تربیت فرزندان

———————————————————-———————

حضرت زهرا(س) و تربیت فرزندان

———————————————————-———————

1- نگاه حضرت فاطمه(س) به بچه دار شدن 

2- فرزند کم یا زیاد ؟ 

3- تاثیر والدین در فرزند

4- فرزند دختر یا پسر

5- بارداری و حمل فرزند

6- آداب ولادت

7- غذای حلال به فرزند

8- محبت به فرزند 

9- احترام به فرزندان

10- عدالت بین فرزندان

11- تعلیم و آموزش فرزندان 

12- گرسنگی و تشنگی فرزندان

13- تشویق فرزندان

14- مسابقه برای فرزندان

15- تربیت نسل صالح 

16- شیوه تربیت 

17- ایثار و فداکاری برای فرزندان

18- الگویی برای فرزندان

19- موعظه به فرزندان

20- مادر نمونه برای فرزندان

21- پروش شخصیت بچه

22- تعلیم نظم

23- ورزش و بازی فرزندان 

24- ادب با فرزندان

25- بازی با کودکان

26- مشاوره برای درمان فرزندان

27- آشنا نمودن فرزند با مسجد

28- اهتمام به تربیت فرزندان

29- بوسیدن فرزندان 

30- پرورش حس خداپرستی در کودکان 

31- گفتن اذان و اقامه در گوش فرزندان

32- تغذیه فرزندان

33- توجه به سلامتی شان

34- ایجاد روحیه جهاد و ایثار

35- ایجاد روحیه انفاق و بخشش

36- سفارش به حفاظت از فرزندان 

الف. انواع مراقبت مورد نیاز کودک

ب. فاطمه(س) نگران ناپدید شدن فرزندان

ج. لوازم اخلاقی مراقبت

37- تعلیم مردم دوستی به فرزندان 

38- تعلیم عدالت در قضاوت

39- ستایش مردم به فرزندان 

40- دعا برای فرزندان 

41- اهمیت همکاری بین فرزندان 

42- توجه به حضور و غیاب

———————————————————-———————

 

 

———————————————————

1- نگاه حضرت فاطمه(س) به بچه دار شدن

———————————————————

یکی از وظایف سنگین و مهم حضرت زهرا(س)، بچه داری و تربیت اولاد بود. فاطمه(س) پنج فرزند پیدا کرد: حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن (ع). پنجمین فرزند آن حضرت که محسن نام داشت سقط شد . دو پسر و دو دختر از آن حضرت باقی ماند. فرزندان آن حضرت از اشخاص عادی نبودند، بلکه چنین مقدر شده بود که نسل پیغمبر اکرم(ص) از فاطمه(س) به وجود آید.

رسول خدا  می فرمود: «خدا ذرّیه پیامبران را در صلب خودشان قرار داده ولی نسل مرا در صلب علی(ع) مقرر فرمود. پس من پدر اولاد فاطمه(س) هستم».

منبع: بحارالانوار، ج43، ص284؛ ج23، ص144.

 

خدا مقدر کرده بود که پیشوایان دین و خلفای پیغمبر اکرم (ص) از نسل پاک زهرا (س) به وجود آیند. لذا یکی از وظایف سنگین او بچه داری بود. کلمه بچه داری، جمله کوتاهی بیش نیست ولی معنای بسیار مهم و دامنه داری دارد. شاید بعضی خیال کنند که بچه داری بیش از این نیست که پدر، لوازم زندگی فرزندانش را فراهم سازد و مادر، تر و خشکشان کند و در تهیه غذا و شستن لباسهایشان کوشش نماید و هیچ مسئولیت دیگری در قبال فرزندانشان ندارند. اما اسلام به این حد اکتفا نمی کند؛ بلکه پدر و مادر را در قبال وظیفه بزرگترین مسئول می داند. اسلام شخصیت آینده کودک را مرهون تربیت و پرورش و مراقبت پدر و مادر می داند. تمام حرکات و سکنات و افعال و گفتار پدر و مادر در روح حساس و لطیف فرزند تاثیر می کند. هر فرزندی نماینده کیفیت سلوک و رفتار پدر و مادرش می باشد. پدر و مادر وظیفه دارند که با کمال دقت مراقب آینده کودکانشان باشند و مواظب باشند طفل بی گناه که نهادش بر خوبی آفریده شده، فاسد و بدبخت نگردد. حضرت زهرا (س) که خودش تربیت یافته دامن وحی بود ار تربیت اسلام بی اطلاع و غافل نبود. او می دانست که از چگونگی شیر مادر و بوسه هایی که بر لبهای معصوم کودکانش می زند گرفته تا تمام حرکات و اعمال و گفتارش، در روحیه حساس آنها اثر دارند.

می دانست باید امام تربیت کند و نمونه هایی را به جامعه تحویل دهد که آینه و معرف حقیقت و روح اسلام باشند و حقایق و معارف قرآن در وجودش جلوه گر باشد و این موضوع کار سهل و آسانی نیست.

فاطمه (س) می دانست باید امام حسین (ع) تربیت کند که در موقع احتیاج اسلام، جان خود و عزیزانش را در راه دفاع از این مبارزه با بیدادگری فدا کند و به وسیله خون های عزیزانش درخت اسلام را سیراب گرداند. می دانست باید دخترانی همانند زینب و ام کلثوم پروش دهد که به وسیل ایراد خطبه ها و سخنرانی های شور انگیز ، دستگاه ظلم و ستم بنی امیه را رسوا و مفتضح سازند، و جلو مقاصد شوم آنان را بگیرند. فاطمه (س) در دانشگاه خانه، به زینب درس فداکاری و شجاعت داد تا مرعوب دستگاه بیدادگر یزید نگردد و به وسیله سخنرانی های آتشین خویش، دوست و دشمن را بگریاند و مظلومیت برادرش و بیدادگری بنی امیه را فاش سازد. می دانست باید فرزند بردباری همانند حسن (ع) تربیت کند که در موقع حساس اسلام ، دندان بر جگر بگذارد و برای حفظ منافع عالی اسلام و فراهم ساختن زمینه انقلاب اسلامی، سکوت کند و به وسیله صلح با معاویه، ب جهانیان بفهماند که اسلام تا بتواند صلح را بر جنگ ترجیح می دهد. و بدان وسیله عوام فریبی و ظاهر سازی و حقه بازی معاویه را آشکار سازد.

نمونه های خارق العاده ای که ازاین مکتب اعجازآمیز بیرون آمد، به خوبی میتواند روح پر عظمت و نیروی فوق العاده حضرت زهرا(س) را نشان دهد.

آری زهرا (س) از زنان کوتاه فکر و بی اطلاعی نبود که محیط خانه را کوچک شمارد و میل بلندپروازی کند، زهرا (س) محیط خانه را بسیار بزگ و حساس می دانست. آن را کارخانه بزرگ انسان سازی و دانشگاه مهم تمرینات نظامی و درس فداکاری می شمرد. می دانست که تربیت شدگان این مدرسه، هر درسی را که اینجا بیاموزند، در میدان بزرگ اجتماع به مرحله بروز و ظهور درخواهند آورد. و آنچه را اینجا تمرین کنند، در آینده عمل خواهند کرد. حضرت زهرا (س) از زن بودن احساس حقارت و کوچکی نمی کرد و مقام زن را بس عالی و شامخ  می دانست و چنین لیاقتی را در خویش می دید که دستگاه آفرینش چنین مسئولیت سنگین و مهمی را بر دوشش نهاده و چنین پایگاه مهمی را بدو تفویض نموده است.

منبع:

حضرت زهرا س بانوی نمونه اسلام، ابراهیم امینی، ص81.

 

———————————

2- فرزند کم یا زیاد ؟

———————————

———————————

3- تاثیر والدین در فرزند

———————————

———————————

4- فرزند دختر یا پسر

———————————

———————————

5- بارداری و حمل فرزند

———————————

فاطمه سلام الله علیها می گوید:

یک ماه از دوران بارداری من به حسین علیه السلام می‌گذشت که در شکم خود حرارتی همراه با درد حس کردم. موضوع را به پدرم عرض کردم. پیامبر کوزه‌ای آب خواست، بر اّن دعایی خواند و فرمود: «این آب را بیاشام.» آشامیدم و خدا درد را برطرف کرد.

در سه ماهگی حرکتی در شکمم حس کردم و از آن به بعد، هیچ میلی به خوردن و آشامیدن نداشتم؛ گویا خدا مرا با جرعه‌ای شیر، سیر کرده بود. در منزل خود خیر و برکتی یافته بودم و خداوند با فرزندی که در شکم داشتم مأنوسم کرده بود. جز برای امور ضروری از خانه بیرون نمی‌رفتم. آثار بارداری از ظاهرم نمایان بود ولی ابدا احساس سنگینی نمی‌کردم.

هنگامی که ماه ششم فرا رسید، در تاریکی شب نیازی به نور چراغ نداشتم و هر زمان که در سجاده‌ی خویش بودم، صدای تسبیح و تقدیس را از درون خود می‌شنیدم. کم‌کم ضعف مرا فرا گرفت. ده روز از ورود به شش ماهگی گذشت که ناگهان به خواب رفتم. در خواب، کسی نزد من آمد و بر پشت من دست کشید. بیدار شدم، وضو گرفتم و دو رکعت نماز گزاردم.

بعد دوباره خواب مرا فرا گرفت؛ در خواب، کسی با لباسی سفید نزد من آمد، بالای سرم نشست و به صورت و پشت سرم دمید. ترسان بلند شدم، دوباره وضو گرفتم و چهار رکعت نماز گزاردم. آن‌گاه دوباره خواب بر چشمانم چیره شد. در خواب، همان شخص نزد من آمد، مرا نشاند و دعایی بر گردن من آویخت. فردا صبح نزد پیامبر رفتم که در خانه‌ی ام سلمه بود. پیامبر نگاهی به صورتم کرد و آثار شادمانی در چهره‌اش پیدا شد. ترسی که در اثر مشاهده آن خواب به من چیره شده بود، از میان رفت. بعد خوابم را برای پیامبر حکایت کردم. پیامبر فرمود:« بر تو بشارت باد! اولین کسی که در خواب نزد تو آمد، دوستم عزرائیل ، موکل ارحام زنان است؛ دومین نفر، دوستم میکائیل*، موکل ارحام اهل بیت من است که به سر و صورت تو دمید.» سپس پیامبر گریست و مرا در آغوش گرفت و فرمود: « نفر سوم هم دوستم جبرئیل است که خداوند او را خدمتگزار فرزندان تو قرار داده است.»

به منزل بازگشتم و مدتی نگذشت که حسین علیه السلام متولد شد .

میکائیل یکی از چهار فرشته مقرب خداست که مأمور روزی رساندن به مخلوقات است .

منابع:

عوالم،ج 17، ص 11،- خرایج و جرایح.

بحار الانوار، ج 43، ص 272، حدیث 35- خرایج.

————————-

6- آداب ولادت

————————-

۱- اذان و اقامه گفتن در گوش نوزاد

نخستین کاری که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه(علیهم السلام) پس از تولد فرزند انجام می دادند، این بود که در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه می گفتند. امام سجاد(علیه السلام) می فرماید:
هنگامی که امام حسین(علیه السلام) متولد شد، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در گوش او اذان گفت.[1] 
همچنین در روایتی دیگر آمده است:
هنگامی که امام حسن(علیه السلام) متولد شد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در گوش او اذان گفت.[2]

امیرمؤمنان علی(علیه السلام) نیز می فرماید:
هنگامی که زایمان حضرت زهرا(علیهاالسلام) فرا رسید، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به اسماء بنت عمیس و ام سلمه فرمود: بر بالین حضرت فاطمه(علیهاالسلام) حاضر شوید و وقتی فرزند متولد شد، در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه بگویید؛ زیرا اگر چنین کنید، از شیطان در امان خواهد بود.[3]

منابع:

[1] مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۴۳، ص ۲۴۰.

[2] همان، ج ۱۰۴، ص ۱۲۳.

[3] إربلی، ۱۴۰۵، ج ۲، ص ۱۴۸.

 

۲- نحنیک یا کام برداشتن

از دیگر آدابی که معصومان(علیهم السلام) در آغاز تولد فرزند رعایت کرده اند، برداشتن کام نوزاد است. کام برداشتن بدین معناست که مقداری خرما، شیرینی یا چیز دیگری را نرم و ملایم کرده، به صورت مایع در آورند و آن را در کام کودک بریزند.[1] پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه(علیهم السلام) خود به این سنت عمل می کردند و دیگران را نیز به آن سفارش می نمودند. امام صادق(علیهم السلام) از امیرمؤمنان علی(علیهم السلام) نقل می کند که فرمود:
حنکوا أولادکم بالتمر، فکذا فعل رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) بالحسن و الحسین(علیهماالسلام) ؛[2] کام فرزندانتان را با خرما بردارید؛ زیرا پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) با حسن و حسین(علیهماالسلام) چنین کرد.

منابع:

[1] طریحی، ۱۴۰۸، ص ۵۹۰.

[2] حر عاملی، ۱۳۶۷، ج ۱۵، ص ۱۳۷.

 

۳- پوشش نوزاد

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومان(علیهم السلام) به پوشش کودک، به ویژه در آغاز تولد، اهمیت فراوان می دادند. تأکید بر پوشاندن لباس سفید بر کودک و نهی از پوشاندن لباس زرد بر او، در سیره، حکایت از اهمیت و تأثیر رنگ لباس بر کودک دارد. زید بن علی از پدرش امام سجاد (علیه السلام) نقل می کند که
لما ولدت فاطمه(علیهاالسلام) الحسن(علیه السلام) أخرج إلی رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) فی خرقه صفراء، فقال(صلی الله علیه و آله و سلم) ألم أنهکم أن تلفوه فی خرقه صفراء، ثم رمی بها و أخذ خرقه بیضاء فلفه فیها؛[1] زمانی که حضرت فاطمه(علیهاالسلام) امام حسن(علیه السلام) را به دنیا آورد، [اطرافیان] او را در پارچه زردی پیچیدند و نزد رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) آوردند. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مگر شما را از پوشاندن پارچه زرد بر نوزاد منع نکرده بودم؟ سپس پارچه زرد را به دور افکند و پارچه سفیدی بر او پوشاند.

منبع:

[1] مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۱۰۴، ص ۱۰۹.

 

4- نام نیک

نامگذاری برای همه اشیائی که انسان با آنها سر و کار دارد، ضروری است؛ زیرا انسان برای شناختن و شناساندن هر چیز محتاج نام آن است؛ مثلاً برای شناساندن خود به دیگران، ناگزیر از بیان نام است. امام مهم، زمان نامگذاری و انتخاب نام است. البته در سیره معصومان(علیهم السلام) بر هر دو کار تأکید شده است. تأکید اسلام بر نامگذار پیش از تولد فرزند است و اگر نشد، در بدو تولد، تا روز هفتم ولادت و همراه با عقیقه است. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: پدرم از جدم نقل کرد که امیرمؤمنان علی (علیه السلام) فرمود:
فرزندان خود را قبل از اینکه متولد شوند، نامگذاری کنید و اگر نمی دانید پسر است یا دختر، از نام هایی استفاده کنید که بر هر دو می نهند؛ زیرا کودکانی که بر آنها نام نهاده نشده است، روز قیامت به پدر خود اعراض می کنند که چرا بر من نام ننهادی و [حال آنکه] پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز محسن را قبل از تولد نام نهاد.[1]

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای فرزندان علی (علیه السلام) نام برگزید.[2] و علی (علیه السلام) فرزند ابن عباس را نامگذاری کرد. صحابه نیز فرزندان خود را برای نامگذاری نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) می آوردند تا نامهای مناسب و شایسته ای برای آنها برگزینند. پس بهتر است نامگذاری تا روز هفتم به تأخیر نیفتد.

هنگامى که زینب (س) متولد شد، مادرش حضرت زهرا (س) او را نزد پدرش امیرالمؤمنین (ع) آورد و گفت: «این نوزاد را نام‌گذاری کنید!» حضرت فرمود: «من از رسول خدا جلو نمی‌افتم.»

در این ایام حضرت رسول اکرم (ص) در مسافرت بود. پس از مراجعت از سفر، امیرالمؤمنین على (ع) به آن حضرت عرض کرد: «نامى را براى نوزاد انتخاب کنید.» رسول خدا (ص) فرمود: «من بر پروردگارم سبقت نمی‌گیرم.»

در این هنگام جبرئیل فرود آمده و سلام خداوند را به پیامبر ابلاغ کرده و گفت:«نام این نوزاد را «زینب» بگذارید! خداوند بزرگ این نام را براى او بر برگزیده است.»

بعد مصایب و مشکلاتى را که بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو کرد. پیامبر اکرم (ص) گریست و فرمود: «هر کس بر این دختر بگرید، همانند کسى است که بر برادرانش حسن و حسین گریسته باشد.»[3]

منابع:

[1] کلینی، ۱۳۶۵، ج ۶، ص ۱۸.

[2] مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۴۳، ص ۲۴۲.

[3] فاطمه زهرا (س) دل پیامبر، ص 854.

 

۶- عقیقه

«سَمَّی رَسُولُ الله حَسَناً و حُسَیناً یَومَ سابِعِهِما، وَ شَقَّ مِن اِسمِ الحَسَنِ الحُسَینَ وَ عَقَّ عَنهُما شاةً شاةً».[1]

 «پیامبر حسن و حسین را در روز هفتم نامگذاری کرد و نام حسین را از نام حسن برگرفت و برای هر کدام گوسفندی عقیقه کرد».

 

 حضرت امام ششم (ع) می فرمایند:

«عَقَّت فاطِمَةُ عَن اِبنَیها صَلَواتُ الله عَلیهُما وَ حَلَقَت رُؤُسَهُما فی الیَوم السابع».[2]

 «زهرا در روز هفتم برای دو فرزند خود عقیقه کرد و سر آنها را تراشید».

 

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«سَمَّی رَسُولُ الله حَسَناً و حُسَیناً یَومَ سابِعِهِما… وَ عَقَّ عَنهُما شاةً شاةً،وَبَعَثَ بِرِجلِ شاةٍ اِلَی القابِلَة».[3]

 «پیامبر(ص) روز هفتم حسن(ع) و حسین (ع) را برای آنها انتخاب کرد… و برای هر کدام گوسفندی عقیقه کرد و یک ران آن را برای قابله فرستاد».

 

دعای عقیقه کردن از زبان پیامبر

امام صادق علیه السلام دعای عقیقه را از زبان پیامبر (ص) اینگونه نقل می کند:

«بِسمِ الله، عَقیقَةٌ عَنِ الحَسَنِ وَ قالَ: اَللّهُمَّ، عَظمُها بِعَظمِهِ،وَ لَحمُها بِلَحمِهِ وَ دَمُها بِدَمِهِ، وَ شَعرهُا بِشَعرِهِ، اَللّهُمَّ اجعَلها وِ قاءً لِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ».[4]

«بنام خدا، این عقیقه ای است از سوی حسن.خدایا! به سبب استخوان و گوشت و خون و موی قربانی، استخوان و گوشت و خون و موی حسن را سالم نگهدار، خدایا،این قربانی را مایه حفظ محمد و آل محمد قرار ده».

 

منابع:

[1] بحار النوار، ج 34.

[2] بحار النوار، ص 256.

[3] بحار الانوار، جلد 43.

[4] بحار الانوار، جلد 43، ص457.

 

۷- ختنه

ختنه کردن کودک از دیگر آداب و سنن برگرفته از سیره معصومان(علیهم السلام) است که در روز هفتم ولادت کودک انجام می شود. امام باقر(علیه السلام) می فرماید:
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) حسن و حسین (علیهماالسلام) را در روز هفتمِ ولادت ختنه کرد .[1]

جابر بن عبدالله نیز می گوید:
إن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) نحر عن الحسن و الحسین (علیهماالسلام) و ختنهما لسبعه أیام .[2]
ختنه از شرایط وارد شدن در دین اسلام و مسلمان شدن است و بر هر کس واجب است هنگام بلوغ یا مسلمان شدن، ختنه کند. در سیره معصومان (علیهم السلام)، این عمل در روز هفتمِ ولادت کودک انجام می شود و روایاتی نیز به ختنه در روز هفتم سفارش می کند. یکی از دلائل انتخاب روز هفتم آن است که ختنه در این روز موجب پاکیزگی بیشتر است و گوشت نیز بهتر می روید .[3] این مطلب از نظر علمی نیز پذیرفته شده است. چون از نظر علمی، زمینه های انعقاد خون در روز هفتم ولادت فراهم شده و به حد بالای خود می رسد و در نتیجه، خونریزی ختنه کمتر خواهد بود.[4] شاید منظور امام صادق (علیه السلام) که فرمود: ختنه در روز هفتم موجب پاکیزگی بیشتر می شود، همین باشد که خونریزی کمتری صورت می گیرد.

 

منابع:

[1] مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۱۰۴، ص ۱۲۰.

[2] ابن ابی الدنیا، بی تا، ج ۲، ص ۷۸۳.

[3] همان، ۱۳۶۵، ج ۶، ص ۳۵.

[4] پاک نژاد، ۱۳۴۹، ج ۱۶، ص ۱۶۴.

 

۸- تراشیدن موی سر نوزاد و صدقه دادن برای او

از دیگر آداب و سننی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز هفتم ولادت کودک انجام می داد، تراشیدن موی سر نوزاد و صدقه دادن به وزن آن است. عاصم کوزی می گوید:
امام صادق (علیه السلام) از پدرش نقل کرد که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای حسن و حسین (علیهماالسلام)، هر کدام یک قوچ عقیقه کرد و مقداری از آن را به قابله داد و سر آن دو را در روز هفتم ولادت تراشید و به وزن موی سر آنان نقره صدقه داد .[1]

 

نکته ای که در این زمینه در سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مشاهده می شد، این است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به شدت با تراشیدن قسمتی از سر کودک و باقی گذاشتن قسمتی دیگر، که به آن «قزع» (۶) می گویند، مخالفت می کرد. امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
کودکی را نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آوردند تا برای او دعا کند، در حالی که قسمتی از سر او را تراشیده و قسمتی را باقی گذاشته بودند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای او دعا نکرد و فرمود: سر او را [کامل] بتراشید.[2]
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) نیز از این کار نهی می کرد و می فرمود:
سر کودکان را به صورت قزع نتراشید؛ یعنی اینکه مقداری از موی سر را بتراشید و مقداری را باقی بگذارید.[3]

 

منابع:

[1] کلینی، ۱۳۶۵، ج ۶، ص ۳۳.

[2] کلینی، ۱۳۶۵، ج ۶، ص ۴۰.

[3] همان، ش ۱.

——————————

7- غذای حلال به فرزند

——————————

———————–

8- محبت به فرزند

———————–

ترحم با کودکان حتی در نماز

یکی از دستورات اکید اسلام در مورد برخورد و معاشرت با کودکان و از جمله فرزندان کوچک، استفاده از اصل ترحم، ملاطفت و ملایمت با آنان است. رعایت حالات کودکان و برخورد مشفقانه و حکیمانه با عکس العمل ها  و یا رفتارهای کودکان بسیار مهم و سازنده برای آنان است.

ترحّم به کودکان در هنگام گریه نمودن آنان، و به هنگام بیدار نمودن، خوابانیدن، غذا دادن و بازی و تکلم با آنان، باید تجلّی کند.

پیامبر اکرم(ص) در برخورد با فرزندان زهرا(س) این نکته اساسی را مراعات نموده و با عمل، به دیگران آموزش داده اند. رعایت این اصل آنچنان مهم در تربیت کودک است که حتی در حال نماز مورد ملاحظه ایشان بوده است.

در روایتی آمده است: پیامبر نماز را کوتاه نمودند چون در حال نماز صدای گریه ی کودکی را شنیدند و حضرت خواستند هرچه زودتر مادر این کودک فرزند خود را آرام سازد.

منبع: سنن النسائی، ج2، ص229.

 

در سیره پیامبر اکرم (ص) می خوانیم:

«أَنَّ النَّبِیَّ(ص) کانَ یُصَلِّی یوماً فِی فِئَةٍ و الحُسَینُ صَغیِرٌ بِالقُربِ مِنهُ، فَکانَ النَبیُّ(ص) إِذا سَجَدَ جاءَ الحُسَینُ فَرَکِبَ ظَهرَهُ ثُمَّ حَرَّکَ رِجلَیهِ، و قالَ: حَل حَل، فَإذا اَزادَ رَسُولُ اللهِ(ص) أَن یَرفَعُ رَأسَهُ أَخَذَهُ فَوَضَعهُ إِلی جانِبِه، فَإِذا سَجَدَ عادَ عَلی ظَهرِهِ وَ قالَ: حَل حَل، فَلَم یَزَل یَفعَلُ ذلِکَ حَتّی فَرَغَ النَّبِیُّ(ص) مِن صَلاتِهِ. فَقالَ یَهُودِیُّ: یا مُحَمَّدُ! إِنَّکُم لَتَفعَلُونَ بَالصِّبیانِ شَیئاً ما نَفعَلُهُ نَحنُ. فَقالَ النَّبیُّ(ص) أَمَّا لَو کُنتُم تُومِنونَ بِالله وَ رَسُولِهِ لَرَحِمتُم الصِّبیانَ قالَ فَاِنِّی أَومِنُ بِالله وَ بِرَسولِه. فَأَسلَمَ لَمَّا رَأی کَرَمَهُ(ص) مَعَ عِظَمِ قَدرِه».

روایت شده روزی رسول اکرم(ص) به نماز جماعت مشغول بود. هرگاه به سجده می رفت، امام حسین(ع) بر پشت او سوار می شد و پاهایش را حرکت میداد. وقتی می خواست سر از سجده بر دارد، حسین را می گرفت و کنار پاهایش می گذاشت. هنگامی که دوباره به سجده می رفت، باز امام حسین (ع) بر آن جناب سوار می شد، پیغمبر او را می گرفت و کنار می گذاشت. پیغمبر با همین کیفیت نمازش را به پایان رسانید. یک نفر یهودی که جریان را مشاهده می کرد ، عرض کرد: شما نسبت به کودکانتان طوری رفتار می کنید که ما از آن امتناع داریم! پیغمبر فرمود: شما هم اگر به خدا و رسول ایمان داشتید، نسبت به کودکان مدارا می نمودید. یهودی به واسطه رفتار پیغمبر مسلمان شد.

منبع: بحارالانوار، ج43، ص296.

 

در روایتی آمده است: «النَّبِیُّ(ص) من بَیت عائشة فَمَرَّ علی بَیتِ فاطِمَةٌ(س) فَسَمِعَ الحُسینَ یَبکِی فَقالَ: اَلَم تَعلَمِی اَنَّ بُکاءَهُ یُوذِینِی؟»

روزی رسول خدا (ص) از خانه عایشه خارج شد و از در خانه فاطمه (س) عبور کرد. صدای گریه ی حسین (ع) را شنید، فاطمه (س) را صدا زد و فرمود: مگر نمی دانی گریه حسین (ع) مرا اذیت می کند؟

منبع: همان، ص295.

 

————————-

9- احترام به فرزندان

————————-

مرحوم مجلسی گوید: گروهی از صحابه نقل کرده اند که پیامبر صلی الله علیه و آله وارد منزل فاطمه زهرا علیها السلام شد و فرمود: فاطمه جان! حسن و حسین از من خوردنی می خواهند و من چیزی نمی یابم تا آنها بخورند. پس پیامبر با علی و حسن و حسین و فاطمه علیهم السلام نشستند، فاطمه علیها السلام متحیر بود و نمی دانست چه کند؟

پیامبر مدتی به آسمان نگاه کرد، در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرض کرد: ای محمد! خدای علی اعلی سلامت می رساند و می فرماید: به علی و حسن و حسین و فاطمه علیهم السلام بگو، از میوه های بهشتی چه چیزی را دوست می دارند؟

پیامبر صلی الله علیه و آله رو به اهل بیت کرد و فرمود: پروردگار می داند که شما گرسنه اید و می فرماید: از میوه های بهشتی کدام را دوست دارید؟

آنان از روی شرم از پیامبر سکوت کرده و چیزی نگفتند، پس حسین علیه السلام سکوت را شکست و عرض کرد: با اجازه شما! بابا جان ای امیرمؤ منان، با اجازه شما! مادر جان، ای بانوی زنان عالمیان و با اجازه شما، ای برادر حسن نیکوکار، می خواهم یکی از میوه های بهشتی را انتخاب کنم، همگی فرمودند: حسین جان هر چه می خواهی بگو.

امام حسین علیه السلام عرض کرد: ای رسول خدا! به جبرئیل بگو: ما رطب تازه می خواهیم. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند این را می دانست. سپس رو به فاطمه علیها السلام نمود و فرمود: فاطمه! برخیز و وارد آن اطاق شو و هر چه در آن بود بیاور. فاطمه علیهاالسلام وارد شد، دید طبقی بلورین با روپوش سبز بهشتی که در آن رطب تازه است – با این که فصلش نبود – در آنجا نهاده شده است. آن طبق را نزد پیامبر آورد.

پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: فاطمه جان! این از کجا آمده؟

فاطمه علیها السلام همان جواب مریم را (که در قرآن مجید آمده) داد و عرض کرد: «از جانب خداست همانا خدا هر که را که بخواهد بی حساب روزی می دهد»[1]

سپس پیامبر صلی الله علیه و آله برخاست و طبق را پیش روی همه نهاد و فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم.

آنگاه خرما را دانه دانه در دهان اهل بیت خود گذاشت و می فرمود: بخورید نوش جان و گوارایتان باد.[2]

منابع:

[1] آل عمران، 37.

[2] فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام، ص35 ؛ بحارالانوار، ج 43، ص 309.

 

—————————–

10- عدالت بین فرزندان

—————————–

الف. روزی دو فرزند دلبند فاطمه(علیها السلام) – حسن و حسین(علیهما سلام) – در حضور پیامبرخدا(صلی الله علیه وآله) کشتی گرفتند. در این میان فاطمه(علیها السلام) شنید که پدر بزرگوارش، امام حسن را به پیروزی بر امام حسین ترغیب می کند. حضرت زهرا(علیها السلام) بر اساس روحیه دادگری عرض کرد: پدرجان! فرزند بزرگ را علیه فرزند کوچک تحریک می کنی؟ پیامبر(صلی الله علیه وآله)  فرمود: دوستم جبرئیل، حسین را تشویق و تحریک می کند و من حسن را تشویق می نمایم.[1]

ب. رسول گرامی اسلام درباره مسابقه خطاطی به حسن و حسین (علیهم السلام) سفارش فرمود: هرکس خط او زیباتر است، قدرت او نیز بیشتر است.

حسن و حسین (علیهم السلام) هر کدام خط زیبایی نوشتند، اما رسول خدا قضاوت نکرد و آن دو بزرگوار را به مادرشان، فاطمه (علیها السلام) هدایت فرمود تا نگرانی قضاوت با عاطفه مادری جبران شود.

حضرت زهرا(علیها السلام) دید که هر دو خط زیباست و هر دو در این مسابقه هنری شرکت نموده اند، چه باید کرد؟ با خود می گفت: «أنا ماذا أَصنعُ وَ کَیفَ أَحکَمُ بَینَهُما؟؛ من چه می توانم بکنم و چگونه میان دو کودکم داوری کنم؟».

قضاوت نهایی را به تلاش خودشان ارتباط داد و فرمود: یا قُرّتی عَینَیّ إنّی أقطعُ قَلادَتی عَلی رَأسِکُما وَ أنشرُ بَینکُما جَواهرَ هذِه القَلاده فَمَن أخذَ مِنها أَکثرُ فَخطّه أحسن وَ تَکونُ قُوتّه أکثَر؛ ای نور دیدگانم! من دانه های این گردنبند را با پاره کردن رشته آن برسر شما می ریزم و میان شما دانه های گردنبند را پخش می نمایم. هر کدام از شما دانه های بیشتری بگیرد، خط او بهتر و قدرت او بیشتر است.»[۲]

منابع:

[1] محمدباقر مجلسی، بحارالانوار ، ج۴۳، ص۲۶۸.

[۲] محمد دشتی،نهج الحیاه(فرهنگ سخنان فاطمه(علیها السلام ))، ص۷۸.

 

——————————-

11- تعلیم و آموزش فرزندان

——————————-

حضرت مجتبی(ع) در سن هفت سالگی هر روز به مسجد می رفت و آنچه از کلمات و مواعظ که پیغبر اکرم (ص) بیان می فرمود همه را به ذهن مبارک خود می سپرده به خانه می آمد (و به اقتضای اداء حق علم که نشر است) برای مادر ماجده خود حرف به حرف تقریر می کرد و چون حضرت امیرالمومنین(ع) به خانه تشریف می آوردند، حضرت صدیقه طاهره(س) آن ها را برای آن جناب بیان می نمود. روزی حضرت امیرالمونین(ع) پرسید: “ای فاطمه تو در مسجد حاضر نبودی! از کجا این کلمات را فهمیدی؟” گفت: ” فرزندم حسن هر روز آنچه از پدر بزرگوارم بر منبر گوید بدون کم و کاست به همان ترتیب برایم تقریر می کند.” حضرت فرمود :”می خواهم تقریر او را بشنوم.” جناب صدیقه(س) گفت:” گمان نکنم در حضور شما به سبب کثرت شرم، تقریر کند.” حضرت فرمود:” پس من در جایی مخفی شده، کلمات او را می شنوم.” امام حسن(ع) روز بعد به رسم هرروز، از خانه به مسجد آمدند. حضرت صدیقه(س) فرمود:«نور دیده جدّت چه فرمود؟» حضرت مجتبی مانند هرروز بر بلندی نشست و خواست گفته ها را تقریر کند، زبانش لکنت گرفت و نتوانست بگوید، به مادر خطاب کرد:

«یا اُمّاهُ قَلَّ بَیانی وَ کَلَّ لِسانی لَعَلَّ سَیِّداً یَرعانی».

«ای مادر بیانم اندک شد و زبانم کند گشت؛ همانا بزرگواری نگران من است».

حضرت امیرالمونین که پشت در بود، بی اختیار درآمد و او را دربر گرفت و لب و دهانش را بوسید.

( آن عمل فرزند و آن تشویق مادر ماجده و این هم تشویق پدر بزرگوار بر بالا بردن دانش اسلام)

منبع: راهنمای بهشت به نقل از بحارالانوار،ج43،ص338 و زندگانی حضرت زهرا (س) ترجمه ج43، ص383.

 

آموزش ایمان و تقوی به فرزندان

پیغمبر اکرم(ص) تلقینات دینی را از همان اوائل کودکی و شیرخوارگی در خانه ی زهرا(س) به مرحله اجرا در آورد. هنگامی که امام حسن (ع) به دنیا آمد و او را خدمت رسول اکرم (ص) بردند، وی را بوسید و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و درباره ی امام حسین(ع) نیز همین عمل را انجام داد. امام صادق (ع) می فرماید: روزی پیغمبر اسلام (ص) می خواست نماز بخواند. امام حسین (ع) پهلویش ایستاده بود، وقتی پیغمبر (ص) خواست تکبیر بگوید، حسین (ع) نتوانست تکبیر بگوید. رسول خدا (ص) تا هفت مرتبه تکبیر را تکرار کرد تا حسین (ع) توانست تکبیر بگوید.

منبع: برگرفته از کتاب های دانستنی های فاطمی، علی غزالی اصفهانی، ص 155.

 

تشویق فرزندان به مسائل دینی و عبادی

یکی از محورهای اساسی که حضرت زهرا (س) بدان توجّه و تأکید داشتند، بعد پرستش و گرایش فرزندان به انجام تکلیف عبادی و الهی بود. آن حضرت شوق بندگی و خضوع در برابر معبود را از همان دوران کودکی در جان فرزندان خود تقویت نموده و آنان را چنان تربیت کرد که بهترین کارها را عبادت خداوند دانسته و از آن بالاترین لذت ها را می بردند. دخت گرامی رسول خدا (ص) بر این مطلب تأکید داشت که بچّه ها را از کودکی به انجام تکالیف فراخواند و آنان را به خدا پیوند دهد و بذر محبّت و ارتباط با معبود را در کام آنان بیفشاند تا انجام تکلیف برای آنان نه تنها رنج و مشقّتی نداشته باشد، بلکه با شوق و اشتیاق به استقبال آن بروند. بر این اساس فاطمه (س) فرزندان خود را حتی به شب زنده داری عادت میداد. البته او شیوه تربیت را به خوبی میدانست و به گونه ای برخورد می کرد که در حدّ توان و استعداد فرزندان باشد.

منبع: برگرفته از کتاب های دانستنی های فاطمی، علی غزالی اصفهانی ، ص 156.

 

————————————-

12- گرسنگی و تشنگی فرزندان

————————————-

توجه به نیازهای کودکان

بارها در تاریخ خوانده ایم که گاه، فاطمه ی زهرا (س) شکم فرزندان را به قیمت گرسنگی خود، سیر می کرد. زمانی که مسلمانان به علّت کمبود آب، سخت در مضیقه بودند، فاطمه (س)، حسن و حسین (ع) را نزد پیامبر (ص) برد و عرض کرد ای رسول خدا (ص)! فرزندان من خردسالند و تحمّل تشنگی در توان آن ها نیست. پیامبر (ص) که نگرانی دخترش را در این رابطه، به جا و به موقع دید، زبان مبارکش را در دهان حسن و حسین (ع) قرار داد و با تر کردن دهان آن ها، حضرت زهرا (س) را از نگرانی درآورد و آن دو طفل کوچک را نیز از تشنگی مفرط نجات داد.  عطوفت و مهر مادری در حضرت زهرا (س) به قدری بود که در لحظات پایانی عمر خود، سخت نگران حال فرزندانش بود.

منبع: برگرفته از کتاب های دانستنی های فاطمی، علی غزالی اصفهانی، ص 150.

 

————————

13- تشویق فرزندان

————————

تمرین، تشویق و تربیت عبادی و دینی فرزندان

دخت گرامی رسول خدا بر این مطلب تأکید داشت که بچه ها را از کودکی به انجام تکالیف فرا خواند و آنان را به خدا پیوند دهد و بذر محبت و ارتباط با معبود را در کام آنان بیفشاند تا انجام تکلیف برای آنان نه تنها رنج و مشقتی نداشته باشد، بلکه با شوق و اشتیاق به استقبال آن بروند.

بر این اساس فاطمه علیها السلام فرزندان خود را حتی به شب زنده داری عادت می داد. البته او شیوه تربیت را به خوبی می دانست و به گونه ای برخورد می کرد که در حد توان و استعداد فرزندان باشد. حضرت، در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کودکان خود را به بیداری و نخفتن وادار می کرد. ممکن است کسی تعجب کند که او چگونه بچه ها را به این کار که حتی برای اشخاص بزرگ هم زحمت دارد، فرا می خواند. حضرت در روز، بچه ها را می خوابانید تا کاملاً استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می داد تا بدین گونه زمینه و موقعیت بهتر و مطلوب تری از نظر جسمی و روحی برای شب زنده داری داشته باشند. او به حدی در این کار جدی و قاطع بود که نمی گذاشت احدی از اهل خانه خوابش ببرد و می فرمود: محروم است کسی که از برکات شب قدر محروم بماند.

گویا فاطمه علیها السلام می خواهد از کودکی در قلب پاک فرزندان خود جمال خدا را به تجلی و جان و زبانشان را به حلاوت و شیرینی عبادت آشنا کند و محبوب راستین را به آنان نشان دهد تا در جوانی جذب جلوه های دروغین نشود. این روش تربیتی فاطمه علیها السلام به عنوان یک سنت بسیار پسندیده و قابل اجرا در گفتار امامان معصوم علیهم السلام نیز به چشم می خورد.

منبع: جلوه های رفتاری حضرت زهرا علیها السلام، عذرا انصاری، ص 44.

 

تشویق فرزندان به فراگیری علم

حضرت زهرا(س) از همان آغاز کودکی فرزندانش، عبادت خدای تعالی را در روح و روان آنها تثبیت کرد و خوی پرستش خدای یکتا را در فطرت لطیف آنها سرشت و از همان آغاز به آنها علم آموخت و آنها را برای کسب معارف و تشویق در فراگیری، آماده می کرد، به عنوان مثال به فرزندش حسن(ع) که هفت ساله بود می فرمود: «به مسجد برو، آنچه را از پیامبر شنیدی فراگیر و نزد من بیا و برای من بازگو کن.»

محمدی اشتهاردی، محمد، نگاهی بر زندگی حضرت فاطمه(س) ص64.

14- مسابقه برای فرزندان

**************

الف. روزی دو فرزند دلبند فاطمه(علیها السلام) – حسن و حسین(علیهما سلام) – در حضور پیامبرخدا(صلی الله علیه وآله) کشتی گرفتند. در این میان فاطمه(علیها السلام) شنید که پدر بزرگوارش، امام حسن را به پیروزی بر امام حسین ترغیب می کند. حضرت زهرا(علیها السلام) بر اساس روحیه دادگری عرض کرد: پدرجان! فرزند بزرگ را علیه فرزند کوچک تحریک می کنی؟ پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: دوستم جبرئیل، حسین را تشویق و تحریک می کند و من حسن را تشویق می نمایم.[1]

ب. رسول گرامی اسلام درباره مسابقه خطاطی به حسن و حسین(علیهم السلام) سفارش فرمود: هرکس خط او زیباتر است، قدرت او نیز بیشتر است.

حسن و حسین(علیهم السلام) هر کدام خط زیبایی نوشتند، اما رسول خدا قضاوت نکرد و آن دو بزرگوار را به مادرشان، فاطمه(علیها السلام) هدایت فرمود تا نگرانی قضاوت با عاطفه مادری جبران شود.

حضرت زهرا(علیها السلام) دید که هر دو خط زیباست و هر دو در این مسابقه هنری شرکت نموده اند، چه باید کرد؟ با خود می گفت: «أنا ماذا أَصنعُ وَ کَیفَ أَحکَمُ بَینَهُما؟؛ من چه می توانم بکنم و چگونه میان دو کودکم داوری کنم؟».

قضاوت نهایی را به تلاش خودشان ارتباط داد و فرمود: یا قُرّتی عَینَیّ إنّی أقطعُ قَلادَتی عَلی رَأسِکُما وَ أنشرُ بَینکُما جَواهرَ هذِه القَلاده فَمَن أخذَ مِنها أَکثرُ فَخطّه أحسن وَ تَکونُ قُوتّه أکثَر؛ ای نور دیدگانم! من دانه های این گردنبند را با پاره کردن رشته آن برسر شما می ریزم و میان شما دانه های گردنبند را پخش می نمایم. هر کدام از شما دانه های بیشتری بگیرد، خط او بهتر و قدرت او بیشتر است».[۲]

منابع:

[1] محمدباقر مجلسی،  بحارالانوار ، ج۴۳،ص۲۶۸

[۲] محمد دشتی،نهج الحیاه(فرهنگ سخنان فاطمه(علیها السلام ))، ص۷۸.

 

—————————

15- تربیت نسل صالح

—————————

یکی از تعلیمات تربیتی در نظام دینی که نمودی خاص در برنامه های تربیتی حضرت زهرا(س) دارد، شیوه های برخورد با کودکان می باشد. فرهنگ اسلام دوران کودکی را مهم ترین و زیر بنائی ترین دوره آموزش و شکل گیری شخصیت، برای انسان می داند و نقش های آموزشی و تربیتی را در این دوران مانند حکاکی بر سنگ از جهت ثبات و ماندگاری و تأثر می داند.

این روایت، حساسیت دوران کودکی و مقدار تأثیر توجه به کودک را در این دوران به ما آموزش می دهد و خسارت بی توجهی به کودک در این مقطع سنی گزارش می دهد. در این جا به نقل گزارشی از برخوردها و شیوه های تربیتی حضرت فاطمه(س) می پردازیم.

 

——————

16- شیوه تربیت

——————

از همان سنین کودکی فرزندان زهرا(س) مأنوس با مسجد تربیت می شدند.

به خاطر این عمل مادر، حسن مجتبی(ع) تشویق می شدند همه مواعظ و کلمات پیامبر را به ذهن بسپارند.

فاطمه زهرا(س) به ما یاد دادند که با کودکان خود گفتگوهای علمی داشته باشیم.

از کودک می توان استفاده علمی برد.

کودکان را باید تشویق به نطق علمی نمود.(استنطاق علمی)

گفتگوی کودکان شیرین و شنیدنی است و به همین خاطر حضرت علی(ع) هم خواستند کلام امام حسن (ع) را بشنوند.

مادر ملاحظات روحیات حسن(ع) را نمود و حضرت علی(ع) خواستند برای شنیدن صدای حسن(ع) پنهان شوند.

این عمل حضرت زهرا (س) تمرین برای تقویت بیان و تسلط برای سخن حق و علمی گفتن است.

این عمل حضرت زهرا(س) یعنی بخشی از زندگی را تبدیل به مدرسه نمودن و معلم و شاگرد شدن اعضا خانواده.

این عمل حضرت یعنی ایجاد نمودن امکانات و زمینه سازی برای ابراز وجود فرزندان در خانه.

از این روایت معلوم می شود فرزندان با مادران راحت تر هستند، به همین جهت مادران باید بیشتر به جنبه های تربیتی فرزندانشان بپردازند.

این عمل دانش فرزند را تقویت نموده و بالا می برد.

علی (ع) امام حسن را تشویق بر خوش فهمی نمود.

 

————————————-

17- ایثار و فداکاری برای فرزندان

————————————-

در کتب تفسیر و حدیث شیعه و سنی آمده است که امام حسن و امام حسین(ع) مریض شدند، فاطمه(س) همراه با شوهرش نذر کردند که اگر آن دو بزرگوار خوب شوند، آنان سه روز روزه بگیرند…. پس از شفای فرزندان فاطمه، آن حضرت شخصاً برای شمعون یهودی کار کرد و از اجرت آن مقداری جو تهیه نمود و سه روز روزه گرفت. هنگام افطار غذایش را همچون سایر اعضای خانواده اش به ترتیب به مسکین، یتیم و اسیر کافر داد، و سورۀ دهر در حق آنان نازل شد.

منبع: فرائد المسطین، ج2، ص54، و بحار، ج35، ص235.

——————————

18- الگویی برای فرزندان

——————————

——————————

19- موعظه به فرزندان

——————————

——————————

20- مادر نمونه برای فرزندان

——————————

——————————

21- پروش شخصیت بچه

——————————

——————————

22- تعلیم نظم

——————————

 درس مراعات حقوق دیگران به طور کامل در خانه ی حضرت زهرا(س) اجرا می شد. به قدری در این باره دقت می شد که حقوق و نظم را در کوچکترین موارد مراعات می کردند. از باب نمونه: علی بن ابی طالب(ع) می فرماید: روزی پیغمبر اکرم(ص) در منزل ما استراحت می کردند، حسن(ع) آب خواست. رسول خدا برخاست قدری شیر دوشید و در ظرفی کرده و دست حسن(ع) داد. حسین(ع) از جای خویش بلند شد خواست کاسه ی شیر را از دست حسن(ع) بگیرد، اما پیغمبر اکرم (ص) جلو حسین (ع) را گرفت و نگذاشت شیر را از حسن(ع) بگیرد. حضرت زهرا (س) که این منظره را تماشا می کرد عرض کرد: یا رسول اللَّه گویا حسن(ع) را بیشتر دوست داری؟ پاسخ داد: چنین نیست، بلکه علت دفاع من از حسن (ع) ( این است که او حقّ تقدّم دارد و زودتر از حسین (ع) تقاضای آب کرده، باید نوبت را مراعات نمود. 

 

——————————

23- ورزش و بازی فرزندان

——————————

یکی از نیازهای جسمی  و روحی روانی کودک و نوجوان، فراهم نمودن شرایط بازی بزای اوست.

شاید اگر بگوییم بازی همچون آب و غذا و تنفس از نیازمندیهای ضروری و حیاتی برای کودکان و نوجوانان است، اغراق و مبالغه نباشد. و به تعبیر روایات دینی یک دوره از دوره های حیات و زیستن سالم برای انسان، دوران بازی و بازیگری او به حساب می آید. به همین دلیل و براساس آنکه اسلام دینی بر پایه فطرت انسان است، در روایات ائمه طاهرین(ع) ب وجود این دوره و اهتمام و اهمیت به آن پرداخته شده است.

