نظر خانواده در گزینش

************************

 

روزی که علی علیه السلام برای خواستگاری فاطمه علیها السلام نزد رسول الله صلی الله علیه و آله رفت، پیامبر صلی الله علیه و آله بدون آنکه جواب شتابزده ای دهد و یا همچون آداب و رسوم جاهلیت هیچ حق اظهار نظری برای دختر خود قایل نشود، زهرای مرضیه علیها السلام را فراخواند و موضوع خواستگاری پسر عمویش را با وی مطرح کرد تا با مشورت وی پاسخی سنجیده داده شود.

فاطمه علیها السلام ، پیش از آنکه نظر خود را بیان کند به پدر احترام کرده، پرسید:

پدرجان! نظر شما چیست؟

رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: «اذن الله فیه من السماء»؛ خداوند از آسمان اجازه فرمود.

در این هنگام زهرای بتول علیها السلام با قلبی لبریز از عشق و ارادت فرمود:

«رضیت بما رضی الله لی و رسوله» (1)؛

خشنودم به آنچه خدا و پیامبر او برای من رضایت دادند.

و در سخنی دیگر، توحید، نبوت و امامت را در افق نگاه خود مطرح ساخته فرمود:

«رضیت بالله ربا و بک یا ابتاه نبیا و بابن عمی بعلا و ولیا» (2) ؛

 

خشنودم که خدا پروردگار من است و تو ای پدر! پیامبر من و پسر عمویم علی علیه السلام شوهر و امام من است. احترام فاطمه علیها السلام به سخنان پدر در صحنه های مختلف زندگانی او احساس می شد و نشان روشنی از تسلیم آگاهانه و هوشیارانه وی بود. از این رو در عرصه های گوناگونی این جمله را به پدر عرض می کرد که:

«یا رسول الله! انت اولی بماتری» (3) ؛

ای رسول خدا! شما از من سزاوارتری که اظهارنظر کنی.

1- مناقب، ابن شهر آشوب، ج3، ص344؛ احقاق الحق، ج3، ص344؛ مختصر تاریخ دمشق، ج17، ص133.

2- احقاق الحق، ج5، ص117 و273؛ بحارالانوار، ج43، ص149؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص344.

3- بحارالانوار، ج43، ص99؛ تفسیر البرهان، ج4، ص247؛ کتاب عوالم، ج11، ص283

 

8- نظر حضرت نسبت به خواستگاران

*********************************

رضایت فاطمه (س) و ازدواج با علی

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ ، قَالَ : لَمَّا زَوَّجَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَاطِمَةَ عَلِيًّا ، قَالَتْ فَاطِمَةُ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، زَوَّجْتَنِي مِنْ رَجُلٍ فَقِيرٍ لَيْسَ لَهُ شَيْءٌ ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : ” أَمَا تَرْضَيْنَ يَا فَاطِمَةُ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ اخْتَارَ مِنْ أَهْلِ الأَرْضِ رَجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبُوكِ وَالآخَرُ زَوْجُكِ  .

ابن عباس (ره) گفت هنگامی که رسول خدا (ص) فاطمه (ع) را تزویج امیر المومنین (ع) فرمود : فاطمه (ع) عرض کرد یا رسول الله مرا تزویج مردی تهی دست و فقیر فرمودی ؟ رسول خدا (ص) فرمود : آیا خشنود نیستی که خدا از تمام مردم زمین دو مرد را برگزید : یکی پدرت و دیگری همسرت می باشد .

(الغدیر ج2 ص318)

 

9- کمک خانواده در گزینش

************************

روزی که علی علیه السلام برای خواستگاری فاطمه علیها السلام نزد رسول الله صلی الله علیه و آله رفت، پیامبر صلی الله علیه و آله بدون آنکه جواب شتابزده ای دهد و یا همچون آداب و رسوم جاهلیت هیچ حق اظهار نظری برای دختر خود قایل نشود، زهرای مرضیه علیها السلام را فراخواند و موضوع خواستگاری پسر عمویش را با وی مطرح کرد تا با مشورت وی پاسخی سنجیده داده شود.

فاطمه علیها السلام ، پیش از آنکه نظر خود را بیان کند به پدر احترام کرده، پرسید:

پدرجان! نظر شما چیست؟

رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: «اذن الله فیه من السماء»؛ خداوند از آسمان اجازه فرمود.

در این هنگام زهرای بتول علیها السلام با قلبی لبریز از عشق و ارادت فرمود:

«رضیت بما رضی الله لی و رسوله» (1)؛

خشنودم به آنچه خدا و پیامبر او برای من رضایت دادند.

و در سخنی دیگر، توحید، نبوت و امامت را در افق نگاه خود مطرح ساخته فرمود:

«رضیت بالله ربا و بک یا ابتاه نبیا و بابن عمی بعلا و ولیا» (2) ؛

 

خشنودم که خدا پروردگار من است و تو ای پدر! پیامبر من و پسر عمویم علی علیه السلام شوهر و امام من است. احترام فاطمه علیها السلام به سخنان پدر در صحنه های مختلف زندگانی او احساس می شد و نشان روشنی از تسلیم آگاهانه و هوشیارانه وی بود. از این رو در عرصه های گوناگونی این جمله را به پدر عرض می کرد که:

«یا رسول الله! انت اولی بماتری» (3) ؛

ای رسول خدا! شما از من سزاوارتری که اظهارنظر کنی.

1- مناقب، ابن شهر آشوب، ج3، ص344؛ احقاق الحق، ج3، ص344؛ مختصر تاریخ دمشق، ج17، ص133.

2- احقاق الحق، ج5، ص117 و273؛ بحارالانوار، ج43، ص149؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص344.

3- بحارالانوار، ج43، ص99؛ تفسیر البرهان، ج4، ص247؛ کتاب عوالم، ج11، ص283

 

10- مهریه حضرت

******************

روایات فراوانی ناظر به این معنی است که اگرچه چهره آسمانی مهریة حضرت فاطمه(س)، ثلث بهشت، نهرهای بهشت، خمس زمین، همة آب های عالم و مطالبی نظیر این ها است ولی چهره زمینی مهریه بدین قرار است: «پیامبر(ص) وقتی از علی(ع) پرسید که چیزی داری تا مهریه همسرت قراردهی، علی(ع) پاسخ داد: پدر و مادرم به فدایت، تو از زندگی من به خوبی آگاهی که جز شمشیر، زره و شتر چیزی ندارم. پیامبر(ص) فرمود: شمشیرت را برای کارزار نیاز داری و با شتر نیز باید به نخلستان آب دهی و در مسافرت از آن استفاده کنی و من دخترم را با مهریة زره به عقد تو درمی آورم.»(مکارم شیرازی، 1379: ص39)

آن چه در ظاهر از این مطلب استفاده می شود این است که مهریه حضرت فاطمه(س) کم و آسان بود ولی این فقط یکی از نکات مستتر در این قضیه است. چهرة حقیقی این مهریه، این است که علی(ع) همه دارایی اش را به عنوان مهریه بخشید. حضرت علی(ع) چیزی جز زره نداشت و اگر چیزی جز زره خود داشت، آن را نیز به عنوان صداق، به فاطمه(ع) می بخشید.

مهریه در زبان عربی به «صداق» معروف است و صداق ابزاری است که مرد برای اثبات صدق نیت خود در ازدواج، به همسرش می بخشد و علی(ع) زره خود را که وسیله حفظ جانش بود، برای اثبات این دوستی پرداخت نمود. بنابراین مهریه فاطمه(س) ضمن آن که نشان می دهد، ملاک ازدواج هرگز نباید پول و ثروت خواستگار باشد، در عین حال نشان می دهد که علی(ع) همه آنچه را که داشت، تقدیم فاطمه(س) کرد. بنابراین، برخلاف آنچه به اسلام نسبت داده می شود، اگر مردی، دارای مکنت و دارایی بسیار فراوانی است و با وجود تمایل و اصرار خانواده زن، حتی می خواهد با کمتر از «مهرالسنه» ازدواج نماید و بدون هیچ دلیل موجهی از پرداخت صداق بیشتر ممانعت می کند، این امر مطلوب اسلام نمی باشد.

 

مهریه حضرت زهرا (س)

عن رسول اللَّه صلى الله عليه و سلم أنّه قال لعليِّ: «يا عليُّ إنَّ الأرض للَّه يورِثُها من يَشاءُ من عباده، و إنَّه أوحى إليَّ أن أزوِّجَكَ فاطمة على خمس الأرض، فهي صداقها، فمن مشى على الأرض و هو لكم مُبْغِضٌ فالأرض حرامٌ عليه أن يمشي عليها.

رسول اکرم (ص) : به علی (ع) فرمود : یا علی ! همانا زمین از آن خداست به هر کس خواهد می بخشد و به من وحی شد که فاطمه (ع) را به تو تزویج کنم و یک پنجم زمین مهر فاطمه (ع) است پس هر کس که دشمن شما باشد حرام است بر روی زمین راه رود .

(الغدیر ج 2 ص 316)

11- جهیزیه

*********

خرید جهزیه با مهریه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به من فرمود: برخیز و زره خود را بفروش! برخاستم و زره را فروختم و پول آن را گرفته نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آوردم و آنها را در مقابل او نهادم؛ آن حضرت از من نپرسید که آن پولها چه مقدار است و من نیز چیزی در این باره به آن حضرت نگفتم، سپس بلال را صدا کرد و مشتی از آن پولها را به وی داد و گفت: این پولها را بگیر و با آنها برای فاطمه (علیهاالسلام) عطر خریداری کن!

و بعد از او ابوبکر و عمار بن یاسر را احضار نمود و دو مشت از آن پولها را به او داده و گفت: با این پولها، برای فاطمه (علیهاالسلام) لباس و اثاثیه ی منزل خریداری کن. و آنگاه عمار یاسر و گروه آنها وارد بازار شدند و هر چیزی را که لازم می دانستند در نظر گرفتند و آن را خریداری می نمودند.[1]

 

صورت جهزیه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

از صورت جهیزیه حضرت زهرا سلام الله علیها مى توان به وضع زندگى بانوى بزرگوار اسلام به خوبى پى برد. فرستادگان پیامبر صلی الله علیه و آله از بازار بازگشت و آن چه بارى حضرت زهرا سلام الله علیها تهیه كرده بودند به قرار زیر بود:

یک پیراهن به قیمت هفت درهم

روبنده ای به قیمت چهار درهم، شاید منظور از «خمار» روسری، مقنعه یا چادر باشد.

یک قطیفه ی مشکی خیبری

تختی که وسط آن را با لیف خرما بافته بودند.

دو عدد تشک با روکشی از کتان مصری که یکی از آنها با لیف خرما و دیگری با پشم گوسفند پر شده بود.

چهار بالش- یا متکا، یا پشتی- با رویه ای از پوست حیوانات طائف که درون آنها از علف

پرده ای از جنس پشم

حصیری بافت یمن

یک آسیای دستی

طشت مسی

مشک آبی از جنس پوست

ظرف مخصوص شیر- که از جنس چوب می تراشیدند.

ظرفی برای آبخوری

آفتابه ای قیراندود

سبویی سبز رنگ- که در آن روغن، آرد یا چیزهایی دیگر نگهداری می کردند.

دو کوزه ی کوچک سفالی

هنگامی که که خرید آنها کامل شد، مقداری از اثاثیه را ابوبکر و باقی را سایر اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حمل کرده به خانه ی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بردند.هنگامی که لوازم خریداری شده به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشان داده شد، پیامبر آنها را زیر و رو کرده و گفت: خدا اینها را برای اهل بیت مبارک کند.[۲]

1- علامه محمد باقر مجلسی ،زندگانی حضرت زهرا(س)( ترجمه جلد 43 بحار) ، ص 361

2- همان ، 361

 

12- ایام نامزدی

************

امام علی علیه السلام در خاطره ای زیبا، پایان دوره نامزدی اش را چنین بیان می کند: «یک ماه از اجرای خطبه عقدمان گذشت. در این یک ماه با رسول خدا نماز می خواندم و به خانه ام برمی گشتم و در این یک ماه درباره ازدواج سخنی به ایشان نگفتم. پس از یک ماه، همسران پیامبر به من گفتند: نمی خواهی درباره آوردن فاطمه علیهاالسلام به خانه خودت با پیامبر صحبت کنیم؟ گفتم صحبت کنید. آنها به محضر حضرت رفتند و عرض کردند: علی علیه السلام دوست دارد همسرش را به خانه ببرد، چشم فاطمه را به دیدار شوهرش روشن کن! پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید: چرا خود علی علیه السلام همسرش را ازمن نمی خواهد؟ ماتوقع داشتیم که خودش اقدام کند. من عرض کردم: ای رسول خدا! حیا و شرم مرا از سخن گفتن در این باره باز می دارد. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله با شنیدن این سخنان، با برگزاری مراسم ازدواج موافقت کرده، به همسران خود دستور تهیه مقدمات آن را داد.

https://kab.basu.ac.ir

 

13- عروسی

 ***********

وساطت زنان رسول خدا(ص)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:به مدت یک ماه با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نماز می خواندم و بدون اینکه درباره ی فاطمه علیهاالسلام چیزی به آن حضرت بگویم به منزل خود بازمی گشتم.[ 1]ولی گاهی که خلوت می شد می فرمود: یا علی چه همسر نیکو و زیبائی نصیبت شد؟ بهترین زنان عالم را تزویج تو کردم.

امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:روزی زنان پیامبر به من گفتند: آیا می خواهی که ما از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بخواهیم تا فاطمه را به خانه ات بیاورد و شما زندگی مشترکتان را شروع کنید؟ گفتم: بله. وقتی آنها نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفتند ام ایمن گفت: ای رسول خدا! اگر خدیجه علیهاالسلام زنده بود چشمانش در اشتیاق دیدار ازدواج حضرت فاطمه علیهاالسلام روشن می شد، همانا علی علیه السلام دوست دارد که فاطمه را به خانه اش ببرد، پس چشم آنها را به دیدار یکدیگر روشن نما تا چشمهای ما نیز روشن شود.

رسول خدا فرمود: چرا علی همسر خود را از من مطالبه نمی کند و شما را واسطه کرده است، در حالی که ما از خود او انتظار این کار را داشتیم. علی علیه السلام گفت: من گفتم: ای رسول خدا! من از شما خجالت کشیدم و حیا مانع از این امر می شد. [2]

 

آماده سازی مقدمات عروسی

پیامبر در این حال خطاب به همسران خود فرمود: کدام یک از شما حاضر(به کمک)هستید؟ ام سلمه گفت: من ام سلمه و این زینب و این فلان کس و فلان کس. سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: یکی از حجره های خانه را برای دخترم فاطمه و پسر عمویم علی آماده کنید. ام سلمه گفت: ای رسول خدا! کدام حجره را؟ پیامبر فرمود: حجره ی خودت را، و سپس به زنان خویش دستور داد تا فاطمه علیهاالسلام را زینت کنند و لوازم عروسی او را فراهم نمایند.

 

ام سلمه گوید: به فاطمه گفتم: آیا عطری برای خودت ذخیره نموده ای؟ گفت: آری. و یک شیشه عطر آورد و مقداری از آن را در میان دست من ریخت، چنان بویی از آن برخاست که تا آن زمان استشمام نکرده بودم![3]

 

بخشیدن پیراهن عروس

پیامبر خدا برای شب عروسی فاطمه علیهاالسلام پیراهنی آماده ساخت و ایشان پیراهن دیگری نیز داشت که پوشیده و اصلاح شده بود. شب عروسی او بود که بی نوایی در خانه ی پیامبر آمد و از ایشان لباس طلبید. حضرت فاطمه سلام الله علیها برخاست و نخست پیراهن اصلاح شده ی خویش را در بسته ای نهاد تا در راه خدا به او انفاق کند اما ناگهان آیه ی شریفه ی قرآن را به خاطر آورد که:

«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون.»

«شما به اوج نیکی و نیکوکاری نخواهید رسید مگر آنکه از آنچه دوست می دارید در راه خدا انفاق نمایید.»

لذا «فاطمه(س)» بازگشت و پیراهن عروسی خویش را از تن درآورد و به آن زن بینوا انفاق کرد و خود همان جامه ی عادی خویش را پوشید.هنگامی که خواستند عروس گرانمایه را به خانه ی امیر مومنان ببرند، فرشته ی وحی فرود آمد و پس از سلام بر پیامبر گفت: ای پیامبر خدا! پروردگارت درود نثارت می کند و به من دستور داده است که سلام و درودی گرم نثار «فاطمه» نمایم و به همراه من ارمغانی از لباسهای بهشت نیز که از دیبای سبز تهیه شده است برای او فرستاده است.[4]

 

ولیمه عروسی

امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من گفت: ای علی! غذای فراوانی برای عروسی و خانواده ات تدارک کن. و سپس فرمود: گوشت و نان را من می دهم، خرما و روغن به عهده ی تو. من خرما و روغن فراهم کردم و نزد پیامبر بردم، آن حضرت آستینهای لباسش را بالا زد و خرما را تمیز کرده در روغن ریخت و غذایی درست کرد که آن را «حیس» می گفتند، و گوسفند فربهی ذبح کرد، و نان فراوانی تدارک نمود، سپس به من گفت: هر کس را که دوست داری دعوت کن.[5]

امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: پس وارد مسجد شدم و دیدم که مسجد پر از صحابه ی پیامبر است، حیا کردم که در میان آن جمع عده ای را دعوت کنم و عده ای را دعوت ننمایم، پس بر یک بلندی قرار گرفتم و خطاب به همه گفتم: همه ی شما را به صرف ولیمه ی عروسی فاطمه (علیهاالسلام) دعوت می کنم. آنان پذیرفتند و گروه گروه به طرف خانه ی پیامبر حرکت کردند و من از کثرت جمعیت و قلت غذا خجالت می کشیدم، وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آنچه که در ذهن من می گذشت مطلع گردید، گفت: ای علی! من دعا می کنم که خدا به غذای شما برکت بدهد. علی علیه السلام گفت: آن جمعیت که تعداد آنها بیش از چهار هزار نفر بود همگی از غذا و آبی که فراهم کرده بودیم خوردند و نوشیدند و و سیر شدند ولی از غذا چیزی کم نشد.[6]

سپس پیامبر دستور داد تا کاسه هایی را پر از غذا کردند و آنها را برای زنان خویش فرستاد و کاسه ای نیز پر از غذا کرد و فرمود: این کاسه نیز برای علی و فاطمه بماند.[7]

 

کاروان مشایعت کننده حضرت فاطمه سلام الله علیها

شب که فرا رسید پیامبر صلی الله علیه و آله به سلمان فرمود: بغله شهبایم را بیاور و پس از آماده شدن، پیامبر صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را بر مرکب خود سوار کرده تا به خانه علی ببرد. پس سلمان افسار مرکب را در دست گرفته و رسول خدا صلی الله علیه و آله در پشت سر او قرار گرته بود، هم چنان که به راه خود ادامه می دادند ناگهان از پشت سر، سر و صدایی به گوشش رسید، نگاه کرد دید جبرئیل و میکائیل و اسرافیل هستند که به همراه گروهی از فرشتگان به زمین فرود آمده اند.پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: ای جبرئیل! برای چه نازل شده اید؟در پاسخ گفت: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده ایم تا فاطمه علیهاالسلام را به خانه علی ببریم، پس جبرئیل تکبیر گفت و میکائیل نیز تکبیر گفت و اسرافیل چنین کرد و سایر فرشتگان به دنبال این سه فرشته تکبیر سر دادند و به دنبال آنها پیامبر صلی الله علیه و آله تکبیر گفته و در آخر سلمان فارسی آوای تکبیر را سر داد و از آنها پس در مراسم عروسی و بردن عروس به خانه شوهر تکبیر گفتن سنت شد.[8]

جابرگوید: پیامبر صلی الله علیه و آله و حمزه، عقیل و جعفر و سایر اهل بیت نیز در پشت سر فاطمه علیهاالسلام در حالی که شمشیرهای خود را کشیده بودند، به راه افتادند و زنان پیامبر صلی الله علیه و آله به همراه دیگر زنان در پیشاپیش کاروان شادی حرکت کرده و ام سلمه و حفصه و معاذه مادر سعد سروده ای می خواندند و در سایر زنان با تکرار مصراع اول شادی خود را اظهار می کردند و سپس تکبیر سر می دادند تا این که داخل خانه علی شدند.[9]

نقل شده که پیامبر صلی الله علیه و آله به دختران عبدالمطلب و زنان مهاجرین و انصار دستور داد تا به همراه فاطمه علیهاالسلام بوده و شادی کنان رجز بخوانند و تکبیر بگویند و سخنی که مورد رضای خدا نیست بر زبان جاری نسازند.[10]

1- علامه محمد باقر مجلسی ،زندگانی حضرت زهرا(س)( ترجمه جلد 43 بحار) ، ص 361

2- همان ، 363

3- همان ، 363

4- محمد کاظم قزوینی ، فاطمه زهرا سلام الله علیها از ولادت تا شهادت ، ص 199-200

5- همان، 364

6- همان ، 364 و 365

7- همان ، 365

8- فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا، محمد جواد مروجی طبسی، به نقل از کشف الغمه، ج 1، ص 368.

9- فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا، محمد جواد مروجی طبسی، به نقل از بحار الأنوار، ج 43، ص 115.

10- فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا، محمد جواد مروجی طبسی

 

14- مدعوین در عروسی

******************

با فراهم شدن مقدمات پذیرایی، پیامبر (ص) آستین بالا زد و خرما را در میان روغن می آمیخت، آنگاه به علی (ع) فرمود: هر که را می خواهی دعوت کن.[1]

5. به دستور پیامبر، مراسم عقد و عروسی زهرا و علی در مسجد برگزار شد.[2] و به دستور و سفارش ایشان بلال مردم را به سمت مسجد فراخواند،[3] تا مردم به صورت عملی شاهد شکل گیری ازدواج برترین زن جهان و برترین مرد ـ پس از پیامبر (ص) باشند و از این شیوه الگو برداری کنند.

[1] ر.ک: شیخ عباس قمی، بیت الاحزان فی ذکر احوالات سیده نساء العالمین فاطمه زهرا (س) ، (قم: انتشارات سید الشهداء، 1404ق)، صص 35ـ 33، محمدی اشتهاردی، ترجمه بیت الاحزان، صص 59ـ 58.

[2] همان، ص5.

[3] ر.ک: محمد مهدی اشتهاردی، ازدواج و شیوه همسرداری از دیدگاه اسلام، (تهران، انتشارات کتاب یوسف، 1378)، ص 5.

 

 

15- هزینه عروسی با داماد یا عروس؟

***************************

تمام دارایی حضرت علی – علیه السلام در آن زمان منحصر به شمشیر و زرهی بود که می‏توانست‏ به وسیله آنها در راه خدا جهاد کند و شتری نیز داشت که با آن در باغستانهای مدینه کار می‏کرد و خود را از میهمانی انصار بی نیاز می‏ساخت.

پس از انجام خواستگاری و مراسم عقد وقت آن رسید که حضرت علی – علیه السلام برای همسر گرامی خود اثاثی تهیه کند و زندگی مشترک خود را با دختر پیامبر آغاز کند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پذیرفت که حضرت علی – علیه السلام زره خود را بفروشد و به عنوان جزئی از مهریه فاطمه – علیها السلام – در اختیار پیامبر بگذارد.

زره به چهارصد درهم به فروش رفت. پیامبر قدری از آن را در اختیار بلال گذاشت تا برای زهرا عطر بخرد و باقیمانده را به عمار یاسر و گروهی از یاران خود داد تا برای فاطمه و علی لوازم منزل تهیه کنند.

بحار الانوار، ج‏۴۳، ص ۹۴; کشف الغمه، ج‏۱، ص‏۳۵۹٫

 

16- چه نوع شادی در عروسی

*********************

شادی در عروسی حضرت زهرا

بنابر نقل مورخین مراسم ازدواج حضرت زهرا علیها السلام مراسمی عمومی و با حضور توده مردم بوده است. در این مراسم علاوه بر توده مردم و حضور آنان و ملاحظه اصل شادمانی و سرور در شب عروسی خواص مدینه از زنان و مردان شرکت داشتند. پیامبر بزرگوار در هنگام حرکت کاروان عروس از خانه پیامبر، فاطمه علیها السلام را سوار بر شهباء نمود و به زنان ضمن دستور به رعایت مسائل اخلاقی و پرهیز از لغوگوئی و معصیت خدا توصیه به خواندن اشعار و سرودهای شادی گروهی در مدح فاطمه زهرا علیها السلام نمودند. به همین دلیل چندین زن در این مراسم سرودهای شادی سرودند که از جمله آنهایند ام سلمه، حفصه، عایشه و معاذه.

به هنگام سرودن این اشعار، زنان نخست هر بیت را تکرار می کردند و تکبیرگویان وارد خانه شدند، بعد رسول خدا به دنبال علی علیه السلام فرستاده او را به مسجد دعوت کرد و سپس فاطمه علیها السلام را فرا خواند، دست او را گرفته در دست علی علیه السلام گذارده فرمود: خداوند در دختر رسول خدا برکت و خیر قرار دهد!

در روایتی دیگر آمده است:

حضرت دست فاطمه علیها السلام را در دست علی علیه السلام گذارده فرمود: ای اباالحسن! این ودیعه خداوند و ودیعه رسول او در نزد توست. خدا را در نظر داشته باش و نیز علاقه مرا در مورد او در نظر داشته باش. (1)

 

مجلس زنانه

پیامبر صلی اللّه علیه و آله به دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار فرمود:

فاطمه علیها السلام را همراهی کنید! شادی کنید! شعر بخوانید، تکبیر زنید، و خداوند را ستایش کنید و مبادا سخنی بگویید که خداوند راضی نباشد، (2)

ناگهان صدای دایره از مجلس بلند شد و پیامبر صلی اللّه علیه و آله آن را شنید، پرسید این صدای چیست؟ ام سلمه گفت: ای رسول خدا! اسماء دایره می زند! با این کارش می خواهد فاطمه علیها السلام را شاد کند تا مبادا احساس بی مادری کند.

پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله دستش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! همان گونه که اسماء دخترم را خوشحال می کند، در قلب او شادی افروز!

سپس اسماء را صدا زد و فرمود: صدای دف تو چه معنایی دارد؟ گفت: نمی دانم ما فقط می خواهیم شادی بیافرینیم. فرمود: مواظب باش موسیقی آن ناسزا نباشد. (3)

1- فاطمه زهرا علیها السلام شادمانی دل پیامبر، ص 633.

2- مناقب، ج 3، ص 354.

3- دعائم الاسلام، ج 2، ص 206، ح 752.

 

17- مسکن عروس

 *************

خانه امیرالمؤمینن (علیه السلام)

خانه حضرت على (علیه السلام) در كنار مسجد، خانه ساده اى داشت كه مجموع آن از یك اتاق خشت و گلى ، كه در كف آن اتاق ، ماسه نرم ریخته شده بود خلاصه مى شد. آن اتاق با پوست گوسفند، فرش شده بود و یك عدد متكا كه لایه آن از لیف خرما بود، در آن دیده مى شد.

این خانه براى شب زفاف مناسب نبود، پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) به على (علیه السلام) فرمود: در همین نزدیكى ، خانه اى را فراهم كن (اجاره كن ) تا همسرت را به تو تحویل دهم .

حضرت على (علیه السلام) عرص كرد: در این نزدیكى جز منزل حارثة بن نعمان منزلى نیست.پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: خانه هاى حارثه را براى مهاجران بى خانه گرفته ایم ، و اكنون شرم مى كنیم كه باز از او تقاضاى منزل كنیم!

حارثه این سخن را شنید و به محضر رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) آمد و متواضعانه عرض كرد: من و اموالم به خدا و رسولش تعلق دارد. پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم ) براى او دعا كرد، به این ترتیب خانه حارثه آماده شد و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) عروسى به آن جا رفت .

پس از مدتى حضرت على (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) به خانه قبلى على (علیه السلام) باز گشتند، و فرزندان زهرا (سلام الله علیها) در همان خانه ساده چشم به جهان گشودند و بزرگ شدند. این خانه در كنار مسجد النبى بود كه محل آن اكنون به نام خانه زهرا (سلام الله علیها) معروف است.[1]

 

آماده سازی خانه برای زندگی

از عایشه و ام سلمه روایت شده است كه هر دو گفتند: رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) ما را فرمود كه فاطمه (سلام الله علیها) را آماده كنیم تا بر على (علیه السلام) داخل شود. ما به سراى آن دو رفته و با خاك نرم بیابان آن را فرش كردیم . آن گاه دو متكا را از لیف خرما پر كرده ، با دستمان لی فها را از هم جدا نمودیم . سپس ‍ به آنان غذایى از خرما و كشمش و آبى گوارا بدادیم . و تیركى از چوپ را در نزدیكى سرایشان برافراشتیم تا لباسها و مشك آب را بر آن بیاویزند. ما ازدواجى بهتر از ازدواج فاطمه (سلام الله علیها) ندیدیم[2]

1- ریاحین الشریعه ، ج 1، ص 92.

2- چهل حدیث در فضایل محمد(صلى الله علیه و آله و سلم )، ص 50.

 

18- عروس راهی خانه داماد

**********************

جریان زفاف فاطمه (س)

وَ عَنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ قَالَتْ: كُنْتُ فِي زِفَافِ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهَا السَّلاَمُ فَلَمَّا أَصْبَحْنَا جَاءَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِلَى اَلْبَابِ فَقَالَ يَا أُمَّ أَيْمَنَ اُدْعِي لِي أَخِي قَالَتْ هُوَ أَخُوكَ وَ تُنْكِحُهُ اِبْنَتَكَ قَالَ نَعَمْ يَا أُمَّ أَيْمَنَ قَالَتْ وَ سَمِعَ اَلنِّسَاءُ صَوْتَ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَتَنَحَّيْنَ وَ اِخْتَبَأْتُ أَنَا فِي نَاحِيَةٍ فَجَاءَ عَلِيٌّ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ فَنَضَحَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلَيْهِ مِنَ اَلْمَاءِ وَ دَعَا لَهُ ثُمَّ قَالَ اُدْعِي لِي فَاطِمَةَ فَجَاءَتْ خَرِقَةً مِنَ اَلْحَيَاءِ فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اُسْكُنِي لَقَدْ أَنْكَحْتُكِ أَحَبَّ أَهْلِ بَيْتِي إِلَيَّ ثُمَّ نَضَحَ عَلَيْهَا مِنَ اَلْمَاءِ وَ دَعَا لَهَا قَالَتْ ثُمَّ رَجَعَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَرَأَى سَوَاداً بَيْنَ يَدَيْهِ فَقَالَ مَنْ هَذَا فَقُلْتُ أَنَا أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ قَالَ جِئْتِ فِي زِفَافِ فَاطِمَةَ تُكْرِمِينَهَا قُلْتُ نَعَمْ قَالَتْ فَدَعَا لِي .

اسماء بنت عمیس گفت : من در شب زفاف حضرت فاطمه (ع) دختر رسول خدا (ص) بودم چون صبح شد رسول خدا (ص) به در خانه آمد و فرمود : ای ام ایمن برادرم را بگو بیاید عرض کرد : او برادر توست و دخترت را به او می دهی ؟ فرمود : آری ای ام ایمن . پس امیر المومنین (ع) آمد ، پیغمبر اکرم (ص) آب بر او پاشید و در حق او دعا فرمود : آنگاه فرمود : فاطمه ام را بگو بیاید ام ایمن گوید : فاطمه آمد در حالی که از فرط حیاء و شرم سکندری می خورد ( پایش می لرزید ) پیغمبر خدا (ص) به او فرمود : آرام باش تو را به عقد محبوب ترین کس از اهل بیتم در آورده ام . پس آن حضرت بر فاطمه (ع) آب پاشید چون حضرت برگشت سیاهی در پیش روی خود دید ، فرمود این کیست ؟ عرض کردم : اسماءِ هستم ، فرمود : اسماء بنت عمیس هستی ؟ عرض کردم : آری ، در حق من هم دعا فرمود .

(فضائل الخمسه ج2ص141)

 

جریان زفاف فاطمه (س)

عن بنِ عَبَّاسٍ قَالَ لَمَّا زُفَّتْ فَاطِمَةُ علیها السلام إِلَى عَلِيٍّ علیه السلام كَانَ النَّبِيُّ صلی الله علیه وآله قُدَّامَهَا وَ جَبْرَئِيلُ عَنْ يَمِينِهَا وَ مِيكَائِيلُ عَنْ يَسَارِهَا وَ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ خَلْفَهَا يُسَبِّحُونَ اللَّهَ وَ يُقَدِّسُونَهُ حَتَّى طَلَعَ الْفَجْرُ؛

ابن عباس (ره) گفت : هنگامى كه حضرت فاطمه عليها السّلام را در شب ازدواج به خانه على عليه السّلام مى‌‏بردند، پيامبر در مقابل او، و جبرئيل در سمت راست، و ميكائيل در سمت چپ او، و هفتاد هزار فرشته در پشت سر او حركت مى‌‏كردند و در آن حال خدا را تسبيح مى‏‌گفتند و تقديس مى‌‏كردند، و اين تقديس و تسبيح آنها تا صبح – طلوع فجر – ادامه داشته است.

(فضائل الخمسه ج2ص146)

 

فاطمه (س)  محبوب ترین

عن علی (ع) ذکر قصه زواجه قال : فلما ادخلت علی قال رسول الله (ص) : لاتحدثا شیئا حتی آتیکما فاتانا و علینا قطیفه او کساء فلما رایناه تحسحسنا قال : علی مکانکما ثم دعا باناء فیه ماء فدعا فیه ثم رش علینا قلت یا رسول الله انا احب الیک ام هی ؟ قال : هی احب الی عنک و انت اعز علی منها.

امیر المومنین (ع) داستان ازدواج خود را بیان فرمود : که چون «حضرت فاطمه » بر من وارد شد ، رسول اکرم (ص) فرمود : کاری نکنید تا من به نزد شما آیم . حضرت آمد و ما در زیر قطیفه ای یا روپوشی بودیم ، چون حضرت را دیدیم احساس آمدنش کردیم فرمود : بجای خود باشید سپس ظرف آبی خواست و در آن دعا خواند و آنگاه بر ما پاشید ، عرض کردم یا رسول الله (ص) من در نزد تو محبوب ترم یا این «فاطمه» فرمود : او در نزد من محبوبتر است و تو در پیشگاه من گرامی تر از او می باشی .

(فضائل الخمسه ج2ص146)

 

 

Leave a Comment