جریان فدک

———————

3- جریان فدک

———————

دفاع از فدک

«اِنّ أبی أعطانی فَدَکاً و عَلِیّ ُعلیه السلام و اُمُّ أیمَنَ یَشهَدانِ»

به درستی که پدرم فدک را به من بخشید و علی علیه السلام و ام ایمن هم شهادت می دهند.

«جئتُ من عِندِ اَبی بَکرٍ أخبَرتُهُ اَنَّ رَسُولَ اللّه ِ أَعطانی فَدَکاً وَ اَنَّ عَلِیّاً وَ اُمَّ أیمَنَ یَشهَدانِ لی بِذلِکَ فَأعطانِیها وَ کَتَبَ لی بِها»

از نزد ابوبکر می آیم، به او خبر دادم که رسول خدا فدک را به من اعطا فرمود و علی علیه السلام و ام ایمن بر حقانیت من گواهی می دهند.بنابراین ابوبکر تسلیم شد و نامه ای(جهت بازگرداندن فدک) برای من نوشت.

قالت: ألَیسَت فَدَکُ فی یَدِی؟ وَ فِیهَا وَکِیلِی، وَ قَد أکَلتُ غَلَّتَهَا و رَسُولُ الله صلی الله و علیه و آله و سلم حَیُّ؟
قَالا: بَلَی.
قَالَت: فَلِمَ تَسألانی البَیِّنَةَ عَلَی مَا فِی یَدِی؟!
قَالا: لِاأنَّهَا فَی ءُ لِلمُسلِمِینَ
قالت لَهُمَا وَ النَّاسُ حَولَهُمَا یَسمَعُونَ:
أفَتُرِیدانِ أن تَرُدَّا مَا صَنَعَ رَسُولُ اللهِ صلی الله و علیه و آله و سلم و تَحکُمَا فِینَا خَاصَّهً بِمَا لَم تَحکُمَا فِی سَائِرِ المُسلِمینَ؟‍ أیُّها النّاسُ اسمَعُوا مَا رَکِبَاهَا.

قُلتُ: أرَأیتُما اِنِ ادَّعَیتُ مَا فِی أیدِی المُسلِمِینَ مِن أموَالِهم تَسألُونِّی البَیِنَهَ أم تَسألُونَهُم؟
قَالا: لابَل نَسألُکَ
قُلتُ: فَاِنِ ادَّعَی جَمِیعُ المُسلِمِینَ مَا فِی یَدِی تَسأَلُونَهُمُ البَیِّنَهَ أم تَسألُونِّی؟
فَغَضِبَ عُمَرُ، و قَالَ: اِنَّ هَذَا فَی ءُ لِلمُسلِمِین.
قَالَت: حَسبِی أنشُدُ کُم بِاللهِ أیُّها النَّاسُ أمَا سَمِعتُم رَسُولَ اللهِ صلی الله و علیه و آله و سلم

یَقُولُ: اِنَّ ابنَتِی سَیِّدَهُ نِسَاءِ أهلِ الجَنَّهِ؟
قَالُوا: اللَّهُمَّ نَعَم
قَالَت: أفَسَیِّدَهُ نِسَاءِ أهلِ الجَنَّهِ تدَّعِی البَاطِل َوَ تَاخُذُ مَا لَیسَ لَهَا؟! أرَأَیتُم لَو أنَّ أربَعَهً شَهِدُوا عَلَیَّ بِفَاحِشَهٍ أو رَجُلَینِ بِسَرقَهٍ أکُنتُم مُصَدِّقِینَ عَلَیَّ؟
قالَ عُمَر: نَعَم وَ نُوقِعُ عَلَیکَ الحَدَّ
فَقَالَت: کَذَبتَ وَ لَؤمتَ اِلَّا أن تُقِرَّ أنّکَ لَستَ عَلَی دِینِ مُحَمَّدٍ صلی الله و علیه و آله و سلم اِنَّ الَّذِی یُجِیزُ عَلَی سَیِّدَهِ نِساءِ أهلِ الجَنَّهِ شَهَادَهً أو یُقِیمُ عَلَیهَا حَدّا لَمَلعُونُ کَافِرٌبِمَا أنزَلَ الله علی محمد صلی الله و علیه و آله و سلم اِنَّ مَن أذهَبَ اللهُ عَنهُمُ الرِّجسَ وَطَهَّر هُم تَطهِیراً لاتَجُوزُ عَلَیهِم شَهَادَهٌ لِأنَّهُم مَعصُومُونَ مِن کُلِّ سُوءٍ مُطَهَّرونَ مِن کُلِّ فَاحِشَه.

(آیا باغات فدک در دست من نبود؟

و وکلا و کارگران من در آن کار نمی کردن؟

و من از میوه ها و سبزیجات آن نمی خورم؟

آن هم در روزهائی که رسول خدا زنده بودند؟

عمر و ابوبکر گفتند: آری

حضرت فاطمه علیها السلام ادامه داد:

(پس آن چه که در دست من بود، برای گرفتن آن چرا از من سئوال نکردید؟ و از مدرک و سند آن نپرسیدید؟)

عمر و ابوبکر گفتند: برای این که فدک جزو اموال مسلمین است.

حضرت زهرا علیها السلام خطاب به آن دو نفر در حالی که جمعیت فراوانی اطرافشان گرد آمده بودند فرمود:

(آیا شما اراده کردید آن چه را که رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم انجام داده است، دگرگون سازید؟ و در باره ما اهل بیت حکمی نمایید که درباره دیگران روا نمی دارید؟ ای مردم مدینه! بشنوید، این دو نفر چه می گویند و چه می کنند؟

از شما دو نفر می پرسم:

آیا اگر من اموالی را که در دست مسلمانان است، ادعا نمایم از من دلیل و مدرک می خواهید، یا از دیگران و صاحبان اموال؟

گفتند: از تو که مدعی اموال دیگرانی.

حضرت فاطمه علیها السلام دیگر بار پرسید:

(حال اگر مسلمانان اموالی را که در دست من است، ادعا نمایند، از آنها باید دلیل و مدرک بطلبید یا از من؟)

عمر در حالی که سخت عصبانی شده بود جواب نداد و همان حرف قبلی را تکرار کرد که: فدک جزو اموال مسلمین است.

حضرت زهرا علیها السلام خطاب به جمعیت حاضر فرمود:

(کافی است، شما را بخدا سوگند می دهم ای مردم! آیا از پیامبر اسلام شنیدید که می فرمود:
همانا دخترم فاطمه سید و بزرگ زنان اهل بهشت است؟)

جمعیت همگی گفتند: آری از پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم شنیدیم.

پس از اعتراف عموم مردم حضرت ادامه داد:

(ای مردم آیا سید و بزرگ زنان بهشتی ادعای باطل می کند و اموالی را می گیرد که مال او نیست؟ ای مردم چگونه فکر می کنید؟ اگر چهار نفر علیه من به عمل زشتی شهادت دهند و یا دو نفر شهادت دهند که من دزدی کردم آیا آنها را تصدیق می کنید؟)

در میان سکوت مسلمانان و ابوبکر، عمر گفت:

آری و بر تو حد جاری می سازیم.

حضرت زهرا علیها السلام فرمود:

دروغ گفتی و دشمنی و پستی خود را ظاهر ساختی، مگر آن که اقرار کنی که بر دین محمد صلی الله و علیه و آله و سلم نیستی.

آن کس که بخود اجازه می دهد تا بر سید زنان بهشتی شهادت دروغ روا دارد یا بر او حدی جایز شمارد، کافر و مورد لعن و نفرین الهی است.

زیرا آیات الهی را که بر پیامبر اسلام نازل شده است، منکر شده خدائی که زشتی ها و پلیدی ها را از اهل بیت دور کرده و آنها را از هر گونه گناه و لغزشی پاک نموده، اجازه نمی دهد که کسی شهادت دروغ بر ضدشان مطرح نماید، به علت آن که اهل بیت علیه السلام از هر بدی معصوم و از هر عمل زشتی پاک و مطهرند.

1.کتاب عوالم،ج11،ص601 و بحارالانوار ،ج8،ص234 و مستدرک الوسائل،ج17،ص399.

استنصار برای استرداد فدک

قالت:یا مُعاذَ بنَ جَبَلٍ اِنّی قَد جِئتُکَ مُستَنصِرَۀً وَ قَد بایَعتَ رَسُولَ الله عَلیأن تَنصُرَهُ وَ ذُرِّیَّتَهُ وَ تَمنَعَهُ مِمّا تَمنَعُ مِنهُ نَفسَکَ وَ ذُرِّیَّتَکَ وَ أنَّ ابابَکر قَد غَصَبَنی عَلی فَدَکٍ وَ أخرَجَ وَکیلی مِنها.

ای معاذ بن جبل!

همانا نزد تو آمده ام و از تو طلب یاری دارم.

زیرا که با پیامبر خدا بیعت کردی تا پیامبر و فرزندان او را یاری و از آنان دفاع کنی همچنان که از خود و خاندان خود دفاع می کنی.

به درستی که ابوبکر حق مرا در فدک غصب کرده است و وکیل و کارگران مرا اخراج نموده است.

منبع: کتاب سلیم بن قیس،ص134 و بحارالانوار،ج8،ص103و اختصاص،ص 178.

فدک

عن عطیه قال: لما نزلت: «فَآتِ ذَا القُربی حَقّهُ… (روم-38) دعا رسول الله(ص) فاطمه(ع) فأعطاها فدک.

عطیه گفت: هنگامی که آیه شریفه (روم-38 ): (حق خویشاوندان و نزدیکان را بده…) نازل گشت رسول خدا (ص) حضرت فاطمه را به حضور فرا خواند و فدک را به او اعطا کرد.

منبع: کشف الغمّه، ج 1، ص 476.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن