سیره حضرت زهرا (س) 

—————————————————————————————————–

سیره حضرت زهرا(س) 

—————————————————————————————————–

1- سیره خانه دارى حضرت فاطمه(س)

الف. مدیریت امور داخلى خانه

ب. آشپزى و تهیه غذا

ج. شوهر دارى

د. فرزنددارى

ه. سخن آخر

ی. عدل مجسم

2- سیره اخلاقی و اجتماعی حضرت فاطمه(س)

3- سیره عبادی حضرت فاطمه(س) 

4- سیره سیاسی حضرت فاطمه(س)

5- سیره خانوادگی حضرت فاطمه(س)

—————————————————————————————————–

 

——————————————-

سیره خانه دارى حضرت فاطمه(س) 

——————————————-

زندگى انسان در عصر پیدایش اسلام بسیار ساده بود و امکانات در دسترس خانواده ها محدود و اندک بودند. این وضعیت براى مسلمانان صدر اسلام بویژه مهاجران، دشوارتر نیز بود. جنگ هاى تحمیلى پیاپى و ترک خانه و کاشانه، دلاورانى مانند امام علی علیه السلام را گاه ناگزیر از حضور در میدان رزم و گاه وادار به کارهایى سخت و کم اجرت مانند آبیارى کشتزارها مى کرد. حضرت فاطمه علیهاالسلام در چنین تنگناهایى و در حالى که نوجوانى بیش نبود، اداره داخلى خانه و خانواده را به عهده گرفت؛ نوجوانى مادر از دست داده و فاقد هیچ یار و یاور کمک کارى.

سیاهه گزارش شده از جهیزیه حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز نشان مى دهد که وسایل و تجهیزات زندگى ایشان بس اندک و محدود بوده[۱] و این به معناى  لزوم کار و تلاش بیشتر در درون این خانه بى آلایش بوده است.

 

الف. مدیریت امور داخلى خانه

حضرت فاطمه علیهاالسلام به همسرش تعهد داد که کارهاى خانه را به عهده بگیرد و رُفت و روب و نظافت و به سامان کردن خانه را به انجام رساند.[۲] باید  توجه داشت که نظافت خانه در آن روزگار بسى دشوارتر از این دوره بوده است. خانه ها و کوچه ها سنگفرش نبودند و تنها وسیله تمیز کردن خانه، جاروهاى دستى بوده اند. کارى که در ایوان و حیاط خانه، باید با آب نیز همراه مى شد تا گرد و غبار جارو کردن، کار انجام یافته را بیهوده نکند ؛ آن هم آب پاشى با آبپاش هاى دستى که آبشان نه به سهولت که با تحمل رنج بسیار فراهم مى آمد. در آن روزگار و در شهرِ بیابانى مدینه، آب را بیشتر از چاه مى کشیدند. دلوى را با طنابى بلند درون چاه مى افکندند و چون از آب پر مى شد، آن را به سختى و با نیروى دست، بالا مى کشیدند. حضرت فاطمه علیهاالسلامبراى این منظور و نیز مصارف دیگر، چندان آب از چاه کشید و آب آورد که اثر مشک آب بر روى سینه مبارکش باقى ماند[۳] و دستان ظریف زنانه اش تاول زدند، هر چند در این تاول زدن، کار با دستاس نیز مؤثر بود.[۴]

گفتنى است امام علی علیه السلام در جارو زدن[۵] و مادر ایشان فاطمه بنت اسد علیهاالسلام در آب آوردن[۶]، کمک هایى به حضرت فاطمه مى دادند. نکته مهم آن که این کارهاى سخت و دشوار، گاه جامه و پیکر حضرت فاطمه علیهاالسلام را آلوده و تیره مى ساختند، اما موجب ناآراستگى ایشان نمى شدند. بر پایه برخى گزارش ها، حضرت فاطمه علیهاالسلام حتى در آخرین ساعات زندگى، خود را براى نماز پاکیزه و خوشبو کرد و در جایگاه نمازش در خانه به عبادت و نیایش پرداخت.[۷]

 

ب. آشپزى و تهیه غذا

یکى دیگر از کارهایى که حضرت فاطمه علیهاالسلام به عهده گرفت، تهیه نان در خانه بود. این به معناى آرد کردن گندم ذخیره شده در انبار خانه با یک دستاس کوچک خانگى بود. دستاسى که نه با نیروى باد و آب، که با نیروى دست مى چرخید. گندم را میان دو سنگ حلقه اى و گرد مى ریختند و یکى از سنگ ها را چندان مى چرخاندند تا گندم را خرد و آرد کند. کارى طاقت فرسا که تاول هایى نمایان بر دست هاى فاطمه مى نشاند و امام علی علیه السلام و پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله را به هنگام حضورشان در خانه و کنار حضرت فاطمه علیهاالسلام، به کمک او کشاند[۸]. حضرت فاطمه علیهاالسلاماین آرد را با آب و دیگر مواد لازم، مخلوط و خمیر مى کرد.[۹] سپس آن را به قطعه هاى کوچکى تقسیم کرده و ورز مى دادند و پس از گستردن بر روى چوب یا پارچه اى ضخیم،  آن را به دیواره تنور مى زد. در واقع، حضرت فاطمه علیهاالسلام کار یک نانوا را در خانه خود انجام مى داد. مسلّم این تنها غذایى نبوده است که حضرت فاطمه علیهاالسلامبراى شوى و فرزندان خردسالش تهیه مى کرده است. گزارش کمک امام على علیه السلام به حضرت فاطمه علیهاالسلام در پاک کردن عدس[۱۰] و صدر روایتى که زمینه تشریع تسبیحات حضرت فاطمه علیهاالسلام را بیان کرده،[۱۱] براى اثبات این امر کافى است. روشن است که پختن غذا، نیازمند  فعالیت هاى متعددى است که از افروختن آتش تا شستشوى ظرفها را در بر مى گیرد.

 

شایان گفتن است که آشپزى و طبخ غذا، وظیفه حقوقى زن و از جمله حضرت فاطمه علیهاالسلامنبود، اما از کارهاى درون خانه به شمار مى آمد و این به معناى التزام به انجام آن بود. این تعهد شایسته بر پایه توافق اولیه و تقسیم کارى بود که در آغاز زندگى مشترکشان با امام على علیه السلام و به راهنمایى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله صورت گرفت و حضرت فاطمه آن را شادمانه پذیرفته بود.[۱۲] حضرت فاطمه علیهاالسلام حتى در سال هاى پایانى زندگى که  خدمتکار وفادارى به نام فضّه داشت، بخشى از کارها را خود انجام مى داد تا فضّه نیز به دیگر کارهایش، از جمله عبادت، برسد. امرى که نشان دهنده و تأیید کننده فراوانى کارهاى خانه در آن روزگار است.[۱۳]

 

ج. شوهر دارى

فضاى درونى خانه، بیش از آن که به فراهم آوردن امور مادى و ظاهرى نیاز داشته باشد، به آرامش روحى و آسایش روانى حاکم بر خانه نیازمند است. حضرت فاطمه زمینه تحقق این امر مهم را نیز فراهم آورد و با همه کارهاى گوناگون خانه و دشوارى بر دوش کشیدن نگاهدارى و تربیت چهار فرزند، هیچ گاه از همسر بزرگوار خویش و کودکان معصومش غفلت نورزید. او هیچ گاه چیزى از امام على علیه السلام نطلبید که در توان ایشان نباشد[۱۴] و هیچ گاه با ایشان به ستیز و کشمکش نپرداخت[۱۵]. برخى روایات تاریخى نیز از اشعارى سخن گفته اند که میان ایشان و امام على علیه السلام تبادل شده اند. روشن است که زبان شعر، زبان ملاطفت و احساس است و به تلطیف فضاى خانه کمک فراوانى مى کند. شواهد دیگر بر شوهردارى نیکوى ایشان را مى توان در سخنان امام على علیه السلام سراغ گرفت. امام على علیه السلام ایشان را «نِعمَ العَونُ ؛ بهترین یاور» خوانده است[۱۶] و در جایى دیگر فرموده است:

«ولا أغضَبَتنی ولا عَصَت لی أمراً، ولَقَد کُنتُ أنظُرُ إلَیها فَتَنکَشِفُ عَنِّی الهُمومُ وَالأَحزانُ».

«او، مرا عصبانى نساخت و در کارى، از من نافرمانى نکرد. هنگامى که به او مى نگریستم، غم ها و اندوه ها از من برطرف مى شدند».[۱۷]

گفتنى است این همدلى و رضایت باطنى تا آخرین لحظه هاى حیات فاطمه علیهاالسلام وجود داشته و امام على علیه السلام به هنگام خاکسپارى همسرش دردمندانه چنین گفته است:

«اللّهُمَّ إنّی راضٍ عَنِ ابنَةِ نَبِیِّکَ».[۱۸]

«بار خدایا ! من از دختر پیامبرت راضى هستم».

 

د. فرزنددارى

نگاهى اجمالى به زندگى حسنین علیه السلام و نیز حضرت زینب، کارنامه درخشان تلاش و تکاپوى حضرت فاطمه علیهاالسلامرا در عرصه تربیت فرزند، در پیشدید همگان قرار مى دهد. حضرت فاطمه در هر دو بخش تربیت جسمى و روحى، از جان و دل مایه نهاد. ایشان با وجود همه سختى و تنگناها، فرزندانش را خود شیر مى داد[۱۹] و آغوش گرم مادرانه خویش را در تمام مدت هشت سال زندگى مشترکش با امام على علیه السلام، مهد آسایش چهار فرزند ساخت. نگاهدارى از فرزند، هنگام خانه دارى و آرد کردن گندم،[۲۰] خواندن اشعار کودکانه و خطاب هاى مهربانانه و ملاطفت آمیز، نیز از دیگر شواهد اهتمام فاطمه به تربیت عاطفى فرزندان خویش است.[۲۱] اشعارى که با همه سادگى شان، روح پرستش خداى یگانه منّان را در جان کودک مى دمند و از دوستى هاى ناروا پرهیز مى دهند.[۲۲] گزارش هاى تاریخى نشان مى دهد که توجه و اهتمام فاطمه علیهاالسلام به سرنوشت و تربیت فرزندانش تا آخرین لحظه هاى زندگى اش وجود داشته است. ایشان در وصیت به شویش، از او مى خواهد که با امامه، دختر خواهرش ازدواج کند؛ زیرا او بر فرزندانش مهربان است.[۲۳]

حضرت فاطمه علیهاالسلام به تربیت اجتماعى فرزندانش نیز اهتمام داشت. دعوت از پدر و پذیرایى از ایشان در خانه، یا بردن فرزندان نزد پدربزرگشان، جلوه اى از این توجه است. همچنین برخى اسناد تاریخى، گفتگوى علمى حضرت فاطمه علیهاالسلام را با فرزندانش نشان مى دهد. بر پایه یک متن تاریخى،امام حسن علیه السلام به حضورپیامبر اکرم  صلى الله علیه و آله شرفیاب مى گشته و پس از شنیدن قرآن و حفط آن، نزد مادر مى آمده و محفوظاتش را براى او مى خوانده است.[۲۴]

برخى روایات، تدبیر حضرت فاطمه علیهاالسلام را براى بیدار نگاه داشتن فرزندانش در شب قدر، گزارش کرده اند که مى تواند اثبات کننده اهتمام به تربیت دینى در این خانواده معنوى باشد.[۲۵] این امر، افزون بر مناجات ها، نیایش ها، نمازها، روزه دارى، شب زنده دارى و دیگر رفتارهاى دینى و صادقانه و  خالصانه حضرت فاطمه بوده است که به تنهایى براى تربیت عملى فرزند کافى است.

 

ه. سخن آخر

فاطمه علیهاالسلام، یک سرمشق جاودانه براى همه بشریت و در همه عرصه هاى زندگى است. با اینکه او در هزار و چهار صدسال پیش مى زیسته، اما هنوز هم یک الگوى تمام عیار و جامع در خانه دارى، شوهردارى و تربیت فرزند است. امروز ما مى توانیم با بررسى ژرف رفتار فاطمى در عرصه خانه دارى، ادعا کنیم که جان مایه این رفتار، مبتنى بر کوششى شبانه روزى و آمیخته با مهرورزى به همسر و فرزند بوده است. گوهر نابى که از توجه همه جانبه به تمامى ابعاد زندگى نشئت مى گیرد. از عبادى دانستن کار در خانه و الهى دیدن کمک به همسر، تا شانه خالى نکردن از فرزندآورى و تربیت او. امروز وظیفه ماست که این گوهر ناب را دریابیم و با سرمشق گرفتن از این الگوى جاودانه، خانه هاى خود را کانون مهرورزى کنیم. جایگاهى مالامال از محبت و تلاش و مناسب براى پرورش فرزندانى که راه فرزندان فاطمه را برگزینند و آن راه را تا پایان زندگى و رسیدن به قله هاى تکامل و تعالى ادامه دهند.

منابع:

[۱] . ر . ک : ص ۲۱۳ جهیزیه سرور زنان و ص ۲۴۹ (جهیزیه ساده) .

[۲] . ر . ک : ص ۲۵۵ ح ۱۸۰ .

[۳] . ر . ک : ص ۲۸۱ ح ۲۰۲ و ص ۲۸۳ ح ۲۰۳ .

[۴] . ر . ک : ص ۲۸۳ ح ۲۰۳ و صحیح البخارى : ج ۴ ص ۴۸ .

[۵] . ر . ک : ص ۲۵۵ ح ۱۸۲ .

[۶] . ر . ک : ص ۲۵۷ ح ۱۸۳ .

[۷] . ر . ک : ص ۶۴۹ ح ۴۵۶ .

[۸] . ر . ک : ص ۲۵۷ ح ۱۸۵ .

[۹] . ر . ک : ص ۲۵۵ همیارى .

[۱۰] . ر . ک : جامع الأخبار : ص ۱۰۲ و بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۱۳۲ .

[۱۱] . ر . ک : ص ۲۸۱ ح ۲۰۲ .

[۱۲] . ر . ک : ص ۲۵۵ ح ۱۸۰ .

[۱۳] . ر . ک : ص ۲۸۵ تقسیم کار با خدمتکار .

[۱۴] . «یا أبَا الحَسَنِ ، إنّی لَأَستَحی مِن إلهی أن اُکَلِّفَکَ ما لا تَقدِرُ» ر . ک : ص ۲۵۸ ح ۱۸۶ .

[۱۵] . ر . ک : ص ۲۶۳ ح ۱۸۸ .

[۱۶] . ر . ک : ص ۲۶۲ ح ۱۸۷ .

[۱۷] . ر . ک : ص ۲۶۲ ح ۱۸۸ .

[۱۸] . ر . ک : ص ۲۶۴ ح ۱۸۹ .

[۱۹] . ر . ک : ص ۲۶۵ ح ۱۹۱ .

[۲۰] . ر . ک : ص ۲۶۷ ح ۱۹۳ .

[۲۱] . ر . ک : بحار الأنوار : ج ۴۳ ص ۲۸۶ .

[۲۲] . ر . ک : ص ۲۹۵ بازى با کودک .

[۲۳] . ر . ک : ص ۶۳۳ ح ۴۴۳ و ص ۶۴۱ ح ۴۴۹ .

[۲۴] . ر . ک : المناقب ، ابن شهر آشوب : ج ۴ ص ۷ «أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ علیه السلام کَانَ یَحْضُرُ مَجْلِسَ رَسُولِ اللّه  صلى الله علیه و آله وَهُوَ ابْنُ سَبْعِ سِنِینَ فَیَسمَعُ الوَحیَ فَیَحفَظُهُ فَیَأتِی أُمَّهُ فَیُلقِى إِلَیهَا مَا حَفِظَه ؛ امام حسن علیه السلام در سن هفت سالگى در مجلس پیامبر صلى الله علیه و آلهحاضر مى شد ، وحى را میشنید و حفظ مى نمود ، آنگاه نزد مادرش مى آمد آنچه را که حفظ کرده بود شرح میداد» .

[۲۵] . ر . ک : دعائم الإسلام : ج ۱ ص ۲۸۲ ، بحار الأنوار : ج ۹۷ ص ۱۰ ح ۱۲ .

 

ی. عدل مجسم

قالَ سَلمانُ:

کانَتْ فاطِمَةُ (س)جالِسَةً قُدّامَها رَحیً تَطْحَنُ بِهَا الشَّعیرَ وَ عَلی عَمُودِ الرَّحی دَمُ سائِلُ وَ الْحُسَیْنُ (ع) فی ناحِیَةِ الدّار یَبْکی. فَقُلْتُ: یا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ دَبِرَتْ کفَّاکِ وَ هذِهِ فِضَّهُ. فَقالَتْ (س):

ِ اَوْصـانی حَبیبی رَسـُولُ اللّه اَنْ تَکُونَ الْخِدْمَةُ لَها یَوْما وَلی یَوْما فَکانَ اَمْسِ یَوْمَ خِدْمَتِها.

سلمان می گوید:

– روزی دیدم – فاطمه علیه السلام نشسته و در پیش رویش آسیابی بود که با آن جو آرد می کرد و بر دسته آسیاب خون جاری بود و حسین علیه السلام نیز در گوشه خانه گریه می کرد. گفتم: ای دختر پیامبر دستانت تاول زده است در صورتی که فضه حاضر است – و می تواند کمک کند – فرمود:

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به من توصیه نموده که یک روز او کار کند و یک روز من و دیروز نوبت او بوده است.

منبع:

خرایج و جرایح، ص530.

——————————————————-

2- سیره اخلاقی و اجتماعی حضرت فاطمه(س) 

——————————————————-

1- تاب آوری و شکیبایی

نگاهی اجمالی به زندگی سراسر محنت حضرت فاطمه(س)، نشان می دهد که ایشان کوه صبر و استقامت بوده است . صفتی که راس ایمان است و در همه بزرگان تاریخ دیده می شود و بدون آن ، بزرگی تحقق نمی یابد.

حضرت فاطمه (س) در خردسالی، سه سال گرسنگی ناشی از تحریم اقتصادی را همراه پدر و مسلمانان در شعب ابی طالب تاب آورد. سپس به فاصله اندکی، مادرش را از دست داد. توهین ها و فشارهای مکیان را به پدر بزرگوارش دید و همه را تحمل کرد. در نوجوانی سفری چهارصد کیلومتری را در حاشیه کوه های تفتیده حجاز و صحرای سوزان عربستان از مکه به مدینه به پایان برد. سفری پر خطر و آمیخته به تهدید حرامیان راه و بیم بازگردانده شدن به مکه ، ولی با این حال، و یا نداشتن مادر محروم بودن از همراهی پدر هجرت کرد، آن هم با قافله کوچک که تنها مرد جوانی حدود 23 ساله بود که بعد ها همسرش شد. رادمرد یگانه ای که باید یک تنه در برابر گروه های مسلح اعزام شده از سوی قریش بایستد و مانع از به بند کشیده شدن آنها و بازگرداندانشان به مکه شود.

فاطمه در همه عرصه ها ، صبور و پُر شکیب بود. بانویی که در کنار فرزنداری و در غیاب همسر به کارزار رفته ، ناگزیر است یک تنه کارهای داخلی خانه را بر دوش کشد. کارهای سخت و طاغت فرسای آن روزگار که معمولی ترین آنها آب کشیدن از چاه، آسیاب کردن گندم و جو با دستاس، جارو کردن خانه خاکی و بر افتوختن آتش برای پخت نان و غذا بود. اینها می توانند جلوه ای از سختکوشی حضرت فاطمه(س) را نیز به تصویر کشند؛ صفتی که در همه پویندگان راه کمال دیده می شود و بدون آن نمی توان در همیشه زندگی و در همه عرصه ها موفق بود.

تحمل رنج از دست دادن پدر ، غصب تکیه گاه مالی در فدک و زیر پانهادن حق خلافت شویش، نقطه اوج این تاب آوری است. فاطمه(س) نه همانند زنان جاهلی بر سر و صورت می زند ، نه گریبان میدرد نه از میدان به در می رود. او به آرامی، تنها می گرید و با مقاومتی قهرمانه ، در برابر هجومی هنجار شکنانه، ایستادگی می کند. گریه ای که نتنها بر حال خود، که بر سرنوشت یک امت در درازنای تاریخ است؛ امتی که با وجود داشتن کسی چونان علی(ع) به گونه ای تصمیم می گیرد که باید رنج بر دوش کشیدن ستم هزار ماهه امویان و ظلم شش هزار ماهه عباسیان را بر دوش رنجور خود تحمل کند . این گونه است که فاطمه(س) می شکند، هرچه تسلیم نمی شود و با وجود شکستگی پهلو و ضعف بیماری، بر منبر مردانه اعتراض می نشیند و با تسلط تمتم، داد سخن می دهد و از حق خویش و همسرش، به صورت  شرعی، قانونی و منطقی دفاع می کند. فریادی که واپسین رمق های فاطمه(س) را از درد هجران پدر و تصمیم نادرست امت، می گیرد روح والایش و را از تن رنج دیده اش جدا می سازد.

 

2- عفت و حیا مندی

حضرت فاطمه (س) بهترین زن را زنی می دانست که کمترین ارتباط را با مردان داشته باشد، از این رو، به هنگام تقسیم کار، از اینکه کار بیرون خانه به عهده اش نیامد، خرسند شد. پوشش بلند حضرت گاه تا زیر پایش می رسید و بر زمین کشیده می شد و با وجود داشتن مقنعه ای که تا میانه بازوانش را می پوشاند، از پس پرده به ایراد خطبه فدکیه پرداخت و با مسجدیان سخن گفت. ایشان حتی از مردان نابینا نیز حجاب می گرفت و در اندیشه پوشیدگی پس از وفاتش، سفارش کرد تابوتی بسازند تا حجم پیکرش نمایان نباشد.

 

3- زهد و ساده زیستی

فاطمه(س) دختر پیامبر خدا(ص) بود که به دیده باطن، سرور دو جان و به دیده ظاهر فرمانروای عرب بود. فاطمه(س) می توانست با بهره گیری از موقعیت اجتماعی و سیاسی پدر و منزلت خانوادگی خود، با ثروتمند ترین افراد خاندانش ازدواج کند و در ناز و نعمت به سر برد. او اما به خواستگاران ثروتمند پاسخ نداد و به همسری مردی در آمد که تنها دارایی قابل فروشش یک زره و گذزان زندگی اش وابسته به شتری بود که با او آب چاه می کشید. فاطمه با جهیزیه ای به منزل شوهر رفت که مجموعه اش به اندازه یک زره می ارزید. او سال ها بستری داشت که چیزی جزء پوستین نبود و همان را نیز روزها زیراندازی برای خوراندن علف به گوسفندان به کار می پرفت. فاطمه چندان به جامه بیرونی خویش وصله زد که سلمان فارسی از وصله های دوازده گانه آن به شگفت آمد و از مقایسه آن با پوشش  پرنیان و و ابریشم دختران و کسرا ، با پیامبر اکرم (ص) سخن گفت.

فاطمه(س) هیچ گاه به تجملات و زیور آلات دنیای دل نبست. او برای استقبال از پدر و همسرش ، پرده ای بر در خانه اش آویخت، اما چون دید پیامبر این را نیز خوش ندارد، بلافاصله و بی چون و چرا آن را پایین کشید و همراه زینت و زیور های خود برای پیامبر(ص) فرستاد تا آنها را در راه خدا انفاق کند. فاطمه همچون دیگر زنان عادی مدینه ، خودش همه کارهای خانه را انجام میداد و خود را تافته جدا بافته نمی دید. حتی او زمانی که خدمتکاری گرفت کارهای خانه را میان خود و او تقسیم کرد.

 

4- رضایت و تسلیم

حضرت فاطمه (س) از افق معنوی بالا به هستی می نگریست. این نگاه بلند و اطمینان به خیرگزینی خداوند برای بنده مومنش ، حس تسلیم و رضایت به مقدرات الهی و ناملایمات زندگی را برایش به ارمغان آورد. هنگامی که پیامبر اکرم (ص) شهادت حسین (ع) فرزندی که هنوز به دنیا نیامده بود به او خبر داد ، تا در عوض شهادت ، امامت را در نسل او قرار دهد، به راحتی پذیرفت و نگاه دور اندیشانه آخرتگرا را جایگزین نگاه دلسوزانه و مادرانه ساخت. همچنین روزی پیامبر خدا او را دید که از بی لباسی ، پلاس و جل شتری بر خود افکنده و با دست غلات را آسیب می کند و در همان حال به فرزندش شیر می دهد . چشمانش اشکبار شد و فرمود: يا بِنْتاهُ تَعَجَّلى مَرارَةَ الدُّنْيا بِحَلاوَةِ الاْخِرَةِ

دخترم ! با (تحمل) تلخی دنیا ، به سوی شیرینی آخرت بشتاب.

حضرت فاطمه (س) پاسخی داد که بیانگر روح رضایت مند و تسلیم خدا شده اوست ؛ او گفت :

یا رَسُولَ اللهِ، الحَمدُ للهِ عَلی نَعمائِهِ وَ الشُّکرُ للهِ عَلَی آلائِهِ

ای رسول خدا ، حمد از آن خداست برای نعمت اش و شکر از آن اوست برای داده هایش .

 

5- بخشش و ایثار

ایثار یکی از والاترین ویژگی های اخلاقی است . ایثارگر با گذر از خود و ابراز نوع دوستی ، به قله مکارم اخلاقی دست می یابد. این صفت برجسته اخلاقی در زندگی حضرت فاطمه (س) به کمال ، موجود است. وی همه زندگی و جوانی اش را در راه خدمت به پدر و همسر و فرزندانش فدا کرد. در یک جا مال را بخشید و در جای دیگر جان را ایثار کرد. در جنگ خندق ، لقمه نان خود و فرزندانش را برای پدری برد که سه روز بی غذا مانده بود . در جایی و روزگاری دیگر سه روز پیاپی افطار خود را به مسکین ، یتیم و اسیر بخشید. و در شبی شگفت ، غذای خود و فرزندان خردسالش را خوراک مهمانی کرد که به آنان پناه آورده بود. در واقعه ای دیگر ، درهم های اندوخته برای خرید آرد را به سفارش امیر المومنین به فقیری صدقه داد که به سفارش و حواله همسرش ، به در خانه او آمده بود . گاه که فقیر بیشتر می طلبید ، بیشتر می بخشید. در یک گزارش تاریخی آمده است که چون پوستین زیر پایش و نیز زیرانداز خواب حسنین را به فقیر بخشید و او بیشتر خواست ، گردن بند را که به او هدیه داده بودند، از گردن باز کرد و بدو بخشید . همچنین در گزارش های تاریخی آمده است که درآمد سالانه قابل توجه فدک به نیازمندان داده می شود. فاطمه (س) جان خویش را نیز ایثار کرد و در عرصه دفاع از حق و ولایت ، تا پای جان دادن ایستاد.

 

6- مراقبت از کودکان

مراقبت به عنوان یک اخلاق مهم انسانی به شمار می رود. حسی برخواسته از اندیشیدن به دیگران ، ایثار و فداکاری . حضرت فاطمه (س) از همان خردسالی ، احساس عمیق مراقبت از پدر را به جلوه در آورد ، تا آنجا که از سوی پدر بزرگوارش ، به لقب ” ام ابیها ” مفتخر شود. حضرت فاطمه (س ) با وجود کم سالی ، تسّلی دهنده پدر در بحبوحه مبارزه توحید و شرک بود. روزی مشرکان محتویات شکمبه شتری را بر سر و روی پیامبر ریختند و فاطمه در غیاب مادرش ، پاک کننده و آرامش دهنده پیامبر بود. کاری که مشابهش را در جوانی و به هنگام بازگشت پدر و همسرش از سخت ترین جنگ های صدر اسلام بارها انجام داد و خون از چهره و پیکر این دو قهرمان بزرگ فداکار شُست. بر پایه برخی گزارش ها ، پیامبر (ص) پس از بازگشت از نبردی سخت و خسته کننده ، طبق معمول به فاطمه (س) سر زد . فاطمه پدر را غبار آلود ، خسته و با لباسی پاره پاره دید. از این رو ، بر چهره و چشمان پدر بوسه زد و گریست . مشابه همین کار را پس از جنگ خونین اُحد کرد. خون را از چهره پدر زدود ، سپس تکه حصیری را سوزاند و از خاکسترش مرهمی ساخت و بر زخم پدر نهاد.

 

می توان فعالیت های فاطمه (س) در تهیه غذا برای همسر و فرزندان را نیز افزود ، اما نکته قابل توجه ، غذا پختن گاه به گاه ایشان و بردن آن برای پدر یا دعوت ایشان به خانه برای خوردن غذا است .

حضرت فاطمه (س) همچنین با تحمل گرسنگی و سختی های زندگی فقیرانه صدر اسلام ، از فرزندان خود با کمال جدیت مراقبت کرد. او در کمتر از یک دهه و در میان تنگناههای اقتصادی ، چهار فرزند به دنیا آورد و آنها را با شیره جانش پرورد؛ کاری که تنها از حس مراقبت کامل و تمام عیار یک مادر بر می آید . او حتی برای پس از وفاتش نیز اندیشید و برای اینکه فرزندانش بی سرپرست نمانند، یکی از زنان خویشاوندش را به همسرش معرفی کرد تا با او ازدواج کند و وی نگاهداری از فرزندان فاطمه (س) را بر عهده گیرد. فرزندانی خردسال که بزرگ ترین آنها ، هشت ساله بود.

 

7- همواره دعا برای دیگران 

قالَ مُوسَی بنُ جَعفَر (ع) : کانَتْ فاطِمَةُ (س) اِذا دَعَتْ تَدْعُو لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ لاتَدْعُو لِنَفْسِها فَقِیلَ لَهَا: یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ(ص)  إِنَّکِ تَدْعِینَ لِلنَّاسِ وَ لا تَدْعِینَ لِنَفْسِکِ،

فَقَالَتْ(س) : الْجَارُ ثُمَّ الدَّارُ

حضرت موسی بن جعفر (ع) از پدرانش نقل می کند :

هرگاه حضرت فاطمه (س) دعا می کرد برای زنان و مردان مؤمن دعا می کرد و برای خود دعا نمی کرد .

به او گفته شد : چرا شما برای مردم دعا می کنید اما برای خودتان دعا نمی کنید ؟

فرمود : اول همسایه آنگاه درون خانه .

منبع:

علل الشرائع، ج1 : 216.

 

8- مراقبت وقت دعا

عَنْ فَاطِمَةَ بِنْتِ النَّبِيِّ (س) قَالَتْ سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) یَقُولُ:

 إِنَّ فِي الْجُمُعَةِ لَسَاعَةً لَا يُرَاقِبُهَا رَجُلٌ مُسْلِمٌ يَسْأَلُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا خَيْراً إِلَّا أَعْطَاهُ …وَ قَالَ هِيَ إِذَا تَدَلَّى نِصْفُ عَيْنِ الشَّمْسِ لِلْغُرُوبِ …

وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ (ع) تَقُولُ لِغُلَامِهَا:

 اصْعَدْ عَلَى الضَّرابِ- (الظِّرَابِ)- فَإِذَا رَأَيْتَ نِصْفَ عَيْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلَّى لِلْغُرُوبِ فَأَعْلِمْنِي حَتَّى أَدْعُوَ.

حضرت فاطمه(س) گوید: شنیدم پیامبر(ص) می فرمود :

در روز جمعه ساعتی است که هرکس آن را مراقبت کند و در آن لحظه دعا کند دعایش مستجاب شود ، و آن زمانی است که نیمی از خورشید غروب کرده باشد.

حضرت زهرا(س) برای درک آن ساعت به خدمتکارش می گفت:

بر فراز بلندی برو و هر گاه دیدی نیمه خورشید غروب نمود مرا خبر کن تا دعا کنم.

 

9- ادب فاطمه(س)

قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ :

تَزَوَّجَنِي رَسُولُ اَللَّهِ (ص)… وَ فَوَّضَ أَمْرَ اِبْنَتِهِ إِلَيَّ، فَكُنْتُ أَدُلُّهَا وَ أُؤَدِّبُهَا. وَ كَانَتْ  وَ اَللَّهِ  آدَبَ مِنِّي، وَ أَعْرَفَ بِالْأَشْيَاءِ كُلِّهَا.

ام سلمه می گوید:

وقتی پیامبر با من ازدواج نمود دخترش – فاطمه علیه السلام – را به من سپرد. من نیز آداب زندگی را به او می آموختم، و بخدا قسم او خود از من آگاه تر و به همه آشناتر بود.

منبع:

دلائل الامامة، ص82.

 

10- شکر حتی در حال سختی 

رَأَی النَبِیُّ (ص) فاطِمَةَ (س) وَ عَلَیْها کِساءُ مِنْ اَجِلَّةِ الأِبِلِ وَ هِیَ تَطْحَنُ بِیَدَیْها وَ تَرْضِعُ وَلَدَها فَدَمَعَتْ عَیْنا رَسُولِ اللهِ (ص) فَقالَ:

یا بِنْتاهُ تَعَجَّلی مَرارَةَ الدُّنْیا بِحَلاوَةِ الْاخِرَةِ، فَقالَتْ (س): یا رَسُولَ اللهِ اَلْحَمْدُالِلّهِ عَلی نَعْمائِهِ وَ الشُّکْرُلِلّهِ عَلی آلائِهِ.

روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فاطمه علیه السلام را دید که پوششی از پلاس شتر بر دوش انداخته با دستانش خمیر می کرد و فرزندش را شیر می داد. – با مشاهده این صحنه – اشک بر چشمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حلقه زد و فرمود:

دخترم به خاطر شیرینی آخرت تلخی دنیا را تحمل کن.

فاطمه علیه السلام در پاسخ گفت: نعمتها و موهبتهای بی پایان حق را سپاسگزارم.

منبع:

مناقب، ج 3، ص342.

 

11- تندیس عفاف

قالَ اَبُو جَعفَر علیه السلام:

فاطِمَةُ (س) سَیِّدَةُ اَهْلِ الْجَنَّةِ وَ ما کانَ خِمارُها اِلاّ هکَذا وَ اَوْ مَأَ بِیَدِهِ اِلى وَسَطِ عَضُدِهِ

امام باقر علیه السلام فرمود:

فاطمه علیه السلام بانوی زنان بهشتی است،

مقنعه او بلند و تا حد بازوانش بود.

منبع:

مکارم الاخلاق، ص94.

 

12- الگوی صداقت

قالَتْ عائِشَةُ:

مَا رَأَيْتُ أَحَداً قَطُّ أَصْدَقَ مِنْ فَاطِمَةَ(س) غَيْرَ أَبِيهَا(ص).

عایشه گفته است:

کسی را راستگوتر از فاطمه (س) ندیدم جز پدرش.

منبع:

مناقب، ج 3، ص341.

 

13- الگویی دیگر از رسول خدا 

عَن عائِشَةَ قالَتُ:

مَا رَأَیْتُ أَحَداً أَشْبَهُ سَمْتاً وَ دَلًّا وَ هَدْیاً بِرَسُولِ اللهِ فی قِیامِها وَ قُعُودِها مِنْ فاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللهِ.

عایشه می گوید:

کسی را ندیده ام که در خوش خلقی و رفتار و برخورد از فاطمه (س) به پیامبر (ص) شبیه تر باشد. و در نشست و برخاست نیز کسی چون فاطمه (س) همانند پیامبر (ص) نبود.

منبع:

صحیح ترمذی، ج 5، ص499، ح3898.

 

14- بر مزار شهیدان

1- حضور بر مزار شهیدان 

2- استرحام و استغفار برای شهداء 

3- مرمت و بازسازی قبور شهداء 

4- علامت گذاری با سنگ قبر 

عَن أَبی عَبدِالله (ع) قالَ:

إِنَّ فَاطِمَةَ (س) كَانَتْ تَأْتِي قُبُورَ اَلشُّهَدَاءِ فِي كُلِّ غَدَاةِ سَبْتٍ فَتَأْتِي حَمْزَةَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ تَتَرَحَّمُ عَلَيْهِ وَ تَسْتَغْفِرُ لَهُ.

امام صادق علیه السلام فرمود:

حضرت فاطمه علیه السلام هر صبح شنبه به سوی قبور شهیدان می رفت و بر سر قبر حمزه می نشست و برای او از خدا طلب و آمرزش می کرد.

منبع:

التهذیب، ج1، ص465.

 

عَنْ اَبی جَعْفر (ع):

اِنَّ فاطِمَةَ (س) بِنْتَ رَسُولِ اللّه ِ(ص) کانَتْ تَزُورُ قَبْرَ حَمْزَةَ رضى الله عنه تَرُمُّهُ وَ تُصْلِحُهُ وَ قَدْ تَعَلَّمَتْهُ بِحَجَرٍ.

امام باقر علیه السلام فرمود:

فاطمه(س) دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) همواره به زیارت قبر حمزه می رفت، و آن را با سنگ نشان گذاشته بود و به تعمیر و اصلاح آن می پرداخت.

 منبع:

وفاء الوفاء، ج3، ص932.

 

15- تداکارت جبهه

قالَ الواقِدی:

فَخَرَجَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمَةَ یَطِبُّ مَعَ النِّساءِ وِ کُنَّ اَرْبَعَ عَشَرَةَ اُمْرَأةً قَدْ جِئْنَ مِنَ الْمَدینَةِ یَتَلَقَّیْنَ النّاسَ. مِنْهُنَّ فاطِمَةُ (س)یَحمِلْنَ الطَّعامَ وَ الشَّرابَ عَلی ظُهُورِ هِنَّ وَ یَسْقینَ الْجَرْحی وَ یُداوینَهُمْ.

واقدی در گزارش جنگ احد می گوید:

محمد بن مسلمه به همراه چهارده زن که حضرت فاطمه علیه السلام نیز در میان آنان بود، به قصد تدارکات از مدینه به احد آمدند. آنان غذا و آب بر دوش خود حمل می کردند و مجروحین را آب داده و مداوا می کردند.

منبع:

شرح نهج البلاغه، 15: 36.

—————————————–

3- سیره عبادی حضرت فاطمه (س)

—————————————–

عبادت، فلسفه خلقت انسان است. آدمی با پرستش آفریدگار هستی و سر فرود آوردن در برابر شکوه و زیبایی او، مسیر حرکت تکاملی خویش را جهت می بخشد و خویشتن را از خاک به افلاک بر می کشد. راهنمایان این حرکت بی انتها، فرستادگان و حجت های الهی هستند که با نشاط تمام و بی هیچ خستگی و دلتنگی، بندگی خود را در برابر خداوند سبحان ، به نهایت رسانده و آن را در همه عرصه های زندگی ، به صحنه در آورده اند؛ پیامبرانی بزرگ مانند نوح و ابراهیم و موسی و عیسی(ع) و محمد(ص) و امامانی مانند امیر المومنان علی(ع) و زیور عابدان و سرور ساجدان علی ابن الحسین(ع) و از میان زنان نیز اسوه هایی مانند مریم و آسیه و امت های پیشین و خدیجه و فاطمه(س) در امت اسلام.

حضرت فاطمه(س) عالی ترین نمونه یک زن مسلمان است. سراسر زندگی او، جلوه پرستش و بندگی و همه کارهایش، بر پایه نیّت صالح است که ، مصداق عبادت خداوند به شمار می آید. آما، این عبادت به معنای عام آن، یعنی بندگی مطلق خداوند، است. ما در اینجا تنها به عبادت هایی می پردازیم که ناظر به معنای خاص آن، عبادت هایی که آگاهی ما از آنها بر پایه گزارش هایی بس محدود و منقول از راویانیکم تعداد است.

راویانی که به گونه طبیعی نمی توانند به همه عرصه ها و لحظه های حیات عبادی این بزرگ بانوی اسلام و سرور زنان جهان راه جویند.

 

1- نماز

حضرت فاطمه زهرا (س) در خطبه فدکیه ، تشریع نماز را دور کردن انسان از کبر و خود بزرگ بینی بر شمرده است . از این رو ، آن حضرت هرگاه در محرابش به نماز و کرنش در برابر عظمت الهی می ایستاد ، با تمام وجود به سوی خداوند روی می آورد و با احساس عظمت الهی می ایستاد، با تمام وجود به سوی خداوند روی می آورد و با احساس عظمت او ، لرزه بر اندامش می افتاد. حضرت فاطمه (س) برای نماز اهمیتی دو چندان قائل بود و به نماز های واجب بسنده نمی کرد. او نمازهای متعددی را از پدر بزرگوارش ، حضرت رسول اکرم (ص) و نیز جبرئیل فرا گرفت و آنها را در زمان معین خویش ، یا به گاه گرفتاری ها و در دشواری های زندگی، می خواند. ایشان همچنین گاه تا سپیده صبح به نماز می ایستاد و گاه چنان قنوت و دعا و راز و نیازش را با خداوند طولانی می کرد که روز هنگام از تاب و توان می افتاد.

حضرت فاطمه (س) به تعقیبات نماز نیز اهمیت می داد و بر آنها مداومت داشت. یکی از مشهورترین تعقیبات نماز ، تسبیحات حضرت زهرا (س) که نمونه ای جامع از ذکر و عبادت الهی است. تعقیبات دیگر حضرت زهرا ، بیشتر به شکل نیایش و مناجات است که در آنها با یادآوری سختی هایی مانند سکرات جان دادن ، به خاک سپاری ، حشر و نشر روز قیامت و موضوعاتی از این قبیل ، بندگی و عبودیت انسان را به تصویر می کشد . بخش هایی از این مناجات ها ، شیدایی حضرت فاطمه (س) در برابر شُکوه و زیبایی خداوند سبحان و عشق وی به لقای پروردگارش را نشان می دهد. مطالعه این نیایش ها ، در شناسایی شخصیت معنوی فاطمه (س) و ترسیم آرمان ها و اهداف والای او بسیار موثر است.

 

2- روزه

به تصریح قرآن کریم، روزه عامل تربیت روحی انسان و دمیدن روح تقوا و پرهیزگاری در اوست. حضرت زهرا (س) در خطبه مشهور فدکیه، روزه را نشانگر اخلاص مومنان دانسته است. این بدان معناست که روزه عبادتی است که کمتر عیان می شود و از این رو نمی توان گزارش هایی متعدد را از روزه داری بانوان پرده نشین مخلصی همچون فاطمه زهرا (س) انتظار داشت.

ایشان افزون بر روزه ماه رمضان ، روزه های مستحبی نیز می گرفته اند که یک نمونه آن در گزارش شان نزول آیات هشتم تا دهم سوره انسان آمده است. بر پایه این گزارش تاریخی، فاطمه (س) برای بهبود فرزندانش سه روز را به روزه داری گذراند و خوراک افطارش را به مسکین و یتیم و اسیر بخشید.

 

3- حج

مطابق با گزارش راویان از خطبه فدکیه حضرت زهرا (س) حج را زمینه سرافرازی اسلام بر شمرد . حج از عبادت های مهم ، همرا با سختی های طبیعی و نیازمند هزینه کردن دارایی است. از این رو ، حج بر هر مسلمان که توانایی مالی و جسمی داشته باشد تنها یک بار در عمر واجب شده است. حضرت زهرا (س) نیز به این عبادت اقدام کرد و در سال دهم هجرت ، در عنفوان جوانی ، به عزم حج گزاردن ، عازم مکه شد. حضرت فاطمه (س) در این سفر چهارصد و هشتاد کیلومتری ، همراه پدرش و جدا از همسرش ، امیر مومنان (ع) بود. علی (ع) از سوی پیامبر اکرم (ص) در ماموریت یمن و گرفتن جزیه نجران به سر می برد. گفتنی است امام علی (ع) نیز از یمن خود را به مکه رساند و در کنار پیامبر (ص) و فاطمه (س) حج گذارد.

 

4- امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر ، از بزرگترین فریضه های الهی ، سبب تحقق دیگر فرائض و مایه قوام دین است. از دیدگاه حضرت فاطمه (س) در خطبه مشهور فدکیه ، این وظیفه برای خیر و صلاح عموم مردم ، وضع شده است و هر اندازه معروف و کار خیر خوانده شده به آن ، بزرگتر و خطیر تر باشد، امر به آن لازم تر و پرداخت هزینه برای آن رواتر می شود. بر پایه گزارش های تاریخی ، صدر اسلام شاهد یک دوره کوتاه ، اما بسیار پر جنب و جوش از فعالیت های حضرت زهرا (س) در این عرصه است. گاه شب ها همسر مظلوم اش را همراهی می کرد تا سفارش های پدرش را درباره جانشین ، به انصار و مهاجران مدینه یادآور شود. زمانی از حق خود و شویش امیر مومنان سخن گفت و روزی با تحمل همه درد های ناشی از مقاومت قهرمانانه اش ، راهی مسجد شد تا آشکار و بی واهمه سخن بگوید و با نهیب مردانه خویش، مسلمانان را از انحرافی که در آن فرو افتاده بودند، باز دارد و به راه مستقیم ولایت فرا بخواند. به هیچ روی دور از واقع نیست که بگوییم فاطمه (س) بر سر اقامه این فریضه الهی از همه لذایذ مادی گذشت و برای آن جان داد.

 

5- دعا

آدمی در دعا، پیوندش را با خداوند خویش استوارتر می کند و عجز و نیاز خوذ و بی نیازی و امداد الهی را به یاد می آورد. از این رو، در آیات و و روایات فراوانی به آن توصیه شده و پیشوایان ما دعا را مغز و جوهره عبادت خوانده اند.

حضرت فاطمه(س) در این عرصه نیز بسی کوشا بوده است. گزارش های آمده در فصل دوم این بخش، دعاهای پُر شمار و متنوع آن حضرت را برای ما نقل کرده اند. برخی از این گزارش ها، نشان میدهند که بسیاری از دعا ها، نتیجه تعلیم پیامبر اکرم (ص) بوده اند. دعاهای گزارش شده ، گستره وسیعی از زندگی را در بر می گیرند. دعا در هر بامداد و شامگان، دعا هنگام خوابیدن، دعای مخصوص در هر یک از روزهای هفته بویژه جمعه، دعا هنگام روئیت هلال ماه ، دعا هنگام ورود به مسجد و خروج از آن ، دعا برای ادای دین و رفع فقر ، بی خوابی، بلا و … یکی از دعاهای شایان توجه حضرت زهرا (س) دعای ایشان برای آراست شدن به مکارم اخلاقی و دوری گزیدن از آلودگی های اخلاقی است. نکته قابل توجه دیگر ، دعای حضرت فاطمه (س) برای دیگران است که نشانگر روح بزرگ و نوع دوستی آن بانوی گرامی است. روایت فرزند بزرگوارش ، امام حسن مجتبی ، در این باره خواندنی است . همان واقعه ای که منجر به صدور حدیث مشهور ” الجار ثم الدار ” شده است.

گفتنی است در این فصل ، برخی حرزهای حضرت نیز آمدهاند. حرز ، گونه ای حفاظت معنوی است که شخص به وسیله کتابت آیه یا دعائی مناسب و همراه کردن آن با فرد مورد حفاظت ، او را از گرفتار شدن به برخی آسیب ها ، نگاه می دارد.

