در منظومه فکری پیامبر (ص)

فضائل حضرت فاطمه(س)

در این فصل فضیلت ها، برجستگی ها، ویژگی ها و شاخصه هایی که آن بزرگوار دارد و دیگران از آن محروم هستند ذکر می شود.

 

1- فاطمه(س) برگزیده خدا

الف. فِيمَا أَوْصَى بِهِ النَّبِيُّ صلی‌الله‌علیه‌وآله إِلَى عَلِيٍّ علیه‌السلام:

«يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَشْرَفَ عَلَى الدُّنْيَا فَاخْتَارَنِي مِنْهَا عَلَى رِجَالِ الْعَالَمِينَ ثُمَّ اطَّلَعَ الثَّانِيَةَ فَاخْتَارَكَ عَلَى رِجَالِ الْعَالَمِينَ بَعْدِي ثُمَّ اطَّلَعَ الثَّالِثَةَ فَاخْتَارَ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ عَلَى رِجَالِ الْعَالَمِينَ بَعْدَكَ ثُمَّ اطَّلَعَ الرَّابِعَةَ فَاخْتَارَ فَاطِمَةَ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ».[1]

در توصیه‏‌های پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به علی علیه‌السلام آمده است:

«ای علی! به‌درستی که خداوند در دنیا نظاره‏‌ای نمود و از میان مردان، مرا بر جهانیان برتری و فضیلت بخشید، و پس از آن نظاره دیگری کرد و تو را پس از من، بر جهانیان برتری بخشید، سپس برای بار سوم نظاره نمود.

و فرزندان تو، ائمه اطهار را پس از تو، بر مردان جهانیان برتری عطا فرمود، پس در مرتبه چهارم توجه دیگری نمود و فاطمه را برگزیده، بر زنان عالمیان برتری و فضیلت بخشید».

 

ب. «اِنَّ اللهَ تعالی اِختارَ مِنْ النِساءِ اربعَ: مریمَ و آسیةَ و خدیجةَ و فاطمةَ».[2]

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«همانا خداوند متعال چهار تن از زنان را برگزید: مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه را».

ج. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله:«فاطِمَة لَیْسَتْ کَنِساءِ الآدَمیّین».[3] 

«فاطمه مثل زنان آدمیان نیست».

برگزیدگی خدا خود یک فضیلت است، چون نشان می دهد که شخص برگزیده از برجستگی‌هائی برخوردار هست که دیگران نیستند.

برتری هایی دارد که دیگران ندارد، از یک سری حقیقت و واقعیت ها که به نوبه خود ارزش والایی هستند دارد  که دیگران از آن محروم اند و این نشان می دهد که این فرد محبوب و مطلوب مولا است و همانی است که خداوند متعال انتظار دارد.

پس برگزیدگی خود یک ارزش است آن هم برگزیدگی که از سوی خداوند متعال صورت می پذیرد.

مخصوصا فرموده پیامبرکه فرمود:

«فاطمه لیست کنساء الأد میین».

او به ظاهر مثل بقیه زن ها است، اما از خصایل و فضائل و برجستگی هایی برخوردار است که دیگران نیستند و این امور او را از بقیه ممتاز می کند و از زمره آنها فرا می کشد.

 

2- فاطمه(س) انسان حور سرشت

الف. قال رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله:

«… فَاطِمَةُ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ فَكُلَّمَا اشْتَقْتُ إِلَى رَائِحَةِ الْجَنَّةِ شَمِمْتُ رَائِحَةَ ابْنَتِي فَاطِمَةَ».[4] 

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود:

«… پس فاطمه حوریه‏‌ای بشرگونه است و من هر گاه مشتاق بوی بهشت می‏‌شوم، بوی دخترم فاطمه را استشمام می‏‌کنم».

ب. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«إِنَّ فَاطِمَةَ خُلِقَتْ حُورِیَّةً فِی صُورَةٍ إِنْسِیَّةٍ».[5] 

«بی شک فاطمه(س) حوریه ای است که به صورت انسان آفریده شده است».

و این هم فضیلت دیگری است برای صدیقه طاهره یعنی حور سرشت بودن برای کسی که از جنس انسان است و مضاف بر انسان بودن سرشت حورالعین هم داشته باشد خود یک امتیاز بزرگ و یک برتری مهم و یک فوق العادگی است که او را از بقیه انسان ها ممتاز می سازد.

 

3- فاطمه سرور و بزرگ زن های عالم

الف.«اما اِبْنَتی فاطمةُ فهی سیدةُ نِساءِ العالمینَ من الاوّلینَ‌ و الآخرینَ».[6] 

پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله – فرمود:

«اما دخترم فاطمه پس او سرور زنان جهان هستی از گذشتگان و آیندگان است».

 

ب. فِی اَمالِی اُلصَّدوقِ: عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، عَنِ النَّبِیِّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم قَالَ:

«ابْنَتِی فَاطِمَةُ سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ (الْخَبَرَ)».[7] 

در کتاب امالی صدوق (رض) است که به روایت ابن عبّاس، پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمود:

«دختر من فاطمه سلام الله علیها بزرگ زنان عالم است(الخبر)».

ج. معانی الأخبار الْهَمَدَانِیُّ، عَنْ عَلِیٍّ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ، عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
«أَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فِی فَاطِمَةَ أَنَّهَا سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ أَهِیَ سَیِّدَةُ نِسَاءِ عَالَمِهَا»؟
فَقَالَ:
«ذَاکَ لِمَرْیَمَ کَانَتْ سَیِّدَةَ نِسَاءِ عَالَمِهَا وَ فَاطِمَةُ سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ».[8] 

در کتاب معانی الاخبار است که همدانی گفت:

به امام جعفر صادق علیه السلام گفتم:

مرا از قول پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم که فرموده:

«فاطمه بزرگ زنان عالم است آگاه کن، آیا وی فقط بزرگ زنان زمانه‌ی خود بود»؟

فرمود:

«این مقام از حضرت مریم که بزرگ زنان زمانه خود بود. ولی حضرت زهراء بزرگ زنان اوّلین و آخرین مردم است».

اینکه صدیقه طاهره سرور زنان عالم است تردیدی نیست چون فرموده پیامبر است و پیامبر معصوم سخن گزاف نمی‌گوید و همچنین تردیدی نیست که سیادت و سروری او به خاطر امتیازی است که او دارد و دیگران ندارند، اما اینکه امتیاز چیست؟

آیا علم است یا عمل است، صفات نفسانی است یا محوریت او در خمسه آل عبا است یا چیز دیگر برای نگارنده مجهول است.

شاید آن امتیاز همان علم او باشد که چرا او عالم به ماکان و مایکون و ما هو کائن است و دیگران نیستند و شاید عصمت او باشد.

یعنی آراستگی به فضائل انسانی و ایمانی و پیراستگی از هر رذیلت و خصلت ناپسند که زن های دیگر به چنین درجه ای از عصمت نیستند و شاید محوریت در خمسه آل عبا یعنی «فاطمه و ابیها و بعلها و بینها» که دیگران از چنین فضلی محرومند و شاید مربوط به  صفت حوراء انسیة و انسان حور سرشت بودن باشد که چنین چیزی در وصف هیچ بانوئی نیامده است.

و شاید مربوط به حجم عمل صالح از نظر کمی و کیفی باشد که وضعیت ممتاز دارد و یا شاید مربوط به همه این امور باشد که کسی جامع این امور نیست.

اما هر آنچه که هست او سیده نساء عالمین و سرور زنان اولین و آخرین است حتی به عنایت ویژه خداوند متعال.

 

4- فاطمه(س) تجسم نیکویی

الف. قال رسول الله صلى الله علیه وآله:

«لَوْ كَانَ الْحُسْنُ شَخْصاً لَكَانَ فَاطِمَةَ بَلْ هِيَ أَعْظَمُ ، إِنَّ فَاطِمَةَ ابْنَتِي خَيْرُ أَهْلِ الْأَرْضِ عُنْصُراً‌ وَ شَرَفاً وَ كَرَماً».[9] 

«اگر نیکویی شخص بود، فاطمه می‌بود، بلکه او أعظم است، فاطمه دختر من بهترین اهل زمین است در کرم و عنصر و شرف».

انسان گاه به خاطر اتصاف و انتساب به بعضی صفات، عنوان آن صفت را به خود اختصاص می‌دهد مثل کسی که به خاطر علم به او عالم گویند.

و به خاطر جود و سخاوت به او جواد گویند و به خاطر خدمات خوبش به او خادم گویند و به خاطر عمل نیک او به او صالح گویند و امثال آن.

اما گاه چنان عظمت و شوکت و فضل او بالا است که دیگر نسبی نیست بلکه ذاتی است، یعنی ذات و جوهر او، هویت او خود فضیلت است، عظمت است، نیکویی است و زهرا سلام الله علیها از این قبیل است.

از این رو است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

«ان فاطمة ابنتی خیر اهل عرض عنصرا و شرفا و کرماً».

«دخترم فاطمه بهترین اهل زمین است ذاتاً و شرفاً و کراماً».

یعنی ذات او، هویت او، عنصر و جوهر او بهترین است. حتی شرافت و کرامت او هم ذاتی است.

یعنی نکوئی او را نکو نکرد بلکه او ذات نیکو دارد و نیکویی ذات او حتی از خود نیکویی برتر است.

مثلاً گاه گفته می‌شود زید عادل است یعنی زید به خاطر انتصاب عدل و انجام کار عادلانه عادل شد و گاه گفته می‌شود زید عدل یعنی زید خود عدل است، یعنی ذات، صفات، عمل و هویت او همه و همه عین عدل است و عدالت از او جریان و شریان دارد.

حال زهرای أطهر سلام الله علیها نه بخاطر انجام کار نیک نیکو شده است، بلکه خود او،ذات او، هویت و جوهر او نیکوئی است و حتی بالاتر از نیکویی. همین است که پیامبر(ص) فرمود:

«بل هی اعظم»، یعنی حضرت از خود نیکویی هم بر تر و بزرگتر است.

 

5- فاطمه(س) سرور زنان بهشت

الف.«عَنْ أَنَسٍ ،قَالَتْ عَائِشَةُ لِفَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلَامُ أَ لَا أُبَشِّرُكِ أَنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ لَسَيِّدَاتُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ أَرْبَعٌ مَرْيَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ وَ آسِيَةُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ».[11] 

«انس گوید: عائشه به حضرت فاطمه(س) گفت: آیا تو را بشارت ندهم که از رسول خدا(ص) شنیدم می فرمود:

سرور زنان بهشتی چهار زن می باشند: مریم دختر عمران ، و فاطمه دختر محمد(ص) و خدیجه(ع) دختر خویلد، و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون».

ب.عن أنس قال: قال رسول الله(ص):

«خیر نسائها مریم وخیر نسائها فاطمه بنت محمد».[12] 

انس گوید: رسول اکرم(ص) فرمود:

«بهترین زنان بهشتی مریم و فاطمه دختر محمد می باشند».

ج. «یا بُنَیَّهَ اِنَّهُ لیَسَ اَحَدٌ مِن نِساءِ المُسلمینَ أعظَمَ رَزِیَّهً مِنکِ فَلا تَکُونی مِن أدنی اِمرَأهٍ صَبراً اِنَّکَ سَیِّدَهُ نِساءِ أهل الجَنَّهِ».[13] 

«دختر عزیزم! هیچ کدام از زنان مسلمانان ارزش و مقام تو را ندارند. پس در صبر و بردباری همانند کمترین زنان نباش، زیرا تو سید و بزرگ زنان بهشتی».

یعنی فاطمه زهرا سلام الله علیها نه تنها سرور زنان دنیا است بلکه سرور زنان بهشت هم هست.

اگرچه مریم، خدیجه و آسیه از سادات زن های بهشتی اند اما فاطمه زهرا سلام الله علیها سیده زن های بهشت است عموماً و حتی در جمع این سه نفر.

بهشت محصول عمل دنیا است. پس کسی که در دنیا توانست گوی سبقت را برباید و از همه برتر شود در عالم آخرت هم برتر خواهد ماند.

6- ایمان حضرت فاطمه(س)

الف. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«یا سَلْمَانَ! اِنَّ ابنَتیِ فاطِمَه مَلَاَ اللهُ قَلبَها وَ جَوارِحَها ایماناً وَ یَقیناً اِلی مشاشِها تَفَرَّغَت لِطاعَهِ الله».[14] 

«ای سلمان! به راستی که خداوند قلب و اعضای فاطمه علیها السلام تا استخوانهایش را از ایمان و یقین آکنده ساخته است; به گونه ای که در طاعت خدا جدیت دارد».

ب. رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم): «وَ أمَّا ابْنَتی فاطِمَةُ… مَتی قامَتْ فی مِحْرابِها بَیْنَ یَدَیْ رَبِّها جَلَّ جَلالُهُ زَهَرَ نُورُها لِمَلائِکَةِ السَماءِ کَما یَزْهَرُ نُورُ الْکَواکِبِ لِأهْلِ الْأرْضِ وَ یَقُولُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ لِمَلائِکَتِهِ: یا مَلائِکَتِی، انْظُرُوا إلی أمَتی فاطِمَةَ سَیِّدَةِ إمائی قائِمَةً بَیْنَ یَدَیَّ تَرْتَعِدُ (تَرْعَدُ) فَرائِصُها مِنْ خیفَتی وَ قَدْ أقْبَلَتْ بِقَلْبِها عَلی عِبادَتی». [15] 

«وقتى دخترم فاطمه در محراب عبادت مى ايستاد همچون ستاره اىبراى ملائكه آسمان مى درخشيد. خدا به ملائكه مى گويد:

اى ملائكه بنگريد به بهترين بنده من فاطمه, او در مقابل من ايستاده و از خوف من تمامى وجودش مى لرزد و با تمامى حضور قلبش به عبادت من روى آورده».

ایمان غیر از اسلام است، چون اسلام به گفتن شهادتین است یعنی اگر کسی گواهی به توحید و رسالت داد مسلمان می شود و به عبارتی اسلام با اعتراف زبان به توحید و رسالت تحقق می‌یابد، اما ایمان با اعتراف زبان محقق نمی‌شود.

بلکه این همان چیزی است که در سایه عمل بر صفحه قلب می نشیند ایمان آن نور، آن روح، آن حالتی است که از انجام اعمال صالحه حاصل می شود و بر قلب مومن خانه می کند.

بنابراین ایمان آدم‌ها متفاوت است هر چه عمل بینه و خالصانه تر باشد، ایمان بیشتر و قوی تر می گردد.

اگر همه آدم با اعمال صالحه و خالصه قلبشان مومن می شود فاطمه زهرا سلام الله علیها هم قلب،چشم، زبان، گوش و خلاصه همه جوارح و اعضای او مؤمن می شود.

در واقع در همۀ ذرات وجودی حضرتایمان رسوخ نموده و همه شراشر وجود اش مملو از ایمان است.

این خود یک مزیت، فضیلت و برجستگی برای حضرت خواهد بود که دیگران از آن محروم اند.

 

7- شفاعت فاطمه(س)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«يَا فَاطِمَةُ! أَبْشِرِي فَلَكِ عِنْدَ اللَّهِ مَقَامٌ مَحْمُودٌ تَشْفَعِينَ فِيهِ لِمُحِبِّيكِ وَ شِيعَتِكِ».[16] 

«ای فاطمه علیها السلام مژده باد! که در پیشگاه خدا مقامی شایسته داری که در آن مقام برای دوستان

و شیعیانت شفاعت می کنی».

با توجه به تصریح پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فاطمه زهرا سلام الله علیها اهل شفاعت است، یعنی حتی حق شفاعت به او داده شد و نه تنها از نوادگان خود و شیعیان خود شفاعت می کند بلکه از محبان و دوستان خود هم شفاعت می کند.

8- فاطمه(س) زهره است

الف. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«أَنَا الشَّمْسُ وَ عَلِيٌّ الْقَمَرُ وَ الزُّهَرَةُ فَاطِمَةُ وَ الْفَرْقَدَانِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْن».[17] 

«من خورشیدم و علی علیه السلام ماه و فاطمه علیها السلام، زهره (ناهید) است و حسن و حسین علیهما السلام دو ستاره نور افشان فرقدان هستند».

ب. «اطْلُبُوا الشَّمْسَ، فَإِذَا غَابَتْ فَاطْلُبُوا الْقَمَرَ، فَإِذَا غَابَ فَاطْلُبُوا الزُّهَرَةُ، فَإِذَا غَابَتْ فَاطْلُبُوا الْفَرْقَدَيْنِ.

قُلْنَا: يَا رَسُولَ اللَّهِ: وَ مَنِ الشَّمْسُ؟ قَالَ: أَنَا. قُلْنَا: وَ مَنِ الْقَمَرُ؟

قَالَ عَلِيٌّ. قُلْنَا: وَ مَنِ الزُّهَرَة؟ُ قَالَ: فَاطِمَةُ. قُلْنَا: فَمَنِ؟ الْفَرْقَدَانِ قَالَ:الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ».[18] 

«آفتاب را بيابيد، و اگر آفتاب غروب کرد، ماه را طلب کنيد. در صورتيکه ماه از نظرها پنهان شد، زهره را بطلبيد، و اگر زهره ناپديد شد دو ستاره ي فرقدين رابجوييد.

سؤال شد يا رسول الله مقصود از شمس و قمر و زهره فرقدين چه کساني هستند؟

فرمود: من آفتابم، علي ماه، و فاطمه زهره است، و حسن و حسين دو ستاره فرقدان».

 

با این تشبیه جایگاه حضرت زهرا سلام الله علیها در «خمسه آل عبا» بیشتر روشن می شود اگر چه آن بزرگوار در میان زنان سیده و برترین آنها است اما در جمع پنج تن آل عبا جایگاه سوم دارد جایگاهی که در سلسله مراتب باید به او رجوع نمود.

9- مصداق آیه تطهیر

قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله:

«أُنْزِلَتْ آیَةُ التطْهِیرِ فِیْ خَمْسَةٍ فِیَّ، وَفِیْ عَلیٍّ وَحَسَنٍ وَحُسَیْنٍ وَفاطِمَة».[19] 

آیه تطهیر بر پنج نفر نازل شد: «بر من و علی و حسن و حسین و فاطمه علیهم‌السلام».

به تصریح پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حضرت فاطمه سلام الله علیها از مصادیق آیه تطهیر است و آن وجود مبارک، پارک از رجس و آلودگی است. یعنی باورها، اخلاق، مرام، اعمال، رفتار و حتی نیّات و منویات او مطهر، پاک و منزه است.

10- خلقت ویژه حضرت فاطمه(س)

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:«قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّكَ تَلَثَّمُ فَاطِمَةَ وَ تَلْزَمُهَا وَ تُدْنِيهَا

مِنْكَ وَ تَفْعَلُ بِهَا مَا لَا تَفْعَلُهُ بِأَحَدٍ مِنْ بَنَاتِكَ.

فَقَالَ إِنَّ جَبْرَئِيلَ ع أَتَانِي بِتُفَّاحَةٍ مِنْ تُفَّاحِ الْجَنَّةِ فَأَكَلْتُهَافَتَحَوَّلَتْ مَاءً فِي صُلْبِي ثُمَّ وَاقَعْتُ خَدِيجَةَ

فَحَمَلَتْ بِفَاطِمَةَ فَأَنَا أَشَمُّ مِنْهَا رَائِحَةَ الْجَنَّةِ». [20] 

امام محمّد باقر علیه السلام از جابر بن عبدالله نقل می‌کند که گفت: به پیامبر خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم گفته شد:«یا رسول الله! برای چیست که این قدر فاطمه‌ی زهراء سلام الله علیها را می‌بوسی و او را در بر می‌گیری و نزدیک خویش جای می‌دهی، با او یک لطف و مرحمتی داری که با دختران دیگر خود نداری»؟! فرمود:«جبرئیل سیبی از سیب‌های بهشتی برای من آورد و من آن را خوردم، آن سیب در پشت من مبدل به نطفه شد، وقتی با خدیجه همبستر شدم وی به فاطمه حامله گردید، لذا من از فاطمه بوی بهشت می‌بویم».

از این روایت استفاده می‌شود که حضرت صدیقه کبری از یک خلقت ویژه برخوردار بود و برای پیدایش اقدامات ویژه صورت پذیرفت.تجلی حور العینی در سیب بهشتی و بهره‌گیری توسط پیامبر و تبدیل آن به نقطه حضرت زهرا که این امور و امثال آن در روایات دیگر حاکی از آن است که خلقت حضرت یک خلقت ویژه بود.

11-آفرینش نور حضرت فاطمه(س)

عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ علیه‌السلام قَالَ:

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله خُلِقَ نُورُ فَاطِمَةَ قَبْلَ أَنْ تُخْلَقَ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ. فَقَالَ بَعْضُ النَّاسِ يَا نَبِيَّ اللَّهِ فَلَيْسَتْ هِيَ إِنْسِيَّةً. فَقَالَ فَاطِمَةُ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ. قَالَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ وَ كَيْفَ هِيَ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ؟ قَالَ خَلَقَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ نُورِهِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ آدَمَ إِذْ كَانَتِ الْأَرْوَاحُ فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ عُرِضَتْ عَلَى آدَمَ قِيلَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ وَ أَيْنَ كَانَتْ فَاطِمَةُ. قَالَ كَانَتْ فِي حُقَّةٍ تَحْتَ سَاقِ الْعَرْشِ قَالُوا يَا نَبِيَّ اللَّهِ فَمَا كَانَ طَعَامُهَا قَالَ التَّسْبِيحُ وَ التَّهْلِيلُ وَ التَّحْمِيدُ فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ وَ أَخْرَجَنِي مِنْ صُلْبِهِ أَحَبَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يُخْرِجَهَا مِنْ صُلْبِي»‏. [21] 

 

امام صادق از پدرش از اجدادش علیهم‌السلام روایت نمود که پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ فرمود: «نور فاطمه پیش از آفرینش زمین و آسمان‌ها آفریده شد، یکی از مردم گفت: ای پیامبر خدا بنابراین فاطمه از جنس بشر نیست؟ پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در پاسخ او فرمود: فاطمه حوراء بشر است. گفتند: ای پیغمبر خدا! چگونه می‏‌شود که زهرا حوریه و انسان باشد؟ فرمود: پیش از اینکه پروردگار متعال، حضرت آدم را خلقت نماید ـ در آن هنگام که روح‌های خلایق را آفرید ـ فاطمه را از نور خود خلق کرد، و چون آدم را آفرید، [نور] فاطمه را به او ارائه نمود. گفته شد: ای پیامبر خدا! فاطمه در آن هنگام کجا بود؟ فرمود: نور او در میان یک ظرف کوچکی در زیر ساق عرش جای داشت. گفتند: ای رسول خدا! غذای وی چه بود؟ فرمود: گفتن سبحان‌‌اللَّه، و لااله‌الّااللَّه، و حمد الهی. وقتی که پروردگار متعال، آدم را آفرید، مرا از پشت او بیرون نمود، و دوست داشت فاطمه را از صلب من بیرون آرد».

از این سخن نورانی پیامبر(ص) می‌ فهمیم که حضرت زهرا سلام الله علیها دارای خلقت نورانی بود. و پیش از آن که قدم به عرصه دنیا بگذارد نور او قبلا و حتی قبل از آفرینش حضرت آدم آفریده شده. خداوند متعال نور او را از نور خود آفریده تا بعداً طی فرآیندی نور  او تبدیل به خلقت جسمانی و دنیای گردید.

12- فاطمه(س)، علت آفرینش عالم

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله: لَمَّا خَلَقَاللهُ تَعَالَی آدَمَ اَبَا الْبَشَرِ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ،. اِلْتَفَتَ آدَمَ یَمْنَةَ الْعَرْشِ فَاِذَا فِی النُّورِ خَمْسَةَ اَشْبَاحٍ سُجَّداً وَ رُکَّعاً. قَالَ آدَمُ: هَلْ خَلَقْتَ اَحَداً مِنْ طِینٍ قَبْلِی؟

قَالَ: لَایَا آدَمُ. قَالَ:‌ فَمَنْ هَؤُلَاءُ الْخَمْسَةُ الْاَشْبَاحُ الَّذِی اَرَاهُمْ فِی هِیْئَتِی وَ صُورَتِی؟ قَالَ: هَؤُلَاءِ خَمْسَةٌ مِنْ وُلْدِکَ لَوْلَاهُمْ مَا خَلَقْتُکَ هَؤُلَاءِ خَمْسَةٌ شَقَقْتُ لَهُمْ خَمْسَةَ اَسْماءٍ مِنْ اَسْمَائِی، لَوْلَاهُمْ مَا خَلَقْتُ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ، وَ لَا الْعَرْشَ وَ لَا الْکُرْسِیَّ، وَ لَا السَّمَاءَ وَ لَا الْاَرْضَ، وَ لَا الْمَلَائِکَةَ وَ لَا الْاِنْسَ وَ لَا الْجِنَّ».

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

«هنگامی که خدای متعال آدم ابوالبشر را آفرید و از روح خود در او دمید. آدم به ‌جانب راست عرش نظر افکند،‌ آنجا پنج شبح غرقه در نور به حال سجده و رکوع مشاهده کرد،عرض کرد: خدایا! قبل از آفریدن من کسی را از خاک خلق کرده‌ای؟خطاب آمد: نه،‌ نیافریده ‌ام. عرض کرد: پس این پنج شبح که آنها را در هیئت و صورت همانند خود می‌بینم، چه کسانی هستند؟ خدای تعالی فرمود:این پنج تن از نسل تو هستند، اگر آنان نبودند،‌ تو را نمی‌آفریدم، نام‌ های آنان را از اسامی خود مشتق کرده‌ام (و خود آنان را نام نهاده‌ام) اگر این پنج تن نبودند، نه بهشت و دوزخ را می‌آفریدم و نه عرش و کرسی، نه آسمان و زمین و نه فرشتگان و انس و جن را».

 

«فَاَنَا الْمَحَمُودُ وَ هَذَا مُحَمَّدٌ، وَ اَنَا الْعَالِی وَ هَذَا عَلِیٌّ، وَ اَنَا الفَاطِرُ وَ هَذِهِ فَاطِمَةُ، وَ اَنَا الْاِحْسَانُ، وَ هَذَا الْحَسَنُ، وَ اَنَا الْمُحْسِنُ وَ هَذَا الْحُسَیْنُ.آلَیْتُ بِعِزَّتِی اَنْ لَا یَأتِینِی اَحَدٌ به مثقال ذَرَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ مِنْ بُغْضِ اَحَدِهِمْ اِلَّا اَدْخَلُهُ نَارِی وَ لَااُبَالِی یَا آدَم. هَؤُلَاءِ صَفْوَتِی به هم اَنَجِّیْهِمْ وَ به هم اُهْلِکُهُمْ فَاِذَا کَانَ لَکَ اِلَیَّ حَاجَةً فَبِهَؤُلَاءِ تَوَسَّلْ. فَقَالَ النَّبِیُّ: نَحْنُ سَفِینَةُ النَّجَاةِ،‌ مَنْ تَعَلَّقَ بِهَا نَجَی وَ مَنْ حَادَ عَنْهَا هَلَکَ فَمَنْ کَانَ اِلَی اللهِ حَاجَةَ فَلْیَسْاَلْ بِنَا اَهْلَ الْبَیْتِ».

 

«من محمودم و این محمد است. من عالی‌ام و این علی است. من فاطرم و این فاطمه است. من (قدیم) الاحسانم، و این حسن است. و من محسنم و این حسین است. به عزّتم سوگند! هر بشری به مقدار ذرّه بسیار کوچکی کینه و دشمنی هر یک از آنان را در دل داشته باشد، او را در آتش دوزخ می‌افکنم و باکی ندارم. یا آدم! این پنج تن برگزیدگان من هستند و نجات و هلاک هر کس وابسته به (حُبّ و بغض) آنها است. ای آدم! هر وقت از من حاجتی داشتی، به آنان متوسل شو! (ابوهریره) می‌گوید: پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله در ادامه فرمود: ما پنج تن کشتی نجاتیم، هر کس با ما باشد نجات یابد‌ و هر کس که از ما روگردان شود، هلاک گردد.، پس هر کس حاجتی از خدا می‌خواهد به وسیله ما اهل ‌بیت از خدا درخواست کند».[22]

اگر چه این حدیث فلسفه خلقت عالم را خمسه طیبه می‌داند، اما با توجه به اینکه حضرت صدیقه یکی از اعضای خمسه است؛ می‌توان گفت که او هم به نوبه خود مؤثر است، و می‌توان گفت از جمله حکمت وجودی عالم است.

فلسفه القاب حضرت فاطمه(س)

1- فاطمه و منصوره

قال رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله:

«قُلْتُ حَبِيبِي جَبْرَئِيلُ وَ لِمَ سُمِّيَتْ فِي السَّمَاءِ الْمَنْصُورَةَ وَ فِي الْأَرْضِ فَاطِمَةَ قَالَ سُمِّيَتْ فِي الْأَرْضِ فَاطِمَةَ لِأَنَّهَا فَطَمَتْ شِيعَتَهَا مِنَ النَّارِ وَ فُطِمَ أَعْدَاؤُهَا عَنْ حُبِّهَا وَ هِيَ فِي السَّمَاءِ الْمَنْصُورَةُ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ «يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشاءُ» يَعْنِي نَصْرَ فَاطِمَةَ لِمُحِبِّيهَا».[23] 

در حدیث معراج آمده است که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «گفتم: ای حبیب من جبرئیل، چرا [او] در آسمان «منصوره» و در زمین «فاطمه» است؟ گفت: بدین سبب در زمین «فاطمه» نامیده شده که شیعیان خود را از جهنم رهایی می‏‌بخشد، و دشمنانش از محبت وی بی‏‌بهره خواهند بود، و در آسمان بدین جهت «منصوره» است که خداوند فرموده: «در آن روز (قیامت) مؤمنان به‌جهت یاری خدا که هر فردی را بخواهد یاری دهد خرسند می‏‌شوند»؛منظور از این یاری همان نصرتی است که فاطمه به دوستان خویش خواهد کرد».

این کلام روشن است نیاز به توضیح ندارد اما این که زهرای مرضیه سلام الله علیها علاوه بر نصرت نوادگان و شیعیان خود به محبان خود هم کمک کند امر مهمی است. چون محب به کسی گویند که دین و آئین حضرت زهرا سلام الله علیها را قبول ندارد اما خود حضرت زهرا سلام الله علیها را دوست دارد که لطف عمومی آن بانوی بزرگوار حتی شامل اینها هم می شود.

2- لقب بتول چرا؟

«اِنّما سُمِّیتْ فاطمةُ البتولَ لانّها تُبْتَلَتْ مِنْ الحیضِ و النفاسِ».[24] 

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«همانا فاطمه بتول نامیده شد، چرا که او از حیض و نفاس دور گردیده است».

می‌توان گفت که حضرت صدیقه طاهره با توجه به این که سرشت حور العینی دارد و از سویی حور العینی از آلودگی حیض و نفاس پاک اند او هم که از چنین سرشتی برخوردار است از چنین آلودگی منزه باشد.

3- چرا نام فاطمه(س)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«إِنِّی سَمَّیتُ ابنَتِی فَاطِمَةَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَطَمَهَا وَ فَطَمَ مَن أَحَبَّهَا مِنَ النَّار».[25] 

«من نام دخترم را فاطمه علیها السلام گذاشتم; زیرا خدای عزوجل فاطمه علیها السلام و هر کس که او را دوست دارد، از آتش دوزخ دور نگه داشته است».

 

البته در جای خود توضیح داده شد فاطمه زهرا سلام الله علیها را به خاطر امور زیر «فاطمه» گفته اند:
1- بریده و جدا شده از عیب.
2- بریده از آتش جهنم.
3- بریده شدن دشمنان از محبت به او.
4- بریده شدن نوادگان و شیعیان و محبان او از آتش جهنم.

4- سیدة النسا العالمین

«أمّا ابنَتي فاطمةُ فإنّها سيّدةُ نِساءِ العالَمينَ مِن الأوّلِينَ و الآخِرِينَ».[26] 

رسول خدا(ص)فرمود:

«فاطمه دختر من برترين زنان از اوّلين تا آخرين آنهاست».

انسان‌ها همه از مراتب برخوردارند و هرکدام مرتبه‌ای دارد که دیگری از آن برخوردار نیست چه مرد و چه زن.در میان مرد ها برگزیده و برترین مشخص اند و در میان زن ها چهار زن هستند که نسبت به بقیه برترند و در میان این چهار زن حضرت زهرا سلام الله علیها برتر است. بنابراین این بزرگوار بر همه زنها چه برگزیده ها و چه غیر برگزیده‌ها برتری دارند و نه تنها در دنیا بر که در آخرت و بهشت هم بر سایر زن ها برتری دارند.

5- فاطمه عذرا

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

«اعطانی الله فاطمه العذراء ترجع کل لیله بکرا و لم تعط احدا ذلک من النبیین و الحسن علیه السلام و الحسین علیه السلام و لم یعط احدا مثلهما و اعطانی صهرا مثلی و اعطانی الحوض و قسمه الجنه و النار و لم یعط الملائکه و جعل شیعته فی الجنه و اعطانی اخا مثلی و لیس لاحد اخ مثلی».[27] 

پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

«خداوند سبحان فاطمه عذرا را به من مرحمت و عطا کرد که هر شب باکره است و این عطاء را به احدی نفرمود. از پیغمبران حسن و حسین را به من عطا کرد مانند ایشان را به احدی نداد و دامادی مثل من به من مرحمت فرموده که به احدی نداده و به من حوض و قسمت بهشت و دوزخ را عطاء کرد. مانند آن به ملائکه مرحمت نکرد و شیعه علی را به بهشت می برد و برادری مثل من به من مرحمت فرمود به احدی مرحمت نکرد».

حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ضمن برشماری ویژگی‌های خانواده خود مبنی بر اینکه هیچ پیامبری مثل دختر من دختر ندارد و نواده ای مثل حسن و حسین علیه السلام ندارند، و دامادی مثل داماد من ندارند. ویژگی خاصی از زهرای أطهر علیه السلام را هم اشاره کرد و آن اینکه زهرای مرضیه سلام الله علیها «عذرا» است، یعنی همیشه باکره. چراکه آن بانو چون سرشت حورالعینی دارند و حورالعین دائماً با کره اند او هم باکره خواهد بود.

 

6- المریم الکبری

جناب اقدس نبوی مکرر با قسم مؤکد فرمود درباره فاطمه زهرا سلام الله علیها:

«وَ اللَّهِ مَرْيَمُ الْكُبْرَى».[28] 

«به خدا قسم! فاطمه(علیها السلام) همان (مریم کبری) است».

موضوع مریم و حضرت فاطمه از موضوعاتی است که مکررا مطرح شد و حاکی از آن است که این دو بزرگوار عدل و همتراز هم اند. و به همین جهت از القاب حضرت زهرا «عدیله» یعنی عدل مریم و از القاب او «شقیقه المریم» یعنی همتای مریم و یا اینکه هر دو بزرگوار در ردیف زن های برگزیده آمده‌اند. از لقب «المریم الکبری» استفاده خواهد شد که حضرت فاطمه سلام الله علیها همان مریم است البته بزرگتر از او و با مزیت بیشتری.

 

خدا و حضرت فاطمه (س)

1- خشم فاطمه(س) خشم خدا

قال رسول الله(ص): «یا فاطمةُ إنّ اللهَ یَغضِبُ لِغَضَبِکِ ویَرضى لِرضاکِ».[29] 

پیغمبر خدا(ص) (به حضرت فاطمه(ع)) فرمود:

«همانا خدا برای غضب و خشم تو غضب و خشم می کند، و به رضایت تو خشنود و راضی می گردد».

این جمله از جملاتی است که هرچه توضیح داده شود باز نمی توان به عمق معنای آن دست یافت. گویا فاطمه زهرا سلام الله علیها جلوه‌ای از جلوه‌های خداست و سیمایی از سیمای خداوند متعال است که با نگاه به حضرت زهرا سلام الله علیها جلوه خداوند متعال دیده خواهد شد. یعنی هرگاه فاطمه از موضوعی خشمگین شود باید در همان لحظه خشم خدا را نسبت به آن موضوع را دید و اگر حضرت زهرا نسبت به امری شاد و راضی گردد در همان لحظه رضایت و خشنودی خداوند متعال را از آن امر مشاهده نمود. پس خشم او خشم خداوند و خشنودی او خشنودی خداوند است چراکه او و چه الّه و جلوه‌ای از خداوند متعال است.

 

2- فاطمه(س) برگزیده خداوند

فرمود: همان شب که مرا به آسمان بردند دیدم که بر درب بهشت چنین نوشته بود:

«لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، علیٌّ حبیبُ اللَّهُ، وَ الْحَسَنُ وَ الحسینُ صَفْوَةُ اللَّهِ، فَاطِمَةُ خِیرَةُ اللَّهِ وَ علیٌ باغِضِهم لَعْنَةُ اللَّهِ».[30] 

«خداوندی جز خدای یگانه نیست، محمد رسول خدا، و علی محبوب پروردگار است، حسن و حسین برگزیدگان خدایند، و فاطمه منتخب خداوند است، بر دشمنان آن ها لعنت خدا باد».

 

3- فاطمه(س)، حجّت خداوند

«أَنَا وَ علیٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الحسین وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الحسین حُجَجُ اللَّهِ علی خَلْقِهِ أَعْدَاءُنَا أَعْدَاءُ اللَّهِ وَ أولیاؤُنا أولیاءُ اللَّهِ».[31] 

«من و علی و فاطمه(س) و حسن و حسین و نه فرزند از فرزندان حسین حجّت های خداوند بر بندگان او هستیم، دشمنان ما دشمنان خدا و دوستان ما دوستان خدا هستند».

فاطمه حجت خداوند است یعنی فاطمه سلام الله علیها دلیل خداوند است که خداوند توسط فاطمه سلام الله علیها احتجاج می کند. و به عبارتی حرف او حرف خدا ست، امر او امر خدا و نهی او نهی خدا است.اگر حضرت فاطمه کسی را امر کرد و یا اگر کسی را نهی کرد باید قبول کند و باید آن را امر و نهی خدا بداند و اگر قبول نکند خداوند در روز قیامت او را مؤاخذه می کند. پس اگر بپرسد چرا مرا موعظه می کنی در حالی که به من امر و نهی نکردی خداوند متعال خواهد فرمود که من گفتم چون حضرت فاطمه سلام الله علیها به شما گفت، گفتۀ او گفته من است. پس اگر سخن او را گوش نکردی گویا سخن مرا گوش نکردی و این معنای «فاطمه حجت خداوند» است.

 

4- ازدواج پیوند آسمانی

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«مَا زَوْجَةُ فَاطِمَةَ إِلَّا لِمَا أَمَرَنِي اللَّهُ بِتَزْوِيجِهَا».[32] 

«من فاطمه علیه السلام را به ازدواج در نیاوردم، مگر پس از آنکه خداوند مرا به ازدواج او فرمان داد».

فاطمه سلام الله علیها و پیش از آن که موضوع ازدواجش در دنیا مطرح شود در عالم ملکوت مطرح شد و خداوند متعال با تصمیم خود او را برای حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام منظور نموده تا به امر مبارک خداوند عقدشان در عالم ملکوت خوانده شد که در جایی مفصل توضیح داده شد.

5- نور فاطمه(س) از نور خداست

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:«نُورُ ابْنَتِي فَاطِمَةَ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ ابْنَتِي فَاطِمَةُ أَفْضَلُ مِنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ…».[33] 

«نور دخترم فاطمه علیها السلام از نور خداست، و دخترم فاطمه علیها السلام برتر از آسمان ها و زمین است».

حضرت فاطمه سلام الله علیها دارای دو خلقت و آفرینش است. خلقت جسمانی و خلقت نوری یعنی در یک زمانی نور او خلق شد و در زمانی دیگر جسم او. گفته شد که نور او قبل از خلقت حضرت آدم آفریده شده و آنگاه که خداوند متعال خواست نور او را خلق کند او را از نور خود خلق کرد.

6- محافظان فاطمه(س) از سوی خداوند

«إِنَّ اللَّهَ قَدْ وَکَّلَ بِهَا رَعِیلاً مِنَ الْمَلائِکَهِ یَحْفَظُونَهَا مِنْ بَیْنِ یَدَیْهَا وَ مِنْ خَلْفِهَا وَ عَنْ یَمِینِهَا وَ عَنْ شِمَالِهَا وَ هُمْ مَعَهَا فِی حَیَاتِهَا وَ عِنْدَ قَبْرِهَا وَ عِنْدَ مَوْتِهَا یُکْثِرُونَ الصَلاهَ عَلَیْهَا وَ عَلَی أَبِیهَا وَ بَعْلِهَا وَ بَنِیهَا.فَمَنْ زَارَنِی بَعْدَ وَفَاتِی فَکَأَنَّمَا زَارَنِی فِی حَیَاتِی وَ مَنْ زَارَ فَاطِمَهَ فَکَأَنَّمَا زَارَنِی وَ مَنْ زَارَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ فَکَأَنَّمَا زَارَ فَاطِمَهَ وَ مَنْ زَارَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ فَکَأَنَّمَا زَارَ عَلِیّاً وَ مَنْ زَارَ ذُرِّیَّتَهُمَا فَکَأَنَّمَا زَارَهُمَا…».[34] 

«همانا خداى تعالى یک دسته از فرشتگان را براى محافظت فاطمه گماشته است، تا از چهار طرف نگهبان او باشند؛ و این ملائک در حال حیات، و هنگام مرگ او، و کنار قبرش پیوسته در خدمت او هستند، و کارشان صلوات فرستادن بر فاطمه و پدرش و همسر و فرزندان اوست. (یعنى در منطق ملائک و لسان فرشتگان صلوات بر پیامبر اکرم و على و حسنین همواره باید با صلوات بر فاطمه علیهاالسلام توام باشد، و در این منقبت نیز آن حضرت برابر و هم‏ ردیف آن چهار وجود مقدس دیگر مى‏ باشد».

از جمله الطاف خداوند به حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها گماردن فرشتگان برای حفاظت از اوست. یعنی خداوند متعال طبق این حدیث محافظانی از جنس فرشتگان با عنوان خاص بر او گمارد تا او را در دنیا و در آخرت حفاظت نماید و بر او صلوات و درود هم بفرستند.

7-تمنای فاطمه(س) و اجابت خداوند

«یَا فَاطِمَهًُْ سَلِینِی أُعْطِکِ وَ تَمَنِّی عَلَیَ أُرْضِکِ فَتَقُولُ إِلَهِی أَنْتَ الْمُنَی وَ فَوْقَ الْمُنَی أَسْأَلُکَ أَنْ لَا تُعَذِّبَ مُحِبِّی وَ مُحِبَّ عِتْرَتِی بِالنَّارِ فَیُوحِی اللَّهُ إِلَیْهَا یَا فَاطِمَهًُْ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی وَ ارْتِفَاعِ مَکَانِی لَقَدْ آلَیْتُ عَلَی نَفْسِی مِنْ قَبْلِ أَنْ أَخْلُقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ بِأَلْفَیْ عَام. ان لا اعذب محبیک و محبی عترتک بالنار».[35]

  خداوند به فاطمه وحی فرمود: «ای فاطمه از من بخواه تا به تو عطا کنم.از من تمنا کن تا من راضیت کنم.فاطمه گفت:خداوندا! تو تمنایی و آرزویی و برتر از تمنا و آرزویی.از تو درخواست می کنم که دوست دار من و دوست دار عترت مرا با آتش عذاب نکنی».

خداوند به او وحی کرد: «ای فاطمه به عزت و جلالم و بلندای شانم سوگند دو هزار سال پیش از آن که آسمان ها و زمین را بیافرینم با خود عهد کرده ام که دوست دار توو دوست دار عترت تو را با آتش عذاب نکنم».

 

این نشان از لطف ویژه خداوند به حضرت زهرا سلام الله علیها است و نشان از ارتباط نزدیک بین بنده و مولا است.اراده نافذ الهی بر این تعلق گرفت که فاطمه(س) را راضی و خوشنود کند و با اجابت آرزو و استدعایش وی را خشنود سازد.

حضرت فاطمه(س) و پیامبر(ص)

1- شادی فاطمه(س)، شادی رسول خدا
قال رسول اللّه(صلى الله عليه وآله): «فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّي يَسُرُّنِي ما يَسُرُّها».[36] 

«فاطمه پاره تن من است , هر چه او را خوش حال كند مرا خوش حال ميكند».

هر چند از فرزند تعبیر به «پاره تن» یا «نور چشم» یا «گوشۀ جگر» و امثال آن شده اما به نظر می‌رسد که منظور از «پاره تن» در اینجا پاره تن خانوادگی نباشد بلکه پاره تن ایمانی است.یعنی جنس و هویت پاره تن بودن متفاوت است. مثلا مؤمنین پاره تن یکدیگرند و یا به تعبیر شاعر پارسی گوی ایرانی فردوسی «بنی آدم اعضای یک یک پیکرند» منظور این است.این پارۀ تن هویت وجوه جدا دارد که همان جوهره گوهر ایمانی است.همۀ مؤمنین اگرچه پیکر جسمانی شان متفاوت است اما پیکر ایمانی شان واحد است. در روایات ما هم ایمان به اندام که دارای سر، دست، پا، چشم و گوش و امثال آن است تشبیه شد.

و این معنا حاکی از آن است که انسان ها علاوه بر هویت و پیکر خانوادگی و انسانی پیکر ایمانی هم دارند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می خواهدبفرماید که جوهره ایمانی و حضرت زهرا(س) یکی است و حسّ ایمانی هر کدام از یک مقوله است. بنابراین هر آنچه را که ذات ایمانی حضرت زهرا سرور و شاد نماید ذات ایمانی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم شاد می گردد، و به عکس اگر چیزی وجود ایمانی حضرت زهرا(س) را ناراحت کند وجود مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را ناراحت نموده است.به عبارتی دیگر حسّ دینی حضرت صدیقه کبری(س) نسبت به امری شاد باشد همان حس پیامبر(ص) را شاد خواهد نمود و اگر غمگین نمود پیامبر(ص) را ناراحت نموده است.

2- آزار فاطمه(س)، آزار رسول خدا
الف. قال رسول اللّه(ص):«فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّي مَنْ آْذاهَا فَقَدْ آذانِي».[37] 

«فاطمه پاره تن من است, هر كه او را بيازارد مرا آزرده است».

ب. «فَاطِمَةُ شَعْرَةٌ مِنّی؛ فَمَنْ آذی شَعْرَةً منّی، فَقَدْ آذانی وَ مَنْ آذانی فَقَدْ آذَی اللَّهَ وَ مَنْ آذی اللَّهَ لَعَنَهُ اللَّهُ مِن السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ».[38] 

«فاطمه(س) تار موی من است و هر که به تاری از موهای من آزار برساند مرا آزار رسانده و هر که مرا آزار رساند خدا را آزار رسانده است و هر که به خدا آزار برساند، خداوند به اندازه آسمان ها و زمین او را لعنت خواهد کرد».

با توضیحی که درموضوع قبل دادیم (شادی فاطمه(س) شادی رسول خدا(ص)) این موضوع هم روشن خواهد شد و نیاز به توضیح ندارد.

3- فاطمه(س) پاره تن پیامبر(ص)
الف. «فاطمةُ شِجْنَةٌ مِنّی یَقْبِضُنی ما یَقْبِضُها و یَبْسطُنی ما یَبْسطُها».[39] 

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«فاطمه شاخه‌ای از من است هر آنچه او را غمگین سازد، مرا غمگین می‌کند و هر آنچه او را خوشحال سازد، مرا خوشحال می‌کند».

ب. فیی [المناقب لابن شهرآشوب‏]:

«سَعْدُ بْنُ أَبِي وَقَّاصٍ سَمِعْتُ النَّبِيَّ ص يَقُولُ: فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي مَنْ سَرَّهَا فَقَدْ سَرَّنِي وَ مَنْ سَاءَهَا فَقَدْ سَاءَنِي فَاطِمَةُ أَعَزُّ الْبَرِيَّةِ عَلَيَّ».[40] 

در مناقب ابن شهر آشوب است: «سعد ابن ابی وقاص گوید که از رسول اکرم(ص) شنیدم می فرمود: فاطمه(ع) پاره ای از تن من است هرکس او را مسرور کند مرا مسرور کرده و هرکه او را بد حال کند مرا بد حال ساخته، فاطمه(ع) گرامی ترین مردم در نزد من است».

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در موارد مختلف تعابیر گوناگونی از حضرت زهرا سلام الله علیها داشتند مانند «پارۀ تن»، «نور چشم»، «میوه دل»، «شادی دل»، «شاخه ای از من»، «یک خال از موی من» و امثال آن که حاکی از توفیقات مهر، دلبستگی و محبت فوق العاده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او است. ولی باید بدانیم این تعابیر و حتی این دلدادگی فراتر از مهر و محبت خانوادگی و پدر فرزندی است بلکه ناشی از مهر و محبت ایما نی است و این پار ه تن با پاره تن خانوادگی متفاوت است.یعنی جنس و هویت پاره تن بودن ها با هم فرق می‌کند مثلا مؤمنین…. 

4- فاطمه(س) عزیز ترین فرد نزد پیامبر(ص)
«فاطِمةُ اَعَزُّ الناسِ عَلَی».[41] 

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «فاطمه(س) عزیزترین و محبوب‌ترین مردم برای من است».

عزت و محبت اگرچه ممکن است از یک خانواده باشند اما بین شان تفاوت است. محبت که به معنای دوستی، علاقه و عشق است از صرف عاطفه برمی خیزد، اما عزت از روی تکریم، شکوه و عظمت ناشی می شود. به عبارتی دیگر اگر کسی، کسی را دوست می شمارد این دوستی ناشی از عاطفه زیاد به آن کس است، اما اگر کسی کسی را عزیز می شمارد ناشی از احترام، عظمت، اُبُهَّت و شکوهی است که برای اوقائل است. و آن چون پیش این بزرگ و محترم است پس پیش او عزیز است و از عزت و شکوه برخوردار است.

پس صدیقه کبری(س) نزد پیامبر(ص) هم عزیز است و هم محبوب، هم عزیزترین است و هم محبوب ترین. بدیهی است عزت حضرت پیش پیامبر عظیم الشأن تنها در انتساب فرزند خلاصه نمی شود بلکه حضرت صدیقه سلام الله علیها فضائل و برجستگی‌های نزد پیامبر(ص) دارد که او را نسبت به سایر فرزندان و حتی دیگران ممتاز می کند و باعث آن می شود که او پیش حضرت عزیز بلکه «أعّز» باشد. به همین مناسبت است محبوبیت یعنی محبوبیت حضرت زهرا سلام الله علیها در نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فراتر از پدر فرزندی است بلکه حضرت زهرا سلام الله علیها جاذبه‌های معنوی ویژه‌ای دارد که سایر فرزندان و یا حتی دیگران فاقد آن هستند و به همین خاطر او نزد پیامبر محبوب بلکه اُحبّ می گردد.

5- فاطمه (س) محبوب ترین عضو خانواده نزد پیامبر (ص)
الف. «احبُّ اهلی الیَّ فاطمةُ».[42] 

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«محبوب ترین فرد خانواده‌ام برای من، فاطمه است».

ب. «کان النبی(ص)یعظم شأنها ویرفع مکانها کان یکنیها بأم أبیها ویحلها من محبته محلا لایقاربها فیه أحد و لایوازیها. سأله علی ع یوما فقال یا رسول الله أناأحب إلیک أم فاطمه فقال أنت عندی أعز منها وهی أحب منک».[43] 

«رسول خدا(ص): شخصیت و شأن حضرت فاطمه(ع) را بزرگ می شمرد، و مقام او را رفیع و والا می داشت ، و او را به ام ابیها (مادر پدرش) مکنّی می فرمود،و از دوستی و محبت خویش برای او محلی مقرر می داشت که هیچکس با او در آن مقام نزدیک نمی شد و برابر نمی گردید، امیر المومنین علی(ع) روزی از رسول خدا(ص) پرسید و عرض کرد: یا رسول الله! من در نزد تو محبوب ترم یا فاطمه؟ رسول خدا(ص) فرمود: (یا علی!) تو در نزد من از او عزیز تری و او بنزد من از تو محبوب تر است»! با توضیحی که در موضوعات پیشین داده شد یعنی فاطمه عزیزترین این موضوع هم روشن خواهد شد و نیاز به توضیح مجدد ندارد.

6- فاطمه(س) نور چشم پیامبر(ص)
«یا علیّ ! إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةُ مِنّی وَ هی نُورُ عینی وَ ثَمَرَةُ فؤادی».[44] 

«علی جان! فاطمه(س) پاره ی تن من و نور چشم و میوه ی دلم می باشد».

7- فاطمه(س) مایه سُرور پیامبر(ص)
« فَاطِمَةُ بَهْجَةُ قلبی وَ إبناها ثَمَرَةُ فُؤادی وَ بَعْلُها نُورُ بَصَری».[45] 

«فاطمه(س) مایه سُرور و خوشحالی من می باشد، همچنین دو فرزندش میوه دلم و همسرش نور چشمم می باشد».

8- من از تو هستم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «یا فَاطِمَةُ… أَنْتِ مِنِّي وَ أَنَا مِنْكِ …».[46] 

«ای فاطمه! تو از من هستی و من از تو هستم».

فاطمه زهرا سلام الله علیها از پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم است روشن است و نیاز به توضیح ندارد چون پیامبر(ص) پدر اوست و اگر پیامبر نبود قطعاً او هم نبود چرا که فرزندان وجودشان را مرهون پدران شان هستند. اما این که پیامبر از فاطمه باشد یعنی شخصیت ثانوی پیامبر و آن بعد نبوّت و پیامبری او از فاطمه هست. شخصیت نبوت اگرچه در پیدایش منوط به وجود پیامبر بود اما ادامه و امتداد آن منوط و مرهون وجود فاطمه است.

یعنی اگر فاطمه و فرزندان فاطمه نبودند نبوت پیامبر تمام می‌شود و فراموش می گردید و در واقع «کأن لم یکن» می‌گردید. فاطمه و فرزندان فاطمه به ویژه امام زمان(عج) امتداد بخش نبوت بودند و دین و آیین پیامبر را با بیان، قلم، همت و حتی با خون خود امتداد بخشیدند. پس شخصیت ثانویه پیامبر که همان نبوت و پیامبری پیامبر باشد وابسته به حضرت فاطمه و منوط به آن وجود مبارک بود که اگر نبودند فاطمه و فرزندان معصوم او پیامبر هم خاتمه می یافت و تمام می شد پس باید گفت: «پیامبر از فاطمه» است. حاصل آنکه شخصیت وجودی فاطمه(س) از پیامبر و شخصیت الهی و پیامبر پیامبر از فاطمه است.

 

9- پدرت به قربانت
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«… فِدَاكِ أَبُوكِ یا فَاطِمَةُ».[47] 

«پدرت به قربان تو باد ای فاطمه علیها السلام».

این کنایه از اوج احساس و اوج عطوفت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت زهرا سلام الله علیها است، و حتی فراتر از پدر فرزندی است یعنی کارهای فوق‌العاده و فداکاری برجسته و حتی خصایل و فضائل نفسانی ویژه حضرت زهرا سلام الله علیها که در احساس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خود نمائی می کرد. پیامبر در اوج عشق و عطوفت قرار می گرفت و فاطمه زهرا سلام الله علیها را مورد مهر و احساس خود قرار می داد و می فرمود:«فداها ابوها».

 

10- شمیم بهشتی
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«فَفَاطِمَةُ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ فَكُلَّمَا اشْتَقْتُ إِلَى رَائِحَةِ الْجَنَّةِ شَمِمْتُ رَائِحَةَ ابْنَتِي فَاطِمَةَ».[48]

«فاطمه علیها السلام حوریه ای است به صورت انسان که من هر گاه مشتاق بوی بهشت می شوم، دخترم فاطمه علیها السلام را می بویم».

از اینکه صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها دارای بوی بهشت بود تردیدی نیست چرا که او حوریه است و ساختار اولیه اش از بهشت می باشد کسی که خمیرمایه و ساختار اصلی اش بهشت باشد باید بوی بهشت بدهد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با آنکه خود می توانست با بهشت در ارتباط باشد و از بوی آن بهره بگیرد اما راه را نزدیک می‌کرد و شوق خود به بهشت را از این طریق اشباع می نمود. پس می‌توان گفت که حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در حالی که در دنیا بود، خود بهشتی بود و از برکات بهشتی اش از جمله شمیم مورد استفاده پیامبر قرار می‌گرفت.

 

11- رضایت فاطمه(س) رضایت پیامبر(ص)
الف. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):

«مِنْ ارضی فَاطِمَةَ فَقَدْ ارضانی وَ مَنْ أَسْخَطَ فَاطِمَةَ فَقَدْ اسخطنی».[49] 

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «هرکس فاطمه را راضی کند، مرا راضی نموده و هر کس فاطمه را خشمگین کند، مرا خشمگین نموده است».

ب.قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله:«ما رَضِیْتُ حَتّى رَضِیَتْ فاطِمَة».[50] 

«هیج گاه راضی نشدم تا فاطمه راضی می‌شد».

حضرت فاطمه سلام الله علیها هم چنانکه جلوه الهی داشت، جلوه پیامبری هم داشت یعنی همانطور که خود جلوه‌ای از خدا بود و می‌شد خشم و خشنودی خدا را در چهره او مشاهده نمود. و هر گاه او خشمگین و خشنود می شد، می شد حکم نمود که خداوند در این لحظه خشمگین و خوشنود است. همینطور جلوه ای از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم بود که می‌شد با خشم و خوشنودی او خشم و خوشنودی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را هم احساس نمود. یعنی هرگاه حضرت صدیقه طاهره نسبت به کار یا شخصی خوشنود بود می شد حکم کرد که در این لحظه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به این کار یا شخص خوشنود است.

و اگر خشمگین می شد، می شد حکم کرد که خشم او جلوه ای از خشم به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است و در این لحظه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم خشمگین است و حتی می شد حکم کرد که با وجود او گویا پیامبر هم چنان وجود دارد، و همچون پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حجت خدا بر خلق است.

12- غم فاطمه(س) غم پیامبر(ص)

قال النبی(ص) : «فاطمةُ شِجْنَةٌ مِنّی یَقْبِضُنی ما یَقْبِضُها و یَبْسطْنی ما یَبْسطُها».[51] 

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «فاطمه شاخه‌ای از من است هر آنچه او را غمگین سازد، مرا غمگین می‌کند و هر آنچه او را خوشحال سازد، مرا خوشحال می‌کند».

13- اولین همراه پیامبر(ص)
قال النبی(ص):

«اِنَّها اوّلُ مَنْ یَلْحَقُنی مِنْ اهلِ بَیْتی».[52] 

پیامبراکرم(ص) فرمود: «همانا او، فاطمه(س) اول کسی از اهل بیت من است که به من ملحق می‌گردد».

بودن با پیامبر صلی الله علیه و سلم در زندگی آخرتی امتیاز بزرگی است که افتخار از این بهتر و بالاتر که انسان در پس زندگی این عالم و ورود به زندگی به عالم آخرت به پیامبر ملحق شود و با او و همراه او زندگی کند. چرا که قطعا پیامبر در عالم آخرت بهترین و زیباترین زندگی را خواهد داشت و هر کس با او باشد از بهترین و زیباترین برخوردار خواهد بود.و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این نوید را به حضرت زهرا سلام الله علیها که او اولین کسی است که به او ملحق می‌شود و زندگی آخرت را با آن بزرگوار شروع خواهد کرد. و به همین خاطر بود که حضرت زهرا سلام الله علیها با شنیدن چنین نوید و بشارتی خوشحال شد و تبسم و رضا بر لب او نشست.

 

14- احترام فاطمه(س) احترام پیامبر(ص)
«یا عَلِيُّ هَذِهِ بِنْتِي فَمَنْ أَكْرَمَهَا فَقَدْ أَكْرَمَنِي وَ مَنْ أَهَانَهَا فَقَدْ أَهَانَنِي»‏.[53]

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «ای علی این دختر من است؛ هر کس به او احترام بگذارد، مرا گرامی داشته است و هرکه به او اهانت کند به من اهانت کرده است».

وقتی اثبات شد که صدیقه طاهره پاره‌ی تن پیامبر و شاخه‌ای از بدن او و نیز نور چشم او، میوه قلب او، شادی دل او و حتی تاری از موی اوست اثبات می‌شود که فاطمه زهرا سلام الله علیها وجودش همان وجود رسول خدا است. پس از هر آنچه را که او را خشنود کند او را خشنود و هر آنچه او را خشمگین می کند او را خشمگین و همچنین هر آنچه باعث تکریم پیامبر شود باعث تکریم او. بنابراین تکریم فاطمه سلام الله علیها تکریم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و حتی توهین فاطمه سلام الله علیها توهین به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است. چرا که هر دو عزیز یک وجودند در دو بدن و یک حقیقت اندر دو شاکله.

15- حکمت بوسیدن فاطمه(س)توسط پیامبر(ص)
عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: «قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، مَالَكَ إِذَا قَبَّلْتَ فَاطِمَةَ جَعَلْتَ لِسَانَكَ فِي فَمِهَا كَأَنَّكَ تَلْعَقُها فِي اُلْعَسَلِ»؟ فَقالَ اُلنَّبِيُّ صلى اللّه عليه و سلم: «يا عائِشَةُ لَيْلَةٌ أُسْرِيَ بي إلى السماء فأدخلني جبرئيل عليه السلام الجنّة و ناولني تفاحة فأخذتها فأكلتها فصارت نطفة و نورا في صلبي فنزلت فواقعت خديجة ففاطمة منها،فكلما اشتقت[إلى]الجنّة قبّلتها. يا عائشة! [فاطمة] حوراء انسیه».[54]

عایشه گوید: «به پیغمبر خدا(ص) عرض کردم: یا رسول الله! چرا هنگامی که فاطمه(ع) را می بوسی زبان در دهان او می گذاری که گوئی آنرا مانند عسل می لیسی»؟

فرمود: «ای عائشه شبی که مرا به آسمان بردند جبرئیل(ع) مرا به بهشت وارد کرد و سیبی به من داد، من آنرا گرفتم و خوردم و آن در صلب من نطفه و نور گشت. چون به زمین آمدم و با خدیجه(ع) همبستر شدم، فاطمه(ع) از آن پدید آمد پس هر وقت اشتیاق بهشت کنم، فاطمه(ع) را می بوسم. ای عائشه فاطمه(ع) حوریّه ای است انسان سرشت». پدر و مادر از سر عطوفت و مهر و از سر عشق و علاقه زیاد فرزند خود را می بوسند و این کاری پسندیده است چرا که از نظر تربیتی برای فرزند خوب است و نیاز عاطفی او از این طریق اشباع می‌شود و به همین خاطر در روایات سفارش شده که فرزند خود را ببوسید. اما بوسیدن فاطمه سلام الله علیها توسط پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم موضوعی فراتر از احساس و عاطفه پدر فرزندی است بلکه حکمت آن بهشتی بودن فاطمه سلام الله علیها و برخورداری اش از بوی بهشت است.

که پیامبر صلی الله علیه و سلم بر آن است تا از طریق بوسیدن حضرت فاطمه از بوی بهشتی استفاده کند و خود عایشه هم احساس کرده که این بوسیدن متفاوت از بوسیدنی است که اصولا پدر فرزندی خود را می بوسد و به همین خاطر می پرسد که این بوسیدن فوق‌العاده و بوسیدن آمیخته با مکیدن و بوسیدن همراه با اوج هیجان به خاطر چیست؟

16- سفارش تربیتی پیامبر(ص) به حضرت زهرا(س)
الف. «لَيْسَ مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ مَنْ لَمْ يَأْمَنْ جَارُهُ بَوَائِقَهُ ، وَ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ فَلاَ يُؤْذِي جَارَهُ، وَ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ فَلْيَقُلْ خَيْراً أَوْ يَسْكُتْ. إِنَّ اَللَّهَ يُحِبُّ اَلْخَيِّرَ اَلْحَلِيمَ اَلْمُتَعَفِّفَ، وَ يُبْغِضُ اَلْفَاحِشَ اَلضَّنِينَ اَلسَّئَّالَ اَلْمُلْحِفَ. إِنَّ اَلْحَيَاءَ مِنَ اَلْإِيمَانِ وَ اَلْإِيمَانُ فِي اَلْجَنَّةِ، وَ إِنَّ اَلْفُحْشَ مِنَ اَلْبَذَاءِ، وَ اَلْبَذَاءُ فِي اَلنَّارِ».[55] 

پيامبر فرمود: «کسي که همسايه اش از شر او در امان نيست از مؤمنين نخواهد بود. و هر کس به خدا و روز قيامت ايمان دارد همسايه ي خويش را آزار نمي دهد. و هر کس به خدا و روز قيامت ايمان دارد بايد که يا سخن خوب بگويد وگرنه ساکت باشد. خداوند انسان خيرمند بردبار عفيف را دوست دارد و بدگوي بخيل بسيار درخواست کننده ي مصرّ را دشمن مي دارد.حياء از ايمان و ايمان جايش در بهشت است و فحش از زشتگويي است و زشتگويي جايش در آتش است».

ب. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) : «لِفاطِمَهَ(ع): يَا فاطِمَهُ تَجَرَّعِي مَرارَهَ الدُّنْيَا لِحَلاوَهِ الاخِرَهَ».[56] 

رسول خدا(ص) به فاطمه(ع) فرمود: «ای فاطمه! تلخی دنیا را برای شیرینی آخرت جرعه جرعه بنوش».

حقیقت این است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در تربیت حضرت فاطمه از هیچ تلاش و اقدامی فروگذار نکرد چه قبل از تولدحضرت چه بعد از تولد. از جریان کناره گیری چهل شبانه روز و قیام شب و صیام روز در این ایام و استفاده از میوه بهشتی در قبل از تولد تا تغذیه و تربیت پس از تولد. در این میان که پیامبر از همه امکانات تربیتی بهره برده و حتی از مواعظ و سخنان تربیتی به او هم دریغ ندارد؛ یعنی یکی از اقدامات تربیتی حضرت همین موعظه ها و سفارش های کلامی است که مدام حضرت به او داشته که اگر جمع‌آوری شود خود یک کتاب مستقل خواهد شد که اینجا فقط به دو کلام نورانی اکتفا خواهد شد، که رفتار اجتماعی را متذکر می‌شود و هم عکس‌العمل شان نسبت به مصائب، سختی ها و گرفتاری هایی که در زندگی با آن مواجه می گردد.

17- حکمت خلقت امام حسین(ع)
«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو اَلزَّيَّاتِ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ جَبْرَئِيلَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ نَزَلَ عَلَى مُحَمَّدٍ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ لَهُ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اَللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِمَوْلُودٍ يُولَدُ مِنْ فَاطِمَةَ تَقْتُلُهُ أُمَّتُكَ مِنْ بَعْدِكَ فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ وَ عَلَى رَبِّيَ اَلسَّلاَمُ لاَ حَاجَةَ لِي فِي مَوْلُودٍ يُولَدُ مِنْ فَاطِمَةَ تَقْتُلُهُ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي فَعَرَجَ ثُمَّ هَبَطَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَفَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ وَ عَلَى رَبِّيَ اَلسَّلاَمُ لاَ حَاجَةَ لِي فِي مَوْلُودٍ تَقْتُلُهُ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي فَعَرَجَ جَبْرَئِيلُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِلَى اَلسَّمَاءِ ثُمَّ هَبَطَ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّكَ يُقْرِئُكَ اَلسَّلاَمَ وَ يُبَشِّرُكَ بِأَنَّهُ جَاعِلٌ فِي ذُرِّيَّتِهِ اَلْإِمَامَةَ وَ اَلْوَلاَيَةَ وَ اَلْوَصِيَّةَ فَقَالَ قَدْ رَضِيتُ ثُمَّ أَرْسَلَ إِلَى فَاطِمَةَ أَنَّ اَللَّهَ يُبَشِّرُنِي بِمَوْلُودٍ يُولَدُ لَكِ تَقْتُلُهُ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي فَأَرْسَلَتْ إِلَيْهِ لاَ حَاجَةَ لِي فِي مَوْلُودٍ مِنِّي تَقْتُلُهُ أُمَّتُكَ مِنْ بَعْدِكَ فَأَرْسَلَ إِلَيْهَا أَنَّ اَللَّهَ قَدْ جَعَلَ فِي ذُرِّيَّتِهِ اَلْإِمَامَةَ وَ اَلْوَلاَيَةَ وَ اَلْوَصِيَّةَ فَأَرْسَلَتْ إِلَيْهِ أَنِّي قَدْ رَضِيتُ».[57] 

امام صادق عليه السلام فرمود:

«جبرئيل عليه السلام بر محمد صلى اللّه عليه و آله نازل شد و گفت: اى محمد! خدا ترا مژده ميدهد بمولودى كه از فاطمه متولد شود و امت تو او را بعد از تو ميكشند. فرمود: اى جبرئيل! سلام بپروردگارم، مرا بمولودى كه از فاطمه متولد شود و امتم او را بكشند نيازى نيست، جبرئيل بآسمان بالا رفت و سپس فرود آمد و همان سخن را گفت، پيغمبر فرمود: اى جبرئيل! سلام بپروردگارم مرا بمولودى كه از فاطمه متولد شود و امتم او را بكشند نيازى نيست، جبرئيل بآسمان بالا رفت و سپس فرود آمد و گفت: اى محمد! پروردگارت بتو سلام ميرساند و ترا مژده ميدهد كه امامت و ولايت و وصيت را در ذريه آن مولود قرار ميدهد، فرمود: راضى گشتم، سپس نزد فاطمه فرستاد كه خدا مرا بمولودى مژده ميدهد كه از تو متولد مى‌شود و پس از من امتم او را ميكشند، فاطمه پيغام داد كه مرا بمولودى كه امت تو او را پس از تو بكشند نيازى نيست، پيغمبر پيغام داد كه خدا امامت و ولايت و وصيت را در ذريه او قرار داده، او هم پيغام داد كه من راضى گشتم».

امام حسین علیه السلام در خانواده پیامبر یک نطقه عطف و یک نقطه برجسته بود؛ زیرا حماسه تاریخی کربلا که دوام دین و رسالت به آن بستگی داشت، همچنین این سلسله امامت به وجود نازنین و مبارکه ایشان وابسته بود، از این رو ولادت ایشان مهم بود؛ زیرا ولادتی که به شهادت می شود چه حکمتی می‌تواند داشته باشد.اینجا بود که پیامبر(ص) و هم صدیقه کبری(سل) آن حکت را جویا می شوند که دوام امامت و حتی دوام رسالت و دین به این ولادت پیوند می خورد.

18- دغدغه پیامبر (ص) نسبت به حضرت زهرا(س)
«رَوَى جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيُّ قَالَ:دَخَلَتْ فَاطِمَةُ عَلَيْهَا السَّلاَمُ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ هُوَ فِي سَكَرَاتِ اَلْمَوْتِفَانْكَبَّتْ عَلَيْهِ تَبْكِي فَفَتَحَ عَيْنَهُ وَ أَفَاقَ ثُمَّ قَالَ يَا بُنَيَّةُ أَنْتِ اَلْمَظْلُومَةُ بَعْدِي وَ أَنْتِ اَلْمُسْتَضْعَفَةُ بَعْدِي فَمَنْ آذَاكِ فَقَدْ آذَانِي وَ مَنْ غَاظَكِ فَقَدْ غَاظَنِي وَ مَنْ سَرَّكِ فَقَدْ سَرَّنِي وَ مَنْ بَرَّكِ فَقَدْ بَرَّنِي وَ مَنْ جَفَاكِ فَقَدْ جَفَانِي وَ مَنْ وَصَلَكِ فَقَدْوَصَلَنِي وَ مَنْ قَطَعَكِ فَقَدْ قَطَعَنِي وَ مَنْ أَنْصَفَكِ فَقَدْ أَنْصَفَنِي وَ مَنْ ظَلَمَكِفَقَدْ ظَلَمَنِي لِأَنَّكِ مِنِّي وَ أَنَا مِنْكِ وَ أَنْتِ بَضْعَةٌ مِنِّي وَ رُوحِيَ اَلَّتِي بَيْنَ جَنْبَيَّ ثُمَّ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِلَى اَللَّهِ أَشْكُو ظَالِمِيكِ مِنْ أُمَّتِي».[58] 

جابر بن عبدالله انصاری(رض) گفت: «فاطمه(س) وقتی بر رسول خدا(ص) وارد گردید که حضرت در حال جان دادن بود فاطمه(س) خود را بر روی حضرت افکند و گریست حضرت چشم مبارک گشود و به خود آمد و فرمود: ای دختر جانم پس از من به تو ظلم می شود، پس از من تو را ضعیف می شمرند، هرکس تو را بیازرد مرا آزرده، و هر که تو را به خشم آورد مرا به خشم آورده، و هرکس تو را مسرور سازد مرا مسرور ساخته، و هرکس به تو نیکی کند به من نیکی کرده، و هرکس به تو ستم کند به من ستم کرده، و هر که به تو بپیوندد به من پیوسته و هر که از تو ببرد از من بریده، و هرکه به تو انصاف ورزد به من انصاف ورزیده، و هرکس به تو ظلم کند به من ظلم کرده است زیرا تو از من هستی و من از تو می باشم، و تو پاره ای از تن من و روح من هستی که در میان دو پهلوی من قرار داری سپس فرمود: از ظالمان امتم که به تو ستم می کنند به خدا شکایت می برم».

در این کلام نورانی دو نکته حائز اهمیت است یکی اوج دلبستگی و پیوستگی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت زهرا سلام الله علیها است؛ به گونه ای که غم او را غم خود، شادی او را شادی خود، آزار او را آزار خود، غیظ او را غیظ خود، نیکی به او را نیکی به خود، جفای او جفای به خود، قطع و وصل او را قطع و وصل خود، انصاف به او را انصاف به خود، ظلم او را ظلم به خود و امثال آن می شمارد و او را پاره تن خود می‌داند و دیگری ستمکاری کار بد رفتاری که به او پس از پیامبر می شود. پیامبر تصریح می‌کند که پس از او به فاطمه ظلم می‌شود، مورد استنصاف قرار می‌گیرد و چنان نسبت به این موضوع ناراحت و غمگین است و چنان دغدغه دارد که عزم شکایت به پروردگار می کند و با آن که پیامبر رحمت است اما ظلم به حضرت زهرا در نظر او چنان بزرگ است که باید شکایت شود آن شکایت به پروردگار عالم.

انتظار پیامبر(ص) از اُمّت نسبت به حضرت فاطمه(س)

1- شناخت حضرت فاطمه(س)
وَ رُوِيَ عَنْ مُجَاهِدٍ قَالَ:«خَرَجَ النَّبِيُّ ص وَ هُوَ آخِذٌ بِيَدِ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلَامُ فَقَالَ مَنْ عَرَفَ هَذِهِ فَقَدْ عَرَفَهَا وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْهَا فَهِيَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ هِيَ بَضْعَةٌ مِنِّي وَ هِيَ قَلْبِي وَ رُوحِيَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيَّ فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي وَ مَنْ آذَانِي فَقَدْ آذَى اللَّه».[59]

از مجاهد روایت شد که گفت:«رسول خدا (ص) بیرون آمد در حالی که دست حضرت فاطمه (ع) را گرفته بود فرمود:هر کس این «دخترم» را می شناسد که شناخته و هرکه نشناخته بداند که این فاطمه(ع) دختر محمد(ص) است و او پاره تن من، و روح من می باشد که در میان دو پهلوی من قرار دارد هرکه او را بیازارد مرا آزرده و هرکه مرا بیازارد خدای را آزرده است».

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با این کلام نورانی، موضوع “معرفت فاطمه سلام الله علیها” را مطرح می‌کند و به نحوی یادآور می شود که فاطمه سلام الله علیها را باید شناخت و تا شناخته نشود نمی شود الگوی زندگی مطرح گردد و حتی خود پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم در صدد معرفی بر می آید.

2- اطاعت از حضرت فاطمه(س)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:«یا عَلَیُّ أنْفِذْ لِما اَمَرَتْکَ بِهِ فاطِمَةُ فَقَدْ اَمَرْتُها بِأَشْیاءَ أَمَرَ بِها جَبْرَئیلُ علیه السلام…».[60] 

«ای علی! آنچه را فاطمه علیها السلام بدان امر می کند، انجام ده; زیرا من چیزهایی را به او امر کرده ام که جبرئیل علیه السلام به آنها امر کرده است…».

وقتی فاطمه زهرا سلام الله علیها حجت خدا است و حتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت امیرالمومنین علیه السلام دستور اطاعت از ایشان می دهد بدیهی است مومنین باید از او اطاعت کنند و سیره و سخن او را نصب العین خود قرار دهند به ویژه که معصوم است و عاری از گناه و اشتباه که همین هم حجت دیگری است بر اطاعت.

 

3- تکریم فاطمه(س)
الف. قَالَ [رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله]:«يَا عَلِيُّ هَذِهِ بِنْتِي فَمَنْ أَكْرَمَهَا فَقَدْ أَكْرَمَنِي وَ مَنْ أَهَانَهَا فَقَدْ أَهَانَنِي‏».[61]

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «ای علی این دختر من است؛ هر کس به او احترام بگذارد، مرا گرامی داشته است و هرکه به او اهانت کند به من اهانت کرده است».

ب. قَالَ رَسُولَ اللَّهِ(ص):«يَا عَلِيُّ هَذِهِ بِنْتِي فَمَنْ أَكْرَمَهَا فَقَدْ أَكْرَمَنِي وَ مَنْ أَهَانَهَا فَقَدْ أَهَانَنِي- اللَّهُمَّ بَارِكْ لَهُمَا وَ بَارِكْ عَلَيْهِمَا وَ اجْعَلْ لَهُمَا ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ».[62] 

رسول اکرم(ص) فرمود: «یا علی این «فاطمه» دختر من است هرکس او را اکرام کند محققاً مرا اکرام کرده و هرکه او را اهانت کند به من اهانت کرده است، بارالها مبارک گردان برایشان « علی و زهرا » و قرار ده برای آنان نسل پاک همانا تو شنونده دعائی».

با این کلمات نورانی، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از امت می خواهد، تا حرمت فاطمه سلام الله علیها را نگهدارند مقام و منزلت او را بزرگ به شمارند و از توهین و اهانت بر حذر باشند. باید نام حضرت، یاد حضرت، مقام و منزلت حضرت، عمل و رفتار حضرت در جامعه بزرگ داشته شود و مورد اکرام و احترام باشد.

 

4- محبت به فاطمه(س)
الف. «مَنْ أَحَبَّ فَاطِمَةَ ابْنَتِي فَهُوَ فِي الْجَنَّةِ مَعِي وَ مَنْ أَبْغَضَهَا فَهُوَ فِي النَّار».[63]

«هر کس فاطمه علیها السلام دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است، و هر کس با او دشمنی ورزد، در آتش [دوزخ] است».

 

ب. انْ سَلْمَانَ الْفَارِسِيِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ:

«يَا سَلْمَانُ مَنْ أَحَبَّ فَاطِمَةَ ابْنَتِي فَهُوَ فِي الْجَنَّةِ مَعِي وَ مَنْ أَبْغَضَهَا فَهُوَ فِي النَّارِ يَا سَلْمَانُ حُبُّ فَاطِمَةَ يَنْفَعُ فِي مِائَةِ مَوْطِنٍ أَيْسَرُ تِلْكَ الْمَوَاطِنِ الْمَوْتُ وَ الْقَبْرُ وَ الْمِيزَانُ وَ الْمَحْشَرُ وَ الصِّرَاطُ وَ الْمُحَاسَبَةُ فَمَنْ رَضِيَتْ عَنْهُ ابْنَتِي فَاطِمَةُ رَضِيتُ عَنْهُ وَ مَنْ رَضِيتُ عَنْهُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ وَ مَنْ غَضِبَتْ عَلَيْهِ فَاطِمَةُ غَضِبْتُ عَلَيْهِ وَ مَنْ غَضِبْتُ عَلَيْهِ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَا سَلْمَانُ وَيْلٌ لِمَنْ يَظْلِمُهَا وَ يَظْلِمُ‏ ذُرِّيَّتَهَا وَ شِيعَتَهَا».[64] 

سلمان می‌گوید:

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود:«ای سلمان هرکه دخترم فاطمه را دوست بدارد در بهشت در کنار من خواهد بود، و هرکه او را دشمن بدارد در آتش جهنم خواهد بود. ای سلمان دوستی فاطمه در صد جایگاه به حال انسان سودمند است که راحت‌ترین آنها عبارت‌اند از:مرگ، قبر، میزان، سنجش، محشر، و پل صراط و حساب‌کشی؛ پس دخترم فاطمه از هر کس راضی باشد، من از او خشنود می‌شوم و هر کس من از او راضی شوم خدا از او خرسند خواهد بود. و هر کس فاطمه از او خشمگین باشد، من بر او خشم می‌کنم و هر کس من بر او خشم کنم، خداوند بر او غضب می‌کند. ای سلمان وای بر کسی که به فاطمه و به فرزندان و شیعیانش ظلم و ستم کند».

ج. «مِنْ مُسْنَدِ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ رَحِمَهُ اَللَّهُ وَ قَدْ تَقَدَّمَ: أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَخَذَ بِيَدِ حَسَنٍ وَ حُسَيْنٍ وَ قَالَ مَنْ أَحَبَّنِي وَ أَحَبَّ هَذَيْنِ وَ أَبَاهُمَا وَ أُمَّهُمَا كَانَ مَعِي فِي دَرَجَتِي فِي اَلْجَنَّةِ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ».[65]

در کتاب مسند احمد بن حنبل آمده است که:

(در باره حضرت فاطمه(ع) ) قبلا یاد آوری شده است که: رسول خدا(ص) دست امام حسن و دست امام حسین(ع) را گرفت و فرمود: «هرکس مرا دوست بدارد، و این دو ( حسن و حسین(ع) ) و پدر و مادرشان را دوست بدارد؛ روز قیامت در مقام و درجه من در بهشت با من خواهد بود». البته محبت و دوستی فاطمه سلام الله علیها پیش از آنکه برای آن بزرگوار مفید باشد برای محبین مهم است چرا که این محبت هم در دنیا مفید است و هم در آخرت. هم در جان محب موثر است و هم در زندگی اش. هم در فرد اثر نیکو دارد و هم در جامعه… در حقیقت محبت و مودت به حضرت زهرا در تربیت انسان و اصلاح رفتار و کردار انسان تاثیر گذار است و انسان از این محبت هم در دنیا بهره می برد و هم در آخرت.

 

5- صلوات بر فاطمه(س)
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم):

«یا فاطِمَةُ، مَنْ صَلّی عَلَیک، غَفَرَ اللّهُ لَهُ، وَأَلْحَقَهُ بی حَیثُ کنْتُ مِنَ الْجَنَّةِ».[66] 

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «ای فاطمه، هرکس بر تو صلوات فرستد، خداوند او را آمرزیده و در بهشت، هر کجا باشم، به من ملحق خواهد کرد».

صلوات بر حضرت زهرا سلام الله علیها هم سفارشی دیگری از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای امت است. صلوات بندگان که نوعی دعا هم هست هم برای اهل صلوات موثر و مفید است و هم برای زهرای أطهر سلام الله علیها منشأ اثر. بی شک صلوات بر آن حضرت موجب افزایش درجات او در عالم آخرت می شود چنانکه صلوات در دنیا باعث آمرزش در عالم آخرت باعث قرب به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خواهد شد کیفیت صلوات بدین شرح است:

«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ».

 

6- زیارت فاطمه(س)
الف. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«… مَنْ زَارَ فَاطِمَةَ فَكَأَنَّمَا زَارَنِی».[67]

«هر کس فاطمه علیها السلام را زیارت کند، مانند این است که مرا زیارت کرده است».

زیارت حضرت یعنی اینکه به او سلام شود چه از دور و چه از نزدیک. چه در قالب زیارت نامه یا غیر زیارت نامه. چه عرض حاجت بشود و یا نشود. مهم در زیارت آن ارتباط و اتصال است. پس اگر این ارتباط در قالب سلام و زیارت حاصل شود آن نتیجه دلخواه حاصل شد. و این زیارت تاثیر مثبت خود را خواهد گذاشت؛ یعنی زیارت علاوه بر پاداشی که برای زائر خواهد شد نوعی صفای باطن و نورانیت قلب هم ایجاد خواهد کرد؛ یعنی زائر با زیارت خود زنگار قلب را می زداید، آلودگی گناه را از بین می برد و به خاطر قرب به مقام عصمت جان او جلا می یابد و امور باطنی اش صفا و صیقل خواهد یافت.  شاید به همین خاطر باشد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زیارت حضرت زهرا سلام الله علیها را به مشابه زیارت خود می شمارد.

 

7- پرهیز از بد رفتاری با فاطمه(س)

الف. پرهیز از دشمنی
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«یا فَاطِمَةُ ! لَوْ انَّ کلّ نبیّه بَعَثَهُ اللَّهُ وکل مَلَکٍ قَرّبهُ شَفَعُوا فی کلّ مُبْغِضٍ لَکَ غَاصِبٍ لک مَا أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ أَبَداً».[68]

«ای فاطمه! اگر تمام پیامبرانی که خدا برانگیخته و تمام فرشتگانی که مقرب درگاه خود گردانده است، برای هر کینه توزی که حق تو را غصب نموده است، شفاعت کنند، هرگز خدا او را از آتش [دوزخ] خارج نمی سازد».

بغض و کینه که از امور باطنی است آن قدر قبیح، زشت و شفاعت ناپذیر است که اگر همین بغض از درون به برون راه پیدا کند و از دل به جوارح و اعضا انتقال یابد و هویت خارجی پیدا کند و به دشمنی عملی تبدیل گردد، به مراتب زشت تر، قبیح تر و نابخشوده تر خواهد شد. اگر هم این بغض که یک عمل قلبی است تبدیل شود به بدزبانی، بدرفتاری، بد مرامی و تبدیل شود به ایذاء، آزار و آسیب رسانی و تبدیل شود به ضربات جسمی و روحی، جرم نابخشودنی و گناه شفاعت ناپذیر خواهد شد. از این روست که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بغض به حضرت فاطمه سلام الله علیها را به ویژه آنگاه که این بغض صورت عملی به خود پیدا کند، شفاعت ناپذیر دانسته و حجم جرم و گناه آن را بسیار شدید و سنگین قلمداد نمود.

 

ب. پرهیز از ظلم

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«مَلْعُونٌ مَلْعُونُ مَنْ یظلم بعدی فَاطِمَةَ ابنتی ویغصبها حَقَّهَا ویقتلُها».[69] 

«مورد نفرین است، مورد نفرین است هر کس پس از من به فاطمه علیها السلام دخترم ستم کند و حقش را غصب نماید و او را بکشد».

عن النبی(ص):

«حرمت الجنه علی من ظلم اهل بیتی و آذانی فی عترتی و من اصطنع صنیعه الی احد من ولد عبد المطلب ولم یجازه علیها فانا اجازیه علیها غدا اذا لقینی یوم القیامه».[70] 

پیغمبر اکرم (ص) فرمود:  «بهشت حرام است بر کسیکه به اهل بیتم (ع) ستم کند و با آزردن عترتم مرا بیازارد و هر کس برای احدی از فرزندان عبد المطلب (ع) کار نیکی انجام دهد و پاداش نگرفته باشد فردای قیامت هنگامی که مرا دیدار می کند پاداش او را من می دهم». ظلم در همه جا و به همه کس بد است، اما ظلم به افراد مقدس و پاک بدتر است به ویژه عناصر پاکی که در تشکیلات الهی و شبکه وحی قرار دارند که ظلم به آنها نوعی ظلم به خدا و ظلم به پیامبر و ظلم به مومنین به شمار آید.

ظلم به حضرت فاطمه سلام الله علیها از این قبیل است؛ یعنی ظلم به آن حضرت فقط ظلم به شخص نیست بلکه ظلم به یک جریان و سیستم حق و ظلم به خدا و رسول است از این رو است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم جرم آن را شدید می شمارد و کیفر آن را هم سخت نشان می‌دهد. و لعنت خدا در مقابل این جرم را تکرار می‌کند هر کیفر این ظلمی را لعنت خدا که همان عذاب شدید الهی باشد بر می شمارد. در این حدیث ملاحظه می شود که غصب حق آن بزرگوار را در ردیف ظلم به حساب می آورد.

 

حضرت فاطمه(س) و قیامت

1- بهشت مشتاق فاطمه(س)
أَنَّ النَّبِيَّ قَالَ‏:

«اشْتَاقَتِ‏ الْجَنَّةُ إِلَى‏ أَرْبَعٍ مِنَ النِّسَاءِ مَرْيَمَ بِنْتِ عِمْرَانَ وَ آسِيَةَ بِنْتِ مُزَاحِمٍ زَوْجَةِ فِرْعَوْنَ وَ هِيَ زَوْجَةُ النَّبِيِّ فِي الْجَنَّةِ وَ خَدِيجَةَ بِنْتِ خُوَيْلِدٍ زَوْجَةِ النَّبِيِّ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ».[71] 

از پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله روایت شده که فرمود:

بهشت به چهار نفر از زنان مشتاق است: مریم دخت عمران؛ آسیه دختر مزاحم، زن فرعون، که در بهشت زوجه پیامبر اسلام خواهد بود؛ خدیجه دختر خویلد که در دنیا و آخرت زوجه پیغمبر اسلام است؛ فاطمه زهرا دختر حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله.

در جای خود مطرح شد که اصالت حضرت زهرا سلام الله علیها از بهشت و حور العین است و بر اساس اصل «الجنس مع الجنس یمیل» بدیهی است که بهشت مشتاق حضرت باشد. علاقه بهشت به حضرت مثل علاقه انسان به پاره تن خود، به چشم خود، به دست خود و به قلب خود است. حضرت اصالتاً بهشتی است بلکه جمال و جلال بهشت است زیبایی و جلوه بهشت است. قطعاً بهشت به وجود او افتخار می‌کند و با همه وجود علاقه نشان می دهد تا حضرت را ببیند و او را در میان خود بیابد.

 

2- فاطمه(س)، اولین وارد بهشت

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم):

«اوَّلُ شَخْصٍ یدْخُلُ الْجَنَّةَ فاطِمَةُ علیها السلام».[72]

«نخستین کسی که وارد بهشت می شود، فاطمه است».

فکر می کنم این نوع تکریم به حضرت زهرا سلام الله علیها است. کسی که در دنیا سیدة نسا العالمین و در بهشت سیدة نسإ اهل الجنة باشد زیبنده است اولین وارد بهشت باشد. چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که افضل الأنبیا و خیر البشر است شایسته در میان مردان اولین نفر برای ورود به بهشت باشد. پس اگر زهرای مرضیه سلام الله علیها اولین وارد بهشت است چون اولین نفر از نظر مقام و منزلت در میان بانوان است وقتی اثبات شد اولین نفر و برجسته ترین فرد در میان بانوان است اولین نفر برای ورود به بهشت هم خواهد بود.

 

3- چگونگی ورود حضرت فاطمه(س) به قیامت

الف. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ:

«إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ تُقْبِلُ ابْنَتِي فَاطِمَةُ عَلَى نَاقَةٍ مِنْ نُوقِ الْجَنَّةِ مُدَبَّجَةَ الْجَنْبَيْنِ خِطَامُهَا مِنْ لُؤْلُؤٍ رَطْبٍ قَوَائِمُهَا مِنَ الزُّمُرُّدِ الْأَخْضَرِ ذَنَبُهَا مِنَ الْمِسْكِ الْأَذْفَرِ عَيْنَاهَا يَاقُوتَتَانِحَمْرَاوَانِ عَلَيْهَا قُبَّةٌ مِنْ نُورٍ يُرَى ظَاهِرُهَا مِنْ بَاطِنِهَا وَ بَاطِنُهَا مِنْ ظَاهِرِهَا دَاخِلُهَا عَفْوُ اللَّهِ وَ خَارِجُهَا رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَى رَأْسِهَا تَاجٌ مِنْ نُورٍ لِلتَّاجِ سَبْعُونَ رُكْناً كُلُّ رُكْنٍ مُرَصَّعٌ بِالدُّرِّ وَ الْيَاقُوتِ يُضِي‏ءُ كَمَا الْكَوْكَبُ الدُّرِّيُّ فِي أُفُقِ السَّمَاءِ وَ عَنْ يَمِينِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ عَنْ شِمَالِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ جَبْرَئِيلُ آخِذٌ بِخِطَامِ النَّاقَةِ يُنَادِي بِأَعْلَى صَوْتِهِ غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ حَتَّى تَجُوزَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ  فَلَا يَبْقَى يَوْمَئِذٍ نَبِيٌّ وَ لَا رَسُولٌ وَ لَا صِدِّيقٌ وَ لَا شَهِيدٌ إِلَّا غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ حَتَّى تَجُوزَ فَاطِمَةُ فَتَسِيرُ حَتَّى تُحَاذِيَ عَرْشَ رَبِّهَا جَلَّ جَلَالُهُ فَتَنْزَخُ بِنَفْسِهَا عَنْ نَاقَتِهَا وَ تَقُولُ إِلَهِي وَ سَيِّدِي احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ مَنْ ظَلَمَنِي اللَّهُمَّ احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ مَنْ قَتَلَ وُلْدِيفَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ يَا حَبِيبَتِي وَ ابْنَةَ حَبِيبِي سَلِينِي تُعْطَيْ وَ اشْفَعِي تُشَفَّعِي فَوَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا جَازَنِي ظُلْمُ ظَالِمٍ فَتَقُولُ إِلَهِي وَ سَيِّدِي ذُرِّيَّتِي وَ شِيعَتِي وَ شِيعَةَ ذُرِّيَّتِي وَ مُحِبِّيَّ وَ مُحِبِّي ذُرِّيَّتِي‏فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ أَيْنَ ذُرِّيَّةُ فَاطِمَةَ وَ شِيعَتُهَا وَ مُحِبُّوهَا وَ مُحِبُّو ذُرِّيَّتِهَا فَيُقْبِلُونَ وَ قَدْ أَحَاطَ بِهِمْ مَلَائِكَةُ الرَّحْمَةِ فَتَقْدُمُهُمْ فَاطِمَةُ حَتَّى تُدْخِلَهُمُ الْجَنَّةَ». [73]

از حضرت امام محمد باقر از جابربن‌عبداللَّه انصاری از پیغمبر معظم اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ روایت شده که فرمود:«موقعی که روز قیامت فرا می‌رسد دخترم فاطمه در حالی می‏‌آید که بر یکی از ناقه‏‌های بهشتی سوار است و از دو پهلوی آن ناقه حریرهای بهشتی آویزان، مهار آن از مروارید تر، پاهایش از زمرد سبز، دم آن از مشک ناب، دیدگانش از در و یاقوت سرخ خواهد بود. قبه‏‌ای از نور بر پشت آن ناقه نصب شده که اندرون آن از بیرون آشکار، وسط آن حاوی عفو پروردگار و بیرون آن رحمت خدای رحیم است.فاطمه تاجی از نور بر سر دارد که دارای هفتاد پایه باشد، هر پایه‏‌ای از آن به‌وسیله یک مروارید مرصع و نظیر یک ستاره‏‌ای درخشان خواهد بود.

از طرف راست و چپ فاطمه علیهاالسلام هر کدام هفتاد هزار ملک خواهد بود. جبرئیل که در آن موقع مهار ناقه حضرت فاطمه را گرفته است با صدای بلند خواهد گفت: چشمان خود را ببندید تا فاطمه دختر محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله عبور نماید. در آن روز هیچ پیغمبر و رسول و صدیق و شهیدی نیست، مگر اینکه دیدگان خویشتن را می‌بندند تا اینکه زهرا از صحرای محشر عبور نماید.

هنگامی که آن بانو به زیر عرش پروردگار می‌رسد از آن ناقه فرود می‏‌آید و می‌گوید: ای پروردگار من! ما بین من و آن افرادی که در حق من ظلم نمودند و فرزندان مرا شهید کرده‏‌اند قضاوت کن. آنگاه از طرف خدای رئوف ندا می‌رسد: ای حبیبه و فرزند رسول من از من بخواه تا به تو عطا نمایم. شفاعت کن تا من بپذیرم. به عزت و جلال خودم که امروز ظلم و ستم هیچ ستمگری از نظر من محو نخواهد شد.

