تهذیب خویشتن

————————————————————————————–

فاطمه زهرا(س) و تهذیب خویشتن

————————————————————————————–

1- صبر

الف. تحمل شکست علی علیه السلام

ب. تحمل غصب حق

ج. تحمل نفاق ها

د. تحمل ریاست طلبی ها

ه. تحمل صدمه به اسلام

ر. تحمل آزار جسمی

ی. تحمل فراق پیامبر صلی اللَّه علیه و آله

2- زهد 

3- عزت نفس

4- اخلاص 

5- بهداشت فردی

الف. آراستگی در خانه 

ب. نظافت و بهداشت

6- نظم و انضباط

الف. برنامه ریزی عبادی

ب. زمان شناسی و رعایت آن برای دعاء

ج. برنامه در کار خانه

د. برنامه شب قدر

7- خوراک وپوشاک

الف. خوراک منزل حضرت فاطمه(س)

ب. آداب غذا خوردن

——————————————————————————————————

 

—————–

 1 – صبر 

—————–

صبر و تحمل فاطمه زهرا در برابر مصائب و مشکلات، فوق تصور افراد عادی است، زیرا در طول حیات ایشان چنان رنج ها و محنت هایی بر ایشان رفت که کمتر انسانی می تواند در مقابل این همه مصیبت، تحمل پیشه کند. اما صبر ایشان، از این منظر، مثال زدنی است.

برای درک این مساله لازم است مثالی بزنیم. به روایت تاریخ، فاطمه علیها السلام پس از مرگ پدر عمر چندانی نکرد. فاصله وفات او با پیامبر صلی اللَّه علیه و آله را حدود 2 تا 3 ماه ذکر کردند. ولی همین مدت کوتاه به تنهایی معادل با تمام رنجها و محنتهای دوره های گذشته حیات بود. آنچه فاطمه علیها السلام در گذشته از جام بلا نوشیده بود اینک تجدید خاطره شده و مجدداً با همان شدت و بلکه بیشتر در برابر او حضور یافتند.

برای اینکه میزان دشواریهای حیات، و در مقابل آن درجه صبر و تحمل فاطمه علیها السلام روشن گردد کافی است وقایعی را که در زندگی پس از وفات پیامبر صلی اللَّه علیه و آله برای او پدید آمده اند شماره کنیم؛ بخشی از آنها عبارتند از: تشکیل سقیفه برای خلیفه آفرینی، بردن علی علیه السلام با زور به مسجد برای بیعت، آتش زدن در خانه او، سقط جنین او، غصب فدک او، تفرقه امت پدرش، فقر و ناداری ناشی از محروم کردن دوستان علی علیه السلام از بیت المال، استقرار ناحق حکومت، تلاش خصم برای هضم علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام در اندرون دستگاه خلافت، همدستی برای بریدن شاخه های اسلام و حتی علی علیه السلام که تنه درخت اسلام به حساب می آمد و… کلاً او چون پرنده ای مجروح بود که در میان دو حادثه و فاجعه سنگین گیر کرده بود، مرگ پدر، نفاق خصم در برخورد با بازماندگان رسول. برای اینکه درجه صبر و تحمل او در برخورد با حوادث روشن گردد به چند نمونه اشاره می کنیم:

 

الف. تحمل شکست علی علیه السلام

علی علیه السلام عزیز جان پیامبر و همسر والای فاطمه علیها السلام است، تحمل همه چیز برای فاطمه علیها السلام آسان است، اما تحمل نامرادی با علی علیه السلام و شکست دادن او در صحنه سیاست برای فاطمه علیها السلام بسیار سخت است. بویژه که ببیند امت اجماع بر هضم علی علیه السلام کرده اند و حق او را که حق خدا و حق مردم بود نادیده گرفته اند و این خود قلب زهرا را شدیداً می فشرد. و فاطمه علیها السلام برای خدا آن را تحمل کرد.

 

ب. تحمل غصب حق

فاطمه علیها السلام گمان نمی کرد که دشمن با این سرعت در حق او و شوهرش طمع کند و با آن همه سفارش پیامبر صلی اللَّه علیه و آله درباره او، از ارث محرومش دارند. او وارث پدر بود و حقش غصب شد. فدک را که مخصوص پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و، واگذاشته به فاطمه علیها السلام بود از او گرفتند و فریاد فاطمه علیها السلام که در واقع دفاع از حق مردم بود به جائی نرسید. او درآمد فدک را در راه خدا صرف می کرد. آن را از او دریغ داشتند تا مردم از دورش پراکنده شوند و فاطمه علیها السلام ناگزیر آن را تحمل کرد و به فلج اقتصادی تن درداد.

 

ج. تحمل نفاق ها

آدمی چقدر باید خون دل بخورد که شاهد باشد به اسم دین ریشه دین را قطع می کنند و به اسم مذهب و در سایه تقدس مآبی اسلام را سرکوب می کنند. با حدیثی جعلی می خواهند قرآن را نسخ شده بینگارند و یا تصنعی می خواهند قلب واقعیت کنند. ارث او را ربودند با اینکه آیات قرآن آن را اثبات می کند و آنها قصد خیانت دارند و فاطمه علیها السلام از ترس فروپاشی اسلام آن را تحمل می کند.

 

د. تحمل ریاست طلبی ها

خلفا در شرایطی بودند که اگر به آنها گفته می شد برای ریاست دست از دین بردارند در قبول آن بی میل نبودند، در عین حال مدعی بودند که برای حفظ اسلام تن به خلافت داده اند و نمی خواهند آن را بپذیرند. برای ریاست طلبی از قبح عمل ابا ندارند حتی از کتک زدن دختر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله.

به گفته ابن ابی الحدید آنها از آغاز، اسلام را به خاطر طمع پذیرفتند و طبق ادعای او آنان با یهود در رابطه بودند و آنچه بعنوان ملاحم در تورات آمده بود خبر یافته بودند و برای دستیابی به آن دست و پا می زدند و فاطمه علیها السلام باید این ریاست طلبی ها را تحمل کند و برای اسلام دم برنیاورد.

 

ه. تحمل صدمه به اسلام

او در شرایطی بود که کِشته های پدر و شوهرش را بر باد رفته می دید و دم برنمی آورد. تحت فشار نامردمی قرار داشت که همه چیز را حتی به بهای از دست دادن اسلام می پذیرفتند تا به مراد خود دست یابند. چه بسیار بودند. زجرها و رنجها که پبامبر صلی اللَّه علیه و آله و علی علیه السلام و صحابه بزرگوار تحمل کردند تا اسلام زنده بماند و اگر فاطمه علیها السلام و علی علیه السلام به صورت جدی و مبارزه ای با آنها درگیر می شدند فاتحه اسلام خوانده می شد و فاطمه علیها السلام به همین خاطر صبر کرده بود.

 

ر. تحمل آزار جسمی

او ضربه خورد، ضربه ای سخت، بدان حد که فرزندش در شکمش شهید شد. او را بین در و دیوار فشردند، بر بازویش ضربه زدند، بر پهلویش لگد زدند و در کل شرایطی پدید آمد که فاطمه علیها السلام به بستر کشانده شده و در شرایط مرگ قرار گرفت. روح لطیفش به گونه ای بود که باید گفت تنها مرگ پدر آن را کفایت می کرد دیگر آزار مشرکان برای او زیادی بود. ولی آن آزارها را هم صبورانه متحمل شد.

 

ی. تحمل فراق پیامبر صلی اللَّه علیه و آله

که این امر برای او بسیار بسیار سنگین بود. او کسی است که از شنیدن خبر مرگ خود از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله که وعده اش داده بود نخستین کس از خاندان اوست که به او ملحق می شود خرسند شده خندید. حال با این روحیه چگونه فراق پدر را تحمل کرد، مسأله ای است که بررسی آن دفتر جداگانه ای را می طلبد.

در کل فاطمه علیها السلام پس از مرگ پدر به دشواریهای سختی مبتلا شد که اگر نبود مقاومت و ایستادگی او، و اگر نبود ظرفیت بالای روحی و تحمل فاطمه علیها السلام، ناگوارهای سختی برای او پدید می آمد. تنها همین زجر برای او کافی است که پیامبر در مأموریت 23 ساله خود از مردم اجر و مزدی نخواست جز مودّت ذوی القربی ولی مردم با تنها بازمانده رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله حق نشناسی کردند و او را آزردند.

او پس از مرگ پدر به دست مزدوران شیخین افتاد، اسیر نفاق آنها و شکنجه شد و ضربه دید، خلافت مخصوص علی علیه السلام را نادیده گرفتند، محسنش را شهید کردند و فاطمه علیها السلام راه تحمل را در پیش گرفت.

 

——————

2 –  زهد 

——————

زهد از جمله مفاهیم عمیق و انسان ساز در فرهنگ ناب اسلام است. لذا اگر بتوانیم جایگاه آن را در زندگی فاطمه زهرا دریابیم، قطعا می توانیم نشانه ای از نشانه های «انسان کامل قرآنی» را به خوبی شناسایی نماییم.

در واقع، زهد نوعی از آزادی است. آزادی از هر آن چه رنگ تعلق به خود گیرد[1] تا آن جا که “دادن”ها و “گرفتن”ها در وجود انسان موجی ایجاد نکند.[2] به بیان دیگر، زهد؛ از امکان کم، برداشت زیاد کردن است. زاهد کسی است که به دنیا قانع نیست، جایگاه بلندتری را طالب است، چون در چشم تیزبین او دنیا مبلغ علمی نیست. همان که قرآن می گوید: “فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا فِی الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِیلٌ”.[3] و همان که زهرا علیهاالسلام خود می گوید. “ذَهَبْتُ لِلدُّنْيَا وَ جِئْتُ لِلْآخِرَةِ”.[4]

اما در عین حال باید به این نکته مهم نیز توجه داشته باشیم که زهد اسلام زهد ترک نیست، زهد اخذ است. اگر از یهودی بیشتر تلاش کند از درویش کم تر نگاه می دارد. و دیگران را در درآمد خود سهیم می کند.

زاهد نمی گوید دنیا بد است. که می گوید کم است، باید آن را زیاد کرد. راه آن قدر طولانی است[5] که آه علی علیه السلام- این مرد راه- را درآورده است[6] اگر درا ین راه دراز همه آذوقه و توشه را خودت به تنهایی برداری، از سنگینی، توان رفتنت نیست و در راه می مانی، و اگر کم برداری، راه طولانی است و از ادامه باز می مانی. زاهد این تضاد را همان گونه که مولایش علی علیه السلام گفته حل می کند. بدین گونه که افرادی را اجیر می کند تا آذوقه و بار سفر طولانی اش را برایش حمل کنند. و تمامی انفاق ها، اطعام ها، احسان ها تحمل سختی ها و سعی در حوائج مؤمنان و اصلاح ذات البین ها و…، همان زاد و توشه هایی است که دیگران برای تو حمل می کنند و آن جا که توان رفتنت نیست و آذوقه ات ته کشید، به تو می سپارند تا ادامه راهی را که باید تا قرب خدا [7] با درد و رنج بروی، بپیمایی.

برای زهد زهرا علیهاالسلام همین بس که به راحتی از دنیا می گذرد و برای رسیدن به قرب خدا از سر تمامی هستی خود برمی خیزد و برای رسیدن به خوبی ها -همان که به ما رشد می دهد- از خوشی ها می گذرد که: “لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ”.[8]

برای زهد زهرا علیهاالسلام از کجا بگوییم. از خانه ساده اش و یا از مهریه[9] و جهیزیه[10] اندکش و یا از بخشش لباس عروسی[11] و گلوبند با برکتش، همان گلوبندی که گرسنه ای را سیر کرد و برهنه ای را پوشاند و فقیری را بی نیاز ساخت و بنده ای را آزاد کرد و سرانجام دوباره به نزد صاحبش بازگشت تا باز هم به جریان افتد و خیرات و برکات ادامه یابد.[12]

زندگی سخت زهرا علیهاالسلام گواه صادقی بر زهد اوست. علی علیه السلام آن جا که برای درس گرفتن و عبرت دیگران از سختی های زهرا علیهاالسلام در خانه می گوید، این گونه توضیح می دهد:

“او آن قدر از چاه آب کشید که اثر آن بر سینه اش باقی ماند و آن قدر با آسیاب آرد کرد که دستهایش پینه بست و آن قدر خانه را رفت و روب می کرد که پیراهنش غبارآلود می گشت و آن قدر آتش زیر دیگ روشن می کرد که لباسش سیاه می شد… این کارهای دشوار به او آسیب فراوان وارد می کرد.[13]

و آن گاه که تصمیم گرفت از پدرش خادمه ای بخواهد، وقتی در اطراف پدرش جماعتی را دید، منصرف شد و برگشت و خدا به وسیله رسول صلی الله علیه و آله تسبیحات را برای او هدیه فرستاد و زهرا علیهاالسلام از این هدیه الهی آن چنان مسرور گشت که سه بار فرمود: “رَضِيتُ عَنِ اَللَّهِ وَ رَسُولِهِ”.[14] سلمان می گوید: روزی به خانه زهرا علیهاالسلام وارد شدم. دیدم آن قدر دسته آسیاب را چرخانده که دسته آن خونی است.[15]

زهرا علیهاالسلام بارها شکمش از گرسنگی به پشتش می چسبید و چشم هایش به گودی می نشست و حتی فرزندانش در مقابل چشمانش از شدت گرسنگی هم چون جوجه ی کبوتر به خود می لرزیدند.[16]

حسن بصری می گوید: “لم یَکُنْ فی الاُمّةِ اَزْهَدَ و لا اَعْبَدَ مِنْ فاطِمَةَ”[17] در امت پیامبر صلی الله علیه و آله، زاهدتر و عابدتر از زهرا علیهاالسلام نبوده است.

در زیارتنامه آن حضرت نیز آمده است: او نه تنها زاهد بود، بلکه بالاتر از آن با زهد همدم و مأنوس بود. “حلیة  الوَرَعِ والزُّهدِ “.[18] او به راستی بریده و منقطع از دنیا و فانی در ذات خدا بود و راستی که بتول زبینده اوست.[19]

رسول بر دخترش این شاگرد ویژه و صحابیه استثنایی خویش سخت می گیرد. چه او مسؤولیت خطیری در تاریخ آزادی و جهاد و انسانیت دارد. او حلقه واسطه ای است که تسلسل ابراهیم تا محمد صلی الله علیه و آله را به حسین علیه السلام تا منجی انتقام جوی نجات بخش انتهای تاریخ پیوند می دهد، واسطة العقد نبوت و امامت. سلمان می گوید: “روزی دیدم زهرا علیهاالسلام برای خروج از خانه به خود پارچه ای پشمی و کهنه پیچیده که دوازده جای آن وصله شده بود. من از شدت ناراحتی گریستم و گفتم: دختر کسری و قیصر در حریرند و دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله در چادر شبی پشمینه و کهنه، آن هم با این همه وصله.” آن گاه زهرا علیهاالسلام به نزد رسول صلی الله علیه و آله رفت و عرضه داشت: “پدر جان! سلمان از چادر پر وصله من در شگفت است، در حالی که به خدا سوگند پنج سال است که من در خانه علی به سر می برم و از مال دنیا تنها پوست گوسفندی داریم که روزها شترمان را بر آن علوفه می خورانیم و شب ها خود بر روی آن می خوابیم و بالش ما پوستی پر شده از لیف خرما است.”[20] این زهرا علیهاالسلام است که این گونه قاطع و صریح می گوید: “اِنّي لا اُحِبُّ الدنّيا”؛[21] من دنیای “دنیاپرستان” را دوست ندارم.

و باز هم اوست که طنین فریادش هنوز از گلدسته های مسجد مدینه، آن جا که از سختی های رسول صلی الله علیه و آله در دار دنیا می گوید، به گوش می رسد: “خداوند او را با رحمت و رأفت خویش به جوار ابدیش قبض روح نمود و از مشقت و رنج و درد این دنیا و تحمل وزر و وبال آن آسوده ساخت و مشمول رضوان و خشنودی خود نمود”.[22]

 

منابع:

[1] همان که حافظ می گوید: غلام همت آنم که زیر چرخ کبود- ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است.

[2] علی علیه السلام می فرماید: “الزهد بین کلمتین من القرآن. قال الله تعالی: “لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم” و من لم ییأس علی الماضی و لم یفرح بالآتی فقد اخذ الزهد بطرفیه”؛ زهد در دو جمله قرآن خلاصه شده: “برای این که تأسف نخورید بر آن چه از شما فوت می شود، و شاد نگردید به آن چه به شما می دهند”، هر کس بر گذشته اندوه نخورد و برای آینده شادمان نشود، بر هر دو جانب زهد دست یافته است.

[3] توبه، 38.

[4] بحارالانوار، ج 42، ص 152.

[5] “انا لله و انا الیه راجعون، الی ربک الرجعی، الیه المصیر”،…

[6] “آه من قلة الزاد و طول الطریق”؛ آه از دوری راه و کمی توشه؛ نهج البلاغه، حکمت 77.

[7] “یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه”؛ انشقاق، 6.

[8] آل عمران، 92.

[9] در کتاب الکافی، ج 5، ص 377، به نقل از ائمه علیهم السلام مقدار آن را 30 درهم ذکر می کند و در کشف الغمة، ج 1، ص 349، به نقل از انس از مناقب خوارزمی، مبلغ آن را 400 مثقال نقره و در ص 355، 400 درهم نقره ذکر می کند. که البته با توجه به سند و هم اینکه نقل کافی اضبط و دقیق تر است، نقل کافی مورد پذیرش است. شایان ذکر است که هر درهم نقره، 6/ 12 نخود یعنی حدود نیم مثقال است. (نخود 24: 1 مثقال).

[10] بحارالانوار، ج 43، ص 94؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 352؛ احقاق الحق، ج 10، ص 369. علامه اربلی نقل می کند که وقتی رسول صلی الله علیه و آله چشمش به جهیزه اندک فاطمه علیهاالسلام افتاد اشک از دیدگانش جاری شد. آنگاه سر به سوی آسمان بلند کرد و فرمود: “اللهم بارک لاهل بیت جل انیتهم الخزف”؛ خدایا! این زندگی را برای خاندانی که بیشتر ظرف هاشان گلی است مبارک گردان؛ کشف الغمة، ج 1، ص 359.

[11] نزهة المجالس، ص 28.

[12] بحارالانوار، ج 43، ص 172؛ اهل البیت، ص 139.

[13] بحارالانوار، ج 43، ص 82 “… فاصابها من ذلک ضرر شدید”.

[14] بحارالانوار، ج 43، ص 83؛ سنن ابی داود، ج 2، ص 334.

[15] بحارالانوار، ج 43، ص 28.

[16] بحارالانوار، ج 35، ص 240 و ج 43، ص 72.

[17] مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 341؛ ربیع الابرار، ج 2، ص 104.

[18] مفاتیح الجنان، زیارتنامه فاطمه علیهاالسلام.

[19] بحارالانوار، ج 43، ص 15.

[20] بحارالانوار، ج 43، ص 88.

[21] الغدیر، ج 2، ص 318. مقصود از دنیا در این کلام زهرا علیهاالسلام دنیای وصفی است نه اسمی. به عبارت دیگر مقصود تعلق های دنیاست وگرنه خود دنیای خاکی که محل نزول ملائکه و انبیا و متجر اولیاء الله و مسجد احباء الله است و به هر حال مشتی سنگ و خاک بیش نیست. به بیان ساده تر فرق است بین این که “دنیا” غایت انسان باشد یا ظرف عمل انسان.

[22] “قبضه الله الیه قبض رأفة و اختیار و رغبة و ایثار فمحمد من تعب هذه الدار فی راحة قد حف بالملائکة الابرار و رضوان الرب الغفار و مجاورة الملک الجبار” (سخنرانی زهرا علیهاالسلام در مسجد مدینه).

 

———————–

3- عزت نفس

———————–

عزّت، در لغت، به معنای شکست ناپذیری است. «عزیز» یکی از صفات خداوند است که در قرآن، ذات پاک خدا 92 بار با این صفت یاد شده است. عزّت، در مورد انسان نیز از همین ریشه سرچشمه می گیرد و به معنای حفظ آبرو و شخصیّت، و عدم کرنش و دریوزگی در برابر صاحبان زر و زور و تزویر است که یک نوع شکست ناپذیری است. چنین عزّتی را قطعاً در پرتو ارتباط محکم با صاحب عزّت مطلق، خدای عزیز، قدرتی که با داشتن آن هرگز اسیر و ذلیل هوا و هوس نمی شویم و در برابر طاغوت درون و برون سرخم نمی کند، می توان به دست آورد.

حقیقت عزّت در درجة نخست، در دل و جان انسان ظاهر می شود و او را از خضوع و سازش و خودباختگی در برابر طاغیان و یاغیان باز می دارد. و چنین خصلتی از خصال جوان مردان غیور است. مرز بین عزّت و تکبّر باریک است. از این رو، گاهی موجب اشتباه می شود و افرادی که خوی متکبّران دارند، آن را با عزّت نفس اشتباه می گیرند. گاهی نیز بعضی، به اشتباه عزّت برخی را به عنوان تکبّر آنان تصور می نمایند.

مرز بین ذلّت و تواضع نیز نزدیک است. باید موارد هرکدام را شناخت. شخصی به امام حسین(ع) عرض کرد: در تو تکبّر وجود دارد. آن حضرت در پاسخ فرمود: «بزرگی و کبریایی مخصوص ذات پاک خداست، ولی در من عزّت وجود دارد که خداوند می فرماید: وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ؛[1] (عزّت مخصوص خدا و رسول او، و مؤمنان است).

شخصی به امام حسن(ع) عرض کرد: در تو عظمت و بزرگ نمایی وجود دارد. آن حضرت پاسخ داد:

بل في عِزَّةٍ؛[2] (بلکه در من عزّت وجود دارد). سپس آیة مذکور را تلاوت کرد.

عزّت، براساس روایات اسلامی، تنها در پرتو تقوا و بندگی خالص خدا به دست می آید.

امیرمؤمنان علی(ع) فرمود:

اَ عِزَّ أَعَزُّ مِنَ التَّقْوَى؛[3]

عزّتی عزیزتر از تقوا و پرهیزکاری نیست.

آن بزرگوار در مناجات با خدا عرض می کرد:

إِلَهِي كَفَى بِي عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً؛[4]

خدایا! برای من همین عزّت کافی است که بندة تو هستم.

بسیاری از دستورها و برنامه های عملی اسلام موجب تقویت عزّت است. در میان آنها، از همه آشکارتر، برنامه جهاد اسلامی است که بزرگ ترین فلسفة آن حفظ عزّت مسلمانان است. برهمین اساس، حضرت زهرا(ع) در ضمن شمارش فلسفة پاره ای از احکام، فرمود:

جَعَلَ اللهُ الْجِهادَ عِزّاً لِلْإِسْلامِ، وَ ذِلّاً لِأَهْلِ الْکُفْرِ و النِّفاقِ؛[5]

خداوند جهاد را سبب عزّت و شکوه اسلام و ذلّت و شکست کافران و منافقان قرار داد.

در قرآن می خوانیم: أَيَبتَغونَ عِندَهُمُ العِزَّةَ فَإِنَّ العِزَّةَ لِلَّهِ جَميعًا؛[6] (آیا آنان (منافقان) عزّت را نزد غیرخدا می جویند، (با این که) قطعاً همة عزّت نزد خداست.)

نیز در قرآن می خوانیم: مَن كانَ يُريدُ العِزَّةَ فَلِلَّهِ العِزَّةُ جَميعًا؛[7] (کسی که خواهان عزّت است (باید از خدا بخواهد؛ چرا که) تمام عزّت برای خدا است.)

بنابر این آیه، پایة اساسی و شرط اصلی تحصیل عزّت، اعتقاد به خداست. بنابراین، در کارها و برنامه های غیرخدایی، هیچ گونه عزّتی به دست نخواهد آمد.

اما در باب عزت، قناعت و کم ‏توقعی حضرت زهرا(س) سخن بسیار است. سبک و سيره‏ ريحانه‏ پيامبر در زندگي، قدرشناسي و حق‏شناسي و سپاس نعمت‏ها بود؛ به همين دليل هم هرگز نه در فراز و نشيب زندگي و تنگناها و کمبودها و مشکلات اقتصادي لب به گلايه و شکايت از زندگي خويش مي‏گشود و نه پرتوقع بود؛ بلکه زندگي خانوادگي را با عزت نفس و سعه‏ي صدر و بلندنظري و ويژگي انساني و عزت‏آفرين قناعت آغاز کرد و به همان سبک و سيره وفادار ماند و يار غمخوار همتاي خويش گرديد و به او و ديگر اعضاي خانواده امکان رشد و تکامل و تعالي افزون‏تر در ابعاد معنوي داد.

آن انسان والا در اين راستا به گونه‏اي دقيق و ظريف، هم شرايط اقتصادي و اجتماعي جامعه را مي‏شناخت و هم امکانات مالي همتاي گرانقدرش را، هم موقعيت ممتاز خود و خاندانش را به عنوان سمبل و نمونه و پيشواي راستين مردم نيک مي‏نگريست و هم مي‏دانست که بايد همرنگ و همراه و همدرد توده‏ها باشند و در درد و رنج زودگذر آنان، براي رسيدن به رشد و تعالي و نجات و آزادي، شريک گردند.
به همين جهت در زندگي، سبک و سيره‏اش عزت نفس و قناعت و کم‏توقعي و بزرگ منشي بود.
او آينده‏نگري مي‏کرد، عاقبت‏انديشي مي‏نمود، در هزينه‏ي زندگي صرفه‏جويي و سيستم قناعت داشت و هرگز همتاي گرانقدرش را به کاري فراتر از امکان مادي و مالي‏اش وا نمي‏داشت و براي حفظ کرامت و آزادگي و حريت او، تنگناها و سختي‏ها را در راه خدا به جان مي‏خريد و چيزي نمي‏گفت.
براي نمونه:
محدثان آورده‏اند که روزي در اوج فشار اقتصادي جامعه نوبنياد اسلامي،اميرمومنان از راه رسيد و غذا خواست، اما به زودي دريافت که چيزي در خانه نيست؛ رو به دخت سرفراز پيامبر کرد که: فاطمه جان! چرا در اين مورد چيزي نگفتي تا فراهم آورم؟
او به همتاي گرانقدرش نزديک‏تر شد و با دنيايي مهر و صفا گفت: علي جان! من از خداي خويش حيا مي‏کنم که تو را به کاري که امکان انجام آن را نداري، وا دارم. آن‏گاه افزود: «کَانَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) نَهَانِی أَنْ أَسْأَلَکَ شَیْئاً»[8]
«پدرم، پيامبر، به من سفارش فرمود که در زندگي مشترک، راه عزت و قناعت پيش گيرم و هشدار داد که مبادا خريد و تهيه‏ي چيزي را از شما بخواهم….»
و نيز آورده‏اند که در همان شرايط سخت اجتماعي و اقتصادي روزي پيامبر وارد خانه‏ي ريحانه‏اش گرديد و اثر گرسنگي را در سيماي نورافشان آن حضرت و دو فرزند دلبندش نگريست. رو به فاطمه کرد که: به فرزندانم غذا بده، چرا آنان را اين‏گونه مي‏نگرم؟!
آن بانوي والايي‏ها به پدر نزديک‏تر شد و با تبسم و آرامش خاطري شگفت گفت:
«ما في بيتي شيي الا برکه رسول‏الله»[9]
«پدر جان! در خانه‏ي ما اينک جز برکت پيامبر خدا چيزي ديگر نيست.»
و نيز آورده‏اند که در همان روزگار سخت تنگناي اقتصادي جامعه، روزي مردي وارد مسجد گرديد و از شدت گرسنگي غذا خواست، اما کسي به تقاضاي او پاسخ مثبت نداد.
اميرمومنان او را به خانه‏ي خويش دعوت کرد. هنگامي که با ميهمانش وارد گرديد،گفت: فاطمه جان! چه غذايي در منزل داريم؟ «ما عندک يا بنت رسول‏الله؟» ريحانه‏ي پيامبر با چهره‏اي گشاده رو به همتاي خويش کرد که: علي جان! خداي را سپاس که اندکي غذا به اندازه‏ي خوراک يک کودک موجود است؛ اينک که تو ميهمان آورده‏اي، خود نمي‏خوريم و آن را به ميهمان تو مي‏دهيم.
اميرمومنان در اشاره به اين عزت نفس و زندگي قانعانه و بزرگمنشانه‏ي فاطمه- که يکي از رازهاي موفقيت و سرفرازي خود و خاندانش بود- مي‏فرمايد: من با ريحانه‏ي پيامبر در حالي پيمان زندگي مشترک را امضا کردم که زيرانداز و فرشي هم نداشتم، اما اينک بخشش و انفاق خاندان من به نيازمندان به اندازه‏اي است که اگر ميان بني‏هاشم توزيع گردد، همه را بي‏نياز مي‏سازد.

 

منابع:

[1] منافقون (63) آیة 8؛ بحارالأنوار، ج 44، ص 198.

[2] همان، ج 46، ص 106.

[3] نهج البلاغه، حکمت 371.

[4] بحارالأنوار، ج 77، ص 400.

[5] اعیان الشیعه، ج 1، ص 316، نظیر این مطلب در نهج البلاغه، حکمت 252 آمده است.

[6] نساء(4) آیة 139.

[7] فاطر (35) آیة 10.

[8] تفسير عياشي، ج 1، ص 171؛بحارالانوار، ج 43، ص 197.

[9] بحار، ج 35، ص 252؛ تفسير فرات کوفي، ص 527.

 

——————

4- اخلاص

——————

زهرا (سلام الله عليها) در اوج قله اخلاص بود. او در جواب پدرش كه مى فرمود:

دخترم! هم اكنون جبرئيل در نزد من است و از جانب خدا پيام آورده كه هر چه بخواهى تحقق مى يابد، مى گويد: مرا جز خود او هيچ تمنايى نيست.[1]

او با اين كه سه روز بود خود و فرزندانش هيچ نخورده بودند، پيراهنش را نزد يك يهودى گرو مى گذارد تا سائلى را از خانه خود نراند. وقتى كه سلمان اصرار مى كند، كمى از نان و خرما را خود بر دارد، مى فرمايد:

سلمان ! اين كار را فقط براى خدا انجام دادم ، از اين هيچ از آن بر نخواهم داشت[2]

همچنین درباره اخلاص آن حضرت نقل است که:

بزل هروى از جناب حسين بن روح(ره) سؤال كرد:

پيامبر خدا(صلى الله عليه و آله و سلم) چند دختر داشت؟

جواب دادند: چهار دختر.

سؤ ال كرد: كدام يك از آنان برتر بودند؟

پاسخ داد: فاطمه .

سؤ ال كرد: چرا در حالى كه او از همه دختران پيامبر كم سن و سال تر بود و از نظر مصاحبت به پيامبر، كمترين زمان و بهره از آن وى بود، چگونه و به چه علت از همه دختران رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم) افضل بود؟

جواب داد: به خاطر دو خصلتى كه پروردگار عالم وى را به آن دو خصلت مخصص گردانيده بود:

از پيامبر خدا(صلى الله عليه و آله و سلم) ميراث ها برده بود.

نسل پيامبر خدا(صلى الله عليه و آله و سلم) از او بود، و پيامبر اين ويژگى را به وى نبخشيد، مگر به لحاظ فزونى خلوصى كه در نيت صديقه طاهره(سلام الله عليها) سراغ يافت[3]

حضرت زهرا(سلام الله عليها) به اين درجه والا، فقط به خاطر آن كه دختر رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم) بود، نرسيد، زيرا غير از او چهار دختر و همسران متعدد ديگرى نيز داشت؛ بلكه به خاطر اخلاص، زهد، پارسايى، عبادت، انفاق، جهاد در راه خدا و تحمل و بردبارى در مقابل رنجهايى بود كه در راه خدا كشيد. او راه خود را با اراده و خواست خود انتخاب كرد و چنين مقرر شده بود كه بانوى زنان جهان باشد؛ بلكه شايستگى آن را داشت كه به عنوان الگوى زنان در جامعه اسلامى شناخته شود و خداوند متعال فضيلت مادرى اوصيا و شرافت رابط بودن بين نبوت و امامت را به او بخشيد.

 

منابع:

[1] رياحين الشريعة ، ج 1 ص 105.

[2] بحارالاءنوار، ج 43، ص 73.

[3] يوميات فاطمة الزهراء، ص 21.

——————————

5- بهداشت فردی

——————————

الف. آراستگی در خانه

دیگر مصداق و شاهد مثالی که برای همسری شایسته حضرت زهرا(س) در تاریخ وجود دارد این است که ایشان همواره سعی می‌کردند که در محیط خانه و نزد شوهر خویش آراسته باشند. قراینی در زندگی حضرت زهرا(س) وجود دارد که نشان می‌دهد این بانوی بهشتی، سعی می‌نمودند در محیط خانه و خانواده، عطرآگین و آراسته باشند. ایشان همیشه در نزد خود عطر نگه می‌داشتند.‌ام السلمه می‌گوید: «از ریحانه پیامبر(ص) عطر خواستم و گفتم: سرورم! آیا عطر و بوی خوشی نزد خویش دارید: ایشان فرمودند: آری و بی‌درنگ شیشه عطری آورد و اندکی از آن را بر کف دستم ریخت. بوی خوشی از آن برخاست که هرگز به مشامم نرسیده بود.»(بحارالانوار: ج۴۳، ص۹۵) حضرت فاطمه(س) حتی در واپسین لحظات زندگیش به اسماء فرمود: «هاتی طیبی الذی اتطیب به»، «عطر مرا که همیشه خود را با آن عطرآگین می‌نمودم، بیاور…»(کشف الغمه: ج۲، ص۶۲) امیرمؤمنان(ع) در اشاره به آراستگی ظاهر و باطن فاطمه(س) می‌فرمود: «وَ لَقَدْ كُنْتُ أَنْظُرُ إِلَيْهَا فَتَنْكَشِفُ عَنِّي الْهُمُومُ وَ الْأَحْزَانُ»، «هرگاه به او می‌نگریستم، همه‌ی ناراحتی‌ها و غم‌هایم برطرف می‌شد».

منبع:

بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۳۴.

 

ب. نظافت و بهداشت

اصل دیگر در خانه داری حضرت زهرا(س) رعایت نظافت خانه و بهداشت فردی اعضای خانواده بود. حضرت فاطمه(س) کارهای منزل از جمله نظافت و حفظ بهداشت را شخصا انجام می‌دادند و‌‌ همان گونه که در توصیف امیرالمومنین(ع) از تلاش‌های حضرت فاطمه(س) در منزل ذکر شد، ایشان آن قدر خانه را جارو می‌کرد که لباس‌هایش غبارآلود می‌شد. ولی هنگام عبادت، در مصلای خود از عطر و لباس مخصوص استفاده می‌نمود. ایشان بر رعایت نظافت شخصی و بهداشت در تغذیه نیز تاکید داشت.

منبع:

دانشنامه فاطمی، ص۲۸۹.

 

————————

6- نظم و انضباط

————————

 

الف. برنامه ریزی عبادی

1- داشتن محراب و جایگاه عبادت در خانه

در روایات و اقوال تاریخی مکرر آمده است که حضرت زهرا علیها السلام در خانه صاحب محراب و جایگاه خاص برای عبادت بوده است. بطور مثال امام حسن علیه السلام می فرماید:

«رَأَيْتُ أُمِّی فَاطِمَةَ ع قَامَتْ فِی مِحْرَابِهَا لَيْلَةَ جُمُعَتِهَا…»؛

مادرم فاطمه علیها السلام را در شب در محراب عبادتش دیدم…

همچنین در تاریخ آمده که روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به خانه حضرت زهرا علیها السلام آمدند و سراغ از ایشان گرفتند و فرمودند:

«قالَ: وَ أَیْنَ ابْنَتی؟ قالَ: فی مِحْرابِها»؛

کجاست دخترم؟ فاطمه جواب دادند در محراب عبادتش می باشد.[1]

2- برنامه زمان بندی برای عبادت و دعاء نمودن

3- برنامه ریزی برای درک فضیلت شب قدر و احیاء آن

4- لباس مخصوص نماز داشتن

5- عطر زدن برای نماز

منبع:

[1]فاطمة الزهرا علیها السلام بهجة قلب المصطفی، ص 256.

 

ب. زمان شناسی و رعایت آن برای دعاء

حضرت زهرا علیها السلام در رابطه با دعای روز جمعه از رسول گرامی اسلام نقل فرمودند که:

در روز جمعه ساعتی است که هر خواسته خیر و نیکویی در آن ساعت به اجابت می رسد. پرسیدم: یا رسول الله! کدام ساعت است؟ فرمودند: آنگاه که نصف قرص خورشید در افق پنهان شود.

از آن پس حضرت زهرا علیها السلام در این ساعت غروب جمعه در دعا و خیرخواهی مسلمانان همت می نمود. پس فاطمه به غلام خود فرمود: بر فراز بام درآی و چون دیدی نصف قرص خورشید در هنگام غروب پنهان شد به من خبر ده تا دعا کنم.[1]

ارتباط با خدا در فرهنگ اسلام کاری لازم و توأم با آداب و قوانین خاص خود می باشد یکی از آداب دعا، زمان شناسی در باب دعاء است. یکی از زمانهای توصیه شده برای ارتباط با خدا شبهای جمعه و غروب روز جمعه است به همین دلیل در سیره عملی حضرت علاوه بر عنصر زمان شناسی به معنای عام آن زمان شناسی و استفاده از فرصتهای طلائی معنوی هم وجود دارد به همین دلیل برای عبادت و دعا در شب و روز جمعه برنامه های خاص را پیش بینی و عمل می نمودند که نمونه ای از آن در روایت مذکور آمده است.

منبع:

[1] نهج الحیاة، ص 152؛ کوثر ولایت، عبدالرحیم موگهی، ص 51.

 

ج. برنامه در کار خانه

از دیگر موارد، برنامه ریزی در کار خانه بین خود و حضرت علی علیه السلام و بین خود و فضه خادمه و تنظیم جدول کاری بوده است. در همان روزهای اولیه زندگی خانوادگی با مشورت و نظرخواهی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله برنامه کاری داخل و خارج خانه و تقسیم کار خواستند. با صلاحدید پیامبر عظیم الشأن کار خانه تقسیم شد. پس از این ماجرا سخت کوشی فاطمه علیها السلام و جدیّت در امر اجرای این برنامه بسیار عجیب و حیرت آور است. تا اینکه بالاخره خدمتکاری به نام فضه در اختیار او قرار می گیرد و باز بین او و فضه کار تقسیم می شود. یک روز کار و یک روز استراحت[1] و علاوه بر حفظ کرامتهای انسانی خدمتکار و برخورد دوسویه بین کارگر و کارفرما فضه تحت آموزشهای اخلاقی و تعلیمات دینی، قرآنی حضرت زهرا علیها السلام قرار می گیرد و حافظ کل قرآن و سخنگوی قرآن می گردد.

منبع:

[1] زندگانی فاطمه زهرا علیها السلام، محمد قاسم نصیرپور، ص 54.

 

د. برنامه شب قدر

یکی از توصیه های جدی اولیاء خدا برنامه ریزی و ایجاد آمادگی های لازم در طول سال بویژه در ماه مبارک رمضان برای درک فضیلتهای شب قدر است. شب قدری که به تصریح قرآن لیلة مبارکه می باشد و یک شب ارزش سی هزار شبانه روز یعنی بیش از 80 سال را دارد. فراست ایمانی می طلبد که همه با تقویت روح زمان شناسی در همه ابعاد زندگی از جمله در باب عبادت و ارتباط با خدا و رعایت و مدیریت اوقات خود از عامل زمان برای سیر الی الله بهترین بهره برداری را داشته باشیم. در روایت ذیل الذکر برنامه ریزی و برنامه های شب قدر و پیش نیازهای آن در زندگی مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و حضرت زهرا علیها السلام آمده است.

در کتاب دعائم از علی علیه السلام روایت شده که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله دهه آخر ماه مبارک رمضان، رختخواب خود را جمع می کرد، و کمرش را برای عبادت، محکم می بست و چون شب بیست و سوم فرا می رسید، اهل بیت خود را بیدار نگه می داشت. و به صورت هر کدام که خواب بر او غلبه می کرد، آب می زد که خوابش نگیرد. همینطور، حضرت زهرا علیها السلام، هیچ یک از اهل خانه خود را نمی گذاشت که در آن شب بخوابند، و برای اینکه خوابشان نبرد، غذای کمتری به آنان می داد. و از روز، خود را برای شب زنده داری آماده می کرد و می فرمود: محروم است کسی که از خیر این شب بی بهره بماند.[1]

منبع:

[1] سنن النبی، ص296.

 

——————————

7- خوراک و پوشاک

——————————

 

الف.خوراک منزل حضرت فاطمه(س)

خوراک حضرت هم همسان و بل پایین‌تر از خوراک توده مردم بود در برخی از گزارش‌ها به رنگ‌پریدگی فاطمه(س) از سر گرسنگی اشاره‌شده است(راوندی، الخرائج و الجرائح، ج1، 51) اما به این نکته باید توجه داشت که این وضعیت مربوط به سال‌های اول هجرت است که مسلمانان در شرایط اقتصادی نامطلوبی به سر می‌بردند، چراکه هر چه جلوتر می‌رویم اوضاع بهتر می‌شود. آیه تطهیر(احزاب:33) در سال پنجم هجرت نازل‌شده است. در مقدمه اغلب گزارش‌های مختلفی که در منابع شیعی و سنی ذیل این آیه شریفه و یا درباره حدیث کساء وجود دارد، چنین آمده است که فاطمه دیگی سنگی(برمه) را که در آن فرنی(عصیده)(سیاح،فرهنگ بزرگ جامعه نوین،ج2،ص2005 ساخته بود و بر طبقی حمل می‌کرد، نزد پیامبر(ص) آورد و در مقابل ایشان به زمین نهاد (حاکم الحسکانی،ج2،ص104) (ابن طاووس،14400،ج1، ص126) و درجایی از سبزی موردعلاقه فاطمه یعنی خُرفه (الفرفح) نام‌برده شده است.

منبع:

کلینی، الکافی، چ6، ص368.

 

ب. آداب غذا خوردن

در سیره اجتماعی حضرت فاطمه(س)، همچنین درباره آداب غذا خوردن به مواردی به‌عنوان استحباب اشاره‌کرده‌اند که ازجمله آن‌ها وضو ساختن پیش از غذا و نشستن بر جانب چپ است و مواردی را هم که به‌عنوان ادب نشستن بر سر سفره ذکر کرده‌اند. شامل این موارد است: خوردن غذا از قسمتی که به‌جانب توست، کوچک گرفتن لقمه، نیکو جویدن و کم نگاه کردن به چهره دیگرانی که بر سفره هستند.

منبع:

صدوق، 1403، ج2، 485.

 

Leave a Comment