حضرت فاطمه (س) و معاد

1- درخواست دعا برای پس از موت

«أوُصیكَ یا أبَا الْحَسنِ أنْ لا تَنْسانى، وَ تَزُورَنى بَعْدَ مَماتى».

«ضمن وصیّتى به همسرش اظهار داشت: مرا پس از مرگم فراموش نكن؛ و به زیارت و دیدار من ـ بر سر قبرم ـ بیا».

منبع: زهره الرّیاض ـ كوكب الدّرى، ج 1، ص 253.

  

2- ترس از ورود به محشر

«یا أبَه، ذَكَرْتُ الْمَحْشَرَ وَوُقُوفَ النّاسِ عُراهً یَوْمَ الْقیامَهِ، وا سَوْأتاهُ یَوْمَئِذ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ».

«اى پدر، من به یاد روز قیامت افتادم كه مردم چگونه در پیشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ایستاد ـ وای از آن روز در پیشگاه پروردگار عزوجل».

منبع: كشف الغمّه، ج 2، ص 57؛بحار الأنوار، ج 8، ص 53، ح 62.

  

3- حکمت بهشت و جهنم

«ثم جعل الثواب على طاعته و وضع العقاب على معصیته ذیاده لعباده عن نقمته و حیاشۀ لهم الى جنته»

«آنگاه پاداش را بر اطاعت و بندگى، و عذاب را در مخالفت و سرپیچى، قـرار داد، تا بندگان را از عقوبت برهاند، و بسوى بهشت سوق دهد».

  

4- غم آخرت

«والله لقد اشتد حزنى واشتدت فاقتى و طال اسفى».

«سوگند بخدا که حزن و اندوه من فزونى گرفته است و تهیدستى مـن فـراوان است و تاسف من طولانى که براى سفر طولانى آخرت، چـه آمـاده کـرده ام؟»

  

5- آمادگی برای حشر با پیامبر(ص)

«اَخبَرَنى اَنّ جِبرَئیلَ کانَ یُعارُضُه القرانَ فى کُلِّ سَنَهٍ مَـرّهً وَ أنَّـهّ عارَضَـهُ الأنَ مَرّتَینِ وَ أنّى لَأرَى الأَجَلَ قَدِ اقتَرَبَ فَاتقِى االله وَاصبِرى. فَبَکَیتُ وَ: قال یا بُنَیّۀُ اءنَّهُ لَیس اَحَدٌ مِن نِساء المُسلِمینَ أعظـمُ رُزَّیـهً مِنـکِ فَـلاَ تکونى مِن أدنَى إمرأةٍ صَبرَا فَاَخبَرَنى أنّى اَوّلُ أهلِهَ لُحُوقًا بِهِ فَضَحِکتُ لِذلِکَ».

«در ابتدا رسول خدا  به من اطلاع داد که جبرئیل هر سال یک بار قـرآن را به من عرضه مى فرمود ولى امسال و هم اکنون دوبار عرضه کرد. من مرگ و وفات خود را نزدیک مى بینم. دخترم با تقوا باش و صبر پیشه کن. من با شنیدن این خبر گریستم، سپس در ادامه سخن فرمود: دخترم هیچ زنى در مقام و منزلت مانند تو نیست پس در صبر و بردبارى مانند کمترین زنان نباش و ایـن را بـدان که تو نخستین کسى هستى که به من ملحق خواهى شـد. بـا شـنیدن ایـن خبـر خوشحال شدم و خندیدم».

 

6- تسلیم،رضا و توکل

قالت: «یا أبَهَ سَلَّمتُ و رضیتُ و تَوَکَّلتُ عَلی اللهِ».

«ای پدر! در برابر خواسته های خدا تسلیم و راضی ام و به خدا توکل کرده ام».

منبع: بحارالانوار،ج44، ص264 و تفسیرفرات الکوفی، ص55.

  

7- در خواست مرگ از خدا

«یا رَبِّ إنّی قَد سَئِمتُ الحَیاةَ وَ تَبَرَّمتُ بِأهلِ الدُّنیا فَألحِقنِی بِأبِی اِلهی عَجِّل وَفاتی سَریعاً».

«پروردگارا! از زندگی خسته و روی گردان شده ام و از بندگان دنیا، بلاها و مصیبت های ناگوار دیدم، خدایا مرا به پدرم (رسول خدا) متصل گردان و مرگ مرا زود برسان».

منبع: الحقاق الحق، ج19، ص160 و بحارالانوار، ج43، ص177.

  

8- پیش گویی فوت خود

«اِنَّ جَبرَئیلَ أَتَی النَّبِیَّ لَمَّا حَضَرَتهُ الوَفَاهُ بِکَافُورٍ مِنَ الجَنَّهِ، فَقَسَمَهُ أَثلَاثاً، ثُلثاً لِنَفَسِهِ، وَ ثُلُثٌ لِی  و کَانَ أربَعیِنَ دِرهَماً. فَقَالَت یَا أَسمَاءُ اِیِتِینی بِبَقیَّهِ حَنُوطِ وَالِدِی فَضَعِیِه عِندَ رَاسِی وَ انتَظِرینِی هُنَیهَهً ثُمَّ ادعِینِی فَاِن أجَبتُکِ وَاِلَّا فَاعلَمِی أَنِّی قَد قَدِمتُ عَلَی أَبِی».

«هنگام وفات پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم، حضرت جبرئیل، مقداری از از کافور بهشتی برای رسول خدا آورد پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم آن را سه قسمت کرد. یک قسمت آن را برای خود برداشت، و قسمت دیگر آن را برای علی علیه السلام و قسمت آخر را برای من گذاشت که (وزن) آن چهل درهم بود.ای اسماء آن مقدار کافور را بیاور و کنار سرم بگذار، اندکی صبر کن و در انتظار من باش سپس مرا صدا بزن، اگر جواب تو را ندادم، بدان که به پدرم رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم ملحق شده ام)اسماء می گوید: اندکی صبر کردم و آنگاه فاطمه علیها السلام را صدا زدم، جوابی نشنیدم، دانستم که به ملکوت اعلی پیوسته است».

  

9- سفارش حضرت علی به صبر 

«یا أبَاالْحَسَنِ، إنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ عَهِدَ إلَیَّ وَ حَدَّثَنی أنّی اَوَّلُ أهْلِهِ لُحُوقاً بِهِ وَلا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِمْرِاللّهِ تَعالی وَارْضَ بِقَضائِهِ».

«ای اباالحسن! همانا رسول خدا با من پیمان بسته و خبر داده است که من اول کسی خواهم بود که به آن حضرت می پیوندم و گریزی از آن نیست، در برابر اوامر و فرمان و خواست خداوند بزرگ بردبار و به حکم او راضی باش».

منبع: صحیح ترمذی، ج13، ص249 و صحیح بخاری، ج5، ص21و ج6، ص10.

  

قالت: قُولِي لَهُ: لَيْسَ هَكَذَا.

شِیعَتُنَا مِنْ خِيَارِ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ ، وَ كُلُّ مُحِبِّينَا وَ مُوَالِي أَوْلِيَائِنَا، وَ مُعَادِي أَعْدَائِنَا، وَ اَلْمُسَلِّمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ لَنَا.

 لَيْسُوا مِنْ شِيعَتِنَا إِذَا خَالَفُوا أَوَامِرَنَا وَ نَوَاهِيَنَا فِي سَائِرِ اَلْمُوبِقَاتِ، وَ هُمْ مَعَ ذَلِكَ فِي اَلْجَنَّةِ.

وَ لَكِنْ بَعْدَ مَا يُطَهَّرُونَ مِنْ ذُنُوبِهِمْ بِالْبَلاَيَا وَ اَلرَّزَايَا.

 أَوْ فِي عَرَصَاتِ اَلْقِيَامَةِ بِأَنْوَاعِ شَدَائِدِهَا.

أَوْ فِي اَلطَّبَقِ اَلْأَعْلَى مِنْ جَهَنَّمَ بِعَذَابِهَا إِلَى أَنْ نَسْتَنْقِذَهُمْ – بِحُبِّنَا – مِنْهَا، وَ نَنْقُلَهُمْ إِلَى حَضْرَتِنَا.

از من به همسرت بگو چنین نیست (که او قضاوت کرده است) شیعیان ما از بهترین افراد اهل بهشتند و همه دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنان دشمنان ما همه در بهشت خواهند بود.آری کسی که با قلب و زبان تسلیم ما اهل بیت شده،اما از اوامر ما سرپیچی کند و نواهی و موارد پرهیز را محترم نشمرد از شیعیان واقعی ما نخواهد بود.

گرچه این گروه نیز پس از پاک شدن از گناهان و تحمل مشکلات روز قیامت و قرار گرفتن اندک زمانی در طبقات بالای جهنم و چشیدن عذاب، اهل بهشت خواهند بود و ما به خاطر دوستی شان با ما نجاتشان داده و آنان را به پیشگاه خودمان انتقال خواهیم داد.

منبع: بحارالانوار، ج65، ص155 و تفسیر البرهان، ج4، ص21.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن