در کلام امام علی (ع)

 عفاف در نگاه فاطمه(س)

1- قَالَ علی: سَأَلَ رَسُولُ اللَّهِ أَصْحَابَهُ عَنِ الْمَرْأَةِ مَا هِيَ قَالُوا عَوْرَةٌ قَالَ فَمَتَى تَكُونُ أَدْنَى مِنْ رَبِّهَا فَلَمْ يَدْرُوا فَلَمَّا سَمِعَتْ فَاطِمَةُ ذَلِكَ قَالَتْ أَدْنَى مَا تَكُونُ مِنْ رَبِّهَا أَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَيْتِهَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّي.

(بحارالانوار، ج۴٣، ص٩٢)

 

امام علی علیه‌السلام فرمود: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله از اصحابش پرسید: زن چیست؟ گفتند: زن «عورت» است. پیامبر سؤال فرمود: در چه هنگامی زن به خداوند نزدیک‌تر است؟ اصحاب پیامبر نتوانستند به این سؤال پاسخ گویند. هنگامی که این سؤال به فاطمه عرضه شد، گفت: هنگامی زن به خداوند نزدیک‌تر است که در کنج خانه‏‌اش قرار داشته و از اختلاط با نامحرمان به دور باشد. چون این پاسخ به گوش رسول خدا رسید فرمود: همانا فاطمه پاره‏ای از وجود من است.

وصیت فاطمه(س)

2- فَكَشَفَ عَلِيٌّ عَنْ وَجْهِهَا فَإِذَا بِرُقْعَةٍ عِنْدَ رَأْسِهَا فَنَظَرَ فِيهَا فَإِذَا فِيهَا بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ هَذَا مَا أَوْصَتْ بِهِ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ أَوْصَتْ وَ هِيَ تَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَ النَّارَ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ يَا عَلِيُّ أَنَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ زَوَّجَنِيَ اللَّهُ مِنْكَ لِأَكُونَ لَكَ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ أَنْتَ أَوْلَى بِي مِنْ غَيْرِي حَنِّطْنِي وَ غَسِّلْنِي وَ كَفِّنِّي بِاللَّيْلِ وَ صَلِّ عَلَيَّ وَ ادْفِنِّي بِاللَّيْلِ وَ لَا تُعْلِمْ أَحَداً وَ أَسْتَوْدِعُكَ اللَّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَى وُلْدِيَ السَّلَامَ إِلَى يَوْمِ القیامة.

(بحارالانوار، ج۴٣، ص١٨۵)

 

آنگاه حضرت علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام صورت مبارک فاطمه زهرا را باز کرد و رقعه‏‌ای نزد سر آن بانوی معظمه یافت که در آن نوشته بود: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ. این آن وصیتی است که فاطمه دختر پیغمبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله کرده: فاطمه شهادت می‌دهد که خدایی جز خدای یگانه وجود ندارد. محمد بنده و پیامبر خدا است. بهشت بر حق و دوزخ بر حق است، قیامت خواهد آمد و شکی در آن نخواهد بود، خدا کلیه افرادی را که در قبرها مدفونند برانگیخته خواهد کرد.

یا علی! من فاطمه دختر محمّد صلی‌الله‌علیه‌وآله هستم. خدا مرا در دنیا و آخرت برای تو تزویج نمود. یا علی! تو از دیگران برای [غسل و کفن] من مقدم هستی، مرا حنوط کن غسل بده، شبانه مرا دفن کن، شبانه بر بدنم نماز بگزار، شبانه به خاکم بسپار، احدی را از فوت من آگاه منمای، من تو را به خدا می‌سپارم و تا روز قیامت به فرزندانم سلام می‌رسانم.

تجهیز و تدفین فاطمه (س)