 

6- زیارت قبور

زیارت قبور و یادآوری مرگ و سفر آخرت ، یکی از جلوه های عبادت و معناجویی در دین اسلام است. زیارت مرقد بزرگان ، آثار مثبت دیگری نیز به همراه دارد. زیارت قبور شهیدان ، یادآور مجاهدت ها و فداکاری های آنان است و به ما درس دلاوری ، پایداری و حق طلبی می آموزد. حضرت فاطمه (س) به عنوان الگوی مسلمان ، زیارت مزار شهداء را در آرامگاه اُحد ، برای خود به صورت یک سیره مستمر در آورده بود. ایشان هر شنبه صبح ، فاصله چند کیلومتری خانه اش در مرکز مدینه را تا کوهستان شمالی آن می پیمود و با حضور بر سر مزار شهداء ، به ویژه سالار شهیدان ، برای عموی بزرگوارش حضرت حمزه ، از درگاه الهی طلب رحمت و مغفرت می کرد. افزون بر این ، برخی گزارش ها نشان می دهند که حضرت فاطمه (س) پس از رحلت رسول اکرم (ص) به زیارت مرقد پدر بزرگوارش و نیز مدفون شدگان در قبرستان مدینه می رفته است.

 

7- نکته پایانی

در پایان این نکته را گوشزد می کنیم که عبادت های حضرت فاطمه (س) به این موارد محدود نمی شود . انفاق های ایثارگونه به فقیران و نیازمندان ، پاسخگوئی بی مزد و منّت به زنان جویای مسائل شرعی ، صله رحم و سر زدن به پدر و … ، همه جلوه هایی از عبادت اند.

با نگاهی گسترده تر می توان گفت حضرت فاطمه (س) با نیتی درست و خردمندانه ، کارهای روزانه خود را نیز به عبادت تبدیل کرده بود. از نگهداری خانه و فرزند و همسر داری که به دلیل حدیث: ” جهاد المراه حسن التبعل – جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است “، از بزگترین عبادت ها است ، تا کمک به درمان جراحت پدر و همسر زخم خورده در میدان نبرد. این بدان معنا است که در روزگار کنونی نیز می توان با نگرش و نیّت فاطمی به زندگی، همه کارهایمان را خالصانه و ناب برای خداوند قرار دهیم و آنها را مصداق عبادت سازیم. همان گونه که در زندگی عبادی حضرت زهرا (س) نشان می دهد، می توان با تحمل دشواری ها و شکیبایی و از خود گذشتگی، در همان حال که به زندگی عادی خود توجه داریم، وظایف عبادی خویش را نیز در نظر داشته باشیم. به بهانه کار و رفت و آمد و خانه داری ، از نماز و روزه نگذرین و برای برگزاری حج و دعا و دیگر آئین های دینی ، حقوق خانواده را زیر پا نگذاریم. بدانیم که آئین ها و مراسم تشریع شده دین ، بخشی از وجود معنوی و حقیقت انسانی ما را شکل می دهند و شایسته است هر کس به اندازه توان و ظرفیت اش ، از آن توشه بگیرد. دین اسلام با تقسیم این آئین ها به دو بخش اهم و مهم و واجب و مستحب ، خواهان آن شده است که بخش اهم اصرار بورزیم و بخش دیگر را در نسبت با دیگر وظایف فردی و خانوادگی و اجتماعی بسنجیم و تا آنگاه به آنها بپردازیم که مایه تقرّب ما به خداوند سبحان باشد.

 

8- همواره در طاعت خدا 

قَال رَسُولُ اللَّهِ(ص) : إِنَّ ابْنَتِي فَاطِمَةَ(س) مَلَأَ اللَّهُ قَلْبَهَا وَ جَوَارِحَهَا إِيمَاناً إِلَى مُشَاشِهَا، فَتَفَرَّغَتْ‏ لِطَاعَةِ اللَّهِ‏.

پیامبر خدا (ص) فرمود : خداوند قلب دخترم فاطمه و سرپای وجود او را پر از ایمان کرده است ، پس او – به همین خاطر – همواره در اطاعت خداست .

منبع:

دلائل الامامه : 139،ح47.

 

9- قیام طولانی در نماز

عَن الحسن البصری: ما كَانَ فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ أَعْبَدُ مِنْ فَاطِمَةَ كَانَتْ تَقُومُ حَتَّى تَوَرَّمَ قَدَمَاهَا.

حسن بصری می گوید: در میان امت اسلام، کسی خداپرست تر از فاطمه(س) نبود. آن قدر به نماز می ایستاد که قدم هایش ورم می کرد.

منبع:

مناقب، ج3، ص341.

 

10- آماده نمودن اهل خود برای ورود به شب قدر 

قالَ عَلِیُّ (ع): وَ کانَتْ فاطِمَهُ لا تَدَعُ اَحَداً مِنْ اَهْلِها یَنامُ تِلْکَ اللَّیْلَهَ –لَیلَهَ القَدرِ– وَ تُداویهِمْ بِقِلَّهِ الطَّعامِ وَ تَتَأَهَّبُ لَها مِنَ النَّهارِ وَ تَقُولُ: مَحْرُومُ مَنْ حُرِمَ خَیْرَها.

حضرت علی(ع) فرمود:

فاطمه(س) نمی گذاشت کسی از اهل خانه در شب های قدر به خواب برود . به آنان غذای کم می داد و از روز قبل برای احیای شب قدر آماده می شد و می فرمود: محروم کسی استکه از برکات این شب محروم باشد.

منبع:

دعائم الاسلام، ج1، ص282.

 

11- نماز فاطمه(س)

قال ابوعبدالله الصادق(ع) :

كانَ لِأُمِّي فَاطِمَةَ (س) رَكْعَتَانِ تُصَلِّيهِمَا عَلَّمَهَا جَبْرَئِيلُ ، رَكْعَتَانِ تَقْرءُ فِي اَلْأُولَى «الْحَمْدَ» مَرَّةً وَ «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ»، مِائَةَ مَرَّةٍ وَ فِي اَلثَّانِيَةِ «الْحَمْدَ» مَرَّةً وَ مِأَةَ مَرَّةٍ «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ»

 فَإِذَا سَلَّمْتَ سَبَّحْتَ تَسْبِيحَ اَلطَّاهِرَةِ «علیها السلام».

امام صادق(ع) فرمود:

مادرم فاطمه(س) همواره دو رکعت نماز را می خواند که جبرئیل به او آموخته بود، در رکعت اول آن پس از حمد صد بار سوره قدر و در رکعت دوم پس از حمد صد بار سوره توحید را می خوانی، و پس از سلام نماز تسبیحات حضرتش را نیز می گویی.

منبع:

جمال الاسبوع، ص173.

 

12- تسبیح از تربت

قالَ اَبُو عَبْدِالله(ع):

أَنَّ فَاطِمَةَ(س) بِنْتَ رَسُولِ اللهِ(ص) كَانَت مَسبَحَتُهَا مِن خَیوطِ صُوفٍ مُفَتَّلٍ مَعقُودٍ عَلَیهِ عَدَدَ التَّكبِیرَاتِ فَكَانَت(س) تُدِیرُهَا بِیدِهَا تُكَبِّرُ وَ تُسَبِّحُ اِلی اَنْ قُتِلَ حَمْزَةُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ فَاسْتَعْمَلَتْ تُرْبَتَهُ وَ عَمِلَتِ التَّسابیحَ فَاسْتَعْمَلَها النّاسُ.

امام صادق(ع) فرمود:

تسبیح حضرت فاطمه(س) نخی بود که بر آن به تعداد تکبیرات – 34 عدد -گره زده بود و آن را در دستش می چرخانید و تکبیر و تسبیح می گفت تا وقتی که حمزه شهید شد تسبیحی از تربت او ساخت. و از آن پس ساختن تسبیح در میان مردم رواج یافت.

منبع:

وسائل الشیعه، ج 1033:4.

 

13- خوف در نماز 

کانَتْ فاطِمَةُ(س) تَنْهَجُّ فی صَلاتِها مِنْ خَوْفِ اللهِ تَعالی.

حضرت فاطمه(س) در نمازش از ترس خدا نفس نفس می زد و – گریه در گلویش می شکست.

منبع:

ارشاد القلوب، ص105.

 

——————————————-

4- سیره سیاسی حضرت فاطمه(س) 

——————————————-

 

1- بانوی مظلوم

قالَ عَلِیُّ (ع):

«اِنَّ فاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ‏اللّه‏ ِ (ص) لَمْ تَزَلْ مَظْلومَةً مِنْ حَقِّها مَمْنُوعَةً وَ عَنْ میراثِها مَدْفُوعَةً لَمْ‏ تُحْفَظْ فیها وَصیَّةُ رَسُولِ‏ اللّه‏ ِ (ص) وَ لا رُوعِىَ فیها حَقُّـهُ وَ لاحَـقُ ‏اللّه‏ِ عَـزَّوَجَلَّ وَ کَفى بِاللّه‏ ِ حاکِما وَ مِنَ الظّالِمینَ مُنْتَقِما… ».

حضرت علی علیه السلام فرمود:

«فاطمه دختر پیامبر همواره مظلوم بود و از حق خود وارث پدر محروم گردید و درباره او به توصیه پیامبر عمل نشد و حق پیامبر و خدای بزرگ نسبت به فاطمه مراعات نشد و خدا به عنوان داور و انتقام گیرنده از ستمگران کافی است».

منبع:

امالی شیخ طوسی، ص155.

 

2- خشم جاویدان

أَتَینا عَبدَاللهِ بنِ مُوسَی بنِ عَبداللهِ بن حَسَنِ بنِ حَسَنِ بنِ عَلِیَّ بنِ أَبی طالِبٍ (ع) فَسَأَلتُهُ عَن أَبی بَکرٍ وَ عُمَرَ، فَقالَ: اُجیبُکَ بِما اَجابَ بِهِ جَدّی عَبْدُاللهِ بْنِ الْحَسَنِ، فَاِنَّهُ سُئِلَ عَنْهُما فَقالَ:

کانَتْ اُمُّنا صِدّیقَةً، اِبْنَةً نَبِیٍّ مُرْسَلٍ،

وَ ماتَتْ وَ هِیَ غَضْبی عَلی قَوْمٍ

فَنَحْنُ غِضابُ لِغَضَبِها.

راوی می گوید: نظر یکی از نوادگان امام حسن مجتبی علیه السلام را نسبت به ابوبکر و عمر پرسیدم، او گفت:

اتفاقاً کسی از جدم – عبدالله بن حسن – همین سؤال را پرسید و او در جواب گفت:

مادرم زنی راستگو و دختر پیامبر خدا بود که در حال خشم بر عده ای از دنیا رفت و ما نیز به خاطر خشم او همچنان در خشم هستیم.

منبع:

شرح نهج البلاغه، 6: 49.

 

——————————————–

5- سیره خانوادگی حضرت فاطمه(س) 

——————————————–

 

1- رفتار با پدر  

الف. استقبال از پدر

ب. برخاستن و ایستادن مقابل پدر

ج. خوش آمد گویی به پدر

د. بوسیدن دست پدر

ه. بوسیدن صورت پدر

 

كانَـتْ فاطِمَةُ (س) اِذا سافَرَ رَسُولُ اللّه ِ (ص) وَبَلَغَها قُدُومُهُ تَخْرُجُ اِلى بابِ الْبَيْتِ تَنْتَظِرُهُ فَاِذا رَأَتْهُ بادَرَتْ اِلَيْـهِ وَ تَقَبَّـلَ وَجْهَـهُ.

هرگاه که خبر بازگشت پیامبر از سفر، به مدینه می رسید فاطمه بر در خانه به انتظار می نشست و آنگاه که پدر را می دید به استقبال می رفت و صورت او را می بوسید.

منبع:

کشف الغمة ج 1: 145.

 

قالَتْ عائِشَة:

ما رَاَیْتُ اَحَداً من خلق الله اَشْبَهَ حَدِیثاً وَ کَلاماً بِرَسُولِ اللهِ (ص) مِنْ فاطِمَةَ (س) وَ کانَتْ اِذا دَخَلَتْ عَلَیْهِ رَحَّبَ بِها، وَ قامَ اِلَیْها، فَاَخَذَ بِیَدِها فَقَبَّلَها، وَ اَجْلَسَها فِی مَجْلِسِهِ وَ کانَ إذَا دَخَلَ عَلَیْهَا قَامَتْ إِلَیْهِ فَرَحَّبَتْ بِهِ وَ اَخَذَتْ بِیَدِهِ فَقَبَّلَتْها.

عایشه می گوید: کسی از مخلوقات خدا را ندیدم که در گفتار و سخن شبیه تر از فاطمه علیه السلام به پیامبر باشد.

هرگاه که فاطمه علیه السلام به دیدار پیامبر می آمد پیامبر دست او را می گرفت و می بوسید و به او خوش آمد می گفت و در جایگاه خودش می نشانید و هرگاه پیامبر به دیدار فاطمه می رفت فاطمه علیه السلام بر می خاست و خوش آمد می گفت و دست پیامبر را می گرفت می بوسید.

منبع:

عقد الفرید، ج3، ص230.

 

2- دفاع از پدر

لَمَّااشْتَدَّتْ عَداوَةُ قُرَيْشٍ لِلنَّبِىِّ (ص) كانَتْ فاطِمَةُ (س) تُدافِعُ عَنْهُ ما يَلْقى مِنْ كَيْدٍ وَ اَذَى الْمُشْرِكينَ وَ سُفَهاءِ قُرَيْشٍ، فَذاتَ يَوْمٍ… عَهِدُوا اِلى سَلى جَمَلٍ ـ جَزُورٍ ـ فَرَفَعُوهُ وَ وَضَعُوهُ عَلى رَأْسِ رَسُولِ اللّهِ (ص) وَ هُوَ ساجِدٌ بِفَناءِ الْكَعْبَةِ…

 فَجائَتْ ابـْنَتُهُ فاطِمَةُ (س) وَ هِىَ باكِيَةٌ فَاحْتَضَنَتْ ذالِكَ السَّلى فَرَفَعَـتْهُ عَنْـهُ فَـاَلْقَـتْهُ.

آنگاه که – پس از وفات ابوطالب – دشمنی قریش نسبت به پیامبر شدت یافت، فاطمه علیه السلام در مقابل نیرنگ و آزار مشرکان و نابخردان قریش از پدر دفاع می کرد.

در یکی از روزها که پیامبر در آستانه کعبه سر به سجده نهاده بود تعدادی از مشرکین – عمروعاص و عقبه و… شکمبه شتری برداشته و بر روی سر او نهادند.

آنگاه دخترش فاطمه گریان آمد و آن را از روی سر پدر برگرفت و به سویی افکند.

منبع:

احقاق الحق ج 25: 289 و شرح نهج البلاغه ج 6: 282.

 

3- راز دار پدر

عَنْ قَالَتْ عَائِشَهُ:

أَقْبَلَتْ فَاطِمَهُ تَمْشِی کَأَنَّ مِشْیَتَهَا مِشْیَهُ رَسُولِ اللَّهِ (ص) ثُمَّ اِنَّهُ سَرَّ إِلَیْهَا حَدِیثاً فَبَکَتْ، ثُمَّ اِنَّهُ أَسَرَّ إِلَیْهَا حَدِیثاً فَضَحِکَتْ…

فَسَأَلْتُهَا عَمّا قالَ (ص) فَقَالَتْ (س): ما کُنتُ لِأُفْشِیَ سِرَّ رَسُولِ اللَّهِ (ص)

عایشه می گوید:

روزی – در ایام بیماری پیامبر(ص) – فاطمه زهرا(س) آمد مانند اینکه گویی پیامبر(ص) راه می رود – و در کنار پیامبر(ص) نشست – آنگاه پیامبر(ص) در گوش دخترش سخنی گفت که او گریه کرد، مجدداً در گوش او سخنی گفت و فاطمه خندید.

من از روی تعجب علت را از فاطمه(س) پرسیدم، او گفت: من راز پیامبر خدا(ص) را افشا نمی کنم.

منبع:

مسند احمد بن حنبل ج 6: 282.

 

4- تعهد به شوهر

قال ابُوجَعفَر(ع):

إِنَّ فَاطِمَةَ (س)ضَمِنَتْ لِعَلِيٍّ (ع) عَمَلَ اَلْبَيْتِ وَ اَلْعَجِينَ وَ اَلْخُبْزَ وَ قَمَّ اَلْبَيْتِ وَ ضَمِنَ لَهَا عَلِيٌّ (ع) مَا كَانَ خَلْفَ اَلْبَابِ نَقْلَ اَلْحَطَبِ وَ أَنْ يَجِيءَ بِالطَّعَامِ.

امام باقر(ع) فرمودند:

– برای تقسیم کار های خانه – حضرت فاطمه(س) خمیر نمودن و پختن نان و نظافت را به عهده گرفت و علی (ع) نیز کار های بیرون خانه همچون تهیۀ هیزم و خرید لوازم خوراکی را پذیرفت.

منبع:

تفسیر عیاشی، ج1، ص171.

 

5- فرش خانه فاطمه(س) 

قال ابُوجَعفَر (ع) :

كَانَ صَدَاقُ فَاطِمَةَ(س) جَرْدَ بُرْدٍ حِبَرَةٍ وَ دِرْعَ حُطَمِيَّةٍ وَ كَانَ فِرَاشُهَا إِهَابَ كَبْشٍ يُلْقِيَانِهِ وَ يَفْرُشَانِهِ وَ يَنَامَانِ عَلَيْهِ.

امام باقر علیه السلام فرمود:

مهر – کابین – حضرت فاطمه علیه السلام لباس کهنه و زرهی بود و فرش خانه او پوست میشی که آنرا می انداختند و بر آن می خوابیدند.

منبع:

کافی، ج 5، ص378.

 

6- طاعت و خشنودی از شوهر 

قالَ عَلِیُّ علیه السلام فی حَدیثٍ…:

فَوَاللهِ – ما اَغْضَبْتُها وَ لا اَکْرَهْتُها وَ لا اَکْرَهْتُها عَلی اَمْرٍ حَتی قَبَضَهَا اللهُ عَزَّوَجَلَّ اِلَیْهِ وَ لا اَغْضَبَتْنی وَ لا عَصَتْ لی اَمْراً. وَ لَقَدْ کُنْتُ اَنْظُرُ اِلَیْها فَتَنْکَشِفُ عَنِّی الْهُمُومُ وَ الأَحْزانُ.

حضرت علی علیه السلام -در ضمن حدیثی- فرمود:

بخدا سوگند هیچگاه فاطمه(س) را به خشم نیاوردم و او را بر کاری – که میل نداشت – وادار نکردم تا روزی که خداوند او را برد و او نیز هیچگاه مرا به خشم نیاورد و از فرمان من سرپیچی نکرد و هر گاه که به او می نگریستم نگرانیها و غمها از من زدوده می شد.

منبع:

کشف الغمة، ج1، ص363.

 

7- کار در خانه 

الف. سَمِعتُ أبا عَبدِالله (ع) یَقُولُ:

کانَ عَلِی عَلَیهِ السَّلامُ یسْتَقِی وَ یحْتَطِبُ وَ کانَتْ فاطِمَةُ (س) تَطْحَنُ و تَعجِنُ وَ تَخبِزُ وَ تَرْقَعُ.

امام صادق علیه السلام فرمود:

-در اداره امور خانه- علی علیه السلام آب و هیزم تهیه می کرد و فاطمه علیه السلام گندم آرد می کرد و خمیر می نمود و نان می پخت و لباسهای کهنه را وصله می زد.

منبع:

کافی، ج8، ص165.

 

ب. عَن عَلِىٍّ عليه السلام: اِنَّهُ قالَ لِاُمِّهِ فاطِمَةَ بِنْتِ اَسَدٍ:

 اِكْفى فاطِمَةَ(س) بِنْتَ رَسُولِ اللّه ِ (ص) ما كانَ خارِجاً مِنَ السَّقىِ وَ غَيْرِهِ وَتَكْفيكَ ما كانَ داخِلاً مِنَ الْعَجْنِ وَ الطَّحْنِ وَ غَيْرِ ذلِكَ.

امام علی علیه السلام به مادرش فاطمه بنت اسد گفت:

شما کارهای خارج از خانه همچون تهیه آب و… را بعهده بگیرید و فاطمه دختر پیامبر به امور داخل خانه همچون آرد کردم و خمیر گرفتن و… می پردازد.

منبع:

انساب الاشراف، ج2، ص37، ح 36.

 

ج. اِنَّها اسْتَقَتْ بِالْقِرْبَةِ حَتّی اَثَّرَ فی صَدْرِها وَطَحِنَتْ بِالرَّحی حَتّی مَجِلَتْ یَداها وَ کَسَحَتِ الْبَیْتَ حَتّی اغْبَرَّتْ ثِیابُها وَ اَوْقَدَتِ النّارَ تَحْتَ الْقِدْرِ حَتّی دَکَنَتْ ثِیابُها.

حضرت علی علیه السلام فرمود:

فاطمه آنقدر با کوزه آب کشید تا در سنیه اش اثر گذاشت و آنقدر با آسیاب آرد کرد که دستانش تاول زود و آنقدر خانه جاروب کرد که لباسش غبار آلود شد و آنقدر آتش بر زیر دیگ افروخت که بر لباسش دود خاکستر نشست.

منبع:

علل الشرائع، ج2، ص65.

 

8- کرامت و ایثار

اَصْبَحَ عَلِیُّ (ع)ذاتَ یَوْمٍ فَقالَ: یا فاطِمَةُ هَلْ عِنْدَکِ شَیْی ءُ تُغَذّینیهِ؟

قالَتْ فاطِمَةُ (س):… ما کان شَیی ءُ اُطْعِمْناهُ مُذْ یَوْمَیْنِ اِلّا شَیُی ءُ کُنْتُ اُو ثِرُکَ بِهِ عَلی نَفْسی وَ عَلی اُبْنَیَّ هذَیْنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ.

فَقالَ عَلِیُّ (ع): یا فاطِمَةُ اَلّا کُنْتِ اَعْلَمْتینی فَاَبْغیکُمْ شَیْئاً؟

فَقالَتْ (س): یا أبَا الحَسَن، إنّى لأسْتَحى مِنْ إلهى أنْ أکَلِّفَ نَفْسَکَ ما لا تَقْدِرُ عَلَیْهِ.

روزی حضرت علی علیه السلام به حضرت فاطمه علیه السلام فرمود: آیا غذایی در خانه هست تا بخورم؟

فاطمه علیه السلام گفت: آنچه که در دو روز گذشته خورده اید غذایی بوده که من و دو فرزندم – حسن و حسین – نخورده و برای تو نگه داشته بودیم.

علی علیه السلام گفت: چرا به من اطلاع نداده بودی تا برای شما غذایی تهیه کنم؟

فاطمه علیه السلام گفت: ای ابوالحسن! من از خدای خود شرم دارم که خودت را به خاطر آنچه که نسبت به آن توانایی نداری به زحمت اندازی.

منبع:

تفسیر فرات کوفی، ص83.

 

9- ساده زیستی

قالَتْ فاطِمَةُ (س) فی حَدیثٍ…:

«یا رَسُولَ اللَّهِ، إِنَّ سَلْمَانَ تَعَجَّبَ مِنْ لِبَاسِي، فَوَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ مَا لِي وَ لِعَلِيٍّ مُنْذُ خَمْسِ سِنِينَ إِلَّا (مَسْكُ) كَبْشٍ، تُعْلَفُ عَلَيْهِ بِالنَّهَارِ بَعِيرُنَا، فَإِذَا كَانَ اللَّيْلُ افْتَرَشْنَاهُ، وَ إِنَّ مِرْفَقَتَنَا لَمِنْ أَدَمٍ حَشْوُهَا لِيفُ النَّخْلِ».

حضرت فاطمه(س) -در ضمن حدیثی مفصل- به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت:

«ای رسول خدا سلمان از لباس من – که دوازده وصله داشته – تعجب می کند به خدایی که تو را به حق فرستاده است، پنج سال است که من و علی فرشی جز یک پوست میش نداریم که روزها بر روی آن علوفه شتر می ریزیم و شبها روی آن می خوابیم، بالش ما نیز پوستی است که درون آن پوشال درخت خرما است».

منبع:

دروع الواقیة، ص275.

 

10- درد هجران

الف. رُوِیَ أَنَّهَا(ع) مَا زَالَتْ بَعْدَ أَبِیهَا(ص) مُعَصَّبَةَ الرَّأْسِ نَاحِلَةَ الْجِسْمِ مُنَهَّدَةَ الرُّكنِ بَاكِیَةَ الْعَیْنِ مُحْتَرِقَةَ الْقَلْبِ یُغْشَى عَلَیْهَا سَاعَةً بَعْدَ سَاعَةٍ.

مورخین گفته اند:

حضرت فاطمه(س) پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پیوسته سری بسته از شدت درد و جسمی نحیف و در خود فرو شکسته و چشمی گریان و قلبی سوخته داشت که ساعت به ساعت از خود می رفت و بی هوش می شد.

منبع:

مناقب، ج3، 362.

 

ب. عَن أَبی عَبدِالله (ع)قالَ:

«عاشَتْ فاطِمَةُ (س) لَمْ تُرَکاشِرَةً وَ لا ضاحِکَةً تَأْتى قُبُورَ الشُّهَداءِ فى کُلِّ جُمُعَةٍ مَرَّتَیْنِ اَلاَثیْنِ وَالخَمیسِ فَتَقُوُلُ:

 هیهُنا کانَ رَسُولُ‏اللّه‏ صلى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله وَ هیهُنا کانَ الْمُشْرِکُونَ».

امام صادق علیه السلام فرمود:

«حضرت فاطمه (س) – پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) – خندان و خوشحال دیده نشد. هر هفته دو بار – روزهای دوشنبه و پنجشنه – بر سر تربت شهیدان احد می آمد. آنگاه – به یاد خاطرات گذشته – می گفت: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در اینجا مستقر بود و مشرکین در آنجا».

منبع:

کافی، ج6، ص561.

 

11- فاطمه(س) از گریه کنندگان پنج گانه 

عَن أَبی عَبدِالله (ع) قالَ:

«اَلْبَکّائُونَ خَمْسَةٌ آدَمُ وَ یَعْقُوبُ وَ یُوسُفُ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ (ع).

…اَمّا فاطِمَةُ (س)فَبَکَتْ عَلى  رَسُولِ اللهِ (ص) حَتُّی تَأَذّی بِها اَهْلُ الْمَدینَةِ فَقالُوا لَها: قَدْ اذَیْتِنا بِکَثْرَةِ بُکائِکِ، فَکانَتْ تَخْرُجُ اِلَی الْمقابِرِ – مَقابِرِ الشُّهَداءِ – فَتَبْکی حَتّی تَقْضی حاجَتَها ثُمَّ تَنْصَرِفُ…»

امام صادق علیه السلام فرمود:

گریه کنندگان – معروف تاریخ – پنج نفرند: آدم و یعقوب و یوسف علیه السلام و فاطمه زهرا (س)و امام سجاد علیه السلام آنگاه حضرت صادق علیه السلام در بیان علت گریه آنان می فرماید:

… فاطمه (س) نیز آنقدر بر فراق پدر گریست که مردم مدینه به زحمت افتاده و گفتند: با گریه بسیارت ما را آزردی، او نیز ناچار به سوی مزار شهدای احد می رفت و آنقدر گریه می کرد تا آرام می گرفت و بر می گشت.

منبع:

الخصال، ص272، ح 15.

 

12- فاطمه و نزول جبرائیل 

عَن أَبی عَبدِالله (ع) قالَ:

«إِنَّ فَاطِمَةَ(س)مَکثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) خَمْسَةً وَ سَبْعِینَ یوْماً وَ کانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ شَدِیدٌ عَلَی أَبِیهَا وَ کانَ یأْتِیهَا جَبْرَئِیلُ علیه السلام  فَیحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَی أَبِیهَا وَ یطَیبُ نَفْسَهَا وَ یخْبِرُهَا عَنْ أَبِیهَا وَ مَکانِهِ وَ یخْبِرُهَا بِمَا یکونُ بَعْدَهَا فِی ذُرِّیتِهَا وَ کانَ عَلِی علیه السلام  یکتُبُ ذَلِک…».

امام صادق علیه السلام فرمود:

«حضرت فاطمه(س) پس از پیامبر فقط 75 روز زنده بود و در این مدت غم جانکاه فراق پدر او را رنج می داد. بهمین خاطر جبرئیل می آمد و او را تسلی می داد و با سخنان و خبرهائی که از موقعیت و مکان پدرش می داد به او آرامش می بخشید و گاهی نیز از حوادث آینده و زندگی و سرنوشت فرزندانش برای او سخن می گفت و علی علیه السلام همه آنها را می نوشت».

منبع:

کافی، ج1، ص458.

Leave a Comment