در همین موقع است که حضرت زهرا می‌گوید: بار خدایا! فرزندان، شیعیان، دوستان و دوستان دوستان فرزندان مرا به من ببخش! آنگاه از طرف پروردگار جهان منادی ندا می‌کند: فرزندان، شیعیان، دوستان، و دوست دوستان ذریه فاطمه کجایند؟ ایشان عموما درحالی‌که ملائکه رحمت پروردگار آنان را احاطه کرده باشند می‌آیند. سپس فاطمه اطهر جلو می‌رود تا ایشان را داخل بهشت می‌نماید».

 

4- جایگاه محبت به حضرت فاطمه(س) در عالم آخرت

قال النبی(ص):«یا سلمانُ حُبُّ فاطمةَ یَنْفَعُ فی مائةِ مَوطنٍ ایسَرُ تلکَ المواطنِ: الموتُ و القبرُ و المیزانُ و المحشرُ و الصراطُ و المحاسبة»ُ.[74] 

پیامبر اکرم(ص) فرمود:«ای سلمان محبت فاطمه و دوست داشتن او در صد موقف و جایگاه از مواقف قیامت سودمند است، آسان ترین این مواقف: مرگ و قبر و میزان و محشر و (پل) صراط و موقف محاسبه اعمال است».

حب به حضرت فاطمه نوعی «حسنه» است. چطور انسانی که در زندگی از اعمال نیک برخوردار باشد در گذر از مراحل آخرت از موت و قبر تا صراط حساب با مشکلات کمتری مواجه خواهد شد. حُبّ به حضرت فاطمه که خود «حسنه» و در رأس “حسنات” است مشکل کمتری خواهد داشت. چون این حُبّ در میان سایر حسنات  برای این مراحل بسیار مفید و سودمند خواهد بود.

5- شفاعت حضرت فاطمه(س) در قیامت

قال رسول الله(ص):«اِنَّ فاطمةَ لتشفع یومَ القیامةِ فیمن اَحَبَّها و تَولّاها و احبَّ ذُرِّیتها و تولّاهم و یَشْفَعُها الله فیهم و یدْخلُهم الجنةَ بِش‍فاعَتها».[75] 

پیامبر اکرم(ص) فرمود:«همانا فاطمه در روز قیامت برای کسی که محب و دوست دار او و فرزندانش باشد، شفاعت می‌کند و خداوند شفاعت او را در مورد این افراد می پذیرد ‌و آنها را با شفاعت او وارد بهشت می‌کند».

اینکه حضرت دارای مقام شفاعت است تردیدی نیست؛ چون وقتی شهید شفاعت میکند یا عالم شفاعت می کند یا مومن شفاعت می کند بدیهی است که حضرت قطعاً شفاعت کند، چون علاوه بر مقام ایمان و علم و شهادت مقام عصمت دارند که مقام عصمت مقام و جایگاه بزرگی است برای شفاعت.ضمن اینکه پیامبر عظیم الشأن تصریح فرمودند به مقام شفاعت حضرت؛ یعنی اگر هیچ دلیلی نمی بود برای اثبات شفاعت جز سخن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کافی بود و علاوه بر تصریح پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مبانی شفاعت هم در آن بزرگوار جمع است. حاصل آن که مقام شفاعت حضرت تردید ناپذیر است اما آنچه را که قابل فهم و دانستن است این است که آن بزرگوار از چه کسانی شفاعت می کند که پیامبر گرامی اسلام در این سخن گران سنگ خود آن را هم توضیح داد.

6- دادخواهی حضرت فاطمه(س) در محشر

عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ:

«تُحْشَرُ ابْنَتِي فَاطِمَةُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَعَهَا ثِيَابٌ مَصْبُوغَةٌ بِالدَّمِ فَتَتَعَلَّقُ بِقَائِمَةٍ مِنْ قَوَائِمِ الْعَرْشِ فَتَقُولُ يَا عَدْلُ احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ قَاتِلِ وُلْدِي قَالَ رَسُولُ اللَّهِ فَيَحْكُمُ لِابْنَتِي وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا».[76] 

امام رضا علیه‌السلام از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله روایت نموده است:

«هنگامی که روز قیامت فرا رسد دخترم فاطمه در حالی محشور می‏‌شود که لباس‌های خون‌آلودی با وی خواهد بود.

آنگاه یکی از پایه‏‌های عرش را می‏‌گیرد و می‌گوید:

ای خدای عادل! بین من و قاتل فرزندانم حکم کن!

سپس پیامبر اکرم فرمود: به حق خدای کعبه سوگند که خداوند برای دخترم قضاوت می‏‌کند، زیرا خداوند برای غضب فاطمه غضب می‏‌نماید و با رضایت وی راضی خواهد شد».

 

به دو نکته مهم در این کلام حکیمانه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اشاره شد،

یکی از اهمیت خون اباعبدالله که موضوع انتقام آن در قیامت قابل طرح و پیگیری است و دیگری حکم خداوند متعال بر اساس خواسته حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها است؛ یعنی خواسته حضرت اجابت می شود و نیاز به سند و مدرک و محاکمه ندارد. زیرا سخن حضرت و ادعای حضرت برای حکم کافی است.

زیرا صداقت و درستی سخن حضرت آنقدر شفاف و روشن است که نیازی به این امور نیست.

چرا که وقتی حضرت خشمشم خدا و خوشنودی اش خشنودی خداست پس ادعای او ادعای خداست و اگر خداوند متعال حکم کند گویا بر اساس ادعا و نظر خود حکم نموده و لذا نیازی به اسناد و مدارک نیست. این است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود خداوند قطعاً حکم می‌کند چون خشم و خشنودی خدا برای خشم و خشنودی فاطمه سلام الله علیها است.

 

7- عبور حضرت زهرا(س) ازمحشر با تشریفات خاص

الف. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله:

«إذا کانَ یَوْمُ القیامَةِ نادى مُنادٍ: یا أَهْلَ الجَمْعِ غُضُّوا أَبْصارَکُمْ حَتى تَمُرَّ فاطِمَة».[77] 

«روز قیامت یک صدائی بلند می‌شود که إی مردم غضّ بصر کنید که فاطمه(س) می‌خواهد عبور کند».

 

ب. عَنْ أَبِي أَيُّوبَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):

«إِذَا کانَ يَوْمُ القِيامَهِ جَمَعَ اللَّهُ الْأَوَّلِينَ وَ الآخِرِينَ فِي صَعِيدٍ وَاحِدٍ ثُمَّ يُنَادِي مُنَادٍ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ:

أَنَّ الْجَلِيلَ جَلَّ جَلَالُهُ يَقُولُ:

نکِّسُوا رُوُسَکُمْ وَ غُضُّوا اَبْصارَکُمْ فَإِنَّ هَذِهِ فاطِمَهَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) تُرِيدُ أَنْ تَمُرَّ عَلَيَّ الصِّرَاط»ِ![78]

به روایت ابو ایوب، رسول خدا (ص) فرمود:

چون روز قیامت شود؛ خداوند خلایق اولین و آخرین را در یک جای (زمینی) جمع کند و آنگاه یک منادی از جانب عرش خداوندی ندا در دهد که:

خداوند بزرگ جل جلاله می فرماید:(ای اهل محشر) سرهایتان را بزیر آورید و چشم هایتان را فرو بندید زیرا که: این فاطمه(ع) دختر رسول خدا(ص) می خواهد از(پل) صراط بگذرد».

 

ج. عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ قَالَ:قَالَ رَسُولُ اللَّهِ‏:

«تُحْشَرُ ابْنَتِي فَاطِمَةُ [يَوْم القِيَامَة] وَ عَلَيْهَا حُلَّةُ الْكَرَامَةِ [وَ] قَدْ عُجِنَتْ‏ بِمَاءِ الْحَيَوَانِ‏ فَيَنْظُرُ إِلَيْهَا الْخَلَائِقُ فَيَتَعَجَّبُونَ مِنْهَا ثُمَّ تُكْسَى أَيْضاً مِنْ حُلَلِ الْجَنَّةِ أَلْفَ حُلَّةٍ مَكْتُوبٌ عَلَى كُلِّ حُلَّةٍ بِخَطٍّ أَخْضَرَ: أَدْخِلُوا بِنْتَ [ابنة]مُحَمَّدٍ الْجَنَّةَ عَلَى أَحْسَنِ الصُّورَةِ وَ أَحْسَنِ الْكَرَامَةِ وَ أَحْسَنِ مَنْظَرٍ فَتُزَفُّ إِلَى الْجَنَّةِ كَمَا تُزَفُّ الْعَرُوسُ وَ يُوَكَّلُ بِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ جَارِيَةٍ».[79]

امام رضا(ع) از اجداد طاهرینش از رسول خدا(ص) روايت كرده كه فرمود:

«دخترم فاطمه(علیها السلام) محشور گردد در حالى كه حلّۀ كرامت – كه به آب حيات مخلوط شده-

در بر دارد، و تمام خلايق به آن نظر كنند و از آن تعجّب نمايند.

سپس هزار حلّه از حلّه‏هاى بهشتى برتن او پوشانده شود كه بر هر يک با خطّ سبز نوشته شده است:

دختر محمّد را داخل بهشت گردانيد به زیباترین صورت و با بالاترین کرامت و نیکوترین منظر.

هفتاد هزار كنيز موكّل او گردند و او را مانند یک عروس به سوى‏ بهشت بدرقه كنند».

 

این همه تشریفات برآمده از عظمت و شکوه مقام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است.

آنقدر عظمت و آنقدر جلالت و مهابت دارد و آن قدر شکوه و شأن دارد.

که می ارزد همه عرصه محشر یکجا آماده باش باشد و در برابر این عظمت خضوع کند.

 

منابع:
1-بحارالانوار، ج۴٣، ص٢۶.
2- بحار الانوار، ج 43، ص 19. 
3- مجمع الزوائد، ج9، ص202.
4- بحارالانوار، ج٢٧، ص١١۶.
5- همان، ج 78، ص 112.
6- تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 338 .
7- بحار،ج43ص.
8- بحار، ج43، ص26.
9- مقتل الحسین : 1/60.
11- بحار ج 43ص51.
12- کشف الغمّه ج1ص450.
13- ذخائرالعقبی،ص39،ص136 و بحارالانوار،ج22،ص536 و کمال الدین،ص.
14- بحارالانوار، ج 43، ص 46; مناقب، ج 3، ص 337.
15- همان, ص173.
16- بحارالانوار، ج 76، ص 359.
17- بحارالانوار، ج 24، ص 74; معانی الاخبار، ص 114.
18- رواه الحافظ الحاكم أبو القاسم الحسكاني في « شواهد التنزيل » : ج 2 ص 211 ح 922. 
19- إسعاف الراغبین ص 116/ صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابة.
20- بحار الانوار جلد 43 ص5.
21- معانی‌الاخبار، ج٢، ص۴١٩.
22- فرائد السمطین،‌ ابواسحاق ابراهیم حَمَوینی جُوینی، مؤسسة المحمودی، بیروت، اول، 1398 ق، (2 جلد)، ج1، ص36 ـ 37، ح.
23- معانی‌الاخبار، ج٢، ص۴٣٠).
24- احقاق الحق، ج 10، ص 45. 
25- عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 46.
26- بحارالانوار 43/240.
27- بحارالانوار 43/240.
28- بحارالانوار، 22/484.
29- الغدیر ج 3 ص 20.
30- تاریخ بغداد،ج 1،ص 259.
31- بشارة المصطفی،ص 24.
32- عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 59.
33- همان، ج 15، ص 10.
34- بشاره المصطفى ص 139، بحارالانوار ج 43ص 58.
35- تفسیر برهان، ج 3، ص 365.
36- فاطمه الزهرا، علامه امینی ، صفحه 93.
37- فاطمه الزهرا، علامه امینی ، صفحه 92.
38- حلیه الولیا جلد 2 ،ص 54
39- المناقب، ج 3، ص 332. 
40-بحار ج43 ص 39.
41- بحار الانوار، ج 43، ص23.
42- احقاق الحق، ج 10، ص 181. 
43- کشف الغمه ج1ص462.
44- روضة الواعظین،ص 150.
45- مقتل الحسین خوارزمی،ج 1،ص 59.
46- بیت الاحزان، ص 19; بحارالانوار، ج 43، ص 32.
47- بحارالانوار، ج 22، ص 490.
48- التوحید، شیخ صدوق، ص 117.
49- احقاق الحق، ج 10، ص 217.
50- مناقب الإمام علی لابن المغازلی: ص 342.
51- المناقب، ج 3، ص 332.
52- بحار الانوار، ج 43، ص 24.
53- بحارالانوار، ج۴٣، ص١۴١.
54- فرائد السّمطین ج2 ص 51.
55- دلائل الإمامة , ج 1 ص 65.
56- اعلام النسا لعمر کحاله3/216.
57- اصول کافی / ترجمه مصطفوی ؛ ج 2 , ص 366.
58- کشف الغمه ج 1 ص 489.
59- بحار ج43ص54.
60- بحارالانوار، ج 22، ص 484.
61- بحارالانوار، ج۴٣، ص١۴١.
62- بحار ج 43 ص 141.
63- همان، ج 27، ص 116.
64- بحارالانوار، ج٢٧، ص١١۶.
65- کشف الغمّه ج1ص451.
66- کتاب : فاطمه الزهرا، علامه امینی، صفحه 105.
67- همان، ج 43، ص 58.
68- بحارالانوار، ج 76، ص 354.
69- همان، ج 73، ص 354.
70- فضائل الخمسه ج 2 ص 85.
71- بحارالانوار، ج۴٣، ص۵٣.
72- کتاب : فاطمه الزهرا، علامه امینی ، صفحه 103.
73- بحارالانوار، ج۴٣، ص٢١٩.
74- بحار الانوار، ج 27، ص 116.
75- القطره من بحار مناقب النبی و العترة، ج 2، ص 189.
76- بحارالانوار، ج۴٣، ص٢٢٠.
77- کنز العمّال ج 13 ص 91 و 93.
78- ینابیع الموده ص 260.
79- عيون أخبار الرضا، شيخ صدوق، ج۲.

برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن