مردم در سیره و سخن حضرت فاطمه (س) 

—————————————————————————————————–

مردم در سیره و سخن حضرت فاطمه (س)

—————————————————————————————————–

1- هدایت و ارشاد مردم

2-  تکریم آحاد جامعه

3- خدمت به افراد

4- انفاق مال

الف. صدقات 

ب. مواسات

ج. اطعام خالصانه

5- ایثار و از خود گذشتگی حضرت 

6- پاسخ به سوالات

7- عیادت بیمار

8- اصلاح ذات البین

9- دعا برای دیگران

10- همسایه  (الجار ثم الدار)

11- امر به معروف و نهی از منکر

12- آموزش وتعلیم افراد

13- دوستان

14- زنان

15- نسل جوان

16- پیشه وران

17- عالمان وخوبان

18- فاسدان

19- مجاهدان وایثار گران

20- خانواده شهداء

21- حجاب وعفاف

22- ارزش مردم در نگاه حضرت 

23- کمک و خدمت به دیگران 

25- گره گشایی

26- دیدار و سرکشی به دوستان و همسایگان 

27- قبول دعوت 

28- سلام و آئین ملاقات 

29- اهتمام به همسایه 

30- عنایت ویژه به مساکین و فقرا 

31- عکس العمل نسبت به فساد جامعه 

32- توجه به حق الناس 

33- آبروی مردم 

34- اسرار و امانت مردم 

35- برخورد با مهمان

36- رفتار با خدمتکار

—————————————————————————————————–

 

————————————

1- هدایت و ارشاد مردم 

————————————

فاطمه زهرا(س) همواره به هدایت و ارشاد خلق خدا و امت رسول الله توجه و عنایت داشتند. در روایتی از اسماء همسر جعفر طیار نقل شده است که در لحظه‏‌های پایانی عمر حضرت زهرا(علیها السلام) متوجّه آن بانوی بزرگوار بودم، مشاهده کردم که ابتدا غسل کردند و لباس‌ها را عوض کردند و در خانه مشغول راز و نیاز با خدا شدند. جلو رفتم، دیدم که رو به قبله نشسته و دست‌ها را به سوی آسمان برآورده و چنین دعا می‏‌کند: ” اِلهی وَ سَیدی اَسْئَلُکَ بِالذَّینَ اصْطَفَیتَهُمْ وَ بِبُکاءِ وَلَدَی فی مُفارَقَتِی اَنْ تَغْفِرَ لِعُصَاةِ شیعَتِی وَ شیعَةِ ذُرِّیتِی”[1].یعنی”پروردگارا! بزرگوارا! به حق پیامبرانی که آنها را برگزیدی و به گریه‏‌های حسن و حسین در فراق من، از تو می‏‌خواهم گناهکاران شیعیان من و شیعیان فرزندان مرا ببخشائی.

آری ایشان تا آخرین لحظات زندگیشان به یاد ما بودند، اما ما چه قدر به یادش هستیم؟

همچنین امام باقر(ع) فرمودند: ” فاطمه دختر رسول خدا(ص)، پس از گذشت 60 روز از رحلت پیامبر، بیمار و بستری شدند و بیماریشان تشدید شد و دعای او در شکوِه از ظالمان این بود: “یا حی وَ یا قَیومُ برَحمَتِکَ أَستَغیثُ فَأَغثنی، أللّهُمَّ زَخزِحنی عَنِ النّارِ وَ أدخِلنی الجَنَّةَ وَ ألحِقنی بِاَبی مُحَمّدٍ”.[2]

“ای خدای زنده و توانا! پناه می‌آورم به رحمت تو، پس به من پناه بده و مرا از آتش دوزخ دور گردان و به بهشت وارد کن و مرا به پدرم محمد(ص) ملحق فرما!”.

علی(ع) به او فرمود: “خدا به تو عافیت می‌دهد و تو را زنده نگه دارد”. فاطمه(س) در جواب عرض کرد: “ای ابوالحسن! بسیار نزدیک است که با خدایم ملاقات کنم”.

در روایات متعددی از شیعه و اهل سنت نقل شده است که سرور زنان دو عالم حضرت فاطمه(س) در لحظه‌های واپسین دست بر دعا و زبان به ذکر خدا مشغول داشته بود امّا باز در این آخرین دعا محبّت خدائی او مشمول شیعیان و پیروان اسلام بود همواره برای هدایت و ارشاد مردم دعا می نمود و در حقّ گناهکاران و خطاپیشگان امت اسلامی طلب مغفرت می کرد.

منبع روایات:

[1] نهج‏‌الحیاة، ص 148.

[2] ​رنج‌ها و فریادهای فاطمه، ترجمه بیت الاحزان، ص228.

————————

2 – تکریم آحاد جامعه

————————

یکی از موضوعات مهمی که در شیوه اخلاقی – تاریخی حضرات معصومین علیهم السلام به وضوح دیده می شود و آن را از حضرت زهرا سلام الله علیها به ودیعه برده اند، احسان و نیکی با همه مردم است. حضرت زهرا(س) به پیروی از سنت پدر بزرگوارشان، نسبت به تکریم افراد جامعه بسیار حساس بود. ایشان در در مخاطب قراردادن افراد، از سخن و عباراتی که باعث تضعیف شخصیت فرد شود، پرهیز می نمود. همچون پدر بزرگوارش، علاوه بر اینکه افراد را با کنیه صدا می زد، اگر کسی کنیه نداشت برای او کنیه قرار می داد.

همچنین ایشان نسبت به مردم ادب و احترام فراوان به کار می برد. به ویژه اگر سائلی به نزد ایشان می رسید یا اگر زن بیوه یا حتی کودک یتیمی از او کمک می خواست، در هر حال، ایشان با بیشترین احترام و تکریم با او سخن می گفت.

 

———————–

3 – خدمت به افراد

———————–

فاطمه زهرا(س) وظایف متعدد داشت و به واسطه این وظایف به افراد و اشخاص مختلفی کمک و یاری می رساند. از کارهای منزل گرفته تا کارهایی که به نحوی در راستای حمایت از ولایت و امامت بر عهده گرفته بود. در عین حال، بسیاری از نیازمندان و درویشان به درب منزل او مراجعه می کردند و او هیچ گاه هیچ سائلی را بی کمک راهی نمی کرد.

بنابراین وقتی به زندگی فاطمه زهرا نگاه می کنیم درمیابیم که ابعاد مختلف زندگی ایشان، باعث شد تا خدمات و لطف و کرامت ایشان نصیب افراد زیادی گردد. از شوهر و خانواده و اعضای فامیل گرفته تا افراد و نیازمندانی که در شرایط مختلف برای کمک به درب خانه امیرالمومنین مراجعه می کردند.

در عین حال، بسیاری از خدمات فاطمه زهرا در محیط خانه بود. حضرت زهرا(س) به فرموده رسول اکرم(ص) رئیس خانه است «والمراة سیدة اهلها» کدبانویی است مجرب که به تمام وظایف خود در بالاترین حد نیکویی آشناست. مسؤولیتش سنگین است؛ در آن روزگار دشوار، آن هم در دوره فقر خاندان پیامبر(ص) او باید به امور زیر برسد:
-امر سروسامان دادن امور خانه، آن هم خانه ای که مرکز آمد و رفت است و چند کودک خردسال درآنند.
-امر تربیت و اداره و نظافت و سرپرستی فرزندان که آن هم کاری اندک و آسان نیست.
-امر پیشه وری و صنعت گری چون یافتن پیراهن برای فرزندان و یا پشم ریسی برای کمک به امرار معاش.
-امر آسیاب کردن گندم یا جو با دستاس که رسول خدا(ص) فرموده اند:«دست فاطمه(س)دراین راه زخمی شده بود».
-امر آب آوردن از بیرون که در آن روزگار این هم مشکلی برای فاطمه(س) بود و خانه ها آب نداشتند.
-امر هدایت و سرپرستی زنان جدیدالاسلام که از برکت حضرت فاطمه(س) هدایت می شدند و یا دیگران.

 

———————

4 – انفاق مال 

———————

انفاق داراي مراتبي است که از لحاظ ارزش و اهميت متفاوت از يکديگرند و البته ارزش هر يک وابسته به پرهيز از منت گذاري و ريا و انجام خالصانه آن در راستاي جلب رضايت خداوند رحمان است.

 قرآن کريم در يک آيه، انفاقي را که با منت و ريا همراه است، بخشش باطل معرفي مي نمايد و چنين انفاقي را به قشر نازکي از خاک که روي تخته سنگي را پوشانده تشبيه مي کند که باران شديد آن را مي شويد و از بين مي برد و از اين رو، کشاورز هيچ گونه بهره اي از آن نمي تواند ببرد.(بقره/ 264)
و در آيه ديگر، انفاقي که با اخلاص و به نيت کسب خشنودي خداوند انجام مي گيرد، به سرسبزي باغي در مکاني بلند تشبيه مي کند که از طراوت باران و شبنم برخوردار گرديده و ثمرات پربرکتي را به همراه آورده است.(بقره/ 265)

آنچه در اين دو آيه، قابل تأمل است، اينکه انفاق کنندگان ريايي به تخته سنگ و انفاق کنندگان مخلص و به باغ پرثمر تشبيه شده اند که نشان مي دهد عمل انفاق تأثير مستقيم بر ارض وجودي انسان و صفحه ضمير او دارد و چنانچه برخوردار از عنصر اخلاص باشد، سرسبزي بهشت را براي وجودش به ارمغان مي آورد.
اينک مراتب انفاق را با توجه به رفتار خالصانه و جلوه هايي از زندگاني حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) برمي شماريم:

الف. صدقات 

اولين مرتبه انفاق، صدقه است که افراد به دلخواه، بخشي از مال خود را به فقرا و مساکين و هر کس که از آنها درخواست کمک نموده، مي بخشند. صدقه، هم موجب زياد شدن رزق و روزي است که امير مؤمنان (عليه السلام) فرمود: “استنزلوا الرزق بالصدقه؛[1] به وسيله صدقه، طلب نزول روزي کنيد!” و هم باعث حفظ ايمان مي باشد که فرمود: “سوسوا ايمانکم بالصدقه؛[2] ايمانتان را به وسيله صدقه، اداره و سرپرستي کنيد!” و هم سبب بخشايش گناهان است که قرآن کريم اين اثر را براي هر کدام از انفاق هاي علني و پوشيده- به خاطر مصالحي که هر يک دارند- ذکر نموده و فرموده است:
“اگر صدقه ها را آشکارا بپردازيد[که ديگران را نيز به آن ترغيب کنيد]، نيکوست و اگر آنها را نهان داريد و به بينوايان بپردازيد [از آن روي که به خلوص نيت نزديک تر است]، براي شما بهتر است و [در هر حال] خداوند پاره اي از گناهانتان را از شما مي زدايد و خدا به آنچه مي کنيد، آگاه است.” (بقره 271)

در اين خصوص، حضرت فاطمه(سلام الله عليها) توجه ويژه اي به فقرا داشت و هيچ مستمند و نيازمندي را از در خانه اش دست خالي رد نمي فرمود؛ از جمله:

نقل شده که پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) در عروسي فاطمه زهرا(سلام الله عليها) يک دست پيراهن نو به دخترش داده بود تا در شب عروسي بپوشد. هنگامي که حضرت فاطمه(سلام الله عليها) به خانه زفاف رفت و بر سجاده عبادت، در حال مناجات با پروردگار بود، زن مستمندي به در خانه آمد و اظهار نياز کرد و لباسي طلبيد. فاطمه(سلام الله عليها) که در آن وقت دو پيراهن داشت: يکي کهنه و ديگري نو، به مصداق آيه “لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون؛ (آل عمران/92) هرگز به نيکي دست نمي يابيد و از نيکان نمي شويد، مگر اينکه از آنچه دوست مي داريد، انفاق کنيد.” پيراهن نو را به فقير بخشيد. فرداي آن شب، چون رسول خدا(صلي الله عليه وآله) پيراهن کهنه را در تن او ديد و از علت آن پرسيد، حضرت زهرا سلام الله عليها) عرض کرد: “آن را به فقير دادم و اين روش را از شما آموخته ام.”[3]

نقل شده که چون حضرت رسول(صلي الله عليه وآله) از سفري مراجعت مي فرمود، اول به خانه حضرت فاطمه (سلام الله عليها) تشريف مي برد و مدتي مي ماند و بعد از آن به منزل خود مي رفت. در يکي از سفرهاي پيامبر(صلي الله عليه وآله)، حضرت زهرا(سلام الله عليها) براي خود دستبند و گلوبند و گوشواره از جنس نقره تهيه کرده و پرده اي بر در خانه خود آويخته بود. هنگامي که رسول خدا(صلي الله عليه وآله) از سفر مراجعت کرد و به خانه فاطمه زهرا(سلام الله عليها) وارد شد، چون چشمش به زينت هاي مورد استفاده فاطمه(سلام الله عليها) افتاد، با ناراحتي از خانه بيرون رفت و به مسجد وارد شد و در کنار منبر نشست. حضرت فاطمه (سلام الله عليها) با فهميدن علت اين رفتار پدر، براي جلب خشنودي و رضايت رسول اکرم(صلي الله عليه وآله) همه آن زينت ها را به نزد پدر فرستاد و پيغام داد که دخترت سلام مي رساند و مي گويد: اينها را در راه خدا انفاق کنيد! و چون آنها را به نزد پيامبر(صلي الله عليه وآله) آوردند، سه مرتبه فرمود: “آنچه را که مي خواستم، فاطمه انجام داد. پدرش به فداي او باد!” “.

مواسات در روايات ائمه اطهار عليها السلام) از نشانه هاي مؤمن حقيقي و از علايم شيعيان و پيروان راستين اهل بيت(عليها السلام) به شمار آمده است؛7 اما با تمام ارزشي که اين مرتبه از انفاق (مواسات) دارد، به پايه ارزش و اهميت “ايثار” که مرتبه بعدي انفاق است، نمي رسد.

در حديثي از امام صادق (عليه السلام) مي خوانيم که آن حضرت در جواب ابان بن تغلب که از حق مؤمن بر مؤمن سؤال کرده بود، فرمود: “اي ابان! مالت را با او نصف کن!” و وقتي ابان از اين سخن امام متعجب شد، فرمود: “اي ابان، آيا از آن آگاه نيستي که خداي بزرگ درباره کساني که ايثار و از خود گذشتگي مي کنند، چه فرموده است؟” ابان پاسخ داد چرا، آگاه هستم. آن گاه امام ادامه داد: “هنگامي که مالت را با او نصف مي کني، ايثار نکرده اي؛ بلکه تو و او با يکديگر برابريد[و به مواسات رفتار کرده ايد]. هنگامي ايثار کرده اي که از نصف مال خود نيز به او ببخشي.”.

روایت یکم:   

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ أَبِی مَرْیَمَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ صَدَقَةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم وَ صَدَقَةِ عَلِیٍّ علیه السلام فَقَالَ:

هِیَ لَنَا حَلالٌ وَ قَالَ:

إِنَّ فَاطِمَةَ سلام الله علیها جَعَلَتْ صَدَقَتَهَا لِبَنِی هَاشِمٍ وَ بَنِی الْمُطَّلِب.

در کتاب کافی از ابومریم روایت می‌کند که گفت:

از امام جعفر صادق علیه السلام راجع به صدقات رسول خدا و حضرت امیر علیهما السلام جویا شدم.

آن حضرت فرمود:

صدقه‌های آنان به ما حلال است.

حضرت فاطمه سلام الله علیها صدقه‌های خود را برای بنی هاشم و بنی مطلب قرار داد.

روایت دوم:

(الکافی) عَلِیٌّ، عَنْ أَبِیهِ، عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ، عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ، عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَال: َ قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ علیه السلام :

أَلا أُقْرِئُکَ وَصِیَّةَ فَاطِمَةَ؟

قَالَ:

قُلْتُ: بَلَی فَأَخْرَجَ حُقّاً أَوْ سَفَطاً فَأَخْرَجَ مِنْهُ کِتَاباً فَقَرَأ: َ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

هَذَا مَا أَوْصَتْ بِهِ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم أَوْصَتْ بِحَوَائِطِهَا السَّبْعَةِ الْعَوَافِ وَ الدَّلالِ وَ الْبُرْقَةِ وَ الْمَبِیتِ وَ الْحُسْنَی وَ الصَّافِیَةِ وَ مَا لِأُمِّ إِبْرَاهِیمَ إِلَی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام فَإِنْ مَضَی عَلِیٌّ فَإِلَی الْحَسَنِ، فَإِنْ مَضَی الْحَسَنُ فَإِلَی الْحُسَیْنِ، فَإِنْ مَضَی الْحُسَیْنُ فَإِلَی الْأَکْبَرِ مِنْ وُلْدِی، شَهِدَ اللَّهُ عَلَی ذَلِکَ وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ وَ الزُّبَیْرُ بْنُ الْعَوَّامِ وَ کَتَبَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام.

[الکافی] عَلِیٌّ، عَنْ أَبِیهِ، عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ، عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ مِثْلَهُ وَ لَمْ یَذْکُرْ حُقّاً وَ لا سَفَطاً وَ قَالَ:

إِلَی الْأَکْبَرِ مِنْ وُلْدِی دُونَ وُلْدِکَ.

نیز در همان کتاب از ابوبصیر روایت می‌کند که گفت:

امام محمّد باقر علیه السلام به من فرمود:

دوست داری که وصیّت نامه‌ی حضرت فاطمه سلام الله علیها را برایت بخوانم؟

گفتم:

آری.

آن بزرگوار از درون کیسه‌ای یک نامه درآورد که در آن نوشته بود:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

این وصیّت نامه‌ایست که فاطمه دختر پیغمبر خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم به حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام نموده است:

بستان‌های هفت گانه‌ام را که عبارتند از: عواف، دَلال، برقه، مبیت، حسنی، صافیه و آنچه که از امّ ابراهیم است. موقعی که علی علیه السلام به شهادت رسید، حسن متصدّی آنها باشد، هر گاه حسن علیه السلام به شهادت رسید، حسین متصدّی باشد، هنگامی که حسین علیه السلام به شهادت رسید، بزرگترین فرزندانم متولّی آنها باشد.

خدا و مقداد بن اسود و زبیر بن عوّام بر این وصیّت نامه شاهدند. این وصیّت نامه را علی بن ابیطالب علیه السلام نوشت.

در کتاب کافی با چند واسطه از عاصم بن حمید مثل این حدیث با کمی اختلاف در عبارت نقل شده‌ست.

روایت سوم:

(الکافی) عَلِیٌّ، عَنْ أَبِیهِ، عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ، عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ، عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ:

قَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ علیه السلام :

أَلا أُقْرِئُکَ وَصِیَّةَ فَاطِمَةَ؟ قُلْتُ: بَلَی قَالَ:

فَأَخْرَجَ إِلَیَّ صَحِیفَةً:

هَذَا مَا عَهِدَتْ فَاطِمَةُ سلام الله علیها بِنْتُ محمّد صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فِی أَمْوَالِهَا إِلَی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام فَإِنْ مَاتَ فَإِلَی الْحَسَنِ علیه السلام ، فَإِنْ مَاتَ فَإِلَی الْحُسَیْنِ علیه السلام ، فَإِنْ مَاتَ فَإِلَی الْأَکْبَرِ مِنْ وُلْدِی دُونَ وُلْدِکَ: الدَّلالُ وَ الْعَوَافُ وَ الْمَبِیتُ وَ الْبُرْقَةُ وَ الْحُسْنَی وَ الصَّافِیَةُ وَ مَا لِأُمِّ إِبْرَاهِیمَ شَهِدَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَی ذَلِکَ وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ وَ الزُّبَیْرُ بْنُ الْعَوَّامِ.

در کتاب کافی با چند واسطه از ابوبصیر روایت می‌کند که گفت:

امام جعفر صادق علیه السلام به من فرمود:

آیا مایلی وصیّت نامه‌ی فاطمه‌ی زهراء سلام الله علیها را برای تو بخوانم؟

گفتم:

آری آن بزرگوار یک نامه درآورد که در آن نوشته شده بود:

این آن تعهّدیست که فاطمه دختر حضرت محمّد صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم درباره‌ی اموال خود نسبت به حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام کرده‌ست.

هر گاه علی علیه السلام به شهادت رسید، حسن متصدّی باشد، موقعی که حسن علیه السلام به شهات رسید، حسین متولّی باشد. وقتی حسین علیه السلام به شهادت برسد، بزرگترین فرزندان من متصدّی آنها باشد، نه فرزندان تو. دلال، عواف، مبیت، برقه، حسنی و صافیه و آنچه که از مشربه‌ی امّ ابراهیم (مزارع هفت گانه که به مزارع سبعه معروف است) است. (پس حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:)

خداوند متعال و مقداد بن اسود و زبیر بن عوّام را بر این وصیّت نامه شاهد می‌گیرم.

روایت چهارم :

[الکافی] عَلِیٌّ، عَنْ أَبِیهِ، عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ، عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ، عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی یَحْیَی الْمُزَنِیِّ، عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْمَبِیتُ هُوَ الَّذِی کَاتَبَ عَلَیْهِ سَلْمَانُ فَأَفَاءَهُ اللَّهُ عَلَی رَسُولِهِ فَهُوَ فِی صَدَقَتِهَا.

نیز در کتاب پیشین با چند واسطه از حضرت صادق علیه السلام روایت می‌کند که فرمود:

مبیت همان است که سلمان بر آن مکاتبه کرد و آن جزء صدقات حضرت زهراء سلام الله علیها بود.

روایت پنجم: 

(الکافی) مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الثَّانِی علیه السلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الْحِیطَانِ السَّبْعَةِ الَّتِی کَانَتْ مِیرَاثَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم لِفَاطِمَةَ سلام الله علیها فَقَالَ:

إِنَّمَا کَانَتْ وَقْفاً فَکَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم یَأْخُذُ إِلَیْهِ مِنْهَا مَا یُنْفِقُ عَلَی أَضْیَافِهِ وَ التَّابِعَةُ تَلْزَمُهُ فِیهَا، فَلَمَّا قُبِضَ جَاءَ الْعَبَّاسُ یُخَاصِمُ فَاطِمَةَ فِیهَا فَشَهِدَ عَلِیٌّ وَ غَیْرُهُ أَنَّهَا وَقْفٌ عَلَی فَاطِمَةَ سلام الله علیها وَ هِیَ الدَّلالُ وَ الْعَوَافُ وَ الْحُسْنَی وَ الصَّافِیَةُ وَ مَا لِأُمِّ إِبْرَاهِیمَ وَ الْمَبِیتُ وَ الْبُرْقَةُ.

نیز در همان کتاببا چند واسطه از احمد بن محمّد از ابوالحسن دوّم علیه السلام روایت کرده که فرمود:

درباره‌ی بُستان‌های هفت گانه‌ای که میراث پیغمبر خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم بودند و به حضرت زهراء سلام الله علیها رسیدند، پرسش نمودم.

فرمود:

آنها وقف بودند رسول خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم برای مخارج مهمان‌های خود از آنها استفاده می‌کرد. هنگامی که پیامبر خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم به شهادت رسید عبّاس آمد و درباره‌ی آنها با حضرت زهراء سلام الله علیها خصومت کرد.

حضرت علی علیه السلام و دیگران شهادت دادند که آنها برای حضرت فاطمه سلام الله علیها وقف شده‌اند و آنها عبارت بودند از: دَلال، عواف و حسنی و صافیه و آنچه از برای امّ ابراهیم بود و مبیت و برقه.

 

ب. مواسات 

مواسات به معناي تقسيم و نصف کردن اموال با نيازمندان است و اين در صورتي است که اموال شخص به اندازه کفاف خود او باشد و در همان مقدار کفاف ديگري را نيز شريک سازد و لکن اگر افزون بر اندازه، کفاف داشته باشد و از آن مقدار زيادي به کسي ببخشد، به آن مواسات نمي گويند و در واقع مصداق صدقه مي باشد.
در روايات معصومين(عليه السلام) مواسات بدين صورت تفسير شده که انسان امکانات و دارايي هاي خود را طوري دراختيار برادران ديني نيازمند خود بگذارد که آنان نيز بتوانند همانند مالک اصلي از آنها استفاده کنند؛ چنان که در روايتي امام کاظم(عليه السلام) خطاب به يکي از اصحاب خود به نام عاصم فرمود: “اي عاصم! در زمينه دوستي و همدردي و مواسات با يکديگر چگونه هستيد؟” او در جواب، عرض کرد: در
بهترين وضعي که يک نفر مي تواند باشد. امام فرمود: “آيا چنين هست که فردي از شما در هنگام تنگدستي به دکان يا منزل برادرش برود و دخل او را بيرون بکشد و آنچه احتياج دارد، بردارد و برادرش به او اعتراض نکند؟” عاصم گفت: خير، اين طور نيست. امام فرمود: “بنابراين، شماها با هم آن طور که من دوست دارم، نيستيد.”[4]
البته مواسات مطلوب اين است که افراد شرايط زندگي خود را با وضعيت زندگي اقشار کم درآمد جامعه وفق دهند تا بدين ترتيب هم با آنان احساس همدردي کنند و هم در جهت رفع مشکل فقرشان به نوبه خود تلاش نمايند.
زندگي مشترک فاطمه(سلام الله عليها) و علي(عليه السلام) نيز در حالي شکل گرفته بود که در جامعه نوپاي اسلامي، فقيران و مستمندان و گرسنگان زيادي به سر مي بردند و از اين رو، ايشان مي کوشيدند به پيروي از رسول خدا(صلي الله عليه وآله) زندگي ساده و به دور از تجملات را براي خود تدارک ببينند و به مواسات اسلامي عمل کنند. نمونه ذيل از اين نوع است:

 

ج. اطعام خالصانه 

 ابن عباس نقل نموده که امام حسن(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام) بيمار شدند. پيامبر(صلي الله عليه وآله) با جمعي از ياران به عيادتشان آمدند و به علي(عليه السلام) گفتند: چه خوب است که براي بهبودي فرزندانت نذري کني. علي(عليه السلام) و فاطمه(سلام الله عليها) و فضه -کنيز آن دو- نذر کردند که اگر کودکان بهبودي يافتند، سه روز روزه بدارند. بچه ها بهبودي يافتند و اثري از کسالت باقي نماند.
حضرت علي(عليه السلام) سه من جو قرض گرفت و فاطمه(سلام الله عليها) يک من آن را آرد کرده، از آن نان درست کرد و سهم هر کسي را جلويش گذاشت تا افطار کند. در همين حال سائلي به در خانه آمد و گفت: سلام بر شما اهل بيت محمد(صلي الله عليه وآله). من مسکينم، مرا طعام دهيد!
خاندان پيامبر(صلي الله عليه وآله) آن سائل را بر خود مقدم شمرده، افطار خود را به او دادند و آن شب چيزي جز آب نخوردند و با شکم گرسنه دوباره نيت روزه کردند.
هنگام افطار روز دوم يتيمي بر در خانه آمد و غذا خواست و آنها غذاي شان را به او دادند. در شب سوم اسيري آمد و همان عمل را نسبت به او کردند. صبح روز چهارم علي(عليه السلام) دست امام حسن(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام) را گرفت و نزد رسول خدا(صلي الله عليه وآله) آمد.
آن حضرت وقتي بچه ها را ديد که از شدت گرسنگي ضعيف شده اند، گريه کرد. در اين هنگام جبرئيل با سوره دهر بر آن حضرت نازل شد. 4
بنابراين، آياتي که در سوره انسان درباره ابرار نازل شده، در شان فاطمه(سلام الله عليها) و خانواده اوست که نشان مي دهد ارزش ايثار و اطعام آنان به خاطر نهايت اخلاص در راستاي کسب رضايت پروردگار مي باشد و لذا مي فرمايد: “و يطعمون الطعام علي حبه مسکينا و يتيما و اسيرا انما نطعمکم لوجه الله لا نريد منکم جزاء و لا شکورا؛ (انسان/9-8) و غذايي را که [ از شدت احتياج] دوست مي داشتند، به مسکين و يتيم و اسير عطا کردند و گفتند:شما را فقط براي خشنودي خدا اطعام مي کنيم؛ نه از شما عوضي مي خواهيم و نه انتظار سپاس و ثنايي داريم.”

 نتيجه :

چنان که بيان شد، انفاق چه به صورت صدقه و چه به صورت مواسات و يا ايثار، از مهم ترين اعمال خير و نيک اخلاقي است که آثار متعدد فردي و اجتماعي در زمينه خودسازي و تزکيه نفس و رفع اختلافات طبقاتي دارد و هر چه از عنصر اخلاص بهره بيشتري ببرد، از ارزش معنوي والاتري برخوردار است و در تکامل ملکات نفساني تاثير بيشتري مي گذارد و در اين زمينه، سيره عملي دخت گرامي رسول اکرم(صلي الله عليه وآله) ، حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها)، مي تواند بهترين اسوه اخلاقي براي زنان و مردان مومن باشد.

منابع:

[1] اصول الکافي، ج4، ص508.
[2] غرر الحکم، ص396، ح 9171.
[3] نهج الحياه، ص 131-133، ح 62.
[4] مجمع البيان، شيخ طبسي، ج10.

 

————————————————

5 –  ایثار و از خود گذشتگی حضرت(س)

————————————————

در بخش قبل از انفاق و اشکال مختلف آن سخن گفتیم و نشان دادیم که فاطمه(س)، در همه زمینه های انفاق برتری خاصی داشتند. اما خوب است توجه نماییم که برترين و بالاترين مرتبه انفاق، ايثار است. در این مرتبه، فرد نه تنها اموال خود را با مستمندان نصف مي کند، بلکه آنان را بر خود مقدم مي دارد و نصيب خويش را نيز به آنها تقديم مي نمايد و اين به بيان امير مؤمنان(عليه السلام) عالي ترين مصداق بزرگواري و جوانمردي است: “غايه المکارم الايثار” و به راستي نمونه بارز ايثار و فداکاري، اهل بيت عصمت و طهارت(عليه السلام) و خاصه حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) هستند که در ذيل به نمونه هايي اشاره مي کنيم:

عرب تازه مسلماني در مسجد مدينه از مردم کمک خواست، پيامبر(صلي الله عليه وآله) به اصحاب خود نگريست. سلمان فارسي برخاست تا نياز آن بي چاره را بر طرف سازد؛ هر جا رفت، با دست خالي برگشت. با نااميدي به طرف مسجد مي آمد که چشمش به منزل حضرت زهرا(سلام الله عليها) افتاد، با خود گفت: فاطمه(سلام الله عليها) و منزل او سرچشمه نيکوکاري است. درب خانه آن حضرت را کوبيد و داستان عرب مستمند را شرح داد. حضرت زهرا(سلام الله عليها) فرمود:
“اي سلمان! سوگند به خداوندي که حضرت محمد(صلي الله عليه وآله) را به پيامبري برگزيد! سه روز است که غذا نخورده ايم و فرزندانم حسن(عليه السلام) و حسين(عليه السلام) از شدت گرسنگي بي قراري مي کردند و خسته و مانده به خواب رفته اند؛ اما من، نيکي و نيکوکاري را که درب منزل مرا کوبيده است، رد نمي کنم.”
آن گاه پيراهن خود را به سلم ان داد تا در مغازه فروشنده اي گرو گذاشته، مقداري خرما و جو قرض بگيرد.
سلمان فارسي مي گويد: پس از دريافت جو و خرما به طرف منزل فاطمه(سلام الله عليها) آمدم و گفتم: اي دختر رسول خدا! مقداري از اين غذاها را براي فرزندان گرسنه ات بردار! پاسخ داد:
“اي سلمان! اين کار را فقط براي خداي بزرگ انجام داديم و هرگز از آن بر نمي داريم.”

 

—————————

6 – پاسخ به سوالات 

—————————

فاطمه زهرا(س) در پاسخ دهی به سوالات و پرسش های مردم بسیار کوشا و حساس بودند. زنی به خدمت حضرت زهرا(س) رسید و عرض کرد: مادر پیر و ناتوانی دارم که در نماز بسیار اشتباه می کند، مرا فرستاده تا از شما بپرسم که چگونه نماز بخواند.

آن حضرت فرمود: هر چه می خواهی بپرس.

آن زن سؤالات خود را مطرح کرد تا به ده سؤال رسید و حضرت زهرا(س) با روی گشاده جواب داد. زن از زیادی پرسش خود شرمنده شده، گفت: شما را بیش از این زحمت نمی دهم.

حضرت فاطمه(س) فرمود: باز هم بپرس. آن گاه برای تقویت روحیه وی چنین فرمود: اگر به کسی کاری واگذار کنند، برای مثال از او بخواهد که بار سنگینی را به ارتفاع بلندی حمل کند و در برابر این کار صد هزار دینار به او جایزه بدهند آیا او با توجه به آن پاداش احساس خستگی می کند؟

زن جواب داد: نه.

آن حضرت فرمود: من در مقابل هر پرسشی که جواب می گویم از خدا پاداشی به مراتب بیشتر دریافت می کنم و هرگز ملول و خسته نمی شوم. از رسول خدا(ص) شنیدم که روز قیامت دانشمندان اسلام در برابر خدا حاضر می شوند و به اندازه علم و تلاش و کوششی که در راه آموزش و هدایت مردم داشته اند از خدای خود پاداش می گیرند.(به نقل از بحارالانوار، ج2، ص3)

 

——————

7- عیادت بیمار

——————

————————

8 – اصلاح ذات البین

————————

یکی از برنامه های اساسی در دین ، اصلاح ذات البین است که آیه شریفه روی این نیز تأکید دارد «وَ أَصْلِحُواْ ذَاتَ بَیْنِكُم‏»؛ (ذات البین را اصلاح کنید).

«بَین» به معنای ارتباط دو چیز با هم است. «ذات» یعنی عامل ارتباط. گاهی عامل ارتباط در میان مردم، محبّت و صفا و صمیمیّت است و به یکدیگر خدمت می کنند.گاه عداوت است و نسبت به هم بغض و کینه دارند و با یکدیگر ستیز می کنند، این نیز رابطه است؛ امّا رابطه ی فساد است، قرآن می فرماید: «وَ أَصْلِحُواْ ذَاتَ بَیْنِكُم»؛ (این عامل ارتباط را اصلاح کنید) اگر عامل ارتباط شما، دشمنی و بغض و عداوت است، به صلاح مبدّلش کنید. شما مسلمانید و برای خدا کار می کنید.کاری کنید که در قلب های شما خدا جای گرفته باشد. عامل ارتباط را صالح قرار بدهید.

مولای ما امیرالمومنین(ع) در شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان که با فرقی شکافته، در بستر شهادت افتاده بود، گاه بی هوش می شد و گاه به هوش می آمد، جملاتی می فرمود و به فرزندانش وصیّت می کرد در ضمن وصیتّش چنین جملاتی فرمود: وَ صلاحُ ذاتِ بَینِکُم؛ این پیام من به همه ی شما برسد، صلاح ذات البین داشته باشید. عوامل ارتباط را صالح قرار بدهید.دنیا می گذرد، شما فردا در عالم آخرت زندگی خواهید کرد، حیات ابدی خواهید داشت، سرمایه ی شما اینهاست. می فرمود: من از رسول خدا(ص) شنیدم که می فرمود: اصلاح ذات البین {روابط را حسنه کردن، عامل ارتباط را صالح قرار دادن} در پیشگاه خدا از انواع نمازها و روزه های مستحبی برتر و با فضیلت تر است.(نهج البلاغه ی فیض نامه 47)

هرچه روزه بگیرید، نماز بخوانید، مکه بروید و عمره و حج انجام بدهید، این اعمال آن قدر شما را به خدا نزدیک تر نمی کند کهاصلاح ذات البین می کند. امام صادق (ع) فرموده است: آن صدقه ای که خدا خیلی دوست دارد این است که کینه توزی و دشمنی و فساد بین افراد را به صلاح و دوستی مبدّل کنید.(اصول کافی جلد 2 صفحه 209) این در پیشگاه خداوند از همه ی عبادت ها مقرّب تر است و شما را به خدا نزدیک تر می کند.

فاطمه زهرا(س) خود یکی از نشانه ها و سمبل های اصلاح امور میان مسلمین بود. چه در میان اعضای خانواده و چه در میان قوم و خویشان یا حتی میان همسایه ها. ایشان همواره با روی خوش، صفای باطن، و کلام دلنشین خود، میان مومنین صلح و آشتی برقرار می کرد و کینه و عداوت را به دوستی و محبت تبدیل می کرد.

 

————————

9- دعا برای دیگران

————————

سیره و منش انبیاء و اولیای الهی و کسانی که خداوند متعال در کتاب حقه خود به صراحت از آنها سخن گفته و آنها را با عنوان “اهل البیت” خطاب کرده و آیه تطهیر را در شان آنها نازل کرده است، سراسر درس و پیام برای انسان‌هاست حتی دعا و راز و نیازشان با خدا آن هم در آخرین لحظات عمر شریفشان که باز به فکر هدایت و ارشاد مردم و شفاعت امتشان هستند.

یکی از این “اهل البیت” که خداوند در قرآن کریم بارها از آنان یاد کرده حضرت فاطمه زهرا(س) است که در آخرین دعایش نیز همانند دعاهای زمان حیاتش نه برای خود بود و نه برای بستگانش بلکه برای تمام امت دعا می‌کنند.

در روایتی از اسماء همسر جعفر طیار نقل شده است که در لحظه‏‌های پایانی عمر حضرت زهرا(س) متوجّه آن بانوی بزرگوار بودم، مشاهده کردم که ابتدا غسل کردند و لباس‌ها را عوض کردند و در خانه مشغول راز و نیاز با خدا شدند. جلو رفتم، دیدم که رو به قبله نشسته و دست‌ها را به سوی آسمان برآورده و چنین دعا می‏‌کند: “ اِلهی وَ سَیدی اَسْئَلُکَ بِالذَّینَ اصْطَفَیتَهُمْ وَ بِبُکاءِ وَلَدَی فی مُفارَقَتِی اَنْ تَغْفِرَ لِعُصَاةِ شیعَتِی وَ شیعَةِ ذُرِّیتِی”.[1] یعنی”پروردگارا! بزرگوارا! به حق پیامبرانی که آنها را برگزیدی و به گریه‏‌های حسن و حسین در فراق من، از تو می‏‌خواهم گناهکاران شیعیان من و شیعیان فرزندان مرا ببخشائی.

آری ایشان تا آخرین لحظات زندگیشان به یاد ما بودند، اما ما چه قدر به یادش هستیم؟

همچنین امام باقر(ع) فرمودند: ” فاطمه دختر رسول خدا(ص)، پس از گذشت 60 روز از رحلت پیامبر، بیمار و بستری شدند و بیماریشان تشدید شد و دعای او در شکوِه از ظالمان این بود: “یا حی وَ یا قَیومُ برَحمَتِکَ أَستَغیثُ فَأَغثنی، أللّهُمَّ زَخزِحنی عَنِ النّارِ وَ أدخِلنی الجَنَّةَ وَ ألحِقنی بِاَبی مُحَمّدٍ”.[2]

“ای خدای زنده و توانا! پناه می‌آورم به رحمت تو، پس به من پناه بده و مرا از آتش دوزخ دور گردان و به بهشت وارد کن و مرا به پدرم محمد(ص) ملحق فرما!”.

علی(ع) به او فرمود: “خدا به تو عافیت می‌دهد و تو را زنده نگه دارد”. فاطمه(س) در جواب عرض کرد: “ای ابوالحسن! بسیار نزدیک است که با خدایم ملاقات کنم”.

در روایات متعددی از شیعه و اهل سنت نقل شده است که سرور زنان دو عالم حضرت فاطمه(س) در لحظه‌های واپسین دست بر دعا و زبان به ذکر خدا مشغول داشته بود امّا باز در این آخرین دعا محبّت خدائی او مشمول شیعیان و پیروان اسلام بود و در حقّ گناهکاران و خطاپیشگان امت اسلامی دعا می‏‌کرد و طلب مغفرت برای آنان از بارگاه خدا داشت.

منبع روایات:

[1] نهج‏‌الحیاة، ص 148.

[2] رنج‌ها و فریادهای فاطمه، ترجمه بیت الاحزان، ص228.

 

————————————–

10 – همسایه (الجار ثم الدار)

————————————–

فاطمه(س) توجه ویژه ای به همسایه ها داشت و در دعایش همیشه به همسایه ها توجه می کرد. روزى امام حسن مجتبى(ع) وارد اتاق مادرش، حضرت زهرا(س) شدند، مشاهده فرمودند مادرش در حال ركوع نماز است و براى مردها وزن هاى مؤ من با ذكر نامشان دعا مى كند. متوجه شد مادرش فقط براى دیگران دعا مى نماید و براى خویش ، هیچ دعایى نمى کند، جلو آمد و گفت: اى مادر! چرا مقدارى هم براى خودت دعا نمى كنى همان طورى كه براى دیگران دعا مى نمایى؟ حضرت زهرا(س) پاسخ داد: اى فرزندم! اوّل ما باید به فكر نجات همسایه باشیم و سپس براى خود تلاش و دعا كنیم. در بررسی سبک زندگی حضرت زهرا (س) توجه به داستان فوق از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، در فکر دیگران بودن و تلاش در جهت برآوردن آرزوهای آنها و دعا در حق دیگران از عالی ترین مفاهیم سبک زندگی بانوی بزرگ جهان اسلام حضرت صدیقه طاهره(س) است.

در حدیثى وارد شده است كه دعاى مؤ من در حقّ دیگران مستجاب مى شود و موقعى كه انسان در حقّ دیگران و براى دیگران دعا كند، ملائكه الهى براى او دعا خواهند كرد، كه حتما، دعاى آن ها مستجاب خواهد شد. این حدیث و دیگر سفارشها در آیین اسلام به وفور مشاهده می شود، آموزه هایی چون مقدم دانستن همسایه بر خود اگر وارد سبک زندگی ما شود می تواند ثمرات ارزشمندی برای ما به همراه آورد که از آن جمله بر اساس حدیثی از امام صادق(ع) می توان به آبادانی شهرها (محله ها) و طولانی شدن عمر اشاره کرد و در صورت بی توجهی به این حق، آثاری در زندگی ما اتفاق خواهد افتاد آنچنانکه روایت شده است یعقوب(ع) به دلیل بی توجهی به همسایه چشم خود، یوسف و بینامین را از دست داد (روزی یعقوب(ع) گوسفندی را گرفت و ذبح کرد و آن را با اهلش خورد و در همسایگی او روزه و گرسنه بودند و چیزی از آن گوسفند را به آنها نداد) همسایه در سبک زندگی فاطمی آنچنان جایگاهی دارد که دعا برای خود رنگ می بازد و هر چه هست دعا برای همسایه است.

در این سبک زندگی همسایه حقی دارد که باید به آن عطا کرد مانند آنچه ابوذر در این رابطه می گوید: پیامبر به من فرمود: ای اباذر هرگاه آبگوشت تهیه کردی کمی آبش را بیشتر کن و از آن به همسایه ات نیز بده و این سطحی بالاتر از آن است که مراقب باشیم که حق همسایه را ضایع نکنیم که این حداقل حق است و حق همسایه در حداکثری قرار دارد. پیامبر اسلام(ص) نگاهی ریزبینانه و دقیق به موضوع همسایه داری دارند و در بیان حق همسایه به چند نکته اشاره می کنند که از آن جمله است: هنگام بیماری، به عیادتش بروید، بر ارتفاع خانه خود بدون موافقت او نیفزایید تا مانع وزش نسیم و جریان هوا نشود، با بوی غذای مطبوع خود، او را میازارید، مگر آنکه مقداری برایش بفرستید، هرگاه میوه ای خریدید، مقداری به او هدیه کنید و اگر مایل به این کار نبودید، آن را پنهانی به خانه ببرید و دقت کنید که فرزندتانآن را از خانه بیرون نبرد که فرزند او ببیند و به خاطر آن بهانه گیری کند.

 

—————————————

11- امر به معروف و نهی از منکر 

—————————————

فضیلت امر به معروف و نهی از منکر کمتر از ادای نماز و روزه نیست و در صورتیکه این فریضه گفتمان حاکم جامعه شود می توان به اثرات و نتایج ارزشمندی دست یافت،امام باقر(ع) در مورد فلسفه اين دو اصل مي‌فرمايد: “امر به معروف و نهي از منکر دو فرضيه مهم و بزرگ الهي هستند که به وسيله آن دو، ساير واجبات الهي اقامه مي‌شوند، راه‌ها امن مي‌گردد، کسب و کار مردم حلال، حقوق افراد تأمين، سرزمين‌ها آباد و از دشمنان انتقام گرفته مي‌شود و استواري تمام کارها، به عملي شدن اين دو اصل بستگي دارد.

توجه به این سخنان ما را اندکی با فلسفه امر به معروف و نهی از منکر آشنا می سازد، فریضه ای که در زندگی بانوی بزرگ اسلام حضرت زهرا(س) به زیبایی ترسیم شده است که خود حاوی نکته مهمی نیز هست که در آیات قرآن بدان پرداخته شده است:

قرآن کریم عمل به دو اصل حیاتی امر به معروف و نهی از منکر را از ویژگی های اهل ایمان می داند“وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ، مردان و زنان با ایمان دوستان یکدیگرند. آنان همدیگر را امر به معروف و نهی از منکر می کنند.

از دیدگاه قرآن زنان نیز همچون مردان وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را بر عهده دارند و حضرت زهرا(س) نیز در تمامی زندگی به ویژه پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) با عمل به آن نقش مهمی در دفاع از حریم اسلام و شیعه داشتند، قسمتی از سبک زندگی اولین شهید امر به معروف و نهی از منکر را مرور می کنیم: بر اساس پژوهشهای انجام شده در سیره حضرت زهرا(س)، ایشان برای نهی از منکر از شیوه های 5 گانه ای بهره برده اند که عبارتند از:

استدلال به آیات قرآنی، استدلال‌هاي عقلاني، قهر و سکوت، تهديد و هشدار، افشاگري (که عبدالکريم پاک‌نيا در مجله فرهنگ کوثر شماره 69 به خوبی آن را تشریح می کند) در شیوه استدلال به قرآن برای نمونه ایشان فرموده اند: “واي بر دوستان دنيا! چرا نگذاشتند حق در مرکز خود بماند و خلافت بر پايه‌هاي نبوت بچرخد؛ چرا که آنان خلافت را از خانه‌اي که جبرئيل نازل مي‌شد، به جاي ديگر بردند و حق را از علي(ع) که به مسائل دين و سياست آگاه بود، گرفتند”. سپس حضرت آياتي از سوره‌هاي اعراف، زمر، رعد، کهف و … را قرائت فرمود.

پس می توان چنین برداشت کرد که ناهی از منکر در سبک فاطمی باید با قرآن آشنا باشد و برای استدلالهای خویش از آیه های گهربار کلام خداوندی بهره ببرد.در شیوه استلالهای عقلی آن حضرت در مناظره با ابوبکر، علاوه بر قرآن، به دلايل عقلي نيز استناده مي‌کرد.روزي آن حضرت به نزد ابوبکر رفت و او را از عمل زشت غصب فدک بر حذر داشت. او در پاسخ خليفه که او را شايسته ارث نمي‌دانست، فرمود: اي ابوبکر! هر گاه تو بميري چه کسي از تو ارث مي‌برد؟ او گفت: زن و فرزندانم. حضرت زهرا(س) فرمود:

پس چه شده که من نمي‌توانم از پدرم ارث ببرم؟در شیوه قهر و سکوت نیز حضرت هنگامی که شاهد هجوم ناجوانمردان به خانه‌اش، اهانت به علي(ع)، سياست‌هاي غير اسلامي اهل سقيفه، بي‌تفاوت بودن مردم و ده‌ها مورد ديگر، از جمله کارهاي ناپسند و زشت عده‌اي هواپرست و خودخواه بعد از وفات پيامبر بود، براي مقابله با اين اعمال ناروا، به مبارزه منفي روي آورد و ناراحتي خود را با قهر و سکوت ابراز داشت و خطاب به خليفه اول فرمود: “به خدا قسم هرگز با تو سخن نخواهم گفت. به خدا سوگند در نمازهايم تو را نفرين خواهم کرد”.وصيت حضرت زهرا(س) در دفن شبانه نیزاز ديگر نشانه‌هاي مبارزه منفي و استفاده از شيوه قهر و سکوت در مقابل رفتارهاي منکر و خلاف شرع است.

در شیوه تهديد و هشدار نیز حضرت براي جلوگيري از فساد و بي‌بند و باري و کارهاي زشت و ناپسند، بايد به اهل خلاف هشدار داد و از عواقب وخيم و فرجام کار زشتشان بر حذر داشت.در شیوه افشاگري حضرت فاطمه(س) در عمل به مراحل مختلف نهي از منکر، هر گاه که احساس مي‌کرد گفتگو و موعظه و ارشاد تأثير ندارد، به افشاگري مي‌پرداخت. او در مقابل اعمال زشت حاکمان زمان که حقوق وي را غصب کرده و مرتکب اعمال ناپسند شده بودند، وقتي که از گفتگوي رو در رو نتيجه‌اي نگرفت، در جمع مسلمانان به افشاگري و تظلّم پرداخت.با مداقّه در شیوه هایی که حضرت زهرا(س) برای نهی از منکر از آنها بهره می برده است، می توان به عمق هوشمندی حضرت در انتخاب شیوه و روش پی برد که الگویی جاودان برای تمامی کسانی است که به دنبال اجرایی کردن این واجب اجتماعی مهم هستند.

امر به معروف و نهی از منکر را شاید بتوان مهمترین آموزه سبک زندگی فاطمی دانست چرا که به اعتقاد بسیاری ایشان شهید این راه هستند، باید با الگو قرار دادن سبک آن حضرت، این واجب مهم فراموش شده را در جامعه دوباره زنده سازیم که بهار زندگی اجتماعی انسانی با رشد و شکوفایی امر به معروف و نهی از منکر روی زیبای خود را نشان می دهد.

 

——————————–

12- آموزش وتعلیم افراد

——————————–

یکی از بهترین جلوه ها در آموزش و تعلیم افراد که می توان در سیره و مرام فاطمه زهرا(س) جستجو کرد، بحث آموزش و تربیت فرزندان است. با توجه به جایگاهی که ایشان در منزل و در نهاد خانواده داشتند، عملا بیشترین تاثیر را در تربیت و آموزش اعضای خانواده داشتند.

یکی از وظایف سنگین و مهم حضرت زهرا موضوع تربیت اولاد بود. فرزندان آن حضرت اشخاص عادی نبودند، بلکه چنین مقدر شده بود که نسل پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) از فاطمه(س) به وجود آید.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمود: «خدا ذریه پیامبران را در صلب خودشان قرار داده است ولی نسل مرا در صلب علی (علیه السّلام) مقرر فرمود: پس من پدر اولاد فاطمه هستم». خدا مقدر کرده بود که پیشوایان دین و خلفای پیامبر اسلام از نسل پاک زهرا به وجود آیند. حضرت زهرا(س) که خودش تربیت یافته دامن وحی بود، از تربیت اسلامی بی اطلاع و غافل نبود. اطلاع داشت که چگونگی شیری که به آنها می خوراند و بوسه هایی که بر کودکان معصومش می زند، تا تمام حرکات و اعمال و گفتارش در روحیه حساس آنها اثر دارد. می دانست باید اما تربیت کند و نمونه هایی را به جامعه تحویل دهد که آیینه و معرف حقیقت و روح اسلام باشند و حقایق و معارف قرآن در وجودشان جلوه گر باشد، و این موضوع کار سهل و آسانی نیست.

نمونه های خارق العاده ای که از آن مکتب بیرون آمد، به خوبی می تواند روح پر عظمت و نیروی فوق العاده آن حضرت را نشان دهد. حضرت محیط خانه را کارخانه بزرگ انسان سازی و دانشگاه مهم تمرینات نظامی و درس فداکاری می شمرد. آگاه بود که تربیت شدگان این مدرسه، هر درسی را که در اینجا بیاموزند، در میدان بزرگ اجتماع به مرحله ظهور و بروز درخواهند آورد و آنچه را در اینجا تمرین کنند، در آینده عمل خواهند کرد. حضرت زهرا (علیها السّلام) مقام زن را بسی عالی و شامخ می دانست، و چنین لیاقتی را در خود می دید که دستگاه آفرینش چنین مسئولیت سنگین و مهمی را بر دوشش نهاده و چنین پایگاه مهمی را بدو تفویض کرد.

کلاس عالی تربیت: یک کلاس عالی و نمونه تربیت اسلامی کودک، در خانه حضرت زهرا(س)تاسیس شد. کلاس مذکور با همکاری شخص دوم اسلام و بانوی اول اسلام یعنی امام علی (علیه السّلام) و حضرت زهرا (س) اداره می شد و شخص اول اسلام یعنی پیامبر اسلام بر آن نظارت داشت. اصول تربیتی و برنامه آن مستقیماً از جانب پروردگار جهان نازل می شد. بهترین برنامه های تربیتی در آن اجرا شد و برجسته ترین افراد را تربیت کرد.

آن حضرت به دقیق ترین نکات روان شناسی در باره فرزندان خود توجه می کرد؛ از مهر ورزیدن، نوازش و اظهار محبت و برخوردهای عاطفی نسبت به آنان کوتاهی نمی کرد؛ به عقیقه، صدقه، دادن و گفتن اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ که از سنت های مورد تاکید پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بود، توجه داشت همیشه و در هر حال هیچ محفل و دامانی را جایگزین آموزش پر مهر و عطوفت مادری خود نمی کرد تا وجود فرزندان دچار کوچک ترین نقصان روحی نگردد.

 

—————

13- دوستان

—————

—————

14- زنان

—————

یکی از نقش آفرینی های درخشان فاطمه زهرا علیهاالسلام، بالا بردن فرهنگ جامعه، رشد فکر و اندیشه مردم و دفع مشکلات و شبهه های آنان بود که از آن جمله می توان به تعلیم و تربیت بانوان اشاره کرد تا ایشان بهتر بتوانند مسیر سعادت خویش را بپیمایند. نقل است که زنی به خدمت حضرت رسید و عرض کرد: مادر پیر و ناتوانی دارم که در نماز زیاد اشتباه می کند مرا فرستاده تا از شما بپرسم که چگونه نماز بخواند. آن حضرت فرمود: هر چه می خواهی بپرس. آن زن پرسش های متعددی طرح کرد و حضرت زهرا علیهاالسلام با روی گشاده پاسخ داد. در این هنگام زن از زیادی پرسش خود شرمنده شد و گفت: شما را بیش از این زحمت نمی دهم. حضرت فرمود: «باز هم بپرس؛ زیرا من در مقابل هر پرسشی که جواب می گویم، از خدا پاداشی افزون دریافت می نمایم و هرگز ملول و خسته نمی شوم».

—————–

15- نسل جوان

—————–

—————–

16- پیشه وران

—————–

———————

17- عالمان وخوبان

———————

—————

18- فاسدان

—————

—————————–

19- مجاهدان وایثار گران

—————————–

حضرت زهرا علیهاالسلام برای شهیدان اهمیت به سزایی قائل بود و همواره به شهید به دیده احترام می نگریست. او گاه بر سر مزار آنان می رفت و به یاد حماسه سازی هایشان دلسوزانه اشک می ریخت. از جمله شهیدانی که حضرت زهرا علیهاالسلام زیاد بر سر مزار پاکش می رفت و به او اُنس گرفته بود، عموی بزرگوار پیامبر، جناب حمزة بن عبدالمطلب بود؛ زیرا فاطمه علیهاالسلام از مقام حمزه آگاهی داشت و به خوبی می دانست که ایمان حمزه، دل دشمنان اسلام را سخت لرزانْد، جبهه پیامبر را استوار کرد وغم ها را از چهره ایشان زدود. حضرت زهرا علیهاالسلام حتی برای نکوداشت مقام او، تسبیح خویش را از تربت پاک حمزه سیدالشهداء ساخت.

منبع: سایت www.farsnews.com

 

————————

20- خانواده شهداء

————————

حضرت زهرا علیهاالسلام برای شهیدان اهمیت به سزایی قائل بود و همواره به شهید به دیده احترام می نگریست. او گاه بر سر مزار آنان می رفت و به یاد حماسه سازی هایشان دلسوزانه اشک می ریخت. از جمله شهیدانی که حضرت زهرا علیهاالسلام زیاد بر سر مزار پاکش می رفت و به او اُنس گرفته بود، عموی بزرگوار پیامبر، جناب حمزة بن عبدالمطلب بود؛ زیرا فاطمه علیهاالسلام از مقام حمزه آگاهی داشت و به خوبی می دانست که ایمان حمزه، دل دشمنان اسلام را سخت لرزانْد، جبهه پیامبر را استوار کرد وغم ها را از چهره ایشان زدود. حضرت زهرا علیهاالسلام حتی برای نکوداشت مقام او، تسبیح خویش را از تربت پاک حمزه سیدالشهداء ساخت.

منبع: سایت www.farsnews.com

———————–

21- حجاب و عفاف

———————–

فاطمه زهرا علیهاالسلام می خواهد که بانوان امتش، چون فرشته، پاک و آزاده باشند؛ نه به سان بَردگان در اسارتِ نفس و شیطان. او می خواهد که زنان جهان، قدر گوهر وجودی خود را بشناسند و آن را با تمام قوا پاس دارند. از آموزش های فرهنگی و سازنده ای که دُخت فرزانه پیامبر بدان بسیار بها می داد، رعایت شرف و حفظ هویت و کرامت زن از راه پوشش شایسته بود تا ایشان بتوانند در عینِ حفظ شئونات اسلامی، به شایستگی های خویش در جامعه دست یابند. نقل است که روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله در برابر انبوهی از مسلمانان این سوال را طرح کرد که به نظر شما بهترین چیز برای زن چیست؟ اصحاب از پاسخ این سؤال درماندند. در این میان امیرمؤمنان به خانه رفت و این سؤال را از حضرت زهرا علیهاالسلام نمود. ایشان فرمود: «بهترین چیز برای زن این است که مردان بیگانه او را نبینند و آنان نیز او را نبینند».

 

—————————————–

22- ارزش مردم در نگاه حضرت

—————————————–

 دین اسلام، برای آبرو و حیثیت افراد جامعه اهمیت زیادی قائل شده است؛ زیرا حیثیت افراد جامعه همانند آب بسته و جامدی است[1] که در صورت ذوب شدن دیگر باز نمی‏گردد. قرآن کریم نیز انسان‏ها را از این کردار ناپسند نهی کرده، می‏فرماید: «کسانی که زنان پاکدامن و بی‏خبر از آلودگی و مؤمن را متهم می‏سازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهی به دورند و عذاب بزرگی در انتظار آن‏هاست».[2]

افزون بر خشم و غضب الاهی و وعده عذاب دردناک، عذاب دنیوی نیز شامل حال این افراد شده، در محاکم قضایی به هشتاد ضربه شلاق محکوم می‏شوند.[3] حضرت زهرا علیهاالسلام یادگار پیامبر اسلام صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله با اشاره به زشتی نسبت ناروا به مؤمن و بر هم زدن عفت عمومی جامعه و نیز خدشه دار ساختن اعتبار اجتماعی مردم، به تشریح علت حرمت این کار پرداخته، و می‏ فرماید: «خداوند، پرهیز از تهمت و نسبت‏های ناروا را، حجاب و مانعی در برابر غضب خود قرار داد تا با دوری کردن از این اعمال زشت، از غضب و خشم خداوند در امان باشند».[4]

منابع:

[1] نهج البلاغه، قصار 338، ص 1248.
[2] نور: 23.
[3] امام خمینى، تحریر الوسیله، انتشارات اسلامى، قم، ج4، ص 208.
[4] الاحتجاج، ج1، ص 99.

 

———————————

23- کمک و خدمت به دیگران

———————————

فاطمه علیهاالسلام ، انسانی کامل و خود ساخته بود. او با این که فقیر نبود و درآمد قابل توجهی از فدک داشت، ولی آن را صرف کارهای شخصی خود و خانواده نمی کرد، بلکه از آن در راه یاری دادن و کمک به مستمندان استفاده می نمود. از این رو گاهی می شد که با وجود درآمد فدک، چند روز در خانه حضرت علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام غذایی پیدا نمی شد. در شب عروسی حضرت زهرا علیهاالسلام بینوایی به منزل پیامبر آمد و از اهل آن خانه لباسی طلبید. در این هنگام فاطمه علیهاالسلام پیراهن عروسی خویش را از تن درآورد و به آن زن بینوا انفاق کرد و خود همان جامه عادی همیشگی اش را پوشید. فاطمه علیهاالسلام با این عمل، انفاق خویش را به تأیید کلام خداوند متعال رسانید که: «هرگز به نیکوکاری نمی رسید مگر از آن چه خود دوست دارید انفاق کنید».

منبع: سایت www.farsnews.com

 

———————

25- گره گشایی

———————

————————————————————–

26- دیدار و سرکشی به دوستان و همسایگان

————————————————————–

———————

27- قبول دعوت

———————

———————————

28- سلام و آئین ملاقات

———————————

خوشرویی

در روابط اجتماعی و خانوادگی، خوشرویی و حسن برخورد یکی از رموز موفقیت افراد به شمار می رود. نبی مکرم اسلام حضرت محمد(ص) یکی از اهداف بعثت خود را مکارم اخلاق، و رفتار نیکو و با کرامت اعلام نمود و فرمود: «بُعِثتُ لأتَمِّمَ مَکارِمَ الأخلاق». این سخن اهمیت مسئله را بیان می کند. در بستر حاکمیت کرامت های اخلاقی، نهال توحید و رسالت و امامت به بهترین شکلی به ثمر می نشیند و آحاد ملت راه تکامل و سعادت را بر می گزینند.

حضرت زهرا(س) در آموزه های اخلاقی خود، به عنوان الگویی نمونه در روابط اجتماعی، راهکاری عملی و نکتة ظریفی را بیان می فرماید: «بِشرٌ فی وجه المؤمِنِ یوجِبُ لصاحِبِه الجَنَّةَ وَ بِشرٌ فی وَجهِ المُعَانِدِ المُعادی یقِی صاحِبَه عَذابَ النّار؛ پاداش خوشرویی در برابر مؤمن بهشت است و خوشرویی با دشمن انسان های ستیزه جو، انسان را از عذاب آتش باز می دارد».

منابع:

[1] مستدرک الوسایل، همان، ج 11، ص 187؛ بحارالانوار، ج 16، ص 210 و ج 67، ص 372.

[2]تفسیر امام حسن عسکری(ع)، ص 354؛ بحارالأنوار، ج 72، ص 401 و ج 75 ص 401؛ مستدرک الوسایل، همان، ج 2، ص 375.

 

——————————–

29- اهتمام به همسایه

——————————–

زیباترین شیوه رفتار با همسایه، در عمل فاطمه زهرا علیهاالسلام بروز پیدا کرده است. ایشان همیشه همسایگان را بر خود مقدم می دانست و در مناجات های شبانه، برای آنان دعا می کرد و خیرشان را از خدا می خواست. امام حسن مجتبی علیه السلام در این زمینه چنین فرمود: مادرم شب جمعه یکسره در حال عبادت بود و مدام برای مردم دعا می کرد و نام آنان را به زبان می آورد. صبح به ایشان گفتم: در دعای دیشب برای خودتان چیزی طلب نکردید. آن حضرت جواب داد: «اول برای همسایگان و پس از آن برای خود».

هم چنین در تاریخ آمده که مردی خدمت ایشان رسید و عرض کرد: ای دختر رسول خدا! لطفا سخنی از پیامبر به من هدیه کنید. آن حضرت فرمود: پیامبر به ما سفارش کرد: «از مؤمنان نیست کسی که همسایه اش از او ایمن نباشد. هر کس به خدا و قیامت ایمان دارد، همسایه را نمی آزارد».

 

—————————————

30- عنایت ویژه به مساکین و فقرا

—————————————

رابطه فاطمه(س) با خلق در طول زندگی ایشان آشکار است. رفتار آن حضرت با مردم و نقش مؤثر این بانو در تربیت قلوب مردم انکارناپذیر است. در این باره سخن بسیار است که از آن‌ها فقط به یک نقل تاریخی بسنده می‌شود:

 «روزى رسول خدا پس از به‌جاى‌آوردن نماز عصر در محراب مسجد نشسته بودند که پیرمردى از مهاجرین عرب که لباس‌هاى کهنه‏اى بر تن داشت و از شدّت ضعف قدرت حفظ خود را نداشت به نزد ایشان آمد گفت: یا رسول الله، گرسنه ‏ام غذایى به من بده، برهنه‏ام لباسى در اختیارم گذار و فقیرم بى‏نیازم کن. پیامبر(ص) فرمود: برخیز و به خانه آن کسى برو که خدا و رسولش را دوست دارد، خدا و رسول هم وى را دوست مى‏دارند. او کسى است که خدا را بر خود مقدّم مى‏دارد. به خانه فاطمه برو. آنگاه به بلال فرمودند: برخیز و این اعرابى را راهنمایى کن. آن پیر مرد همراه بلال رفت تا به در خانه فاطمه رسیدند و با صداى رسا گفت: «السلام علیکم یا اهل بیت النبوّۀ و مختلف الملائکۀ و مهبط جبرئیل الرّوح الأمین بالتنزیل من عند ربّ العالمین». فاطمه(س) فرمود: و علیک السلام، تو کیستى؟ پیرمرد گفت: من پیرمردى از عرب هستم که از راه دور به نزد پدر تو آمده‏ام. برهنه‌ام و گرسنه، خدا تو را رحمت کند، مرا یارى کن.

راوى می‌گوید: آن دوران، زمانى بود که پیامبر(ص) و على(ع) و فاطمه(س)، سه روز غذا نخورده بود. البته رسول خدا(ص) از حال آن دو خبر داشت. اما حضرت فاطمه(س) پوستینى را که حسن و حسین(ع) روى آن مى‏خوابیدند به او داد و فرمود: این را بگیر. شاید خدا بهتر از آن را هم به تو عطا فرماید. اعرابی گفت: اى دختر رسول خدا، من از گرسنگى به تو شکایت مى‏کنم و تو پوست گوسفند به من مى‏دهى؟! این پوست به چه درد من مى‏خورد؟ حضرت(ص) گردن‌بندی را که از فاطمه، دختر حمزه سیدالشهدا، به یادگار گرفته‌بودند، به او بخشیدند و فرمودند: این گردنبند را بفروش، شاید خداوند مهربان بهتر از این را به تو عطا فرماید.

اعرابی گردنبند را گرفت. به مسجد بازگشت و گفت: یا رسول‌الله، این گردنبند را دخترت فاطمه(س) به من بخشید. اشک‌های پیامبر(ص) جاری گشت. در این حال عمّار یاسر برخاست و گفت: یا رسول‌الله، آیا اجازه مى‌دهید من این گردنبند را بخرم؟ پیامبر فرمود: بله، موجب خوشحالی ماست. عمار به اعرابی گفت چه می‌خواهی؟ گفت شکمم را سیر کن و پوشاک و مرکب و دیناری بده تا به قبیله‌ام برگردم. عمار تقاضای او را پاسخ داد. آنگاه رسول خدا(ص) به اعرابى گفت: سیر شدى؟ بدن خودیش را پوشانیدى؟ پیر مرد گفت: آرى، پدر و مادرم به فداى شما، پیامبر فرمود: حال، براى فاطمه دعاى خیرى کن و محبت او را به خود جبران نما.

پیرمرد گفت: خداوندا، تو ازلى هستى و ما غیرِ تو را نمى‏پرستیم، پس به فاطمه چیزى عطا کن که تا امروز، چشم هیچ‌کس مانند آن را ندیده و گوش هیچ‌کس مانند آن‌را نشنیده باشد. پیامبر(ص) آمین گفت و به اصحاب فرمود: خداوند این دعا را در دنیا برای فاطمه(س) اجابت نموده است؛ چون پدرى به او عطا فرموده که کسى مثل آن‌را نداشته و همسرى که کسى همانند او نیست و پسرانى که هیچ‌کس چون آن‌ها را ندیده است.

 آنگاه عمّار گردن‌بند فاطمه(س) را با مشک خوشبو نمود و آن را در میان بُردى یمانى پیچید و تحویل غلامى به‌نام «سهیم» داد و به او گفت: این را تحویل پیامبر(ص) بده و خودِ آن غلام‏ را نیز به پیامبر(ص) هدیه نمود. پیامبر(ص) نیز به او فرمود: من تو را با این گردن‌بند به فاطمه بخشیدم. سهیم به نزد فاطمه آمد و فاطمه (س) گردنبند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد کرد. غلام خندید و گفت: عجب گردن‌بند با برکتی! گرسنه‏اى را سیر کرد، برهنه‏اى را پوشانید، فقیرى را بى‏نیاز کرد، غلامى را آزاد نمود و درنهایت به دست صاحب اصلیش بازگشت»

این خُلق قرآنی فاطمه(س) است که همگان به آن اعتراف دارند. در مورد اخلاق آن حضرت از عایشه نقل است که:

«أَقْبَلَتْ فَاطِمَۀُ تَمْشِی کَأَنَّ مِشْیَتَهَا مِشْیَۀَ رَسُولِ اللَّهِ».

فاطمه(س) نزد پیامبر آمد درحالى‌که راه رفتن وى نظیر راه رفتن پیامبر بود.

اخلاق پیامبر(ص) نیز همان است که در قرآن آمده:

«وَ إِنَّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ‌» و راستى که تو را خویى والاست !

و همان که عایشه می‌گوید:

«کانَ‏ خُلُقُه‏ القُرْآن‏». اخلاق پیامبر اخلاق قرآن است.

اگر اخلاق پیامبر اخلاق قرآن است، اخلاق فاطمه(س) نیز آن‌گونه است و قرآن در وجود او نفوذ کرده است یعنی فاطمه(س) وجود عینی قرآن در مقام عمل و رفتار با خدا و خلق است.

وجود علمی قرآن نیز در سینه او نهفته است، علم قرآنی که از مکتب پدر و همسر بزرگوارش آموخته در وجود او مستقر است و سینۀ او اقیانوس معارف الهی و حقایق ناب ربانی است.

از خداوند بزرگ مسئلت داریم که به عظمت زهرای مرضیه(س) معرفت و شناخت او را بر همه ما ارزانی بدارد.

منابع:

[1] عماد الدین طبرى، بشارۀ المصطفى، ج‏2، صص139-137.

[2] محمّد بن على بن بابویه قمى (شیخ  صدوق )،  الأمالی، ص595.

[3] قلم، 4.

[4] علاءالدین علی بن  حسام   (متّقی  هندی)، کنزالعمّال، ج7، ص137.

فاطمه علیهاالسلام ، انسانی کامل و خود ساخته بود. او با این که فقیر نبود و درآمد قابل توجهی از فدک داشت، ولی آن را صرف کارهای شخصی خود و خانواده نمی کرد، بلکه از آن در راه یاری دادن و کمک به مستمندان استفاده می نمود. از این رو گاهی می شد که با وجود درآمد فدک، چند روز در خانه حضرت علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام غذایی پیدا نمی شد. در شب عروسی حضرت زهرا علیهاالسلام بینوایی به منزل پیامبر آمد و از اهل آن خانه لباسی طلبید. در این هنگام فاطمه علیهاالسلام پیراهن عروسی خویش را از تن درآورد و به آن زن بینوا انفاق کرد و خود همان جامه عادی همیشگی اش را پوشید. فاطمه علیهاالسلام با این عمل، انفاق خویش را به تأیید کلام خداوند متعال رسانید که: «هرگز به نیکوکاری نمی رسید مگر از آن چه خود دوست دارید انفاق کنید».

 

———————————————

31- عکس العمل نسبت به فسادجامعه

———————————————

مبارزه با کم فروشی

 قرآن کریم، کم فروشی را تلاشی برای فساد کردن در زمین عنوان کرده، از قول حضرت شعیب فرموده است: [او به قوم خود گفت] ای قوم! پیمانه و وزن را با عدالت، تمام بدهید و بر اجناس مردم عیب نگذارید و از حق آنان نکاهید و در زمین به فساد کردن نکوشید».[1] با خیانت کردن در معامله‏ها، اطمینان و اعتماد عمومی که بزرگ‏ترین پشتوانه اقتصادی ملت‏هاست از بین رفته، ضایعات جبران ناپذیری بر جامعه تحمیل می‏شود.

قرآن کریم به کم فروشان وعده عذاب داده، می‏فرماید: «کم فروشان کسانی هستند که وقتی برای خود پیمانه می‏کنند، حقشان را به طور کامل می‏گیرند، ولی وقتی برای دیگران وزن می‏کنند، کم می‏گذارند».[2] حضرت زهرا علیهاالسلام می‏فرماید: «خداوند برای مبارزه با کمبودها و تحصیل حقوق مردم، کم فروشی را حرام کرد تا هیچ گونه حقی از مردم ضایع نشود[3]

 

نهی از شراب

 خداوند در آیاتی از قرآن کریم مردم را از استعمال مشروب‏های الکلی نهی کرده،[4] نوشیدن آن‏ها را از گناهان کبیره می‏شمارد.[5] در بعضی از سخنان اهل بیت علیهم‏السلام نیز شراب کلید تمام بدی‏ها و زشتی‏ها معرفی شده است.[6] حضرت زهرا علیهاالسلام در بخشی از خطبه فدکیه خود به فلسفه تحریم استفاده از مشروبات الکلی اشاره کرده، می‏فرماید: «خداوند شراب را حرام کرد تا شما را از پلیدی‏ها و آلودگی‏ها پاکسازی کند»؛[7] زیرا استفاده از مشروبات الکلی، عقل و درایت انسان رااز بین می‏برد و سبب می‏شود تا جنبه حیوانی انسان بر او غلبه کرده، دست به کارهای خطرناک بزند و موجبات فساد، قتل و هتک حرمت را در جامعه به وجود آورد.[8]

 

دزدی

طمع در اموال مردم سبب می‏شود انسان برای به دست آوردن آن، دست به کارهای خلاف شرع از جمله سرقت بزند. اگرچه این ناهنجای رفتاری، ممکن است علت‏های گوناگونی داشته باشد، ولی یکی از مهم‏ترین عوامل آن، ناپایبندی به ایمان و به رسمیت نشناختن حقوق مردم است که به این شکل بروز می‏کند. سرقت، افزون بر مجازات اخروی دارای مجازت دنیوی بوده، موجب قطع دست می‏شود؛ زیرا دست آدمی، تا هنگامی که عفیف و امین باقی بماند، ارزشمند است، ولی ذلت خیانت آن را بی‏ارزش می‏کند.[9] حضرت زهرا علیهاالسلام علت تحریم دزدی را بیان کرده، می‏فرماید: «خداوند به سبب عفت نفس و نگهداری از طمع به مال مردم، ترک سرقت را واجب و سرقت را حرام کرد».[10]

منابع:

[1] هود: 85.

[2] مطففین: 1 ـ 3.

[3] الاحتجاج، ج1، ص 99؛ کشف الغمه، ج2، ص 44.

[4] مائده: 90.

[5] بقره: 219.

[6] میزان الحکمه، ج 3، ص 161.

[7] الاحتجاج، ج1، ص 99.

[8]با الهام از حدیث امام صادق علیه‏السلام در میزان الحکمه، ج3، ص 163، ح 5143.

[9] برگرفته از پاسخ سید مرتضى به ابوالعلاء مُعرّى، به نقل از کتاب فاطمه زهرا علیهاالسلام از ولادت تا شهادت، ص 384.

[10] الاحتجاج، ج1، ص 99؛ کشف الغمه، ج 2، ص 44.

 

—————————–

32- توجه به حق الناس

—————————–

———————

33- آبروی مردم

———————

پرهیز از تهمت

 دین اسلام، برای آبرو و حیثیت افراد جامعه اهمیت زیادی قائل شده است؛ زیرا حیثیت افراد جامعه همانند آب بسته و جامدی است43 که در صورت ذوب شدن دیگر باز نمی‏گردد. قرآن کریم نیز انسان‏ها را از این کردار ناپسند نهی کرده، می‏فرماید: «کسانی که زنان پاکدامن و بی‏خبر از آلودگی و مؤمن را متهم می‏سازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهی به دورند و عذاب بزرگی در انتظار آن‏هاست».[1]

افزون بر خشم و غضب الاهی و وعده عذاب دردناک، عذاب دنیوی نیز شامل حال این افراد شده، در محاکم قضایی به هشتاد ضربه شلاق محکوم می‏شوند.[2] حضرت زهرا علیهاالسلام یادگار پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با اشاره به زشتی نسبت ناروا به مؤمن و بر هم زدن عفت عمومی جامعه و نیز خدشه دار ساختن اعتبار اجتماعی مردم، به تشریح علت حرمت این کار پرداخته، و می‏فرماید: «خداوند، پرهیز از تهمت و نسبت‏های ناروا را، حجاب و مانعی در برابر غضب خود قرار داد تا با دوری کردن از این اعمال زشت، از غضب و خشم خداوند در امان باشند».[3]

منابع:

[1] نور: 23.

[2] امام خمینى، تحریر الوسیله، انتشارات اسلامى، قم، ج4، ص 208.

[3] الاحتجاج، ج1، ص 99.

 

—————————

34- اسرار و امانت مردم

—————————

———————–

35- برخورد با مهمان

———————–

زندگی حضرت زهرا علیهاالسلام ، جلوه ای از ایثار وگذشت بود، به نحوی که ایشان همواره دیگران را بر خود مقدم می داشت و در زمینه پذیرایی و گرامی داشت مهمان،از هیچ تلاشی فروگذار نمی کرد. نقل است که: مردی خدمت نبی اکرم صلی الله علیه و آله رسید و اظهار گرسنگی نمود. پیامبر او را به خانه همسران خود راهنمایی کرد تا از او پذیرایی کنند. آن ها گفتند: در خانه چیزی جز آب نداریم. رسول خدا صلی الله علیه و آله رو به اصحاب خود کرد و فرمود: چه کسی این مهمان را به خانه خود می پذیرد. علی علیه السلام فرمود: من او را به خانه می برم. هر دو به اتفاق روانه منزل آن حضرت شدند. امیرمؤمنان آمدنِ مهمان را به همسرش فاطمه اطلاع داد و از وضع غذای خانه خود جویا شد، حضرت فاطمه علیهاالسلام جواب داد: «قدری خوراک به اندازه بچه ها موجود است، ولی مهمان را بر خود مقدم می داریم».

 

———————–

36- رفتار با خدمتکار

———————–

حضرت فاطمه علیهاالسلام با همه بزرگواری و مقام و منزلتی که در پیشگاه خدا داشت، کار خانه را خود انجام می داد و تا مدت ها خدمتکارنداشت. تا این که روزی پیامبر زنی را که در یکی از جنگ ها به اسارت مسلمانان درآمده بود، نزد فاطمه علیهاالسلام آورد و دست او را در دست آن حضرت گذاشت و فرمود: ای فاطمه! این زن در خدمت توست. فاطمه نگاهی به صورت پیامبر کرد و چنین پاسخ داد: کار خانه را تقسیم می کنیم؛ یک روز من کار می کنم و یک روز او. از این رو آن حضرت نه تنها خدمتکار خود را به زحمت نمی انداخت، بلکه گاهی در انتخاب نوع کار از او سؤال می کرد تا هر کاری که بیشتر دوست دارد بپذیرد.

Leave a Comment