3- فَقَالَ عَلِيٌّ: وَ اللَّهِ لَقَدْ أَخَذْتُ فِي أَمْرِهَا وَ غَسَّلْتُهَا فِي قَمِيصِهَا وَ لَمْ أَكْشِفْهُ عَنْهَا فَوَ اللَّهِ لَقَدْ كَانَتْ مَيْمُونَةً طَاهِرَةً مُطَهَّرَةً ثُمَّ حَنَّطْتُهَا مِنْ فَضْلَةِ حَنُوطِ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَفَّنْتُهَا وَ أَدْرَجْتُهَا فِي أَكْفَانِهَا فَلَمَّا هَمَمْتُ أَنْ أَعْقِدَ الرِّدَاءَ نَادَيْتُ يَا أُمَّ كُلْثُومٍ يَا زَيْنَبُ يَا سُكَينَةُ يَا فِضَّةُ يَا حَسَنُ يَا حُسَيْنُ هَلُمُّوا تَزَوَّدُوا مِنْ أُمِّكُمْ فَهَذَا الْفِرَاقُ وَ اللِّقَاءُ فِي الْجَنَّةِ فَأَقْبَلَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ هُمَا يُنَادِيَانِ وَا حَسْرَتَا لَا تَنْطَفِئُ أَبَداً مِنْ فَقْدِ جَدِّنَا مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ أُمِّنَا فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ يَا أُمَّ الْحُسَيْنِ إِذَا لَقِيتِ جَدَّنَا مُحَمَّداً الْمُصْطَفَى فَأَقْرِئِيهِ مِنَّا السَّلَامَ وَ قُولِي لَهُ إِنَّا قَدْ بَقِينَا بَعْدَكَ يَتِيمَيْنِ فِي دَارِ الدُّنْيَا فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ أَنَّهَا قَدْ حَنَّتْ وَ أَنَّتْ وَ مَدَّتْ يَدَيْهَا وَ ضَمَّتْهُمَا إِلَى صَدْرِهَا مَلِيّاً وَ إِذَا بِهَاتِفٍ مِنَ السَّمَاءِ يُنَادِي يَا أَبَا الْحَسَنِ ارْفَعْهُمَا عَنْهَا فَلَقَدْ أَبْكَيَا وَ اللَّهِ مَلَائِكَةَ السَّمَاوَاتِ فَقَدِ اشْتَاقَ الْحَبِيبُ إِلَى الْمَحْبُوبِ قَالَ فَرَفَعْتُهُمَا عَنْ صَدْرِهَا وَ جَعَلْتُ أَعْقِدُ الرِّدَاءَ وَ أَنَا أُنْشِدُ بِهَذِهِ الْأَبْيَات‏:

             فِرَاقُكِ أَعْظَمُ الْأَشْيَاءِ عِنْدِي             وَ فَقْدُكِ فَاطِمُ أَدْهَى الثُّكُولِ‏

             سَأَبْكِي حَسْرَةً وَ أَنُوحُ شَجْواً             عَلَى خَلٍّ مَضَى أَسْنَى سَبِيلٍ‏

            أَلَا يَا عَيْنُ جُودِي وَ أَسْعِدِينِي             فَحُزْنِي دَائِمٌ أَبْكِي خَلِيلِي‏

(بحارالانوار، ج۴٣، ص١٧٩)

 

حضرت امیر علیه‌السلام می‏‌فرماید: به خداوند سوگند من متصدی امر آن بانو شدم و بدن وی را از زیر پیراهن غسل دادم، به خداوند سوگند که بدن فاطمه زهرا پاک و مطهر بود. آنگاه بدن مقدس او را از باقیمانده حنوط پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله حنوط کردم، سپس پیکر مبارکش را در میان کفن‌هایش جای دادم و چون تصمیم گرفتم کفن او را گره بزنم، صدا زدم: ای ام‌کلثوم، زینب، سکینه، فضّه، حسن و حسین! بیایید و مادر خود را برای آخرین بار ببینید، روز فراق آمد و ملاقات شما در بهشت خواهد بود.

حسن و حسین علیهماالسلام در حالی آمدند که فریاد می‏‌زدند: آه از این حسرتی که هیچ وقت به علت از دست دادن جدمان، پیامبر خدا و مادرمان، فاطمه زهرا از بین نخواهد رفت. ای مادر حسن و حسین! هنگامی که جد ما حضرت محمد مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وآله را ملاقات نمودی سلام ما را به آن حضرت برسان و به آن بزرگوار بگو: ما بعد از تو در دار دنیا یتیم ماندیم! حضرت علی می‏‌فرماید: من خداوند را شاهد می‏‌گیرم که فاطمه زهرا آه و ناله کرد، دست‌های خود را دراز نمود و حسنین را چند لحظه‏‌ای به سینه خود چسبانید. ناگاه هاتفی از آسمان ندا در داد: ای ابوالحسن! حسین را از روی سینه فاطمه بردار، به خداوند سوگند که ملائکه آسمان‌ها را گریان کردند؛ که دوست مشتاق لقای دوست است. حضرت امیر علیه‌السلام می‏‌فرماید: من حسنین را از روی سینه زهرا برداشتم و در حال بستن بندهای کفن این اشعار را سرودم:

مفارقت تو برایم بزرگ‌ترین امور است، و از دست دادن تو سخت‏‌ترین مصیبت؛

من برای حسرت و غم آن کسی گریه و ناله می‏‌کنم که بهترین راه را برای مرگ پیمود؛

ای چشم من! با من مساعدت و همراهی کن که محزون دائمی هستم و برای دوست خودم گریان.

 فاطمه(س) و قیامت

4- عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ يَقُولُ: دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ ذَاتَ يَوْمٍ عَلَى فَاطِمَةَ وَ هِيَ حَزِينَةٌ فَقَالَ لَهَا مَا حُزْنُكِ يَا بُنَيَّةِ قَالَتْ يَا أَبَتِ ذَكَرْتُ الْمَحْشَرَ وَ وُقُوفَ النَّاسِ عُرَاةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ قَالَ يَا بُنَيَّةِ إِنَّهُ لَيَوْمٌ عَظِيمٌ وَ لَكِنْ قَدْ أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّهُ قَالَ أَوَّلُ مَنْ تَنْشَقُّ عَنْهُ الْأَرْضُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَنَا ثُمَّ أَبِي إِبْرَاهِيمُ ثُمَّ بَعْلُكِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ يَبْعَثُ اللَّهُ إِلَيْكِ جَبْرَئِيلَ فِي سَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ فَيَضْرِبُ عَلَى قَبْرِكِ سَبْعَ قِبَابٍ مِنْ نُورٍ ثُمَّ يَأْتِيكِ إِسْرَافِيلُ بِثَلَاثِ حُلَلِ مِنْ نُورٍ فَيَقِفُ عِنْدَ رَأْسِكِ فَيُنَادِينَكِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ مُحَمَّدٍ قُومِي إِلَى مَحْشَرِكِ فَتَقُومِينَ آمِنَةً رَوْعَتَكِ مَسْتُورَةً عَوْرَتُكِ فَيُنَاوِلُكِ إِسْرَافِيلُ الْحُلَلَ فَتَلْبَسِينَهَا وَ يَأْتِيكِ زُوقَائِيلُ بِنَجِيبَةٍ مِنْ نُورٍ زِمَامُهَا مِنْ لُؤْلُؤٍ رَطْبٍ عَلَيْهَا مِحَفَّةٌ مِنْ ذَهَبٍ فَتَرْكَبِينَهَا وَ يَقُودُ زُوقَائِيلُ بِزِمَامِهَا وَ بَيْنَ يَدَيْكِ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ بِأَيْدِيهِمْ أَلْوِيَةُ التَّسْبِيح‏.

(بحارالانوار، ج۴٣، ص٢٢۵)

 

از علی علیه‌السلام روایت شده است که فرمود: روزی پیامبر گرامی اسلام نزد حضرت زهرا رفت و آن بانو را محزون یافت. به فاطمه فرمود: دختر عزیز من! سبب غم و اندوه تو چیست؟ فاطمه گفت: روز محشر و برهنگی مردم به خاطرم آمد. رسول خدا فرمود: آری آن روز، روز بسیار بزرگی است. ولی جبرئیل از طرف خداوند رئوف به من خبر داد: هنگامی که در آن روز زمین شکافته شود، اول کسی که از زمین خارج شود من هستم، بعد از من ابراهیم خلیل، بعد از او شوهر تو علی‌بن‌ابی‌طالب، آنگاه خداوند مهربان جبرئیل را با هفتاد هزار ملک نزد قبر تو خواهد فرستاد، بر قبر تو هفت قبه نور نصب خواهد شد، اسرافیل سه حله نور برای تو می‏‌آورد و نزد سر تو توقف می‏‌کند و صدا می‏‌زند: ای دختر محمد بیا به صحرای محشر! تو در حالی از قبر بیرون می‏‌آیی که بدنت پوشیده باشد و از خوف آن روز در امان خواهی بود، اسرافیل آن حله‏‌ها را به تو می‏‌دهد و تو آنها را می‏‌پوشی، آنگاه ملکی که او را زوقائیل می‏‌گویند ناقه‏‌ای برای تو می‏‌آورد که مهار آن از مروارید و کجاوه‏ای از طلا بر پشت آن نصب شده باشد. تو بر آن ناقه سوار می‏‌شوی و زوقائیل درحالی‌که در پیش تو هفتاد هزار ملک باشد و علم‏‌های تسبیح در دست داشته باشند مهار آن را خواهد کشید.

 

اوصاف فاطمه (س

5- «… أنا زوج البتول، سيّدة نساء العالمين، فاطمة التقية الزكية البَرَّة المهدية، حبيبة حبيب اللَّه و خير بناته و سلالته و «ريحانة» رسول اللَّه…، 
… من شوهر بتول، سرور زنان عالم هستم. فاطمهاى كه اهل پاكدامنى است، نيكوكار است، از طرف خداوند هدايت شده است، دوستِ، دوست خداست، بهترين دختر و فرزند پيامبر خداست، ريحانهى پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله است….» (1) 

1- بحارالانوار، ج 35، ص 45، را همچنين، ج 33، ص 283، ر 547 از بشارة المصطفى. 

 

اوصاف فاطمه (س

6- انها استقت بالقربة حتی اثرفی صدرها وطحنت بالرحی حتی مجلت یدها وکسحت البیت حتی اغبرت ثیابها واوقدت النار تحت القدر حتی دکنت ثیابها فاصابها من ذلک ضرر شدید

حضرت فاطمه زهرا علیها السلام آن قدر با مشک، آب کشید که اثر آن در سینه اش آشکار شد و چندان با دست خود آسیاب کرد که دستهایش پینه زد و آن قدر خانه را جاروب کرد که لباسهایش خاک آلود گردید . و چندان آتش در زیر دیگ روشن کرد که لباسهایش سیاه و دود آلود شد و از این کارها رنج و سختی زیادی به او رسید .»

علل الشرایع، ج 2، ص 366

 

فاطمه (س) و اطاعت شوهر 

7- فوالله … لا اغضبتنی ولاعصت لی امرا ولقد کنت انظر الیها فتنکشف عنی الهموم والاحزان;

سوگند به خدا که فاطمه علیها السلام هیچ گاه مرا خشمگین نکرد و در هیچ کاری از من سرپیچی ننمود . و من هرگاه به فاطمه علیها السلام نگاه می کردم، غم و اندوه از من زدوده می شد .»

بحارالانوار، ج 43، ص 134

 

فاطمه (س) کمک خوبی است در مسیر طاعت خدا 

8- نعم العون فی طاعة الله

او بهترین یاور است بر اطاعت خدا.

بحار، ج 43، 117 و 133

 

فاطمه (س) و اطاعت از شوهر 

9- معاذ الله! انت اعلم بالله وابر واتقی واکرم واشد خوفاً من الله من ان اوبخک بمخالفتی وقد عز علی مفارقتک، الا انه لا بد منه، والله لقد جددت علی مصیبة رسول الله و قد عظمت وفاتک وفقدک فانا لله

گرامی همسرم! فاطمه جان! پناه به خدای می برم که تو بانوی خداساخته و پرورش یافته دامان رسالت و برترین بانوی بهشت، از وظایف خویش تخلف نموده باشی.

بحار الانوار، ج 43، ص

 

فاطمه و غم زدایی از سیمای شوهر 

 10- فو الله مااغضبتها ولا اکرهتها علی امر حتی قبضها الله عزوجل ولا اغضبتنی ولا عصت لی امراً، ولقد کنت انظر الیها فتنکشف عنی الهموم والاحزان.

به خدای سوگند من در زندگی خود با ریحانه پیامبر، هرگز او را به خشم نیاوردم و او را به کاری که برایش خوشایند نبود نخواندم، تا او جهان را بدرود گفت و مرا در فراغ خویش گرفتار ساخت؛ و آن عزیز سفر کرده نیز مرا هرگز خشمگین نساخت و جز در انجام خواسته هایم نکوشید و با من هماره هماهنگ بود.او به گونه ای بود که من هرگاه به او نگاه می کردم، شکوه و عظمت و صفایش، همه غم و اندوه را از دلم می زدود.

عوالم العلوم، ص 178؛ فاطمه الزهراء من المهد الی اللحد، ص 142

 

فاطمه (س) فخر علی (ع) 

11-  ولی الفخر بفاطم وابیها – ثم فخری برسول الله اذ زوجنیها 

و برای من در وجود گرانمایه فاطمه و پدر ارجمندش، بسی مایه فخر و مباهات است.و باز هم افتخاری است که پیامبر خدا ریحانه اش را به همسری من درآورد.

احتجاج طبرسی، ص 171

فاطمه (س) مایه آرامش علی (ع) 

12- محمد النبی اخی وصنوی – وحمزة سید الشهداء عمی!…

وبنت محمد سکنی وعرسی – منوط لحمها بدمی ولحمی

وسبط احمد ولدای منها – فأیکم له سهم کسهمی.

محمد، برترین پیامبر خدا، برادر و همتای من است و حمزه، آن سالار شهیدان راه حق، عموی من.جعفر طیار، که بامدادان و شامگاهان با فرشتگان بارگاه خدا پرواز می کند، برادر قهرمان من است و ریحانه پیامبر خدا فاطمه، که خون و گوشت او با خون و گوشت من درآمیخته است، همتا و همپرواز و شریک زندگی من.
و نوادگان شکوهبار پیامبر از فاطمه، فرزندان دلبند من هستند.اینک بگویید، کدامین شما از افتخار پیوند و همدلی و همراهی با پیامبر بهره ای بسان من دارید؟!

الغدیر، ج 2، ص 25؛ احتجاج طبرسی، ص 180

 

ستمکاران وبدرفتاران با اهلبیت(ع)

13- عن علی بن ابیطالب (ع) قال رسول الله (ص) حرم الله الجنه علی من ظلم اهل بیتی و قاتلهم و من سبهم و المغیر علیهم اولئک لاخلاق لهم فی الاخره و لایکلمهم الله.

امیر المومنین علی بن ابی طالب صلوات الله و سلامه علیه فرمود : رسول خدا (ص) فرمود : خدا بهشت را حرام کرده است بر کسی که : به اهل بیت من ستم کند و با آنان کارزار نماید و به آنان ناسزا گوید ، و برآنان بتازد و غارتشان کند اینگونه افراد را در آخرت بهره ای از ثواب نیست و خدا با آن ها سخن نمی گوید .

( شرف النبی خرگوشی ص 275 )

 

نام بتول چرا ؟

14- عَنْ عَلِيٍّ ع: أَنَّ النَّبِيَّ ص سُئِلَ مَا الْبَتُولُ فَإِنَّا سَمِعْنَاكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ تَقُولُ إِنَّ مَرْيَمَ بَتُولٌ وَ فَاطِمَةَ بَتُولٌ فَقَالَ ع الْبَتُولُ الَّتِي لَمْ تَرَ حُمْرَةً قَطُّ أَيْ لَمْ تَحِضْ فَإِنَّ الْحَيْضَ مَكْرُوهٌ فِي بَنَاتِ الْأَنْبِيَاءِ.

امیر المومنین (ع) فرمود : از رسول خدا (ص) پرسیدند بتول چیست ؟ زیرا یا رسول الله ! ما از تو شنیده ایم که می فرمودی همانا مریم و فاطمه بتول هستند فرمود : بتول آن زنی است که هرگز سرخی نبیند یعنی حایض نشود زیرا حیض در دختران پیغمبران (ع) ناپسندیده و مکروه  است .

(بحار ج 43 ص 15 )

 

15- قال على(ع): وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ ع لَا تَدَعُ أَحَداً مِنْ أَهْلِهَا يَنَامُ تِلْكَ اللَّيْلَةَ وَ تُدَاوِيهِمْ بِقِلَّةِ الطَّعَامِ وَ تَتَأَهَّبُ لَهَا مِنَ النَّهَارِ وَ تَقُولُ مَحْرُومٌ مَنْ حُرِمَ خَيْرَهَا.

حضرت على(ع) فرمود: فاطمه(س) نمى‏ گذاشت كسى از اهل خانه در شبهاى قدر به خواب رود به آنان غذاى كم مى‏ داد و از روز قبل براى احياى شب قدر آماده مى‏شد و مى‏فرمود: محروم كسى است كه از بركات اين شب محروم باشد.

(دعائم الاسلام، ج 1: 282)

قدرشناس قدر

قال على(ع): وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ ع لَا تَدَعُ أَحَداً مِنْ أَهْلِهَا يَنَامُ تِلْكَ اللَّيْلَةَ وَ تُدَاوِيهِمْ بِقِلَّةِ الطَّعَامِ وَ تَتَأَهَّبُ لَهَا مِنَ النَّهَارِ وَ تَقُولُ مَحْرُومٌ مَنْ حُرِمَ خَيْرَهَا..[5]

حضرت على(ع) فرمود: فاطمه(س) نمى‏گذاشت كسى از اهل خانه در شبهاى قدر به خواب رود به آنان غذاى كم مى‏داد و از روز قبل براى احياى شب قدر آماده مى‏شد و مى‏فرمود: محروم كسى است كه از بركات اين شب محروم باشد.

دعائم الاسلام، ج 1، 282

Leave a Comment