زندگی حضرت زهرا (س)

—————————————————————————–

زندگی حضرت زهرا (س)

—————————————————————————–

1- فاطمه قبل از خلقت

روی جابر بن عبد الله الأنصاری قال دخلت فاطمه ع علی رسول الله  ص و هو فی سکرات الموت فانکبت علیه تبکی ففتح عینه وأفاق ثم قال ع یابنیه أنت المظلومه بعدی و أنت المستضعفه بعدی فمن آذاک فقد آذانی و من غاظک فقد غاظنی و من سرک فقد سرنی و من برک فقد برنی و من جفاک فقد جفانی و من وصلک فقد وصلنی و من قطعک فقد قطعنی و من أنصفک فقد أنصفنی و من ظلمک فقد ظلمنی لأنک منی و أنامنک و أنت بضعه منی وروحی التی بین جنبی ثم قال ع إلی الله أشکو ظالمیک من أمتی.

جابر بن عبدالله انصاری (رض) گفت :

فاطمه (س) وقتی بر رسول خدا (ص) وارد گردید که حضرت در حال جان دادن بود فاطمه (س) خود را بر روی حضرت افکند و گریست حضرت چشم مبارک گشود و به خود آمد و فرمود :

ای دختر جانم پس از من به تو ظلم می شود ، پس از من تو را ضعیف می شمرند ، هرکس تو را بیازرد مرا آزرده ، و هر که تو را به خشم آورد مرا به خشم آورده ، و هرکس تو را مسرور سازد مرا مسرور ساخته ، و هرکس به تو نیکی کند به من نیکی کرده ، و هرکس به تو ستم کند به من ستم کرده ، و هر که به تو بپیوندد به من پیوسته و هر که از تو ببرد از من بریده ، و هرکه به تو انصاف ورزد به من انصاف ورزیده ، و هرکس به تو ظلم کند به من ظلم کرده است زیرا تو از من هستی و من از تو می باشم ، و تو پاره ای از تن من و روح من هستی که د میان دو پهلوی من قرار داری سپس فرمود :

از ظالمان امتم که به تو ستم می کنند به خدا شکایت می برم.

منبع: کشف الغمه، ج1، ص489.

2- مشی فاطمه(س) مشی پیامبر(ص)

فی امالی الطوسی: عَنْ مَسْرُوقٍ، عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ:

أَقْبَلَتْ فَاطِمَةُ سلام الله علیها تَمْشِی لا وَاللَّهِ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا هُوَ مَا مَشْیُهَا یَخْرِمُ مِنْ مِشْیَةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فَلَمَّا رَآهَا قَالَ:

مَرْحَباً بِابْنَتِی مَرَّتَیْنِ قَالَتْ فَاطِمَةُ سلام الله علیها فَقَالَ لِی: أَمَا تَرْضَیْنَ أَنْ تَأْتِیَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ أَوْ سَیِّدَةَ نِسَاءِ هَذِهِ الْأُمَّةِ.

در کتاب امالی طوسی (ره)است که به روایت مسروق  از عایشه گوید:

هر گاه فاطمه‌ی زهراء سلام الله علیها راه می‌رفت به حق آن خدایی که شریک ندارد راه رفتن وی با راه رفتن پیغمبر خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم تفاوتی نداشت، وقتی پیامبر خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم، فاطمه سلام الله علیها را می‌دید دو مرتبه به او می‌فرمود مرحبا به دختر من! فاطمه‌ی اطهر سلام الله علیها می‌گوید: پدرم به من فرمود:

آیا راضی نیستی که فردای قیامت بزرگ زنان مؤمنین یا زنان این امّت باشی؟

منبع: بحار، ج43، ص23.

3- فاطمه سرور زنان عالم

حِلْيَةُ الْأَوْلِيَاءِ وَ كِتَابُ الشِّيرَازِيِّ رَوَى عِمْرَانُ بْنُ حُصَيْنٍ وَ جَابِرُ بْنُ سَمُرَةَ: أَنَّ النَّبِيَّ ص دَخَلَ عَلَى فَاطِمَةَ فَقَالَ كَيْفَ تَجِدِينَكِ يَا بُنَيَّةِ قَالَتْ إِنِّي لَوَجِعَةٌ وَ إِنَّهُ لَيَزِيدُنِي أَنَّهُ مَا لِي طَعَامٌ آكُلُهُ قَالَ يَا بُنَيَّةِ أَ مَا تَرْضَيْنَ أَنَّكِ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ قَالَتْ يَا أَبَتِ فَأَيْنَ مَرْيَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ قَالَ تِلْكِ سَيِّدَةُ نِسَاءِ عَالَمِهَا وَ إِنَّكِ سَيِّدَةُ نِسَاءِ عَالَمِكِ أَمَا وَ اللَّهِ زَوَّجْتُكِ سَيِّداً فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.

صاحب کتاب حلیه الاولیا و شیرازی در کتابش به روایت عمران بن حصین و جابر و سمره آورده است که: رسول اکرم(ص) بر فاطمه(ص) وارد شده فرمود: دخترم چگونه ای؟

عرض کرد: بیمارم و آنچه بیشتر دردمندم می کند گرسنگی است و غذائی هم ندارم که بخورم، رسول خدا(ص) فرمود: آیا نمی خواهی خانم و سیده زنان عالم شوی عرض کرد پدر پس مریم کجا است؟ فرمود: مریم سیده زنان عالم و زمان خودش بود، و تو سیده زنان جهانی ، بدان به خدا سوگند تو را به همسری کسی در آورده ام که سید دنیا و آخرت است.

منبع: بحار، ج43، ص37.

4- فاطمه سرور زنان عالم

و من المسند عن حذیفه بن الیمان قال سألتنی أمی متی عهدک بالنبی  ص قال فقلت لها منذ کذا وکذا قال

فنالت منی وسبتنی قال فقلت لها دعینی فإنی آتی النبی  ص فأصلی معه المغرب ثم لاأدعه حتی یستغفر لی و لک قال فأتیت النبی  ص فصلیت معه المغرب فصلی النبی  ص العشاء ثم انفتل فتبعته فعرض له عارض فناجاه ثم ذهب فاتبعته فسمع صوتی فقال من هذافقلت

حذیفه قال ما لک فحدثته بالأمر فقال غفر الله لک ولأمک ثم قال أ مارأیت العارض ألذی عرض لی قبل قال قلت بلی قال هوملک من الملائکه لم یهبط إلی الأرض قط قبل هذه اللیله استأذن ربه عز و جل أن یسلم علی ویبشرنی أن الحسن و الحسین سیدا شباب أهل الجنه و أن فاطمه سیده نساء العالمین.

بنقل مسند حذیفه بن الیمان (رض) گفت:

مادرم از من پرسید چقدر مدت است که با رسول اکرم(ص) آشنائی داری؟ گفتم فلان مدت ، مادرم به من پرخاش کرده و ناسزا گفت: من به مادرم گفتم:

مرا واگذار تا به خدمت رسول خدا (ص) روم و نماز مغرب را با او بجا آورم سپس از خدمتش جدا نمی شوم تا برای من و تو از خدا آمرزش طلبد، من به خدمت رسول خدا(ص) رفتم و نماز مغرب را با او بجای آوردم حضرت نماز عشا را نیز بجای آورد و روانه گشت من دنبالش رفتم کسی در راه به او رسید و با او محرمانه سخن گفت روانه شد، من به دنبال پیغمبر اکرم (ص) رفتم حضرت آوای مرا شنید و فرمود: کیستی؟

عرض کردم: حذیفه ام  فرمود: چه می خواهی؟

آنچه با مادرم گفته بودم به عرض رسانیدم حضرت فرمود:

خدا تو را و مادرت را بیامرزد سپس فرمود: آیا آنکس را دیدی که پیش از این با من سخن گفت؟

عرض کردم آری. فرمود:

او فرشته ای از فرشتگان بود، که هرگز پیش از امشب به زمین نیامده بود از پروردگار عزوجل رخصت گرفت که به من سلام گوید و بشارتم دهد که امام حسن(ع) و امام حسین(ع) سرور جوانان اهل بهشتند، و فاطمه(ع) سرور زنان جهان می باشد.

منبع: کشف الغمّه، ج1، ص 452.

5- ولادت حضرت فاطمه صلوات الله علیها

فی روضة الواعظين: وُلِدَتْ ع بَعْدَ النُّبُوَّةِ بِخَمْسِ سِنِينَ وَ بَعْدَ الْإِسْرَاءِ بِثَلَاثِ سِنِينَ وَ أَقَامَتْ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص بِمَكَّةَ ثَمَانَ سِنِينَ ثُمَّ هَاجَرَتْ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص إِلَى الْمَدِينَةِ فَزَوَّجَهَا مِنْ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ بَعْدَ مَقْدَمِهِمُ الْمَدِينَةَ بِسَنَةٍ وَ قُبِضَ النَّبِيُّ ص وَ لِفَاطِمَةَ ع يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَ عَشْرَةَ سَنَةً وَ عَاشَتْ بَعْدَ أَبِيهَا اثْنَتَيْنِ وَ سَبْعِينَ يَوْماً.

در کتاب روضه الواعظین آمده است:

فاطمه سلام الله علیها پنج سال بعد از نبوّت (مبعث) پیامبر و سه سال بعد از معراج متولّد شد و به مدّت هشت سال در مکّه با پیامبر زندگی کرد، سپس رسول خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم به مدینه هجرت فرمود و یک سال پس از ورود به مدینه، رسول اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم او را به ازدواج حضرت علی علیه السلام درآورد و زمانی که پیامبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم به شهادت رسید، فاطمه سلام الله علیها هجده ساله بود و بعد از پدر بزرگوارش هفتاد و دو روز زنده بود.

منبع: بحار الانوار، جلد43، ص7.

 

فِی اُلْکافی : عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ حَبِيبٍ السِّجِسْتَانِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ: وُلِدَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ ص بَعْدَ مَبْعَثِ رَسُولِ اللَّهِ ص بِخَمْسِ سِنِينَ وَ تُوُفِّيَتْ وَ لَهَا ثَمَانِيَ عَشْرَةَ سَنَةً وَ خَمْسَةٌ وَ سَبْعُونَ يَوْماً.

در کتاب کافی  است که:

فاطمه سلام الله علیها پنج سال پس از مبعث پیامبر متولّد شد و به شهادت رسید در حالی که عمر شریفش هجده سال و هفتاد و پنج روز بود و او بعد از پدر بزرگوارش هفتاد و پنج روز در دنیا باقی ماند.

منبع: بحار الانوار، جلد 43، ص 9.

عن عائشه: ان فاطمه (ع) ابنه رسول الله سالت ابابکر الصدیق بعد و فاه رسول الله(ص) ان یقسم لها میراثها ما ترک رسول الله(ص) مما افاءَ الله علیه، فقال لها ابوبکر:

ان رسول الله (ص) قال: لا نورث ما ترکنا صدقه، فغضبت فاطمه بنت رسول الله (ص) فهجرت ابابکر فلم تزل مهاجره حتی توفیت.

بخاری در باب فرض خمس ج 5 ص 5 صحیح خود از عایشه آورده است که:

حضرت فاطمه(ع) دختر رسول خدا (ص) پس از رحلت رسول خدا(ص) از ابوبکر درخواست کرد میراث خود را از آنچه خدا به پیغمبرش(ص) بخشیده بود  فرمود: ابوبکر عرض کرد: نبی اکرم فرموده است:

ما «پیغمبران» ارث نمی دهیم آنچه از ما باقی بماند صدقه است، فاطمه(ع) دختر رسول اکرم (ص) بر ابوبکر خشم گرفت و از او دوری گزید و این دوری ادامه داشت تا از دنیا رحلت فرمود.

منبع: الغدیر، ج 7، ص 226.

 

برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن