خدا در زندگی حضرت زهرا (س) 

خدا در زندگی حضرت زهرا (س)

*********************************************

1- معرفت نسبت به خداوند 

2- عبادت فاطمه (س) 

3- استعاذه

4- تفویض

5- شکر

6- استغفار

7- حُسن ظن

8- نماز در سیره عبادی فاطمه (س) 

9- توکل

10- تسلیم

11- خوف و رجاء

12- دعا و اذکار 

فاطمه(س) و نیایش با خدا 

1 – برای برطرف شدن رنج ها و گرفتاری ها

2– برآمدن خواسته ها

3- برای نجات بیمارو

4- برای برطرف شدن رنج و تب

5- برای ورود به خانه خدا

6- برای رفع خطر و بلا

7- دعایی دیگر

8- برای نجات از تنگدستی

9- برای آرامش روح

10- طلب سعادت

13- مناجات 

*********************************************

1-معرفت نسبت به خداوند:

*********************

 اهتمام به عبادت و کوشش در راز و نیاز با خداوند و معرفت نسبت به او، از اصول اساسی در سیره عبادی اهل‌بیت (ع) است. آنان با انتخاب و اختصاص زمان مناسب و رعایت آداب عبادت، این حقیقت را آشکار ساخته‌اند که عبادت، نه امری فرعی، بلکه از مسائل اصلی است و در متن زندگی قرار دارد.

فاطمه زهرا (س) یکی از برترین نمونه ها در میان ائمه اطهار، در معرفت نسبت به الوهیت و عبادت و دعاست. امام حسن (ع) درباره اهتمام مادرش حضرت زهرا (س) به عبادت می‌فرمایند: «رأیت امی قائمه فی محرابها لیله الجمعه؛ فلم تزل راکعة ساجدة حتی انفجر عمود الصبح؛ مادرم را در شب جمعه در محراب عبادتش دیدم که تا طلوع فجر یا در حال رکوع بود و یا در سجود.»

حسن بصری نیز در توصیف اهتمام حضرت زهرا (س) به عبادت چنین می‌گوید:«ما کان فی هذه الامة أعبد من فاطمه کانت تقوم حتی تورّمت قدماها؛ در این امت عابدتر از فاطمه نبود؛ آن اندازه عبادت می‌کرد که پاهایش متورّم شده بود.»

اهتمام به عبادت در سراسر زندگی و در تمامی فراز و نشیب های حیات این انوار مقدسه ظاهر بوده است. حضرت زهرا (س) نیز به هنگام عبادت، آن چنان در عظمت حق غرق می‏گشت و از خود بی‌خود می‏ شد که از فکر عزیزان و فرزندان خویش نیز با تمامی علاقه ‏ای که به آنان داشت، جدا می‌گشت، از این رو پروردگار نیز ملائکه‏ ای را می‏فرستاد تا گهواره‏ فرزندان او را حرکت دهند.
او حتی در شب ازدواج، از حضرت علی (ع) می‏ خواهد که با هم به نماز بایستند و در این شب، خدا را عبادت کنند. «فانشدک اِنَّ الله ان قمت الی الصلوة فنعبد الله تعالی هذة اللیلة» آن‌گاه که رسول خدا (ص) از او پرسید: اکنون فرشته‏ی وحی در کنار من است و از جانب خدا پیام آورده است و هر آن چه بخواهی تحقق می‏پذیرد. چه درخواستی داری؟ او در جواب گفت: «قالت شغلنی عن مسئلته لذة خدمته، لاحاجة لی غیر النظر الی وجه الکریم فی دارالسلام؛ لذتی که از خدمت به خدا می‏برم، مرا از هر خواهشی بازداشته است. مرا حاجتی جز این نیست که پیوسته ناظر جمال زیبا و والای حضرت حق در آخرت باشم.»
در عین حال، توجه به مواقیت خاص برای دعا و عبادت الهی در زندگی تمامی ائمه (ع) و به خصوص حضرت زهرا (س) به آسانی مشهود است و نمونه‌های فراوانی از آن در تاریخ ذکر شده است.
به عنوان نمونه، عصرهای جمعه چنان برای ایشان با دعا و عبادت عجین می شود که در تاریخ «عصر جمعه فاطمی» مشهور می شود.

«عن فاطمة (س) قالت: سمعت النبی (ص) یقول: اِنَّ فی الجمعة لساعة لا‌یراقبها رجل مسلم یسال الله عزوجل فیها خیراً الا اعطاهُ… و قال هی اذا تدلی نصف عین الشمس للغروب… و کانت فاطمة (س) تقول لغلامها: اصعد علی الضراب – الظراب – فاذا رایت عین الشمس قد تدلی للغروب فاعلمنی حتی ادعو؛‌

حضرت فاطمه (س) می‌فرماید: شنیدم پیامبر (ص) فرمود: غروب روز جمعه، ساعتی است که هر‌کس، آن را مراقبت کند و در آن لحظه دعا کند، دعایش مستجاب شود. – حضرت زهرا (س) – برای درک آن ساعت – به خدمت‌کارش می‏گفت: بر فراز بلندی برو و هر‌گاه دیدی نیمه خورشید غروب کرد، مرا خبر کن تا دعا کنم.»

همچنین می توان به شب های قدر حضرت فاطمه (س) اشاره داشت.
اهتمام به عبادت شب های قدر و توجه دادن اهل خانه و فرزندان به این مهم، یکی از سیره های عبادی و تربیتی حضرت زهرا (س) است که می‌تواند الگویی برای تمامی مسلمانان و به خصوص مادران باشد.«قال علی (ع) : و کانت فاطمة (س) لا تدع احدا من اهلها ینام تلک اللیلة – لیلة‌القدر – و تداویهم بقلة الطعام‏ و تتاهب لها من النهار و تقول: محروم من حرم خیرها؛ حضرت علی (ع) فرمود: فاطمه (س) نمی‏گذاشت کسی از اهل خانه در شب‌های قدر به خواب رود. به آنان غذای کم می‏داد و از روز قبل برای احیای شب قدر آماده می‏شد و می‏فرمود: محروم کسی است که از برکات این شب محروم باشد.»

امام حسن مجتبى علیه السلام فرمود: در دنیا کسى عابدتر از مادرم فاطمه(س) نبود؛ آن قدر به عبادت مى ایستاد تا پاهایش ورم مى کرد.

همینطور ابن عمره از پدرش نقل مى کند که گفت: از امام صادق(ع) پرسیدم: چرا فاطمه(س) زهرا نامیده شد؟

فرمود: براى آن که وقتى فاطمه زهرا(س) در محراب عبادت مى ایستاد، نورش براى اهل آسمان مى درخشید، همان طورى که نور ستارگان براى اهل زمین مى درخشد.

پیامبر(ص) درباره حضرت فاطمه(س)می فرمود:ایمان به خدا در اعماق دل و باطن روح زهراء چنان نفوذ کرده که برای عبادت خدا خودش را از همه چیز فارغ می سازد. فاطمه دخترم بهترین زن عالم است. پاره تن من و نور چشم من و میوه دل من و روح و روان من است. حوریه ای است به صورت انسان. آنگاه که در محراب عبادت می ایستد نورش برای ملائک آسمان درخشندگی دارد و خداوند به ملائکه خطاب می کند: بنده مرا ببینید! چطور در مقابل من به نماز ایستاده و اعضای بدنش را خوف می لرزد و غرق عبادت است! ای ملائکه گواه باشید که پیروان فاطمه را از عذاب دوزخ در امان قرار دادم.

در حدیث دیگری به سلمان می فرماید: ای سلمان! خدای تعالی چنان دل و جان و تمام اعضاء و جوارح دخترم فاطمه را به ایمان پر کرده که یک سره برای عبادت و فرمانبرداری حق تعالی خود را از همه چیز فارغ ساخته است.

 

2- بادت فاطمه (س)

******************

 

3- استعاذه

**********

 

4- تفویض

**********

 

5- شکر

**********

 

6- استغفار

**********

 

7- حُسن ظن

**********

 

8- نماز در سیره عبادی حضرت فاطمه (س) : 

***********************************

نماز در سیره عبادی اهل‌بیت (ع) نماز از جای‌گاه خاصی برخوردار است؛ به‌گونه‌ای که می‌توان گفت پس از معرفت و ایمان به خداوند، هیچ امری به این اندازه مورد توجه ایشان نبوده است. از این رو در وصایای خود، نزدیکان و پیروان‌شان را به طور خاص به نماز سفارش کرده‌اند. حضرت زهرا (س) نیز برای نماز، اهتمام و احترام خاصی قائل بوده اند که موارد زیر بیان‌گر آن است.
محراب حضرت فاطمه (س) محراب خاصی بود. حضرت زهرا (س) برای عبادت، برنامه و محل خاص داشتند که از جمله داشتن محراب و جای‌گاه مخصوص در خانه برای عبادت است. امام حسن (ع) می‌فرماید:«رأیت أمی فاطمه قامت فی محرابها…؛ مادرم فاطمه را در محراب عبادتش دیدم…»15

 

هم‌چنین در تاریخ آمده است که روزی پیامبر (ص) به خانه حضرت زهرا (س) آمدند و سراغ ایشان را گرفتند و فرمودند:«أین ابنتی؟» جواب دادند:«فی محرابها».
همچنین ایشان برای دعا و عبادت شان، لباس و عطر مخصوص نماز داشتند. از جمله سیره های عبادی ایشان، توجه به بوی خوش و لباس مخصوص در نماز بود. گزارش شده است آن حضرت در واپسین لحظه های زندگی، پس از وضو گرفتن به اسماء فرمودند:«ای اسماء عطر مرا، همان عطری که همیشه می زنم و پیراهنی را که همیشه در آن نماز می‌گذارم، بیاور و بر بالینم بنشین، هرگاه وقت نماز شد، مرا از خواب بیدار کن. اگر بیدار شدم که نماز می گزارم و گرنه کسی را دنبال علی (ع) بفرست تا بیاید.»
در عین حال، ایشان نمازهای مخصوص داشتند. قال ابوعبدالله الصادق (ع) : کان لامی فاطمة صلاة تصلیها علمها جبرئیل، رکعتان تقرء فی الاولی: الحمد مرة و«انا انزلناه فی لیلة القدر» ماة مرة و فی الثانیة: الحمد مرة و ماة مرة: قل هو الله احد، فاذا سلمت‏ سبحت تسبیح الطاهرة علیها السلام؛ امام صادق (ع) فرمود: مادرم فاطمه (س) همواره دو رکعت نماز می‏خواند که جبرئیل به او آموخته بود. در رکعت اول آن پس از حمد، صد بار سوره قدر و در رکعت دوم، پس از حمد، صد بار سوره توحید و پس از سلام نماز، تسبیحات مخصوص حضرت.»
هم‌چنین ایشان فرموند: «هر کس چهار رکعت نماز گزارد و در هر رکعت، پنجاه مرتبه «قل هو الله احد» را بخواند، گویی نماز فاطمه (س) را خوانده است و این نماز، نماز بازگشت‏کنندگان به‌سوی خداست.» و نیز فرمود: «مادرم فاطمه دو رکعت نماز مخصوص داشت که جبرئیل به او آموخته بود و آن‌گاه که سلام آن را می‏گفت، با تسبیحات مخصوص خویش خدای را ستایش می‏کرد، سپس می‏فرمود: «سبحان ذی‏العز الشامخ المنیف، …»
و باز حضرت می‌فرمایند: برای رفع هر خطر و درست انجام شدن هر کار سرنوشت‏سازی، دو رکعت نماز خالصانه به همان ترتیب که دخت گران‌مایه‏ی پیامبر می‏خواند، به‌جا می‏آورید. در رکعت نخست، سوره‏ی «حمد» و آن‌گاه «قل هو الله» را پنجاه مرتبه می‏خوانید و رکعت دوم را بسان رکعت اول به‌جا می‏آورید. سپس دست‌ها را نیایش‌گرانه به‌سوی آسمان بالا می‏برید و این دعا را با همه‏ وجود می‏ خوانید: اللهم اتوجه الیک بهم…

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: دخترم فاطمه، سرور زنان جهان از اوّلین و آخرین است. هنگامی که او در محراب عبادت می ایستد، هفتاد هزار فرشته از فرشتگان مقرّبین بر او سلام گفته و همان ندایی را که به مریم می گفتند، به فاطمه علیهاالسلام می گویند که: «اِنَّ اللّهَ اصطَفاکِ و طَهَّرَکِ واصْطفاکِ علی نِساءالعالمینَ»

حَسن بَصری (زاهد معروف) می گوید: «لم یَکُنْ فی الاُمّةِ اَزْهَدَ و لا اَعْبَدَ مِنْ فاطِمَةَ…؛ در امت اسلام عابدتر از فاطمه علیهاالسلام نبود. وی آنقدر نماز می خواند و عبادت می کرد که دو پای مبارکش ورم می نمود.»

 

9- توکل  :

***********

حضرت زهرا (س) مصداق بارز توکل به خداوند بود. ایشان در تمام عمر بابرکت شان همواره متوکل به اراده و خواست حضرت حق بود و به خداوند، به عنوان اسباب و علت حقیقی امور نظر داشت. ایشان به عمق این سخن باور داشت که خداوند متعال شخص متوکل را با امدادهای غیبی مدد می رساند که این امدادها از حوصله اسباب عادی و طبیعی فراتر و در ردیف مافوق علل مادی قرار دارد و ظاهر آیه شریفه: “و من یتوکل علی الله فهو حسبه” (هر کس بر خداتوکل کند خدا او را کفایت کند) چنین امدادی را نوید می دهد.
همسر بزرگوار فاطمه زهرا، امیرالمومنین(ع) نیز که خود یکی از الگوهای توکل است، درباره توکل می فرماید: “من توکل علی الله ذلت له الصحاب و تسهلت علیه الاسباب و تبوء الخفض و الکرامه” هر کس بر خدا توکل کند سختی ها برای او نرم و آسان و اسباب و وسیله ها برایش فراهم شود و در راحت و وسعت و کرامت جای گیرد.
طبق دعای حضرت فاطمه (س) انسان مومن و خودساخته کارهای خود را به خدا وا می گذارد و در جمیع مراحل زندگی او را پشتیبان خود می داند به طوری که ایشان می فرمایند: پروردگارا! تنها به سوی تو استغاثه می کنم و تو را مایه امید می شمارم و تو را می خوانم و به تو پناه می برم و به تو اطمینان دارم و تو را پشتیبان خود می دانم و به تو ایمان می آورم و به تنها به تو توکل می کنم.

 

10- تسلیم

*************

برای برشمردن ویژگی های حضرت زهرا(س) باید به این نکته توجه کرد که وی درمقابل خداوند بنده ای به تمام معنای کلمه بود. حضرت فاطمه زهرا هرچه خداوند دستور داده عمل می کرد و هرچه نهی کرده ترک می کرد. از این رو خشم و خشنودی حضرت زهر را مظهر خشم و خشنودی خدا دانسته اند. پیغمبر خدا فرمود: خداوند غصب می کند برای غصب فاطمه و خشنود می شود برای خشنودی فاطمه. معنای دقیق این جمله این است که حضرت زهرا خشنودی جز خشنودی خدا و خشمی جز خشم خدا ندارد.حضرت زهرا در مقابل پدر بزرگوار خود به عنوان یکی از اعضای امت که باید در پیغمبر خود تسلیم باشد در مقابل پدر خود تسلیم بود، از آنجا که پیامبر فرستاده خدا است، حضرت زهرا همواره بدنبال خشنودی پدر و خشنودی خدا بود.حضرت زهرا در مقابل علی بن ابی طالب در مقابل ولی خود تسلیم بود حضرت زهرا علی را به عنوان ولی و امام خود می شناخت.

 

  11- خوف و رجا :

 *****************

سرور زنان دنیا و بانویی بهشتی که اولیاء خدا به او مباهات می کنند، به هنگام عبادت، چنان خوف و خشیت الهی در بدنش ظاهر می‌شد که تمام وجودش به لرزه می‌افتاد و تمام اعضا و جوارحش ترسان و لرزان می‌گشت. «کانت فاطمة (س) تنهج فی صلاتها من خوف الله تعالی؛ حضرت فاطمه (س) در نمازش از ترس خدا نفس نفس می‏زد و گریه در گلویش می‏شکست»
پیامبر (ص) درباره عبادت حضرت زهرا (س) می‌فرماید:« آن‌گاه که دخترم فاطمه (س) در محراب عبادت، در پیش‌گاه پروردگار به نماز می‌ایستد، نور عبادتش برای ملائکه آسمان درخشیدن می‌گیرد؛ به‌سان نور ستارگان برای اهل زمین و خداوند پر‌عزت و جلالت، خطاب به فرشتگانش می‌فرماید: «ملائکه من! بر بنده‌ام فاطمه، سرور کنیزانم، نظر کنید؛ بر درگاه من ایستاده، در حالی‌که بند بند وجودش از خوف من مرتعش و لرزان است و با تمامی قلب به عبادت من روی نهاده است.

 

12- دعا و اذکار

*****************

از خصایص حضرت فاطمه(س) این است که دعایش زود مستجاب می‎شد روزی رسول خدا(ص) وارد منزل حضرت فاطمه(س) شد و فاطمه را خیلی ضعیف دید رسول خدا(ص) پرسید: دخترم! چرا این‌گونه ضعیف شده‌ای؟ فرمود سه روز است غذایی نخورده‌ام در این امیرالمؤمنین علی(ع) و حسنین(ع) وارد شدند و حسنین(ع) بر روی دامن جدشان نشستند حضرت فاطمه(س) به محراب رفت و مشغول عبادت شد دو رکعت نماز خواند و بعد از نماز گفت: خدایا امروز رسول تو مهمان من است رحمت خود را بر ما نازل فرما ناگاه ظرف غذایی که بخار از آن بلند بود در پشت سر حضرت فاطمه(س) پیدا شد.حضرت فاطمه(س) خیلی خوشحال شد و ظرف غذا را نزد رسول خدا(ص) آورد و رسول خدا(ص) شکر الهی را به‌جا آورد که از دنیا نرفته دیدند که همانند مریم(س) برا حضرت فاطمه(س) هم غذای بهشتی می‌آید. یکی از جلوه‌های عبادت، راز و نیاز با خداوند متعال و توجه به دعا و مناجات است. دعاهای فراوانی که از اهل‌بیت (ع) و حضرت زهرا (س) نقل شده است، این امر را به وضوح روشن می سازد.صحیفه‌ای به نام صحیفة‌الزهراء از ایشان به جا مانده است که مشتمل بر دعاهای حضرت است. حضرت زهرا (س) با دعا و مناجات، مأنوس بود و دعاهای وارده از او گواه این معناست. آن‌جا که حضرت رسول (ص) دعایی را به او می‏آموزد، می‏گوید: «این دعا از دنیا و آن‌چه در آن است، در نزد من محبوب‏تر است»

مورد مشهور، ذکر تسبیح حضرت است که در بیان ائمه اطهار (ع) ذکرکثیر و اعظم اذکار و برابر با هزار رکعت نماز شمرده شده است.

«ان علی‌بن‏ابی‌طالب (ع) امر فاطمة (س) تستخدم رسول الله (ص) فقالت: یا رسول الله انه قد شق علی الرحی – و ارته اثرا فی یدیها من اثر الرحی – فسالته ان یخدمها خادما، فقال: اولا اعلمک خیرا من الدنیا و ما فیها؟ اذا آویت الی فراشک فکبری اربعا و ثلاثین تکبیرة و ثلاثا و ثلاثین تحمیدة و ثلاثا و ثلاثین تسبیحة؛ امیرالمؤمنین (ع) به حضرت زهرا (س) فرمود تا برود و از پیامبر (ص) خادمی بخواهد.
او نیز رفت و ضمن نشان دادن پینه ‏های دستش گفت: آسیاب کردن مرا به زحمت انداخته است و آن‌گاه درخواست‏ خادمی کرد. پیامبر (ص) در پاسخ فرمود: آیا نمی‏خواهی – به جای خادم – هدیه‏ای به تو دهم که از همه دنیا ارزش‌مندتر باشد؟ هنگامی که برای خواب آماده شدی، سی و چهار بار «الله‏اکبر» و سی و سه بار «الحمدلله‏» و سی و سه بار «سبحان الله‏» بگو.» فاطمه بعد از شنیدن این سخنان، سه مرتبه فرمودند:«از خدا و رسول خدا خشنودم.

 

فاطمه(س) و نیایش با خدا

بی تردید دعا و نیایش اهمیت بسیار و اثر سرنوشت سازی در زندگی انسان و نیکبختی او و برآمدن خواسته ها و تحقق آرزو هایش دارد. و این ره آورد دعا هنگامی سرنوشت ساز تر خواهد بود که انسان در شرایطی قرار گیرد که همۀ راه ها به روی او مسدود گردد،تمامی وسایل طبیعی با شکست رو به رو شود و راه های مادّی به بن بست برسد؛ آن جاست که او ، از همه جا نوامید گشته و به مناجات و نیایش با آفریدگار هستی – که بر هر کاری تواناست – روی می آورد ؛ چراکه او فرموده است :

 ((وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ  إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ))

و پروردگارتان فرمود: هان ای مردم! مرا بخوانید تا هرگاه حکمت و مصلحت در دعا و تقاضایتان بود، آن را برآورده سازم . بی گمان آن کسانی که از عبادت من تکبر می ورزند و دست به دعا به بارگاه خدایشان برنمی دارند، به زودی باذلّت به آتش شعله ور دوزخ وارد خواهند شد.

افزون بر آنچه آمد ، دعا و نیایش تنها برای هنگامه ی نیاز نیست ، بلکه نیایش با خدا باید به عنوان یک برنامه ی همیشگی در زندگی انسان شناخته شود ؛ چراکه باعث استواری و گسست ناپذیری پیوند انسان با خدا می گردد،و به انسان نوعی صفای معنوی و نورانیت درونی عرضه می دارد،که در پرتو آن می تواند به اوج ارزش ها و کمال والای انسانی پر کشد .

از همین دیدگاه است که در زندگی دوستان خدا دعا و نیایش ، جایگاه رفیعی دارد . آنان به دعا خو می گیرند ، به سوی آن عاشقانه روی می آورند و با آن به اوج آرامش و انسجام پر می کشند.

بر اين اساس است که از دخت انديشمند پيامبر دعاها و نيايش هاي فراواني رسيده است، که آن بانوي توحيدگرا بوسيله‏ي آنها، با پروردگارش راز و نياز مي‏نمود. شمار دعاهاي رسيده، بسيار است و در کتابهاي دعا موجود مي‏باشند که ما نمونه هايي از آنها را مي‏آوريم:

 

1 – برای برطرف شدن رنج ها و گرفتاری ها

((سيد بن طاووس)) در کتاب خود «مهج الدعوات» تحت عنوان «گزيده‏هايي از دعاهاي سالار و مام پرشکوهمان فاطمه(س)» مي‏نويسد:

دومين امام نور از مام گرانمايه‏اش فاطمه آورده است که: پيامبر خدا به من فرمود: دخترم آيا نمي‏خواهي دعايي به تو بياموزم که هرکس آن را بخواند دعايش مستجاب گردد، و اگر تو آن را بخواني، سحر و سم در تو اثر نکند، مورد شماتت دشمن قرار نگيري، شيطان به تو نزديک نگردد، خداي هرگز از تو روي نگرداند و دلت هيچگاه از حق انحراف نجويد و دعايت رد نشود و خواسته‏هايت برآورده گردد؟

فاطمه(س) گفت: چرا پدر جان! چنين دعايي از دنيا و آنچه در آن است براي من دوست داشتني‏تر است.

پيامبر فرمود پس بخوان!

 

یا اَعَزَّ مَذْکُورٍ، وَ اَقْدَمَهُ قِدَماً فِی الْعِزِّ وَ الْجَبَرُوتِ، یا رَحیمَ کُلِّ مُسْتَرْحِمٍ، وَ مَفْزَعَ کُلِّ مَلْهُوفٍ اِلَیْهِ، یا راحِمَ کُلِّ حَزینٍ یَشْکُو بَثَّهُ وَ حُزْنَهُ اِلَیْهِ، یا خَیْرَ مَنْ سُئِلَ الْمَعْرُوفُ مِنْهُ وَ اَسْرَعَهُ اِعْطاءً، یا مَنْ یَخافُ الْمَلائِکَهُ الْمُتَوَقِّدَهُ بِا لنُّورِ مِنْهُاَسْاَلُکَ بِالْاَسْماءِ الَّتی یَدْعُوکَ بِها حَمَلَهُ عَرْشِکَ، وَ مَنْ حَوْلُ عَرْشِکَ بِنُورِکَ یُسَبِّحُونَ شَفَقَهً مِنْ خَوْفِ عِقابِکَ، وَبِا لْاَسْماءِ الَّتی یَدْعُوکَ بِها جَبْرَئیلُ وَ میکائیلُ وَ اِسْرافیلُ اِلاَّ اَجَبْتَنی، وَ کَشَفْتَ یا اِلهی کُرْبَتی، وَ سَتَرْتَ ذُنُوبییا مَنْ اَمَرَ بِالصَّیْحَهِ فی خَلْقِهِ، فَاِذاهُمْ بِالسَّاهِرَهِ مَحْشُورُونَ، وَ بِذلِکَ الْإِسْمِ الَّذى اَحْیَیْتَ بِهِ الْعِظامَ وَ هِیَ رَمیمٌ، اَحْیِ قَلْبی، وَ اشْرَحْ صَدْرى، وَاَصْلِحْ شَأْنی یا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بِالْبَقاءِ، وَ خَلَقَ لِبَرِیَّتِهِ الْمَوْتَ وَ الْحَیاهَ وَ الْفَناءَ، یا مَنْ فِعْلُهُ قَوْلٌ، وَ قَوْلُهُ اَمْرٌ، وَاَمْرُهُ ماضٍ عَلی ما یَشاءُ.؛ اَسألُکَ بِالْإِسْمِ الَّذى دَعاکَ بِهِ خَلیلُکَ حینَ اُلْقِیَ فِی النَّارِ فَدَعاکَ بِهِ، فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَ قُلْتَ: «یا نارُکُونی بَرْداً وَ سَلاماً عَلی اِبْراهیمَ»، (۱)وَ بِالْإِسْمِ الَّذى دَعاکَ بِهِ مُوسی مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَیْمَنِ، فَاسْتَجَبْتَ لَهُ، وَ بِالْإِسْمِ الَّذى خَلَقْتَ بِهِ عیسی مِنْ رُوحِ الْقُدُسِ وَ بِالْإِسْمِ الَّذى وَهَبْتَ بِهِ لِزَکَرِیَّا یَحْیی، وَ بِالْإِسْمِ الَّذى کَشَفْتَ بِهِ عَنْ اَیُّوبَ الضُّرَّ، وَ بِالْإِسْمِ الَّذى تُبْتَ بِهِ عَلی داوُدَ، وَ سَخَّرْتَ بِهِ لِسُلَیْمانَ الرّیحَ تَجْرى بِأَمْرِهِ، وَ الشَّیاطینَ، وَ عَلَّمْتَهُ مَنْطِقَ الطَّیْرِ. وَ بِالْإِسْمِ الَّذى خَلَقْتَ بِهِ الْعَرْشَ، وَ بِالْإِسْمِ الَّذى خَلَقْتَ بِهِ الْکُرْسِیَّ، وَ بِالْإِسْمِ الَّذى خَلَقْتَ بِهِ الرُّوحانِیّینَ، وَ بِالْإِسْمِ الَّذى خَلَقْتَ بِهِ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ، وَ بِالْإِسْمِ الَّذى خَلَقْتَ بِهِ جَمیعَ الْخَلْقِ. وَ بِالْإِسْمِ الَّذى خَلَقْتَ بِهِ جَمیعَ ما اَرَدْتَ مِنْ شَیْ ءٍ، وَ بِالْإِسْمِ الَّذى قَدَرْتَ بِهِ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ، اَسْأَلُکَ بِحَقِّ هذِهِ الْأَسْماءِ، اِلاَّ ما اَعْطَیْتَنی سُؤْلی وَ قَضَیْتَ حَوائِجی یا کَریمُ..

بار خدايا! اي عزيزترين ياد شده‏ها، و اي باسابقه‏ترين سابقه‏داران در عزت و اقتدار.

بار خدايا! اي بخشايشگر هر خواهنده بخشايش، و اي دادرس هر دل سوخته.

بار خدايا! اي مهرورز هر اندوه زده‏اي که غم و اندوه خويش را به بارگاه پرشکوه تو شکايت مي‏برد.

بار خدايا! اي بهترين کسي که کار پسنديده از او خواسته شده و همواره خود را به بخشايش بندگان مشغول ساخته.

بار خدايا! اي کسي که فرشتگان درخشنده‏ي به نور، از او مي‏هراسند. تو را به نامهاي گرانمايه‏اي مي‏خوانم که حاملان عرشت و آنانکه گرداگرد آن هستند، تو را بدان نامها مي‏خوانند و هراسان از کيفرت، تو را بدان نامها ستايش مي‏کنند و به نامهايي که جبرئيل و ميکائيل و اسرافيل تو را بدان‏ها مي‏خوانند، فرامي‏خوانم که مرا پاسخگويي و گرفتاريم را اي خداي من، برطرف سازي و گناهانم را بپوشاني و از کارنامه‏ي زندگي‏ام بزدايي.

اي خدايي که در ميان خلق خويش، فرمان خروش رستاخيز را خواهي داد و بناگاه همه‏ي آنان از خواب عميق مرگ بيدار و محشور مي‏گردند.

تو را به آن نام بلندي که بوسيله‏ي آن استخوانهاي پوسيده را زنده مي‏سازي، مي‏خوانم که قلبم را حيات بخشي و سينه‏ام را گشاده سازي و کارم را به صلاح آوري، اي آنکه خود را به جاودانگي مخصوص گردانيد. و براي مخلوقات، مرگ و زندگي را آفريد.

اي آنکه کردارش گفتار و گفتارش فرمان و فرمانش بر آنچه بخواهد، انجام‏پذير است. تو را به آن نام مقدسي مي‏خوانم که دوستت ابراهيم به هنگامي که در آتش افکنده شد، تو را بدان نام فراخواند و تو خواسته‏اش را برآورده و فرمودي: اي آتش بر ابراهيم سرد و سلامت باش.

و تو را بدان نام گرامي مي‏خوانم که موسي از جانب راست «طور سينا» تو را بدان فراخواند و تو خواسته‏ي او را برآوردي.

و تو را بدان نام پربرکتي مي‏خوانم که به سبب آن گزند و زيان از ايوب برطرف ساختي.

و تو را بدان نام گرانمايه‏اي مي‏خوانم که به برکت آن، توبه‏ي داود را پذيرا گشتي. و تو را بدان نام جاودانه‏اي مي‏خوانم که به برکت آن، باد را بر سليمان پيامبر مسخر ساختي که به فرمان او جريان مي‏يافت. و شياطين را تحت فرمان او درآوردي و زبان پرندگان را بدو آموختي و بدان نام پرشکوهي که يحيي را به زکريا ارزاني داشتي و عيسي را بدون پدر از روح‏القدس آفريدي و به نام والايي که در پرتو آن عرش و کرسي را پديد آوردي و به نام پرارجي که به برکت آن جن و انس را آفريدي و به نام گرانقدري که تمامي مخلوقات و همه‏ي پديده‏ها را آفريدي و به نام ارجمندي که به برکت آن بر انجام هر چيزي توانايي داري.

آري به تمامي‏اين نامهاي شکوهمندت تو را مي‏خوانم که همه‏ي خواسته‏هايم را برآوري و تمامي نيازهايم را به برکت آنها برطرف سازي.

پيامبر در پايان دعا فرمود:

فاطمه جان! هنگامي‏که تو اين دعا را بخواني از بارگاه خدا پاسخ مي‏رسد که:

آري! آري! خواسته‏هايت برآورده است.

 

2– برآمدن خواسته ها

و نيز از جمله‏ي دعاهاي رسيده از آن حضرت اين است که فرمود:

((اللَّهُمَّ قَنِّعْنِي بِمَا رَزَقْتَنِي وَ اسْتُرْنِي وَ عَافِنِي أَبَداً مَا أَبْقَيْتَنِي وَ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي إِذَا تَوَفَّيْتَنِي اللَّهُمَّ لَا تُعْيِنِي فِي طَلَبِ مَا لَا تُقَدِّرُ لِي وَ مَا قَدَّرْتَهُ عَلَيَّ فَاجْعَلْهُ مُيَسَّراً سَهْلًا اللَّهُمَّ كَافِ عَنِّي وَالِدَيَّ وَ كُلَّ مَنْ لَهُ نِعْمَةٌ عَلَيَّ خَيْرَ مُكَافَاةٍ اللَّهُمَّ فَرِّغْنِي لِمَا خَلَقْتَنِي لَهُ وَ لَا تَشْغَلْنِي بِمَا تَكَفَّلْتَ لِي بِهِ وَ لَا تُعَذِّبْنِي وَ أَنَا أَسْتَغْفِرُكَ وَ لَا تَحْرِمْنِي وَ أَنَا أَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ ذَلِّلْ نَفْسِي فِي نَفْسِي وَ عَظِّمْ شَأْنَكَ فِي نَفْسِي وَ أَلْهِمْنِي طَاعَتَكَ وَ الْعَمَلَ بِمَا يُرْضِيكَ وَ التَّجَنُّبَ لِمَا يُسْخِطُكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ‌)).

بار خدايا! مرا به آنچه روزيم ساخته‏اي، قانع ساز، و عيب مرا بپوشان و تا پايان زندگي ‏ام که مرا در کنف لطف خويشتن نگاه داشته ‏اي، سلامتم بخش و آنگاه که مرا از دنيا مي‏بري مهرت را بر من بباران و مورد بخشايشم قرار ده.

بار خدايا! مرا در پي آنچه روزيم نساخته ‏اي، به زحمت مينداز و آنچه را روزيم ساخته ‏اي سهل و آسانش ساز.

بار خدايا! پدر و مادرم و همه کساني که نعمتي در حق من روا داشته ‏اند، از جانب من بهترين پاداش بدانان عنايت فرما.

بار خدايا! مرا بخاطر آنچه آفريده‏اي آسوده خاطر ساز و بدانچه براي من ضمانت فرموده ‏اي، مرا مشغول مساز. با اينکه آمرزش تو را مي‏خواهم مرا کيفر مکن و در حالی که تو را مي‏خوانم مرا از الطاف خود محروم مساز.

 

3- برای نجات بیمارو

و نيز اين دعا از آن حضرت است که برطرف کننده بیماری ها و رنج ها به لطف خداست.

در روايت است که پيامبر گرامي روزي به خانه‏ ي دخترش وارد شد و ديد فرزندش حسن(ع)، در بستر بيماري است. اين رخداد بر آن حضرت گران آمد. از اين رو فرشته ‏ي وحي سر رسيد و گفت: اي محمد! آيا دعايي بر شما نياموزم که با خواندن آن، خدا فرزندت را شفا بخشد؟

پيامبر فرمود: چرا، گفت: پس بخوان!

((اَللّهمَّ لا اِلهَ الّا اَنتَ العَلیُّ العَظیمُ ذُو السُلطانِ القَدیمِ وَ المَنِ العظیمِ وَ الوَجهِ الکَریمِ لا الهَ الّا اَنتَ العَلیُ العَظیمِ وَلِیُ الکَلِماتِ التّاماتِ وَ الدَعَواتِ المُستَجاباتِ خَلِ ما اَصبَحَ بُِفلانِ.))

در پايان دعا پيامبر دست شفابخش خويش را بر پيشاني فرزندش نهاد که به خواست خدا بهبود يافت.

 

4- برای برطرف شدن رنج و تب

 اين دعا در ميان همه‏ ي شيعيان از دانشمندان گرفته تا ديگران مشهور و به نام گرانمايه‏ ي فاطمه(س) معروف است و اثر خاص آن در مبارزه با «تب» در قرنها و نسلها به تجربه به اثبات رسيده است.

دانشمندان بزرگ شيعه اين دعا را در کتابهاي روايي و دعاهاي خويش آورده‏اند. براي نمونه مرحوم «سيد بن طاووس» اين دعا را در کتاب خويش «مهج‏الدعوات» با روايتي از فاطمه (س)آورده است که اينگونه است:

((سلمان فارسي)) مي‏گويد: اين دعا را بانوي نمونه‏ ي اسلام به من آموخت و فرمود: ((اگر مي‏خواهي در زندگي خويش دچار عارضه‏ ي تب نگردي بر اين سخن که پدرم پيامبر به من آموخت هر بامداد و شامگاه مواظبت کن. و من خودم همواره در هر صبح و شام آن را مي‏خوانم.))

((سلمان)) پرسيد: کدام دعا؟ فرمود: اين دعا:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

(( بِسْمِ اللّهِ النُّورِ بِسْمِ اللّهِ نُورِ النُّورِ بِسْمِ اللّهِ نُورٌ عَلى نُورٍ بِسْمِ اللّهِ الَّذى هُوَ مُدَبِّرُ الاُْمُورِ بِسْمِ اللّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَْ النُّورِ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ وَاَنْزَلَ النُّورَ عَلىَ الطُّورِ فى کِتابٍ مَسْطُورٍ فى رَقٍّ مَنْشُورٍ بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ عَلى نَبِی مَحْبُورٍ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى هُوَ بِالْعِزِّ مَذْکُورٌ وَبِالْفَخرِ مَشْهُورٌ وَعَلَى السَّرّاَّءِ وَالضَّرّاَّء مَشْکُورٌ وَ صَلَّى اللّهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرین))

 

به نام خداوند بخشاينده‏ ي بخشايشگر

به نام خداوند نور .به نام خداوندي که نور نور است. به نام خداوندي که نوري است بر نور. به نام خداوندي که تدبيرگر کارهاست. به نام خداوندي که نور را از نور پديد آورد و نور را بر طور سينا در کتاب نگاشته شده، در صفحه‏ اي گشوده، به اندازه‏ ي مشخص، بر پيام ‏آور نعمت داده شده فرو فرستاد. ستايش از آن خدايي است که به بي‏ همتايي و توانمندي وصف شده، به افتخار شهرت يافته و در آسايش و رنج بندگان مورد سپاسگزاري قرار گرفته است. و درود خدا بر سالار ما محمد و خاندان پاکش باد.

((سلمان)) مي‏افزايد:

به خداي سوگند! من اين دعا را به بيش از يک هزار نفر که در مکه و مدينه از شدت تب مي‏سوختند، آموختم و آنان خواندند و به ياري خدا و خواست او نجات يافتند.

 

5- برای ورود به خانه خدا

و نيز از آن حضرت آورده ‏اند که فرمود:

هرگاه پيامبر وارد مسجد مي‏شد اين دعا را مي‏خواند:

((بِسْمِ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي وَ سَهِّلْ لِي أَبْوَابَ رَحْمَتِكَ.))

و هرگاه از مسجد خارج مي‏شد اين دعا را:

((اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي وَ سَهِّلْ لِي أَبْوَابَ رَحْمَتِكَ وَ فَضْلِكَ.)).

 

6- برای رفع خطر و بلا

چهارمين امام نور آورده است که پدرم روز شهادت خويش مرا به سينه چسبانيد و فرمود:

پسرم! دعايي را که مادرم فاطمه به من آموخته است از من به يادگار حفظ کن. اين دعا را پيامبر به او آموخت و جبرئيل از جانب خدا به پيامبر آورد تا هنگامی فشار غم و اندوه و فرود بلا و گرفتاري و خطر سهمگين بخواند. آن دعا اين است:

(( اَللّهُمَّ بِحَقِ‏ يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ‏ وَ بِحَقِ‏ طه‏ وَ الْقُرْآنِ الْعَظِيمِ يَا مَنْ يَقْدِرُ عَلَى حَوَائِجِ السَّائِلِينَ يَا مَنْ يَعْلَمُ مَا فِي الضَّمِيرِ يَا مُنَفِّسُ عَنِ‏ الْمَكْرُوبِينَ‏ يَا مُفَرِّجُ‏ عَنِ‏ الْمَغْمُومِينَ‏ يَا رَاحِمَ الشَّيْخِ الْكَبِيرِ يَا رَازِقَ‏ الطِّفْلِ الصَّغِيرِ يَا مَنْ لَا يَحْتَاجُ إِلَى التَّفْسِيرِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِی …))‏

بار خدایا به حقيقت «يس» و قرآن حکمت‏ آموز سوگند به حقيقت «طه» و قرآن پرشکوه سوگند، ،

اي کسي که بر انجام خواسته‏ هاي خواستاران توانايي. اي کسي که آنچه در اعماق جان انسانهاست، مي‏داني.

اي برطرف کننده‏ ي اندوه اندوه ‏زدگان، و اي گشاينده‏ ي مشکلات غم زدگان، اي مهر ورزنده به پير کهنسال،

اي روزي ‏رسان کودک خردسال، اي آنکه از روشنگري و بيان خواسته‏ هاي بندگان خويش بي‏ نياز است

. بر محمد و خاندان محمد درود فرست و با من آنگونه که خود شايسته‏ ي آني، رفتار کن.

 

7- دعایی دیگر

و نيز از ششمين امام نور آورده‏ا ند که: فاطمه(س) نزد پدرش پيامبر آمد و از درد دندان شکايت کرد. پيامبر انگشت شفابخش دست راست خويش را بر نقطه ‏ي درد نهاد و اين دعا را خواند:

((بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ أَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ وَ جَلاَلِكَ وَ قُدْرَتِكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ مَرْيَمَ لَمْ تَلِدْ غَيْرَ عِيسَى رُوحِكَ وَ كَلِمَتِكَ أَنْ تَكْشِفَ مَا تَلْقَى فَاطِمَةُ بِنْتُ خَدِيجَةَ مِنَ الضُّرِّ كُلِّهِ .))

و آنگاه بهبود يافت.

 

8- برای نجات از تنگدستی

و نيز آورده‏ اند که فاطمه(س) به ديدار پيامبر آمد. آن حضرت فرمود:

دخترم! نمي‏خواهي ارمغاني به تو بدهم؟

گفت: چرا! فرمود: اين دعا را بخوان:

((اَللَّهُمَّ رَبَّنَا وَ رَبَّ كُلِّ شَيْءٍ مُنْزِلَ اَلتَّوْرَاةِ وَ اَلْإِنْجِيلِ وَ اَلْفُرْقَانِ فَالِقَ اَلْحَبِّ وَ اَلنَّوَى أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دَابَّةٍ أَنْتَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا أَنْتَ اَلْأَوَّلُ فَلَيْسَ قَبْلَكَ شَيْءٌ وَ أَنْتَ اَلْآخِرُ فَلَيْسَ بَعْدَكَ شَيْءٌ وَ أَنْتَ اَلظَّاهِرُ فَلَيْسَ فَوْقَكَ شَيْءٌ وَ أَنْتَ اَلْبَاطِنُ فَلَيْسَ دُونَكَ شَيْءٌ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ وَ اِقْضِ عَنِّي اَلدَّيْنَ وَ أَغْنِنِي مِنَ اَلْفَقْرِ وَ يَسِّرْ لِي كُلَّ اَلْأَمْرِ يَا أَرْحَمَ اَلرَّاحِمِينَ .. ))

 

بار خدايا! اي پروردگار ما و پروردگار همه‏ ي پديده ‏ها، اي فرود آورنده‏ ي کتابهاي آسماني تورات و انجيل و قرآن، اي شکافنده‏ ي دانه و هسته، من از شر هر جنبنده‏ اي به تو پناه مي‏برم. چرا که تو مهار آنرا در کف با قدرتت داري. تو آغازي هستي که پيش از تو چيزي نيست و تو پاياني خواهي بود که پس از تو چيزي نخواهد بود. تو آشکاري هستي که فراتر از تو چيزي نيست و تو حقيقت نهاني هستي که جز تو قدرتي نيست. بر محمّد و خاندانش که سلام بر آنان باد، درود فرست و دين ما را بپذير و ما را از فقر و تنگدستي دور ساز و همه‏ ي کارها را بر ما آسان فرما، اي مهربان‏ ترين مهربانان.

 

9- برای آرامش روح

و نيز از امير مومنان آورده‏ اند که فرمود: دخت فرزانه‏ ي پيامبر از بي‏خوابي به آن حضرت شکايت کرد.

پيامبر فرمود: دخترم به هنگام اندوه و بي‏خوابي اين دعا را بخوان:

((يَا مُشْبِعَ اَلْبُطُونِ اَلْجَائِعَةِ وَ يَا كَاسِيَ اَلْجُسُومِ اَلْعَارِيَةِ وَ يَا سَاكِنَ اَلْعُرُوقِ اَلضَّارِبَةِ وَ يَا مُنَوِّمَ اَلْعُيُونِ اَلسَّاهِرَةِ سَكِّنْ عُرُوقِيَ اَلضَّارِبَةَ وَ أْذَنْ لِعَيْنِي نَوْماً عَاجِلاً)).

و به برکت اين دعا اندوه و بيخوابي آن حضرت برطرف گرديد.

 

10- طلب سعادت

و نيز از دعاهاي رسيده‏ي از آن حضرت اين دعاست:

((اَللَّهُمَّ بِعِلْمِكَ اَلْغَيْبِ وَ قُدْرَتِكَ عَلَى اَلْخَلْقِ أَحْيِنِي مَا عَلِمْتَ اَلْحَيَاةَ خَيْراً لِي وَ تَوَفَّنِي إِذَا كَانَتِ اَلْوَفَاةُ خَيْراً لِي اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ كَلِمَةَ اَلْإِخْلاَصِ وَ خَشْيَتَكَ فِي اَلرِّضَا وَ اَلْغَضَبِ وَ اَلْقَصْدَ فِي اَلْغِنَى وَ اَلْفَقْرِ وَ أَسْأَلُكَ نَعِيماً لاَ يَنْفَدُ وَ أَسْأَلُكَ قُرَّةَ عَيْنٍ لاَ تَنْقَطِعُ وَ أَسْأَلُكَ اَلرِّضَا بِالْقَضَاءِ وَ أَسْأَلُكَ بَرْدَ اَلْعَيْشِ بَعْدَ اَلْمَوْتِ وَ أَسْأَلُكَ اَلنَّظَرَ إِلَى وَجْهِكَ وَ اَلشَّوْقَ إِلَى لِقَائِكَ مِنْ غَيْرِ ضَرَّاءَ مُضِرَّةٍ وَ لاَ فِتْنَةٍ مُظْلِمَةٍ اَللَّهُمَّ زَيِّنَّا بِزِينَةِ اَلْإِيمَانِ وَ اِجْعَلْنَا هُدَاةً مَهْدِيِّينَ يَا رَبَّ اَلْعَالَمِينَ.))

بار خدايا! تو را به دانش نهاني و به توانايی هایت بر آفرينش سوگند، تا آنگاه سراسر زندگي‏ ام را شايسته مي‏داني و مي‏پسندي، مرا زنده بدار و هنگامي که مرگ برايم بهتر و افتخار آميزتر است، مرا بميران.

بار خدايا! از پيشگاهت ايمان خلل‏ناپذير و پرواي از بارگاه با عظمتت در خشنودي و غضب و اعتدال و ميانه‏روي در هنگامه‏ي بي‏نيازي و نيازمندي، مي‏طلبم. از تو نعمتي پايان‏ناپذير و روشني چشمي، جاودانه مي‏خواهم.

از پيشگاهت خشنودي به حکم و فرمانت مي‏خواهم و از درگاهت زندگي سعادتمندانه براي پس از مرگ و جهان ديگر مي‏طلبم و از بارگاهت اميد و نگرش بر مهر و شکوهت، و شور و عشق ديدارت را بي‏آنکه زيان و فتنه‏اي تاريک در پي داشته باشد، مي‏خواهم. بار خدايا! ما را به زيور ايمان آراسته ساز و از هدايت گران راه يافته‏ي درگاهت، قرار ده، اي پروردگار جهانيان!

کتاب فاطمه زهرا (س) از ولادت تا شهادت مترجم علی کرمی فریدونی صفحه 367

 

 pdf ادعیه های حضرت فاطمه زهرا (س) 

 

13- مناجات

**************

 

 

Leave a Comment