در کلام امام علی (ع)

1- عفاف در نگاه فاطمه(س)

قَالَ علی:

«سَأَلَ رَسُولُ اللَّهِ أَصْحَابَهُ عَنِ الْمَرْأَةِ مَا هِيَ قَالُوا عَوْرَةٌ قَالَ فَمَتَى تَكُونُ أَدْنَى مِنْ رَبِّهَا فَلَمْ يَدْرُوا فَلَمَّا سَمِعَتْ فَاطِمَةُ ذَلِكَ قَالَتْ أَدْنَى مَا تَكُونُ مِنْ رَبِّهَا أَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَيْتِهَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّي».

امام علی علیه‌السلام فرمود:

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله از اصحابش پرسید: زن چیست؟ گفتند: زن «عورت» است. پیامبر سؤال فرمود:

در چه هنگامی زن به خداوند نزدیک‌تر است؟ اصحاب پیامبر نتوانستند به این سؤال پاسخ گویند. هنگامی که این سؤال به فاطمه عرضه شد، گفت:

هنگامی زن به خداوند نزدیک‌تر است که در کنج خانه‏‌اش قرار داشته و از اختلاط با نامحرمان به دور باشد. چون این پاسخ به گوش رسول خدا رسید فرمود: همانا فاطمه پاره‏ای از وجود من است.

منبع: بحارالانوار، ج۴٣، ص٩٢.

 

2- وصیت فاطمه(س)

فَكَشَفَ عَلِيٌّ عَنْ وَجْهِهَا فَإِذَا بِرُقْعَةٍ عِنْدَ رَأْسِهَا فَنَظَرَ فِيهَا فَإِذَا فِيهَا بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ هَذَا مَا أَوْصَتْ بِهِ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ أَوْصَتْ وَ هِيَ تَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَ النَّارَ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ

يَا عَلِيُّ أَنَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ زَوَّجَنِيَ اللَّهُ مِنْكَ لِأَكُونَ لَكَ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ أَنْتَ أَوْلَى بِي مِنْ غَيْرِي حَنِّطْنِي وَ غَسِّلْنِي وَ كَفِّنِّي بِاللَّيْلِ وَ صَلِّ عَلَيَّ وَ ادْفِنِّي بِاللَّيْلِ وَ لَا تُعْلِمْ أَحَداً وَ أَسْتَوْدِعُكَ اللَّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَى وُلْدِيَ السَّلَامَ إِلَى يَوْمِ القیامة.

آنگاه حضرت علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام صورت مبارک فاطمه زهرا را باز کرد و رقعه‏‌ای نزد سر آن بانوی معظمه یافت که در آن نوشته بود:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ. این آن وصیتی است که فاطمه دختر پیغمبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله کرده: فاطمه شهادت می‌دهد که خدایی جز خدای یگانه وجود ندارد.

محمد بنده و پیامبر خدا است. بهشت بر حق و دوزخ بر حق است، قیامت خواهد آمد و شکی در آن نخواهد بود، خدا کلیه افرادی را که در قبرها مدفونند برانگیخته خواهد کرد.

یا علی! من فاطمه دختر محمّد صلی‌الله‌علیه‌وآله هستم. خدا مرا در دنیا و آخرت برای تو تزویج نمود.

یا علی! تو از دیگران برای [غسل و کفن] من مقدم هستی، مرا حنوط کن غسل بده، شبانه مرا دفن کن، شبانه بر بدنم نماز بگزار، شبانه به خاکم بسپار، احدی را از فوت من آگاه منمای، من تو را به خدا می‌سپارم و تا روز قیامت به فرزندانم سلام می‌رسانم.

منبع: بحارالانوار، ج۴٣، ص١٨۵.

 

3- تجهیز و تدفین فاطمه(س)

فَقَالَ عَلِيٌّ: وَ اللَّهِ لَقَدْ أَخَذْتُ فِي أَمْرِهَا وَ غَسَّلْتُهَا فِي قَمِيصِهَا وَ لَمْ أَكْشِفْهُ عَنْهَا فَوَ اللَّهِ لَقَدْ كَانَتْ مَيْمُونَةً طَاهِرَةً مُطَهَّرَةً ثُمَّ حَنَّطْتُهَا مِنْ فَضْلَةِ حَنُوطِ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَفَّنْتُهَا وَ أَدْرَجْتُهَا فِي أَكْفَانِهَا فَلَمَّا هَمَمْتُ أَنْ أَعْقِدَ الرِّدَاءَ نَادَيْتُ يَا أُمَّ كُلْثُومٍ يَا زَيْنَبُ يَا سُكَينَةُ يَا فِضَّةُ يَا حَسَنُ يَا حُسَيْنُ هَلُمُّوا تَزَوَّدُوا مِنْ أُمِّكُمْ فَهَذَا الْفِرَاقُ وَ اللِّقَاءُ فِي الْجَنَّةِ

فَأَقْبَلَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ هُمَا يُنَادِيَانِ وَا حَسْرَتَا لَا تَنْطَفِئُ أَبَداً مِنْ فَقْدِ جَدِّنَا مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ أُمِّنَا فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ يَا أُمَّ الْحُسَيْنِ إِذَا لَقِيتِ جَدَّنَا مُحَمَّداً الْمُصْطَفَى فَأَقْرِئِيهِ مِنَّا السَّلَامَ وَ قُولِي لَهُ إِنَّا قَدْ بَقِينَا بَعْدَكَ يَتِيمَيْنِ فِي دَارِ الدُّنْيَا

فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ أَنَّهَا قَدْ حَنَّتْ وَ أَنَّتْ وَ مَدَّتْ يَدَيْهَا وَ ضَمَّتْهُمَا إِلَى صَدْرِهَا مَلِيّاً وَ إِذَا بِهَاتِفٍ مِنَ السَّمَاءِ يُنَادِي يَا أَبَا الْحَسَنِ ارْفَعْهُمَا عَنْهَا فَلَقَدْ أَبْكَيَا وَ اللَّهِ مَلَائِكَةَ السَّمَاوَاتِ فَقَدِ اشْتَاقَ الْحَبِيبُ إِلَى الْمَحْبُوبِ قَالَ فَرَفَعْتُهُمَا عَنْ صَدْرِهَا وَ جَعَلْتُ أَعْقِدُ الرِّدَاءَ وَ أَنَا أُنْشِدُ بِهَذِهِ الْأَبْيَات‏:

             فِرَاقُكِ أَعْظَمُ الْأَشْيَاءِ عِنْدِي             وَ فَقْدُكِ فَاطِمُ أَدْهَى الثُّكُولِ‏

             سَأَبْكِي حَسْرَةً وَ أَنُوحُ شَجْواً             عَلَى خَلٍّ مَضَى أَسْنَى سَبِيلٍ‏

            أَلَا يَا عَيْنُ جُودِي وَ أَسْعِدِينِي             فَحُزْنِي دَائِمٌ أَبْكِي خَلِيلِي‏

 

حضرت امیر علیه‌السلام می‏‌فرماید:

به خداوند سوگند من متصدی امر آن بانو شدم و بدن وی را از زیر پیراهن غسل دادم، به خداوند سوگند که بدن فاطمه زهرا پاک و مطهر بود.

آنگاه بدن مقدس او را از باقیمانده حنوط پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله حنوط کردم، سپس پیکر مبارکش را در میان کفن‌هایش جای دادم و چون تصمیم گرفتم کفن او را گره بزنم، صدا زدم: ای ام‌کلثوم، زینب، سکینه، فضّه، حسن و حسین! بیایید و مادر خود را برای آخرین بار ببینید، روز فراق آمد و ملاقات شما در بهشت خواهد بود.

حسن و حسین علیهماالسلام در حالی آمدند که فریاد می‏‌زدند: آه از این حسرتی که هیچ وقت به علت از دست دادن جدمان، پیامبر خدا و مادرمان، فاطمه زهرا از بین نخواهد رفت.

ای مادر حسن و حسین! هنگامی که جد ما حضرت محمد مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وآله را ملاقات نمودی سلام ما را به آن حضرت برسان و به آن بزرگوار بگو: ما بعد از تو در دار دنیا یتیم ماندیم!

حضرت علی می‏‌فرماید: من خداوند را شاهد می‏‌گیرم که فاطمه زهرا آه و ناله کرد، دست‌های خود را دراز نمود و حسنین را چند لحظه‏‌ای به سینه خود چسبانید.

ناگاه هاتفی از آسمان ندا در داد: ای ابوالحسن! حسین را از روی سینه فاطمه بردار، به خداوند سوگند که ملائکه آسمان‌ها را گریان کردند؛ که دوست مشتاق لقای دوست است.

حضرت امیر علیه‌السلام می‏‌فرماید: من حسنین را از روی سینه زهرا برداشتم و در حال بستن بندهای کفن این اشعار را سرودم:

مفارقت تو برایم بزرگ‌ترین امور است، و از دست دادن تو سخت‏‌ترین مصیبت؛

من برای حسرت و غم آن کسی گریه و ناله می‏‌کنم که بهترین راه را برای مرگ پیمود؛

ای چشم من! با من مساعدت و همراهی کن که محزون دائمی هستم و برای دوست خودم گریان.

منبع: بحارالانوار، ج۴٣، ص١٧٩.

 

4- فاطمه(س) و قیامت

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ يَقُولُ: دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ ذَاتَ يَوْمٍ عَلَى فَاطِمَةَ وَ هِيَ حَزِينَةٌ فَقَالَ لَهَا مَا حُزْنُكِ يَا بُنَيَّةِ قَالَتْ يَا أَبَتِ ذَكَرْتُ الْمَحْشَرَ وَ وُقُوفَ النَّاسِ عُرَاةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ قَالَ يَا بُنَيَّةِ إِنَّهُ لَيَوْمٌ عَظِيمٌ وَ لَكِنْ قَدْ أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّهُ قَالَ أَوَّلُ مَنْ تَنْشَقُّ عَنْهُ الْأَرْضُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ

أَنَا ثُمَّ أَبِي إِبْرَاهِيمُ ثُمَّ بَعْلُكِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ يَبْعَثُ اللَّهُ إِلَيْكِ جَبْرَئِيلَ فِي سَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ فَيَضْرِبُ عَلَى قَبْرِكِ سَبْعَ قِبَابٍ مِنْ نُورٍ ثُمَّ يَأْتِيكِ إِسْرَافِيلُ بِثَلَاثِ حُلَلِ مِنْ نُورٍ فَيَقِفُ عِنْدَ رَأْسِكِ فَيُنَادِينَكِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ مُحَمَّدٍ قُومِي إِلَى مَحْشَرِكِ فَتَقُومِينَ آمِنَةً رَوْعَتَكِ مَسْتُورَةً عَوْرَتُكِ فَيُنَاوِلُكِ إِسْرَافِيلُ الْحُلَلَ فَتَلْبَسِينَهَا وَ يَأْتِيكِ زُوقَائِيلُ بِنَجِيبَةٍ مِنْ نُورٍ زِمَامُهَا مِنْ لُؤْلُؤٍ رَطْبٍ عَلَيْهَا مِحَفَّةٌ مِنْ ذَهَبٍ فَتَرْكَبِينَهَا وَ يَقُودُ زُوقَائِيلُ بِزِمَامِهَا وَ بَيْنَ يَدَيْكِ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ بِأَيْدِيهِمْ أَلْوِيَةُ التَّسْبِيح‏.

از علی علیه‌السلام روایت شده است که فرمود: روزی پیامبر گرامی اسلام نزد حضرت زهرا رفت و آن بانو را محزون یافت. به فاطمه فرمود: دختر عزیز من! سبب غم و اندوه تو چیست؟

فاطمه گفت: روز محشر و برهنگی مردم به خاطرم آمد. رسول خدا فرمود: آری آن روز، روز بسیار بزرگی است.

ولی جبرئیل از طرف خداوند رئوف به من خبر داد: هنگامی که در آن روز زمین شکافته شود، اول کسی که از زمین خارج شود من هستم، بعد از من ابراهیم خلیل، بعد از او شوهر تو علی‌بن‌ابی‌طالب، آنگاه خداوند مهربان جبرئیل را با هفتاد هزار ملک نزد قبر تو خواهد فرستاد، بر قبر تو هفت قبه نور نصب خواهد شد، اسرافیل سه حله نور برای تو می‏‌آورد و نزد سر تو توقف می‏‌کند و صدا می‏‌زند:

ای دختر محمد بیا به صحرای محشر! تو در حالی از قبر بیرون می‏‌آیی که بدنت پوشیده باشد و از خوف آن روز در امان خواهی بود، اسرافیل آن حله‏‌ها را به تو می‏‌دهد و تو آنها را می‏‌پوشی، آنگاه ملکی که او را زوقائیل می‏‌گویند ناقه‏‌ای برای تو می‏‌آورد که مهار آن از مروارید و کجاوه‏ای از طلا بر پشت آن نصب شده باشد.

تو بر آن ناقه سوار می‏‌شوی و زوقائیل درحالی‌که در پیش تو هفتاد هزار ملک باشد و علم‏‌های تسبیح در دست داشته باشند مهار آن را خواهد کشید.

منبع: بحارالانوار، ج۴٣، ص٢٢۵.

 

5- اوصاف فاطمه(س) 

«… أنا زوج البتول، سيّدة نساء العالمين، فاطمة التقية الزكية البَرَّة المهدية، حبيبة حبيب اللَّه و خير بناته و سلالته و «ريحانة» رسول اللَّه…، 

… من شوهر بتول، سرور زنان عالم هستم. فاطمهاى كه اهل پاكدامنى است، نيكوكار است، از طرف خداوند هدايت شده است، دوستِ، دوست خداست، بهترين دختر و فرزند پيامبر خداست، ريحانهى پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله است….»

منبع: بحارالانوار، ج 35، ص 45، را همچنين، ج 33، ص 283، ر 547 از بشارة المصطفى. 

 

الف. سيّدة نساء العالمين

سیده نساء العالمین؛ یعنی بانوی بانوان عالم که این لقب را پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها داده‌اند و حضرت امام علی علیه السلام آن را تکرار و توصیف می نماید و حضرت صدیقه را به این لقب زیبا ملقب می سازد.

(برای توضیح بیشتر به لقب “سیده نساءالعالمین” تحت عنوان ” فاطمه در منظومه فکری پیامبر ” در همین سایت مراجعه شود.)

 

ب. التقية

پرهیزگاری خصلت برجسته دیگری است که حضرت امیرالمومنین علیه السلام از حضرت زهرا سلام الله علیها معرفی می‌کند و نه تنها او را متقی و پرهیزگار بلکه «أتقی» و پرهیزگار تر می شمارد.

متقی به کسی گفته می‌شود که در زندگی نهایت تلاش را دارد تا زندگی خود را بر اساس دستور الهی انجام دهد و هرگز نسبت به خداوند متعال عصیان و تمرد نداشته باشد و معلوم است که صدیقه کبری سلام الله علیها در این میدان گوی سبقت را نسبت به سایر زنان ربوده و مقام عصمت را کسب نموده و در زندگی هرگز معصیت خدا ننموده و هرگز نسبت به فرامین الهی تمرد نداشته است و به همین خاطر است که حضرت امیرالمومنین علیه السلام به او لقب «أتقی» داده است؛ یعنی کسی که در امر تقوا نسبت به بقیه بانوان سر و برتر است.

همین لقب را در یک عبارت دیگر هم تکرار می فرماید، آنجا که فرمود:

«انا زوج البتول سیّده نساء العالمین فاطمه التقیه».

منبع: بحارالانوار جلد35، ص45.

 

ج. الزكية

زکیّه یعنی پاکمنش، پاک زیست، کسی که در زندگی بر آن است خود را تزکیه کند، تا از آلودگی ها پاک باشد، خصایل نیک خود را رشد دهد و از رذائل و مرام پست و بد دور باشد و صفات نیک و خصایل انسانی و ایمانی را در خود تقویت نموده  و به کمال برساند و خلاصه خود را تصحیح نموده و به مقام «زکیّة» برساند، و حضرت زهرا سلام الله علیها  در نگاه امیر المومنین این‌چنین بود.

یعنی پاک زیست و پاک  دارِ دنیا را درود گفت.

 

 د. البَرَّة

از برجستگی هایی که حضرت امام علی علیه السلام از صدیقه کبری سلام الله علیها یادآوری می‌کند «نیکوکاری» آن بزرگوار است.

برّ و نیکی حضرت نیازی به توضیح ندارد؛ یعنی زبان او، زبان نیک و خیر است، قدم او قدم نیک و خیر است، همت او همت نیک و خیر و خلاصه همه وجودش برای مومنین خیر است و مومنین همواره کنار سفره احسان اویند.

آن بزرگوار از همه ظرفیت های وجود خود در جهت احسان به مردم استفاده می نمود وحتی  لحظه ای دریغ نمی نمود.

عرب به زن نیکوکار «بارّه» می گوید و کلمه «برّه» را به کسی می گوید که مجسمه نیکی باشد؛ یعنی تمام شراشر وجودش نیکی باشد و لذا حضرت امیر المومنین علیه السلام به جای این که نسبت به حضرت از کلمه«بارّه» استفاده کند از کلمه «برّه»  استفاده نمود؛ یعنی زهرای اطهر مجسمه نیکی بود و  ساختار زندگی او ساختار نیکی و احسان بود و لذا فرمود: «البرّة المهدیة».

 

ه.حبيبة حبيب اللَّه و خير بناته و سلالته (محبوبه رسول خدا)

حضرت امیرالمومنین در یک تعبیری حضرت زهرا سلام الله علیها را به «حبیبة» حبیب الله توصیف می‌کند.

حبیب الله، یعنی رسول خدا و حبیبة حبیب الله، یعنی محبوبه رسول خدا.

در واقع حضرت اشاره به یکی از ارزشهای اجتماعی دارد و آن اینکه کسی چنان زندگی کند که محبوب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شود چون دوستی پیامبر بر اساس هوا و هوس نیست بلکه دوستی او بر اساس معیار و ملاک های دینی و انسانی است پس اگر پیامبرکسی را دوست بدارد به خاطر آن است که او شایسته دوستی است و اگر کسی را دشمن دارد چون او شایسته دشمنی است.

به همین خاطر  و برای آنکه کسی تصور نکند دوستی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به حضرت زهرا  دوستی پدر فرزندی است فرمود: او در میان دختران پیامبر و در میان فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بهترین بود؛

یعنی فرزندی او با دیگران فرق داشت او فرزندی با کفایت، با دیانت و شایسته بود  و خلاصه کسی بودکه حق فرزندی را آنگونه که خدا می‌خواهد  ادا نمود و لذا شایستگی بیشتری پیدا کرد تا حبیبة پیامبر شود.

از این رو بود که جضرت امیر المومنین بعد از لقب «حبیبة حبیب الله” اضافه فرمود: ” و خیر بناته و سلالته».

محبوبه رسول خدا و بهترین دختران و فرزندان پیامبر است.

منبع: بحارالانوار، جلد ۳۵، ص45.

 

و.«ريحانة» رسول اللَّه

ریحانه یعنی گل و گل بهترین چیزی است که افراد را در زندگی به آن تشبیه می کنند. یعنی اگر بخواهند بگویند یک کسی و یا یک چیزی خیلی خوب است می‌گویند: گل است، چون گل هم زیبا است هم طراوت دارد و هم خوشبو است و هم خود زیبا است و هم اطراف را زیبا جلوه می دهد و لذا زهرای اطهر سلام الله علیها برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ریحانه بود.

یعنی هم زیبایی زندگی پیامبر و هم مایه خرمی و سرور و شادی جان پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم.

یعنی آنگاه که زهرا در خانه پیامبربود هم مایه زیبایی خانه پیامبر بود و هم برای شخص پیامبر مایه زیبایی و خرمی و نیز مایه سرور و شادمانی و نیز موجب طراوت و تازگی بود.

 

ز.المهدية

از القاب حضرات معصومین علیهم السلام «هُداةً» و از القاب دیگرشان «مهدیین» است. هُداة جمع هادی یعنی هدایت کنندگان و مهدیین جمع مهدی یعنی هدایت شده ها .

از اینکه این بزرگواران هدایت می‌کنند، روشن است چون جزء رسالت و ماموریت شان است و هدایت بشر و انسان‌ها به سعادت دنیا و آخرت بر عهده آنها بوده و هست و امروز نسل بشر کنار سفره هدایت شان بهره می گیرند.

اما مهدی و هدایت یافته بود ن شان هم با اندکی تأمل روشن می‌شود و نیازی به توضیح ندارد؛ چون اسلام در خانواده آنها نازل شده و قرآن کلام خدا که هادی بشر است در بین آنها فرود آمد و فرشتگان هدایت دائماً در خانه آنها تردد می‌کردند و آنها مختلف الملائکه و معدن علم و اهل بیت وحی بودند و تربیت یافته و هدایت شده پروردگار الهی اند؛

یعنی هر آنچه را که لازم است بدانند به آنان تعلیم داده شده و آنچه را که باید عمل کنند عمل کردند.

و خلاصه از نظر عقلی و روحی کامل اند و نیازی به هدایت احدی از بشر ندارند، چرا که از سوی خداوند هدایت کامل شدند و اگر هم نیازی باشد باز از سوی خداوند متعال تکمیل خواهند شد.

اینکه به زهرای اطهر «مهدیه» گفته شد به همین خاطر است؛ یعنی از سوی خداوند متعال هدایت یافته و هرآنچه را که بشر در کمال خود به آن نیاز دارد از سوی خداوند به او داده شد، هم علم لازم، هم عقل لازم و هم فهم لازم.

وحضرت با عمل به این هدایت های لازم رسید به آنجایی که باید برسد و کمالی یافت که باید بیابد و خلاصه حضرت صدیقه کبری مهدیه است حضرت امیرالمومنین علیه السلام با این نگاه به او نگاه می کرد و او را هدایت یافته الهی می دانست و این معنی را با توصیف «مهدیه» اظهار می نمود.

 

6- کار در خانه 

«انها استقت بالقربة حتی اثرفی صدرها وطحنت بالرحی حتی مجلت یدها وکسحت البیت حتی اغبرت ثیابها واوقدت النار تحت القدر حتی دکنت ثیابها فاصابها من ذلک ضرر شدید».

حضرت فاطمه زهرا علیها السلام آن قدر با مشک، آب کشید که اثر آن در سینه اش آشکار شد و چندان با دست خود آسیاب کرد که دستهایش پینه زد و آن قدر خانه را جاروب کرد که لباسهایش خاک آلود گردید.

و چندان آتش در زیر دیگ روشن کرد که لباسهایش سیاه و دود آلود شد و از این کارها رنج و سختی زیادی به او رسید.»

منبع: علل الشرایع، ج2، ص366.

کار در خانه نکته دیگری است که حضرت امیرالمومنین علیه السلام در توصیف حضرت زهرا سلام الله علیها به آن اشاره دارد. امور خانه با کار و تلاش اعضای خانه پیش می‌رود.

اگر اعضا به کار در خانه نپردازند خانه معطل است، راکد است، ناموفق است، خانه علی علیه السلام مثل سایر خانه ها هم نیاز به کار دارد و اعضای آن از جمله همسر باید گوشه ای از کار را بگیرد.

اینجاست که حضرت علی علیه السلام به این نکته اشاره دارد و به صورت مبسوط فهرستی از کارهای سنگین حضرت را می شمارد که او با مشک آب برای خانه حمل  می کرد و با آسیاب دستی گندم آرد می کرد و خانه را جارو می نمود و برای پخت غذا آتش برمی افروخت.

آن هم نه یک بار و دو بار بلکه این کارهای سنگین  مستمر و مداوم بود، تا جایی که حمل مستمر آب با مشک آسیب رسانده بود و بند مشک در سینه مبارکش ایجاد کبودی می نمود و همچنین آسیاب دستی کف دست او را کبود و پینه دار کرد و جارو نمودن خانه باعث خاک آلودگی و تیرگی لباس او می شد و پخت و پز و تهیه آتش باعث اندود گی و سیاهی لباس او می گردید و خلاصه حضرت زهرا در مسیر این کار سخت و دشوار دچار زیان سخت می شد.

حاصل آنکه حضرت اشاره به انجام کار سنگین حضرت فاطمه سلام الله علیها در خانه دارد.

 

7- فاطمه(س) کمک همسر

«نعم العون فی طاعة الله»

«او بهترین یاور است بر اطاعت خدا».

منبع: بحار، ج 43، 117 و 133.

زندگی زناشویی یک زندگی مشترک است و چنین زندگی زمانی موفق است که دو طرف زندگی یعنی زن و مرد،  شوهر و همسر به کمک هم بشتابند و با معاضدت یکدیگر چرخ زندگی را چرخانده و آن را به سمت کمال پیش ببرند.

حضرت امیرالمومنین علیه السلام به همین نکته اشاره دارد که در وصف حضرت زهرا سلام الله علیها می فرماید:

«نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ»

یعنی صدیقه کبری در طاعت الهی کمک خوبی است یعنی در زندگی الهی و زندگی ای که محور آن خدا باشد و انسان بخواهد در چهارچوب رضای خداوند متعال زندگی کند به ناچار باید همسرش در همین راستا حرکت کند و اگر در همین راستا حرکت کند کمک خوبی خواهد بود و اگرنه زندگی الهی با مخالفت زن سخت می‌شود.

لذا حضرت از صدیقه کبری تعریف می کند که او مرا در داشتن یک زندگی الهی و کسب رضایت خداوند کمک کار خوبی است. آری «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ».

 

8- فاطمه (س) و اطاعت از شوهر 

«معاذ الله! انت اعلم بالله وابر واتقی واکرم واشد خوفاً من الله من ان اوبخک بمخالفتی وقد عز علی مفارقتک، الا انه لا بد منه، والله لقد جددت علی مصیبة رسول الله و قد عظمت وفاتک وفقدک فانا لله»

«گرامی همسرم! فاطمه جان! پناه به خدای می برم که تو بانوی خداساخته و پرورش یافته دامان رسالت و برترین بانوی بهشت، از وظایف خویش تخلف نموده باشی».

منبع: بحار الانوار، ج 43.

اطاعت از شوهر از وظایف زن نسبت به شوهر است که حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها نسبت به این موضوع کاملا واقف بود و همهء همت و عزم او این بود که همواره از شوهر اطاعت کند و از او سرپیچی ننماید و حتی خودش در یک مذاکره با شوهرش امام علی علیه السلام فرمود:

«.. وَ لَا خَالَفْتُكَ مُنْذُ عَاشَرْتَنِي»

از زمانی که با شما همزیست شدم هرگز با شما مخالفت نکردم، یعنی به این وظیفه زن نسبت به شوهر واقف بودم و کاملاً به آن عمل نمودم.

حضرت علی علیه السلام هم به این معنا اعتراف می نماید و شأن و مقام او را فراتر از این می‌داند که مرتکب چنین تخلفی بشود.

حاصل آنکه زهرای اطهر سلام الله علیها در نگاه امیرالمومنین یک همسر مطیع و آگاه به وظیفه است.

 

الف. اکرم

اکرم یعنی گرامی تر. کسی که در رفتار، گفتار و مرام زندگی از کرامت و بزرگی و بزرگواری برخوردار است و نسبت به بقیه برتر و بهتر است؛

یعنی کسی که از ارزش‌های والای زندگی بهره مند است و از صفات نیک و متعالی انسانی برخوردار است و هرگز صفات ناپسند و مذموم و بد و زشت در زندگی او راه ندارد و گرامی تر از این است که به این صفات حقارت بار و بد متصف گردد. زهرای طاهره سلام الله علیها این چنین بود.

یعنی از ارزش‌های کامل و صفات نیک و مرام والا در زندگی برخوردار و هرگز یک نقطه منفی از رذائل و صفات ناپسند در زندگی او راه نیافته و زندگی او پر است از برجستگی‌های اخلاقی و انسانی و وجود مقدس اش آراسته است به کمالات نفسانی و کمالات انسانی و نه تنها پر است از این برجستگی‌ها بلکه نسبت به زن های دیگر از این حیث بهتر و برتر است و لذا حضرت امیرالمومنین علیه السلام عنوان اکرم و گرامی تر را به او داد.

 

ب. اشد خوفاً(خوف بیشتر از خدا)

خوف الهی از مراتب معرفت الهی است؛ مقامی است که همگان از آن برخوردار نیستند، بلکه خواص از آن بهره مند هستند و طبق فرموده حضرت امیرالمومنین علیه السلام صدیقه کبری از جمله افرادی است که از خوف الهی برخوردار است و نه تنها از مقام خوف بهره مند است بلکه نسبت به بقیه بانوان همان هایی که از خوف الهی برخوردارند، صدیقه کبری سلام الله علیها از آنها هم بیشتر برخوردار است و به تعبیر امام علی علیه السلام ایشان «أَشَدُّ خَوْفاً» هست یعنی کسی که کیفیت و کمیت خوف او از خداوند متعال بیشتر از دیگران است.

 

9- فاطمه و غم زدایی از سیمای شوهر 

«فو الله مااغضبتها ولا اکرهتها علی امر حتی قبضها الله عزوجل ولا اغضبتنی ولا عصت لی امراً، ولقد کنت انظر الیها فتنکشف عنی الهموم والاحزان».

به خدای سوگند من در زندگی خود با ریحانه پیامبر، هرگز او را به خشم نیاوردم و او را به کاری که برایش خوشایند نبود نخواندم، تا او جهان را بدرود گفت و مرا در فراغ خویش گرفتار ساخت؛ و آن عزیز سفر کرده نیز مرا هرگز خشمگین نساخت و جز در انجام خواسته هایم نکوشید و با من هماره هماهنگ بود.او به گونه ای بود که من هرگاه به او نگاه می کردم، شکوه و عظمت و صفایش، همه غم و اندوه را از دلم می زدود.

منبع: عوالم العلوم، ص 178؛ فاطمه الزهراء من المهد الی اللحد، ص 142.

این جمله حاکی از نقش های مهم همسر نسبت به شوهر است؛

یعنی زن این هنر را دارد که می تواند شوهر را از کانون غم بیرون کشد و شادی را بر دل و سیمای او بنشاند و زهرای اطهر سلام الله علیها از چنین هنر بزرگی برخوردار بود؛

یعنی نه تنها غم و اندوهی برای شوهر به بار نمی آورد بلکه غم به بار نشسته را از دل او می زدود و از سیمای او کنار می زد.

 

10- فاطمه(س) فخر علی(ع) 

«ولی الفخر بفاطم وابیها – ثم فخری برسول الله اذ زوجنیها» 

«و برای من در وجود گرانمایه فاطمه و پدر ارجمندش، بسی مایه فخر و مباهات است. و باز هم افتخاری است که پیامبر خدا ریحانه اش را به همسری من درآورد».

منبع: احتجاج طبرسی، ص 171.

این تعبیر بلند و فوق العاده عاطفی امام علی (علیه السلام) نسبت به حضرت زهرا (سلام الله علیها) بسیار زیبا است؛ یعنی حضرت اوج احساس و عاطفه خود نسبت به حضرت زهرا (سلام الله علیها) را نشان داد.

کسی که خداوند متعال فخر اوست و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فخر اوست اینجا صدیقه کبری (سلام الله علیها) را فخر خود می داند.

فخر یعنی اینکه شخص به چیزی افتخار کند. مردان بزرگ و انسان‌های الهی به ویژه معصوم که در اوج اخلاص و عبودیت اند به هر چیز و هر کس فخر نمی کنند و اگر به کسی و یا چیزی فخر کنند معلوم می‌شود که آن برایشان خیلی مهم، بزرگ و عزیز است.

فخر علی (علیه السلام) به فاطمه (سلام الله علیها) نشان می دهد که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) برای او بسیار بزرگ، مهم و عزیز بود.

 

11- فاطمه(س) مایه آرامش علی(ع) 

 محمد النبی اخی وصنوی – وحمزة سید الشهداء عمی!…

وبنت محمد سکنی وعرسی – منوط لحمها بدمی ولحمی

وسبط احمد ولدای منها – فأیکم له سهم کسهمی.

محمد، برترین پیامبر خدا، برادر و همتای من است و حمزه، آن سالار شهیدان راه حق، عموی من.

جعفر طیار، که بامدادان و شامگاهان با فرشتگان بارگاه خدا پرواز می کند، برادر قهرمان من است و ریحانه پیامبر خدا فاطمه، که خون و گوشت او با خون و گوشت من درآمیخته است، همتا و همپرواز و شریک زندگی من.
و نوادگان شکوهبار پیامبر از فاطمه، فرزندان دلبند من هستند.اینک بگویید، کدامین شما از افتخار پیوند و همدلی و همراهی با پیامبر بهره ای بسان من دارید؟!

منبع: الغدیر، ج2، ص25؛ احتجاج طبرسی، ص 180.

 

از اینکه همسر آدم مایه آرامش آدم است تردیدی نیست؛ چون خداوند ازدواج و همسری را برای آرامش خلق کرد.

«أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا»

و شاید سخن حضرت که فرمود دختر پیامبر مایه آرامش و شریک زندگی من است از همین بابت باشد؛ یعنی از بابت اینکه او همسر علی است چراکه همسری  قطعاً مایه آرامش است.

اما در عین حال گمان می رود که موضوع فراتر از این باشد یعنی اینکه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) فراتر از همسری، خود دارای شخصیتی است که آن شخصیت مایه آرامش و سکونت علی (علیه السلام) است.

وبه عبارتی فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  شخصیتی  است که علی (علیه السلام) در زندگی مشترک با او می تواند به خدا برسد و ومی تواند  بنده مطیع خوبی برای خدا باشد چنانکه خود فرمود:

«نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ»

یعنی فاطمه زهرا سلام الله کمک خوب و یار خوبی در مسیر اطاعت الهی خواهد بود.

وبه تعبیر روشنتر سخن فقط این نیست که زهرای اطهر مادر خوبی برای فرزندان و خانه دار خوبی برای آرامش خانه و همسر مهربانی برای همزیستی زیبا با علی (علیه السلام) است تا گفته شود آن آرامشی که از حکمت ازدواج به دست می‌آید، توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها) برای علی (علیه السلام) فراهم شد؛ نه بلکه این آرامش فراتر و بالاتر از این گمانه‌ها است.

بل مراد همان سکونت و آرامشی است که در مسیر عبودیت و بندگی الهی برای انسان فراهم می شود؛ همان عبودیتی که فلسفه خلقت انسان به شمار می آید.

 

12- نام بتول چرا؟

عَنْ عَلِيٍّ ع: «أَنَّ النَّبِيَّ ص سُئِلَ مَا الْبَتُولُ فَإِنَّا سَمِعْنَاكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ تَقُولُ إِنَّ مَرْيَمَ بَتُولٌ وَ فَاطِمَةَ بَتُولٌ فَقَالَ ع الْبَتُولُ الَّتِي لَمْ تَرَ حُمْرَةً قَطُّ أَيْ لَمْ تَحِضْ فَإِنَّ الْحَيْضَ مَكْرُوهٌ فِي بَنَاتِ الْأَنْبِيَاءِ».

امیر المومنین(ع) فرمود: «از رسول خدا(ص) پرسیدند بتول چیست؟ زیرا یا رسول الله! ما از تو شنیده ایم که می فرمودی همانا مریم و فاطمه بتول هستند فرمود: بتول آن زنی است که هرگز سرخی نبیند یعنی حایض نشود زیرا حیض در دختران پیغمبران (ع) ناپسندیده و مکروه  است».

منبع: بحار، ج 43، ص 15.

بتول یعنی بانوی پاک از آلودگی‌ها به ویژه پاک از خون حیض. این صفت و لقب را حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها داد و حضرت امیرالمومنین علیه السلام هم آن را تکرار می‌کند و به آن اعتراف دارد.

برای توضیح بیشتر به لقب “بتول” تحت عنوان ” فاطمه در منظومه فکری پیامبر ” در همین سایت مراجعه شود.

 

13- قدرشناس قدر

قال على(ع): «وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ ع لَا تَدَعُ أَحَداً مِنْ أَهْلِهَا يَنَامُ تِلْكَ اللَّيْلَةَ وَ تُدَاوِيهِمْ بِقِلَّةِ الطَّعَامِ وَ تَتَأَهَّبُ لَهَا مِنَ النَّهَارِ وَ تَقُولُ مَحْرُومٌ مَنْ حُرِمَ خَيْرَهَا…»

حضرت على(ع) فرمود: «فاطمه(س) نمى‏گذاشت كسى از اهل خانه در شبهاى قدر به خواب رود به آنان غذاى كم مى‏داد و از روز قبل براى احياى شب قدر آماده مى‏ شد و مى‏ فرمود: محروم كسى است كه از بركات اين شب محروم باشد».

منبع: دعائم الاسلام، ج 1، 282.

 

14- گوشت و خون علی(ع) گوشت و خون فاطمه(س)

و بنت محمد سکنی و عرسی – منوط لحمها بدمی ولحمی

و ریحانه پیامبر خدا فاطمه، که خون و گوشت او با خون و گوشت من درآمیخته است، همتا و همپرواز و شریک زندگی من.

منبع: الغدیر، ج2، ص25؛ احتجاج طبرسی، ص 180.

 

در حقیقت حضرت علی علیه السلام با این سخن می خواهد بفرماید: نه تنها جان علی و فاطمه یکی است بلکه جسم شان هم یکی است. گوشت شان، خون شان درهم آمیخته و از یک جنس اند.

برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
رفتن به نوار ابزار