امام صادق (ع) در روایتی می فرمایند: «دَع اَبتَکَ یَلعَبُ سَبَع سِنین و یُؤَدَّب سبع سنینَ و ألزِمهُ نَفسَکَ سبع سِنینَ فَإن أفلَحَ وَ إلَّا فَإنَّهُ مِمَّن لا خَیر فیه»

{الفقیه،ج3،ص492}

فرزند خود را تا هفت سال برای بازی کردن آزاد بگذار؛ آنگاه هفت سال در تربیت او جدیت کن و هفت سال با خود همراه کنتا واقعیات زندگی را دریابد، پس چون رستگار گردید که هیچ و اگر نه از کسانی اسن که هیچ خیری در او نیست….

منبع: الفقیه، ج3، ص492.

همچنین در روایات«الفقیه،ج3،ص483 و وسائل الشیعه،ج21،ص486» به عنوان یک دستورالعمل اخلاقی و تربیتی، از بزرگان و والدین خواسته شده به اقتضای طبیعت کودکان و علاقه آنان به بازی و بازیگری در هنگام ازتباط با آنان خود را کوچک نموده و حالات و اطوار کودکانه به خود بگیرند؛ یعنی در راه رفتن، گفتن، شنیدن با آنان هماهنگ شوند که در این بین بازی کردن با فرزندان نیز بسیار مهم ایت. به طور کلی با نگاهی به زندگی حضرت زهرا(س) توجه به عنصر بازی و مسائل اطراف آن قابل مشاهده است.

همبازی شدن با کودکان، انتخاب و معرفی بازی های مفید برای آنان، تهیه لوازم بازی، توجه به تربیت کودکان به هنگام بازی کردن با او، تنوع بازی ها، تحمل بازی های آنان و مسائلی از این نمونه، همه مورد توجه حضرت بوده است.

 

————————

24- ادب با فرزندان

————————

فاطمه(س) در عشق ورزی و محبت به کودکان می تواند بهترین اسوه برای زنان باشد. او که خود از سرچشمه ی محبت و رحمت نبوی سیراب شده و همواره از طرف رسول خدا(ص) با جملاتی چون فداها ابوها، فاطمه بضعة منّی خطاب شده بود و با بوسیدن ها و در آغوش گرفتن های پدر آشنا بود، خود در ایفای نقش مادری و عشق و محبت به فرزندان نمونه بود.

حضرت(س) در روابط کلامی و محبت آمیز خود با خطاب مهربانانه فرزندانش را یا قرّة عینی نور چشمم و ثمرة فؤادیمیوه ی دلم صدا می کرد.[1] همچنین به سفارش پیامبر(ص) بچه ها را دسته گل می دانست؛ قال رسول الله(ص) الولد ریحانة و ریحانتای الحسن والحسین[2] حضرت زهرا(س) رسیدگی و محبت به فرزندانش را بر هر کار دیگری مقدم می داشت و معتقد بود که در نگه داری و پرورش فرزند، مادر نسبت به هر کس دیگری سزاوارتر است.

منابع:

[1] مهدی پور نیلی پور، فرهنگ فاطمیه، ص 180.

[2] بحارالأنوار، ج 43، ص 281.

 

———————–

25- بازی با کودکان

———————–

 بازی و تحرک کودکان نیز در شیوه تربیتی فاطمه(س) مورد توجه قرار داشت تا آن جا که فاطمه(س) خود نیز با فرزندانش هم بازی می شد و در حین بازی با استفاده از الفاظ و جملات مناسب سعی در ساختن شخصیت کودکانش و ارائه الگویی مناسب در زندگی برای آن ها داشت. حضرت زهرا(س) با فرزندش امام مجتبی(ع) بازی می کرد و او را بالا می انداخت و می فرمود:

«إشبه أباک یا حسَن واخلَع عن الحق رسن واعبُد الهاً ذا منن ولاتوالِ ذالاحن»

پسرم حسن مانند پدرت باش؛ ریسمان ظلم را از حق بر کن. خدایی را بپرست که صاحب نعمت های متعدد است و هرگز با صاحبان ظلم و تعدی دوستی مکن.

منبع: همان، ص 286.

 

———————

26- مشاوره برای درمان فرزندان

———————

———————

27- آشنا نمودن فرزند با مسجد

———————

خانه فاطمه و علی «علیهما السلام» در کنار مسجد پیامبر«صلی الله علیه وآله» بود و درب آن نیز به مسجد باز می‌شد عده‌ای دیگر از یاران پیامبر«صلی الله علیه وآله» هم دری از خانه‌شان به مسجد باز می‌شد. روزی پیامبر«صلی الله علیه وآله» فرمان داد تمامی درهایی را که به مسجد باز می‌شد ببندند، جز درب خانه فاطمه و علی «علیهما السلام »که آن را به دستور پیامبر «صلی الله علیه وآله» باز نهادند. وقتی یاران پیامبر«صلی الله علیه وآله» می‌گفتند ای رسول خدا «صلی الله علیه وآله» درب خانه‌های ما را به مسجد بستی اما درب خانه علی «علیه السلام» را باز نهادی فرمود: من آن را نبستم بلکه به فرمان خدا بسته شد. 

منبع: چشمه در بستر، مسعود آقائی، ص 104.

———————————–

28- اهتمام به تربیت فرزندان

———————————–

———————————–

29- بوسیدن فرزندان

———————————–

یکی از نیازهای هر کودک، نیاز به عواطف پاک و سرشار از محبت و هم آغوش شدن با جدّ و جدّه و پدر و مادر خواهر و برادر و تبادل عواطف طرفینی بین آنهاست و ازطرفی یکی از بیماریهای روانی تعدادی از انسان ها، بیماری تشنگی عاطفی و کمبود محبتی است، که البته وجود این بیماری عواقب و زیانهای فردی، خانوادگی و اجتماعی متعددی را به دنبال خواهد داشت.

یکی از مظاهر ابراز عواطف و یکی از بهترین راه های ایجاد ارتباط عاطفی، بوسه و بوسیدن فرد مورد علاقه است که می تواند در بردارنده چند گونه پیام باشد و از حسنات و اعمال عبادی به حساب می آید. بوسه های مکرر پیامبر بر دست و بازو و سینه زهرا(س)، مظهری از این ابراز ارادت و تبادل محبت و عواطف و از جمله نشانه ای بر بزرگواری و کرامت فاطمه زهرا(س) می باشد.

همچنین بوسه های مکرر فاطمه(س) بر فرزندان خود و بوسه های بی شمار پیامبر بر فرزندان فاطمه(س) و تأکید قولی و عملی بر این عمل، بیانگر لزوم ابراز عواطف و ایجاد ارتباط عاطفی با نزدیکان از طریق بوسیدن و بوئیدن می باشد.

در این زمینه به چند نمونه تاریخی دقت کنید:

الف. «کانَ رَسُولُ اللهِ (ص) یُقَبِّلُ الحَسَنَ و الحُسَینَ (ع)، فَقالَ الأَقرَعُ بنُ حابسٍ: أَنَّ لِی عَشَرَةً، ما قَبَّلتُ واحداً مِنهُم قَطُّ. فَغَضَبَ رَسُولُ اللهِ (ص) حَتّی التُمعَ لَونُهُ، و قالَ لِلرَّجُلِ: اِن کانَ اللهُ قَد نَزَعَ الرَّحمَةَ مِن قَلبِکَ فَما أَصنَعُ بِکَ؟! مَن لا یَرحَم صغِیرَنا و لَم یُعَزِّز کَبیرَنا فَلَیسَ مِنّا».

روزی رسول خدا(ص) امام حسن و امام حسین(ع) را می بوسید و نوازش می کرد. اقرع بن حابس عرض کرد: من ده فرزند دارم ولی تا به حال هیچ یک از آنان را نبوسیده ام. پیغمبر اکرم(ص) غضبناک شد و فرمود: اگر خدا محبت را از قلب تو گرفته است، من چه کنم؟ هرکس نسبت به اطفال ترحم نکند و احترام بزرگسالان را نگه ندارد، از ما نیست.

منبع: بحارالانوار، ج43، ص283.

 

ب. عَن سَلمانِ الفارسیِّ قالَ: کانَ الحُسَینُ(ع) عَلی فَخِذِ رَسُولِ اللهِ(ص) وَ هُوَ یُقَبِّلُهُ وَ یَقُولُ: أَنتَ السَّیِّدُ ابنُ السَّیِّدِ اَبُو السّادَةِ، أَنتَ الإمامُ ابنُ الإمامِ اَبُو الأَئِمَّةِ، اَنتَ الحُجَّةُ ابنُ الحُجَّةِ اَبُو الحُجَجِ تِسعةٌ مِن صَلبِکَ و تاسِعُهُم قائِمُهُم.

سلمان فارسی می گوید: حسین(ع) را دیدم که بر زانوی رسول خدا(ص) نشسته بود. اورا می بوسید و مدام می فرمود: تو بزرگ و بزرگزاده و پدر بزرگواران، و امام و پسر امام و پدر امامان هستی، تو حجت پسر حجت و پدر و  نُه حجت می باشی که آخرشان قائم است.

منبع: بحارالنوار، ج43، ص295.

 

——————————————–

30- پرورش حس خداپرستی در کودکان

——————————————–

یکی از محورهای اساسی که حضرت زهرا(س) بدان توجه و تأکید داشتند، بُعد پرستش و گرایش فرزندان به انجام تکلیف عبادی و الهی بود. آن حضرت شوق بندگی و خضوع دربرابر معبود را از همان دوران کودکی در جان فرزندان خود تقویت نموده و آنان را چنان تربیت کرد که بهترین کارها را عبادت خداوند دانسته و از آن بالاترین لذتها را می بردند.

دخت گرامی رسول خدا(ص) بر این مطلب تأکید داشت که بچه هارا از کودکی به انجام تکالیف فراخواند و آنان را به خدا پیوند دهد و بذر محبت و ارتباط با معبود را در کام آنان بیفشاند تا انجام تکالیف برای آنان، نه تنها رنج و مشقتی نداشته باشد، بلکه با شوق و اشتیاق به استقبال آن بروند.

بر این اساس فاطمه (س) فرزندان خود را حتی به شب زنده داری عادت می داد. البته او شیوه تربیت را به خوبی می دانست و به خونه ای برخورد می کرد که در حد توان و استعداد فرزندان باشد. حضرت، در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان، کودکان خود را به بیداری و نخفتن وادار می کرد. ممکن است کسی تعجب کند که او چگونه بچه ها را به این کار که  حتی برای اشخاص بزرگ هم زحمت دارد، فرا می خواند. حضرت در روز بچه ها را می خوابانید تا کاملا استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می داد تا به این گونه زمینه و موقعیت بهتر و مطلوب تری از نظر جسمی و روحی، برای شب زنده داری داشته باشند. او به حدی در این کار جدی و قاطع بود که نمی گذاشت احدی از اهل خانه خوابش ببرد و می فرمود:«محروم است کسی که از برکات شب قدر محروم بماند»

گویا فاطمه(س)  می خواهد از کودکی در قلب پاک فرزندان خود، جمال خدا را به تجلی و جان زبانشان را به حلاوت و شیرینی عبادت، آشنا کند و محبوب راستین را به آنان نشان دهد تا در جوانی جذب جلوه های دروغین نشوند. این روش تربیتی فاطمه(س) به عنوان یک سنت بسیار پسندیده و قابل اجرا در گفتار امامان معصوم (ع) نیز به چشم می خورد.

منبع: عذرالانصاری، ص44.

 

————————————————-

31- گفتن اذان و اقامه در گوش فرزندان

————————————————-

نخستین کاری که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) پس از تولد فرزند انجام می دادند، این بود که در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه می گفتند. امام سجاد (علیه السلام) می فرماید:

هنگامی که امام حسین (علیه السلام) متولد شد، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در گوش او اذان گفت.

منبع: مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۴۳، ص ۲۴۰.

همچنین در روایتی دیگر آمده است:

هنگامی که امام حسن (علیه السلام) متولد شد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در گوش او اذان گفت.

منبع: همان، ج ۱۰۴، ص ۱۲۳.

امیرمؤمنان علی (علیه السلام) نیز می فرماید:

هنگامی که زایمان حضرت زهرا (علیهاالسلام) فرا رسید، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به اسماء بنت عمیس و ام سلمه فرمود: بر بالین حضرت فاطمه (علیهاالسلام) حاضر شوید و وقتی فرزند متولد شد، در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه بگویید؛ زیرا اگر چنین کنید، از شیطان در امان خواهد بود.

منبع: إربلی، ۱۴۰۵، ج ۲، ص ۱۴۸.

 

————————-

32- تغذیه فرزندان

————————-

یکی از عوامل مؤثر در سلامت و نشاط روحی وجسمی کودک، تغذیه سالم، حلال و دوست داشتنی برای او یعنی شیر مادر است. که البته این امر تأثیرگذار در شخصیت انسانهای بزرگ می باشد. با دقت در سیره فاطمه زهرا علیها السلام در می یابیم که امر تغذیه کودکان دقیقاً مورد علاقه ایشان بوده است. علاوه بر این نباید از تأثیرگذاری متقابل روح و جسم غافل بود بی شک یک جسم بیمار روح را پژمرده و بی نشاط می سازد همان گونه که روح افسرده موجب اخلال در فعالیتهای بدن می گردد. بارها در تاریخ خوانده ایم که گاه فاطمه زهرا علیها السلام شکم فرزندان را به قیمت گرسنگی خود سیر می کرد. زمانی که مسلمانان به علت کمبود آب سخت در مضیقه بودند فاطمه علیها السلام حسن و حسین علیهما السلام را نزد پیامبر برد و عرض کرد ای رسول خدا! فرزندان من خردسالند و تحمل تشنگی در توان آنها نیست پیامبر که نگرانی دخترش را در این رابطه بجا و به موقع دید زبان مبارکش را در دهان حسن و حسین علیهما السلام قرارداد و با تر کردن دهان آنها حضرت زهرا علیها السلام را از نگرانی در آورد و آن دو طفل کوچک را نیز از تشنگی مفرط نجات داد.

همچنین حضرت زهرا علیها السلام در سیراب نمودن فرزندان از شیر خود که عاملی مؤثر در تکامل جسمی و روحی فرزندان است دریغ ننمود .

منبع: جلوه های رفتاری حضرت زهرا علیها السلام، ص 37.

 

———————————-

33- توجه به سلامتی شان

———————————-

نمونه ‏ای از مراقبت بهداشتی حضرت زهرا (س) در برابر فرزندانش

حضرت علی علیه السلام می فرماید: امام حسین علیه السلام دچار یک بیماری موقت گردید. آنگاه حضرت فاطمه علیها السلام او را در آغوش کشید و خدمت پیامبر برد و فرمود:

«یا رسول الله! از خدا بخواه که فرزندت حسین را شفا دهد چرا که خدا او را به تو عنایت نموده و قادر به شفابخشی او می باشد».

منبع: مسند فاطمة الزهرا علیها السلام، ص 352.

 

—————————————–

34- ایجاد روحیه جهاد و ایثار

—————————————–

—————————————–

35- ایجاد روحیه انفاق و بخشش

—————————————–

کمک و انفاق فاطمه(س) به مردم تنها در مسایل اقتصادی نبود، بلکه از نظر اخلاقی و ارشاد و هدایت مردم نیز به آن ها کمک می کرد و از این طریق اعمال نیک و عواطف پسندیده را به کودکان خود آموزش می داد. امام حسن(ع) می فرمایند: شبی مادرم را دیدم که تا صبح به عبادت مشغول بود و مرتب مؤمنین و دیگران را دعا می کرد در حالی که هیچ دعایی برای خود نمی کرد پس خدمت ایشان عرض کردم: مادر چرا همان گونه که برای دیگران دعا می کنید، برای خودتان دعا نمی کنید فرمود فرزندم الجار ثمَّ الدار[1]؛ ابتدا همسایه سپس خانه.

منبع: [1] همان، ج 43، ص 81.

 

—————————————–

36- سفارش به حفاظت از فرزندان

—————————————–

مراقبت از فرزندان

یکی از وظایف والدین و به ویژه مادر، حفاظت و نگهداری از فرزندان خود می باشد. در سیره حضرت زهرا (س)، وجود آثار این اصل تربیتی به روشنی قابل مشاهده است.

با دقت در مراقبت های حضرت زهرا(س) نسبت به فرزندان خود اولاً با انواع مراقبت های لازم برای فرزند آشنا می شویم و ثانیاً به اهمیت مراقبت فرزندان از سوی پدر و مادر پی خواهیم برد و ثالثاً با لوازم اخلاقی مراقبت و نگهداری کودک و ظرافتهای لازم در برخورد با کودک آشنا می شویم.

 

انواع مراقبت مورد نیاز کودک

یک نوزاد، یک کودک و حتی یک نوجوان و جوان، فقط نیاز به یک نوع مراقبت و رسیدگی و حفاظت ندارد؛ بلکه برای رشد همه جانبه و تربیت کامل به انواعی از مراقبت نیازمند است.

مراقبت های بهداشتی درمانی، مراقبت های امنیتی از حوادث و یا دشمنان، مراقبت های اخلاقی و تربیتی، مراقبت های لازم در امر تغذیه و پوشش، مراقبت های عاطفی و احساسی از انواع مراقبت های لازم برای فرزند است. یکی از مسئولیت های مهم مادر که دریایی از عواطف و مهربانی است؛ اِعمال و اجراء انواع مراقبتها در مورد فرزندش می باشد.

با توجه به شواهد تاریخی، این مراقبتها از ناحیه حضرت زهرا (س) در مورد فرزندانشان اعمال می شده است.

در کتاب«مسند فاطمه زهرا (س)» در مجموع در مورد حضرت زهرا (س) و برخوردهای ایشان با فرزندانشان پنجاه و نه روایت وارد شده است که دارای نکات قابل توجهی ازنظر تربیتی می باشد. تعدادی از این روایات در موضوع مراقبت های گوناگون حضرت زهرا(س) با فرزندانشان می باشد.

 

نمونه ای از مراقبت بهداشتی درمانی حضرت زهرا(س) در برابر فرزندانش

حضرت علی (ع) می فرماید: امام حسین (ع) دچار یک بیماری موقت گردید. آنگاه حضرت فاطمه (س) او را در آغوش کشید و خدمت پیامبر برد و فرمود:

«یا رسوا الله از خدا بخواه که فرزندت حسین را شفا دهد؛ چرا که خدا او را به تو عنایت نموده و قادر به شفا بخشی او می باشد»

منبع: مسند فاطمة الزهرا(س)، ص352.

 

اهمیت مراقبت و نگهداری از سوی پدر و یا  مادر

یکی از آثار شوم تخریب ارزش و قداست خانه و خانواده و یکی از آفات دعوت نمودن زنان به صحنه اجتماع به شکل غربی آن، ایجاد فاصله و جدایی جسمی، عاطفی و تربیتی بین مادر و اعضاء خانواده به خصوص فرزندان می باشد. در نظام خانوادگی اسلام و خانه ای که حضرت زهرا(س) به عنوان یک الگوی الهی ترتیب داده است؛ ارتباطی عمیق و همه جانبه و جامع بین اعضاء خانواده وجود دارد؛ و پدر و مادر از نظر جسمی  عاطفی و تربیتی خود مسئول سازندگی فرزندان خود می باشند.

در آغوش کشیدن فرزند، خندیدن مادر و فرزند با همدیگر، مکیدن پستان و نوشیدن شیر و تماسهای گوناگون بدنی مادر و فرزند، یکی از زیباترین صحنه های تربیتی و از لازم ترین آنهاست.

از طرفی سیراب شدن از عواطف والدین و گرفتن اصول تربیتی از آنان، برای والدین از سویی و برای فرزندان از سویی دیگر سرنوشت ساز و مهم است؛ و این مهم در خانه فاطمه و علی (ع) وجود دارد.

حضرت زهرا (س)  در روایتی می فرماید:

« لَیلتی جَمیعاً أُ دیرُ الرَّحی حتی أصبَحَ و أبُوالحسن یَحمِلُ حَسَناً و حُسیناً»

شبی را تا به صبح مشغول آرد نمودن (گندم و جو) بودم و علی (ع) حسن و حسین(ع) را در آغوش گرفته و نگهداری و مراقبت می نمود.

 

فاطمه (س) نگران ناپدید شدن فرزندان

در روایت است: روزی پیامبر اکرم(ص) به خانه زهرا(س) آمدند؛ دیدند حضرت زهرا(س) پشت درب خانه ایستاده است و سوال کردند: «چرا محبوبم را با این حالت پشت درب می بینم؟» حضرت فرمود:« دو فرزندت از خانه خارج شدند و تاکنون از آنان خبری ندارم.» با شنیدن این خبر پیامبر از خانه خارج شدند و در جستجوی فرزندان زهرا(س) بر آمدند تا آینکه آنان را بین کوه در غاری یافتند که به خواب رفته اند… آنگاه پیامبر حسن و حسین (ع) را بر دوش خود برداشت و بین راه جبرئیل به امداد پیامبر آمد و حسین (ع) را بر دوش کشید تا به خانه زهرا (س) درآمدند و پس از این ماجرا بود که این دو برادر به یکدیگر تفاخر می نمودند. حسن (ع) می گفت :« من آن کسی هستم که بهترین اهل زمین مرا بر دوش خود حمل نمود» و حسین می گفت :« من آن کس هستم که بهترین اهل آسمان مرا بر دوش خود حمل نموده است.»

منبع: مسند فاطمه زهرا (س)، ص213.

 

لوازم اخلاقی مراقبت

مراقبت از فرزند و نگهداری از کودک، نیاز به لوازم اخلاقی و آمادگی روانی و آشنائی به اصول تربیتی دارد. ملایمت، بازیگری، معاشقه، مکالمه و مناظره، درک روحیات خاص هر کودک، عدم تبعیض بین فرزندان، صبوری و استقامت، بخشی از این موارد است. در برخورد حضرت زهرا(س) با فرزندان خود، این موارد وجود داشته است.

 

——————————————-

37- تعلیم مردم دوستی به فرزندان

——————————————-

تعلیم مردم دوستی، به فرزندان خود

رعایت حقوق همسایگان و دیگر گرایی به فرزندان خود حتی در مقام مناجات و دعا از اموری است که در سیره حضرت زهرا(س) مشاهده می شود.

امام حسن مجتبی(ع) می فرماید:

شبی مادرم تا اذان صبح در حال دعا بود و مدام در مورد همسایگان دعا نمود و چون از علت آن سؤال کردم فرمود:

«یا بُنَیَّ اَلجارُ ثُمَّ الدّارُ»

ای پسرم اول همسایگان بعد اهل خانه

منبع: وسایل الشیعه، ج7، ص112.

 

تعلیم فرزندان به نوع دوستی و رعایت حقوق همسایگان

از جمله روش های تربیتی حضرت فاطمه (س) نوع دوستی او بوده است، که در برابر چشمان تیزبین فرزندانش، به مردم کمک می کرد و خود گرسنه می ماند، ولی دیگران را سیر می نمود. آن حضرت نه تنها در مسائل اقتصادی و رفع مشکلات روزمره ی مردم پیشگام بود، حتی از نظر اخلاقی، عواطف انسانی، ارشاد، هدایت مردم نیز به کمک آنان می شتافت، مصالح مردم را پیگیری می کرد، در حقّشان دعا می فرمود و از این طریق فرزندان خویش را با چنین عواطف اسلامی پرورش می داد. حضرت امام حسن (ع) می فرمایند: شبی مادرم را دیدم که تا صبح به عبادت پرداخت و مرتّب مؤمنین و دیگران را دعا میکرد، ولی در حق خود ساکت بود. از علت آن پرسیدم، فرمود: اول همسایه، سپس خودمان.

منبع: برگرفته از کتاب های دانستنی های فاطمی، علی غزالی اصفهانی ، ص 155.

 

———————————–

38- تعلیم عدالت در قضاوت

———————————–

رسول گرامی اسلام درباره مسابقه خطاطی به حسن و حسین(علیهم السلام) سفارش فرمود: هرکس خط او زیباتر است، قدرت او نیز بیشتر است.

حسن و حسین(علیهم السلام) هر کدام خط زیبایی نوشتند، اما رسول خدا قضاوت نکرد و آن دو بزرگوار را به مادرشان، فاطمه(علیها السلام ) هدایت فرمود تا نگرانی قضاوت با عاطفه مادری جبران شود.

حضرت زهرا (علیها السلام ) دید که هر دو خط زیباست و هر دو در این مسابقه هنری شرکت نموده اند، چه باید کرد؟ با خود می گفت: «أنا ماذا أَصنعُ وَ کَیفَ أَحکَمُ بَینَهُما؟؛ من چه می توانم بکنم و چگونه میان دو کودکم داوری کنم؟».

قضاوت نهایی را به تلاش خودشان ارتباط داد و فرمود: یا قُرّتی عَینَیّ إنّی أقطعُ قَلادَتی عَلی رَأسِکُما وَ أنشرُ بَینکُما جَواهرَ هذِه القَلاده فَمَن أخذَ مِنها أَکثرُ فَخطّه أحسن وَ تَکونُ قُوتّه أکثَر؛ ای نور دیدگانم! من دانه های این گردنبند را با پاره کردن رشته آن برسر شما می ریزم و میان شما دانه های گردنبند را پخش می نمایم. هر کدام از شما دانه های بیشتری بگیرد، خط او بهتر و قدرت او بیشتر است.»

منبع: محمد دشتی،نهج الحیاه(فرهنگ سخنان فاطمه(علیها السلام ))، ص۷۸.

 

———————————-

39- ستایش مردم به فرزندان

———————————-

سفارش فاطمه زهرا(س) به همه امت اسلامی در مورد فرزندان خود

حضرت فاطمه(س) از حضرت امیرالمونین (ع) از رسول خدا(ص) روایت کند که فرمود:«هر کس نسبت به یکی از فرزندان من رفتار بدی داشته باشد و آن را جبرانش نکند من از او جبرانش را میگیرم».

منبع: بحارالانوار، ج93، ص225.

 

—————————-

40- دعا برای فرزندان

—————————-

گرفتن دعاهای مؤثر برای حفاظت فرزندان از پیامبر اکرم (ص)  (تعویذ)

از حضرت فاطمه زهرا (ص) نقل است که رسول خدا (ص)، امام حسن و امام حسین (ع) را تعویذ می کرد و همانگونه که آیات قرآن را تعلیم می داد، این کلمات تعویذ را نیز به آن ها می آموخت و می فرمود:

«اَعُوذُ بِکَلِماتِ اللهِ التّامَّةِ مِن شَّرِّ کُلِّ شَیطانٍ وَ هامَّةٍ وَ مِن کُلِّ عَینٍ لامَّةٍ»

«من از شر هر شیطانی و هر گرفتاری و از هر چشمی سرزنش کننده به کلمات تامه خداوندی پناه می برم».

منبع: فاطمه زهرا(س) شادمانی دل پیامبر،ص433 و فاطمة الزهرا (س) بهجة قلب المصطفی،ص3و4 به نقل از الذرة الطاهرة،ص175.

 

————————————–

41- اهمیت همکاری بین فرزندان

————————————–

کار در اسلام عبادت است و به عنوان یکی از اصول تربیتی و انسان ساز طرح می گردد و در سیره اولیاء خدا ارزشی والا داشته است. فاطمه(س) و علی(ع) به عنوان دو عضو برجسته در خانواده اهل بیت به کار، احترام خاص می گذاردند و دارای وجدان کاری و همکاری با یکدیگر بودند. علی(ع) در هر بعد از ابعاد زندگی خود در مقام جهاد، حکومت، سیاست، عبادت و باغداری و مزرعه داری و … بالاترین تلاش ها را داشت.

 

————————————-

42- توجه به حضور و غیاب

————————————–

حضرت فاطمه علیها السلام با فداکاری و محبت خاصی که نسبت به فرزندانش نشان می داد مراقب تمام حرکات و سکنات آنها بود و به دقت رفت و برگشت های آنها را زیرنظر داشت. نقل شده است که روزی پیامبر صلی الله علیه وآله عازم خانه دخترش فاطمه علیها السلام گردید چون به خانه رسید دید فاطمه مضطرب و ناراحت پشت در ایستاده است. آن حضرت فرمود چرا این جا ایستاده ای؟ فاطمه علیها السلام با آهنگی مضطرب عرض کرد فرزندانم صبح بیرون رفته اند و تاکنون از آنها هیچ خبری ندارم. پیامبرصلی الله علیه وآله به دنبال آنها روان شد چون به نزدیک غار کوه رسید آنها را دید که در کمال سلامت و آرامش مشغول بازی اند آنها را بر دوش گرفت و به سوی خانه فاطمه علیها السلام روانه شد. این واقعه خود نمونه ای گویا از توجه و اهمیت دادن حضرت زهرا علیها السلام به حضور فرزندان خردسالش بود.

منبع: جلوه های رفتاری حضرت زهرا علیها السلام؛ ص 45.

Leave a Comment