حضرت فاطمه (س) و توحید

1- محو جمال حق تعالی

«قالَت شَغَلَنى عَن مَسئَلَتِهِ لَذَّهُ خِدمَتِهِ، لا حاجَۀَ لى غیرَ النَّظَرِ اِلى وَجهِهِ الکَریم»

«لذتى که از خدمت حضرت حق مى بریم، مرا از هـر خواهشـى بـاز داشـته است. حاجتى جز این ندارم که پیوسته ناظر زیبا و والاى خداوند باشم».

 

2- ضرورت حمد و شهادت بر خدا

«الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا أَنْعَمَ، وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلَى مَا أَلْهَمَ، وَ الثَّنَاءُ بِمَا قَدَّمَ مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَأَهَا، وَ سُبُوغِ آلَاءٍ أَسْدَاهَا، وَ تَمَامِ مِنَنٍ وَالاهَا، جَمَّ عَنِ الْإِحْصَاءِ عَدَدُهَا، وَ نَأَى عَنِ الْجَزَاءِ أَمَدُهَا، وَ تَفَاوَتَ عَنِ الْإِدْرَاكِ أَبَدُهَا، وَ نَدَبَهُمْ لِاسْتِزَادَتِهَا بِالشُّكْرِ لِاتِّصَالِهَا، وَ اسْتَحْمَدَ إِلَى الْخَلَائِقِ بِإِجْزَالِهَا، وَ ثَنَّى بِالنَّدْبِ إِلَى أَمْثَالِهَا، وَ أَشْهَدُ أَنَّ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، كَلِمَةٌ جُعِلَ الْإِخْلَاصُ تَأْوِيلَهَا، وَ ضُمِّنَ الْقُلُوبُ مَوْصُولَهَا، وَ أَنَارَ فِي الْفِكْرَةِ مَعْقُولُهَا»

«الهى ستایش خداوند را، بر نعمتهایى که به ما بخشید، و شکر او را! بر آنچـه الهـام فرمود، حمد و اثنا بر خداوند، برابر نعمتهائى که از پیش فرستاد، و همه نعمتهائى که آفرید، و نعمتهاى فراوانى که به انسانها عطا فرمود، و تمام منتهـا و نعمتهـایى که پیاپى فرستاد. نعمتهایى که شمارش آن از توان انسان فزونتر، و پاداش آن نـاممکن، و درك دامنه و گستردگى آن از درك و هوش بشر فراتر است. مردم را به شکرگزارى فرا خواند، تا نعمتهـا را پیـاپى فرسـتد، و بـه حمـد و سپاس راهنمایى کرد، تا نعمتها را فزونى بخشد، و با درخواست بنـدگان، نعمتهـا را چند برابر نماید. گواهى مى دهم، بجز االله، خدایى نبوده و شریکى براى او نیست، تفسـیر ایـن گواهى و شهادت، اخلاص است، و پایبند آن، قلبهاى آگاه که در پیشگاه تفکر و اندیشه، معناى آن را روشن فرمود».

 

2- توصیف جمال حق

«مَعرِفَۀُ االلهِ تَعالى اَلْمُمْتَنِعُ عَنِ الْاَبْصارِ رُؤْیَتُهُ، وَ مِنَ الْاَلْسُنِ صِفَتُهُ، وَ مِنَ الْاَوْهامِ كَیْفِیَّتُهُ. اِبتَدَعَ الأشیاَء لا مِن شَى ءٍ کانَ قَبلَها، وَ أنشاءَها بِلا اِحتِذاءِ امثِلَۀٍ اِمتَثَلَها، کَوّنَها بِقُدرَتِهِ وَ ذَرَءَها بِمَشِیَّتِهِ مِن غَیرِ حاجَهٍ مِنهُ اِلى تَکوینِها وَ لا فائِدةٍ لَهُ فى تَصویرِها اِلّا تَثبیتًا لِحِکمَتِهِ وَ تَنبیهًا عَلى طاعَتِهِ وَ إظهارًا لِقُدرَتِهِ و تَعَبُّـدًا لِبَریّتِـِه وَ إعـزازٌا لِدَعوتهٍ».

«شناخت خدا خداوندى که چشمها او را نمى توانند بنگرند، و زبانها از وصف او عاجزند، و هم و خیال از درك ذات او فرو مانده اند، اشیاى عالم را بدون ایـن کـه چیـزى موجود باشد، آفرید، و بدون مثال و نمونه اى، ایجاد کرد، با قـدرت خـود پدیـد آورد، و با اراده خود، ایجاد نمود، نه به آفریدن آنها نیازمند، و نه از خلقت آنهـا سود مى برد. جز آن که خواست حکمتش تحقق یابد، و همه را به اطاعت و بنـدگى آگـاه نماید، و قدرت خود را آشکار کند، و به همه راه بندگى بیاموزد، و دعوت خـود را عزت بخشد».

  

3- شُکر

«یا رَسولَ االلهِ، اَلحَمدُ لِلهِ عَلى نَعمائِهِ وَالشُّکرلِلهِ عَلى آلائِه ِ»

«اى رسول خدا! حمد و شکر و سپاس سزاوار خداسـت، در برابـر نعمتهـاى بیکرانه او».

 

4- ارتباط با پروردگار

الف. رضایت

«وخُذ بِناصِیَتی إلی ما تُحِبُّ و تَرضی یا أرحَمَ الرّاحِمینَ».

«زمامم برگیر و مرا به آنچه که ما یه محبت و خوشنودی توست نائل فرما یا ارحم الراحمین».

منبع: حکمت نامه فاطمی، ص 374.

 

ب. تفویض

«اللهُمَّ فَوَّضتُ أمری إلَیکَ ، وألجَأتُ ظَهری إلَیکَ».

«خداوندا ! کارم را به واگذار می کنم و ترا پشتیبان خود قرار می دهم».

منبع: حکمت نامه فاطمی، ص 374.

 

ج. اصلاح دنیا

«وأصلِح لی دُنیایَ الَّتی فیها مَعاشی».

«خدایا آن قسمت از دنیایم که معیشت و زندگی ام در آن قرار دارد را اصلاح و روبه راه فرما».

منبع: حکمت نامه فاطمی، ص 374.

 

د. ترس و خشیت الهی

«وأسأَلُکَ خَشیَتَکَ فِی الغَیبِ وَالشَّهادَهِ».

خداوندا: از تو می خواهم تا ترس و خشیت خودت در نهان و عیان را نصیبم سازی.

منبع: حکمت نامه فاطمی، ص376.

 

ه. اجرای عدالت

«وَالعَدلَ فِی الغَضَبِ وَالرِّضی».

«خداوندا ! عدالت را چه در حال خشم و چه در حال خشنودی از درگاهت مسئلت دارم».

منبع: حکمت نامه فاطمی، ص376.

 

«وأسئَلُکَ الرِّضی بَعدَ القَضاءِ».

«خداوندا ! رضا به قضای خودت و خوشنودی به حکم قضاء را از در گاهت مسئلت دارم».

منبع: حکمت نامه فاطمی، ص 376.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن