وفات و وصیت حضرت زهرا (س)

—————————————————————————————————–

وفات و  وصیت حضرت زهرا (س)

—————————————————————————————————–

1- وصیت نامه حضرت زهرا(س) 

2- لحظه احتضار حضرت زهرا(س)

3- غسل حضرت زهرا(س)

4- دفن حضرت زهرا(س)

—————————————————————————————————–

 

———————————————

1- وصیت نامه حضرت زهرا(س) 

———————————————

وصیت حضرت زهرا(س) برای پس از فوت

الف. عَنْ مَرْوَانَ اَلْأَصْفَرِ : أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حِينَ ثَقُلَتْ فِي مَرَضِهَا أَوْصَتْ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَتْ إِنِّي أُوصِيكَ أَنْ لاَ يَلِيَ غُسْلِي وَ كَفَنِي سِوَاكَ فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَتْ أُوصِيكَ أَنْ تَدْفِنَنِي وَ لاَ تُؤْذِنَ بِي أَحَداً.

مروان اصفر گفت: فاطمه دختر رسول اکرم(ص) چون بیماریش سخت شد به امیر المومنین(ع) وصیت کرد و فرمود: من به تو وصیت می کنم که به جز تو کسی متصدی غسل و کفن من نگردد امیر المومنین(ع) فرمود: آری، فاطمه(س) فرمود: وصیت می کننم که مرا دفن کن و کسی را با خبر مگردان.

منبع:

مستدرک الوسایل، ج1، ص101.

 

ب. عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ ابيعبد اللَّهِ (ع) فِي خَبَرٍ يَذْکُرُ فِيهِ وَفَاتَ فاطِمَهَ (ع) إِلَي أَنْ قَالَ : قَالَتْ لِاَمِيرِاُلْمُؤْمِنِينَ (ع) إِذَا تُوُفِّيتُ لَا تُعْلِمْ أَحَداً إِلَّا أُمَّ سَلَمَةَ وَ اُمَّ‎ اَيْمَنْ وَ فِضَّةَ وَ مِنَ الرِّجَالِ ابْنَيَّ وَ الْعَبَّاسُ وَ سَلْمَانُ وَ عَمَّاراً وَ الْمِقْدَادُ وَ اَباذَرٍّ وَ حُذَيْفَةُ وَقَالَتْ : إنِّي اَحْلَلْتُکَ مِنْ أَنْ تَرَانِي بَعْدَ مَوْتِي فَکُنْ مَعَ النِّسْوَهِ فِيمَنْ يُغَسِّلُنِي وَ لَا تَدْفِنِّي إِلَّا لَيْلًا وَ لَا تُعْلِمْ أَحَداً قَبرْي.

وَقَالَ اسْتَأْدُ اُلْفُقَهاءِ اُلْحَکِيمُ اُلْعَلامَهُ اُلشَّيْخُ مُحَمَّدَ حُسَيْنُ الْأَصْفَهَانِيُّ قُدِّسَ سِرُّهُ فِي بَعْضِ أشْعَارِهِ:

لکِنَّ کَسْرَ الضِّلْعِ لَيْسَ يَنْجَبِرْ* إلَّا بِصَمْصامِ عَزِيزٍ مُقْتَدِرٍ

إذْ رُضَّ تلک الْأَضْلَعُ الزکيةُ *رَزِيَّةٌ لَا مِثْلَهَا رَزِيَّةٌ

وَمِن نبوع الدَّم مِنْ ثَدْيَيْهَا *يُعْرَفُ عِظَمُ مَا جَرَى عَلَيْهَا

وَجاوَزوُا الْحَدَّ بِلَطمِ الْخَدِّ* شُلَّتْ يَدُ الطُّغْيَانِ وَالتَّعَدِّيِ

فَاحْمَرَّتْ الْعَيْنِ وَعَيَّنَ الْمَعْرِفَةِ* تَذْرِفُ بِالدَّمْعِ عَلَى تلک الصِّفَةِ

وَالْأَثَرُ الْبَاقِي کَمِثْلِ الدُّمْلَجِ* فِي عَضُدٍ الزَّهْرَاءِ أَقْوَى الْحُجَجِ

وَوَکْزُ نَعْلِ السَّيْفِ فِي جَنْبَيْهَا *  أَتَى بکل مَا أَتَى عَلَيْهَا

وَلَسْتُ أَدْرِي خَبَرَ الْمِسْمَارِ *سَلْ صَدْرَهَا خِزَانَةَ الْأَسْرَارِ

وَالْبَابُ وَالْجِدَارَ وَالدِّمَاءُ* شُهُودُ صِدْقِ مَا بِهِ خَفَاءُ

أَهکَذا يُصْنَعَ بِابْنَةِ النَّبِيِّ* حِرْصاً عَلَى الْمُلْکِ فَيَا لِلْعَجَبِ

به روایت ابوبصیر امام صادق(ع) در خبری از وفات حضرت فاطمه(س) را نقل می فرمود: تا آنجا فرمود که: فاطمه(س) به امیر المومنین(ع) گفت : چون از جهان رخت بربستم به کسی اعلام مکن به جز ام سلمه و ام ایمن و فضه و از مردان دو فرزندم امام حسن و امام حسین(ع) را و عباس و سلمان و عمار و مقداد و ابی ذر و حذیفه را و فرمود: من بر تو حلال کردم که: پس از مردن مرا ببینی و تو با زنان مباشرت غسل من فرمائی و شب مرا دفن کنی و هیچکس را از قبر من آگاه نگردانی.

و استاد الفقها حکیم علامه شیخ محمد حسین اصفهانی معروف به کمپانی قدس سره در برخی از اشعار خود فرماید:

ولی شکستن دنده «پهلو» جبران پذیر نیست ، مگر به شمشیر توانمند مقتدر،

زیرا آن دنده های پاکیزه کوبیده شد ، مصیبتی است بی مثال و مانند،

و از جوشیدن خون از پستان های مبارکش، بزرگی و عظمت ظلمی که به او شد دانسته می شود،

و با لطمه ای که به صورت پاکش زدند؛ ستم را از حد گذراندند، دست طغیان و تعدی شل بماناد،

و چشم شریفش سرخ و خون آلود گشت و چشم معرفت بدانگونه اشک می ریزد،

و نشانه و اثری که مانند بازو بند، در بازوی زهرا(س) باقی ماند قوی ترین دلیل است،

و کوبیدن قلاف شمشیر در دو پهلوی او، انجام داد آن اذیت و آزاری مه به او رسید،

و من خبر و گزارش میخ را نمی دانم، از سینه پاکش که گنجینه اسرار الهی است بپرس!

در و دیوار و خون، گواه های راستین هستند که پوشیده و پنهان نمی باشند،

آیا با دختر پیغمبر(ص) این چنین کنند، بخاطر حرص ورزیدن به حکومت و پادشاهی جای تعجب است.

منبع:

مستدرک الوسایل، ج1، ص101.

ج. فی [روضة الواعظین ] مَرِضَتْ فَاطِمَةُ سلام الله علیها مَرَضاً شَدِیداً وَ مَکَثَتْ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً فِی مَرَضِهَا إِلَی أَنْ تُوُفِّیَتْ سلام الله علیها فَلَمَّا نُعِیَتْ إِلَیْهَا نَفْسُهَا دَعَتْ أُمَّ أَیْمَنَ وَ أَسْمَاءَ بِنْتَ عُمَیْسٍ وَ وَجَّهَتْ خَلْفَ عَلِیٍّ وَ أَحْضَرَتْهُ، فَقَالَتْ:

یَا ابْنَ عَمِّ إنَّهُ قَدْ نُعِیَتْ إِلَیَّ نَفْسِی وَ إِنِّی لا أَرَی مَا بِی إِلا أَنَّنِی لاحِقٌ بِأَبِی سَاعَةً بَعْدَ سَاعَةٍ  وَ أَنَا أُوصِیکَ بِأَشْیَاءَ فِی قَلْبِی.

قَالَ لَهَا عَلِیٌّ علیه السلام : أَوْصِینِی بِمَا أَحْبَبْتِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ! فَجَلَسَ عِنْدَ رَأْسِهَا وَ أَخْرَجَ مَنْ کَانَ فِی الْبَیْتِ ثُمَّ قَالَتْ: یَا ابْنَ عَمِّ مَا عَهِدْتَنِی کَاذِبَةً وَ لا خَائِنَةً وَ لا خَالَفْتُکَ مُنْذُ عَاشَرْتَنِی فَقَالَ علیه السلام مَعَاذَ اللَّهِ أَنْتِ أَعْلَمُ بِاللَّهِ وَ أَبَرُّ وَ أَتْقَی وَ أَکْرَمُ وَ أَشَدُّ خَوْفاً مِنْ اللَّهِ [مِنْ ] أَنْ أُوَبِّخَکِ بِمُخَالَفَتِی  قَدْ عَزَّ عَلَیَّ مُفَارَقَتُکِ وَ تَفَقُّدُکِ، إِلا أَنَّهُ أَمْرٌ لا بُدَّ مِنْهُ، وَاللَّهِ جَدِّدْتِ عَلَیَّ مُصِیبَةَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم وَ قَدْ عَظُمَتْ وَفَاتُکِ وَ فَقْدُکِ، فَ «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ»  مِنْ مُصِیبَةٍ مَا أَفْجَعَهَا وَ آلَمَهَا وَ أَمَضَّهَا وَ أَحْزَنَهَا هَذِهِ وَاللَّهِ مُصِیبَةٌ لا عَزَاءَ لَهَا وَ رَزِیَّةٌ لا خَلَفَ لَهَا.

ثُمَّ بَکَیَا جَمِیعاً سَاعَةً وَ أَخَذَ عَلَی رَأْسِهَا وَ ضَمَّهَا إِلَی صَدْرِهِ ثُمَّ قَالَ:

أُوصِینِی بِمَا شِئْتِ فَإِنَّکِ تجدنی [تَجِدِینِی ] فِیهَا أَمْضِی کَمَا أَمَرْتِنِی بِهِ وَ أَخْتَارُ أَمْرَکِ عَلَی أَمْرِی.

ثُمَّ قَالَتْ: جَزَاکِ اللَّهُ عَنِّی خَیْرَ الْجَزَاءِ یَا ابْنَ عَمِّ رَسُولِ اللَّهِ أُوصِیکِ أَوَّلاً أَنْ تَتَزَوَّجَ بَعْدِی بِابْنَةِ أُخْتِی أُمَامَةَ فَإِنَّهَا تَکُونُ لِوُلْدِی مِثْلِی فَإِنَّ الرِّجَالَ لا بُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّسَاءِ.

قَالَ: فَمِنْ أَجْلِ ذَلِکَ قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ علیه السلام : أَرْبَعٌ لَیْسَ لِی إِلَی فِرَاقِهِ سَبِیلٌ بِنْتُ أَبِی الْعَاصِ أُمَامَةُ أَوْصَتْنِی بِهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ محمّد صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم.

ثُمَّ قَالَتْ: أُوصِیکَ یَاابْنَ عَمِّ أَنْ تَتَّخِذَ لِی نَعْشاً فَقَدْ رَأَیْتُ الْمَلائِکَةَ صَوَّرُوا صُورَتَهُ فَقَالَ لَهَا صِفِیهِ لِی فَوَصَفَتْهُ فَاتَّخَذَهُ لَهَا فَأَوَّلُ نَعْشٍ عُمِلَ عَلَی وَجْهِ الْأَرْضِ ذَاکَ وَ مَا رَأَی أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لا عَمِلَ أَحَدٌ.

ثُمَّ قَالَتْ: أُوصِیکَ أَنْ لا یَشْهَدَ أَحَدٌ جِنَازَتِی مِنْ هَؤُلاءِ الَّذِینَ ظَلَمُونِی وَ أَخَذُوا حَقِّی فَإنَّهُمْ عَدُوِّی وَ عَدُوُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم وَ لا تَتْرُکُ أَنْ یُصَلِّیَ عَلَیَّ أَحَدٌ مِنْهُمْ وَ لا مِنْ أَتْبَاعِهِمْ وَ ادْفِنِّی فِی اللَّیْلِ إذَا هَدَأَتِ الْعُیُونُ وَ نَامَتِ الْأَبْصَارُ ثُمَّ تُوُفِّیَتْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهَا وَ عَلَی أَبِیهَا وَ بَعْلِهَا وَ بَنِیهَا.

در کتاب روضه الواعظین است که: حضرت فاطمه‌ی زهراء سلام الله علیها به شدّت مریض شد و مدّت چهل روز مریض بود تا اینکه به شهادت رسید. هنگامی که حضرتش یقین به شهادت پیدا کرد امّ ایمن و اسماء بنت عمیس را خواست و فرستاد تا حضرت امیر علیه السلام هم آمد، آنگاه عرض کرد: ای پسر عمو! اجل من فرا رسیده. من ساعت به ساعت خودم را این طور می‌بینم که می‌خواهم به پدرم ملحق شوم من درباره‌ی این مطالبی که در قلب خود دارم به تو وصیّت می‌کنم.

حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام فرمود: ای دختر پیغمبر هر وصیّتی که دوست داری بکن، سپس حضرت امیر علیه السلام بالای سر حضرت زهراء سلام الله علیها نشست و دستور داد: افرادی که در میان اطاق بودند خارج شدند. پس از این جریان حضرت فاطمه سلام الله علیها عرض کرد: ای پسر عمو! آیا در این مدّتی که تو با من معاشرت داشتی دروغ و خیانت و مخالفتی از من دیدی؟ حضرت امیر علیه السلام فرمود: ابداً! پناه به خدا می‌برم. تو به وجود خدا داناتر و نیکوکارتر و پرهیزکارتر و گرامی‌تر و از خدا خائف‌تر از آنی که من تو را به علّت مخالف نمودن سرزنش نمایم. حقّاً که مفارقت و فقدان تو برای من بسیار ناگوار است، ولی چه باید کرد، چاره‌ای نیست. به خد ا قسم که، تو مصیبت پیامبر خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم را برای من تجدید کردی، حقّاً که شهادت و از دست رفتن تو، خیلی برای من سنگین و بزرگ است. پس به درستی که ما از خدائیم و بازگشتمان به سوی خداست. به خدا قسم که این مصیبت دردناک‌ترین و غصّه دارترین مصیبتیست که هیچ تسلیت و تعزیتی جبران آن را نمی‌کند و جانشین آن نخواهد شد!

سپس حضرت علی و حضرت زهراء علیهما السلام به قدر یک ساعت گریستند، آنگاه حضرت امیر علیه السلام سر مبارک فاطمه‌ی اطهر سلام الله علیها را برداشت و به سینه‌ی خود نهاد و به آن معظّمه فرمود: هر وصیّتی که داری بکن، زیرا من هر دستوری که تو صادر کنی اجراء می‌نمایم و امر تو را بر امر خود مقدّم می‌دارم.

حضرت فاطمه سلام الله علیها عرض کرد:

ای پسر عموی پیغمبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم خدا تو را بهترین جزا عطا کند. من اوّلاً به تو وصیّت می‌کنم که بعد از من با اَمامه، دخترِ خواهرم ازدواج نمایی، زیرا او برای فرزندانم نظیر خودم خواهد بود و مردان چاره‌ای ندارند جز اینکه باید ازدواج نمایند.

لذا حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام می‌فرماید:

چهار چیز است که من نمی‌توانم از آنها مفارقت نمایم. یکی از آنها امامه دختر ابوالعاص است. زیرا حضرت زهراء سلام الله علیها وصیّت کرده من با وی ازدواج کنم.

خلاصه: سپس حضرت فاطمه‌ی اطهر سلام الله علیها به حضرت امیر علیه السلام عرض کرد: ای پسر عمو! من به تو وصیّت می‌کنم که تابوتی برایم تهیه نمایی، زیرا دیدم که ملائکه شکل و عکس آن تابوت را به من نشان دادند. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: اوصاف آن تابوت را برای من شرح بده. حضرت زهراء سلام الله علیها مشخصات آن را شرح داد و حضرت علی علیه السلام آن را تهیه نمود. آن تابوت اوّلین تابوتی بود که در روی زمین ساخته شد، کسی قبلاً نظیر آن را ندیده بود و بعداً هم ساخته نشد. فاطمه‌ی اطهر سلام الله علیها پس از این جریان به حضرت امیر علیه السلام رو نمود و عرض کرد: مبادا احدی از این گروهی که در حقّ من ظلم کردند و حقّ مرا غصب نمودند برای تشییع جنازه‌ام حاضر شوند! ! زیرا ایشان دشمن من و دشمن رسول خدا می‌باشند. مبادا بگذاری احدی از آنان و پیروانشان به جنازه‌ام نماز بخوانند! ! مرا شبانه در آن موقعی که چشم‌ها همه به خواب رفته باشند دفن کن. آنگاه چشم های مبارک بر هم نهاد و جان به جانان تسلیم کرد، درود خدا بر او و پدر بزرگوارش و بر همسر گرامی و فرزندان عزیزش باد.

منبع:

بحار، ج43، ص191.

وصیت سیاسی حضرت زهرا(س)

الْوَاقِدِيُّ: أَنَّ فَاطِمَةَ لَمَّا حَضَرَتْهَا الْوَفَاةُ أَوْصَتْ عَلِيّاً أَنْ لَا يُصَلِّيَ عَلَيْهَا أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ فَعَمِلَ بِوَصِيَّتِهَا.

واقدی می‌گوید:

زمانی که شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها نزدیک شد آن معظّمه به حضرت علی علیه السلام وصیّت فرمود که ابابکر و عمر بر آن حضرت نماز نخوانند و حضرت علی علیه السلام هم به وصیّت عمل نمود.

منبع:

بحار، ج43، ص182.

وصیت نامه مالی حضرت زهرا(س)

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع أَ لَا أُقْرِئُكَ وَصِيَّةَ فَاطِمَةَ قَالَ قُلْتُ بَلَى فَأَخْرَجَ حُقّاً أَوْ سَفَطاً فَأَخْرَجَ مِنْهُ كِتَاباً فَقَرَأَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ هَذَا مَا أَوْصَتْ بِهِ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ ص أَوْصَتْ بِحَوَائِطِهَا السَّبْعَةِ الْعَوَافِ وَ الدَّلَالِ وَ الْبُرْقَةِ وَ الْمَبِيتِ وَ الْحَسْنَى وَ الصَّافِيَةِ وَ مَا لِأُمِّ إِبْرَاهِيمَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع فَإِنْ مَضَى عَلِيٌّ فَإِلَى الْحَسَنِ فَإِنْ مَضَى الْحَسَنُ فَإِلَى الْحُسَيْنِ فَإِنْ مَضَى الْحُسَيْنُ فَإِلَى الْأَكْبَرِ مِنْ وُلْدِي شَهِدَ اللَّهُ عَلَى ذَلِكَ وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ وَ الزُّبَيْرُ بْنُ الْعَوَّامِ وَ كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع.

ابوبصیر گفت: امام محمّد باقر علیه السلام فرمود: دوست داری که وصیّت نامه‌ی حضرت فاطمه سلام الله علیها را برایت بخوانم؟ گفتم: آری.

آن بزرگوار از درون کیسه‌ای یک نامه درآورد که در آن نوشته بود:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

این وصیّت نامه‌ایست که فاطمه دختر پیغمبر خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم به حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام نموده است: بستان‌های هفت گانه‌ام را که عبارتند از: عواف، دَلال، برقه، مبیت، حسنی، صافیه و آنچه که از امّ ابراهیم است. موقعی که علی علیه السلام به شهادت رسید، حسن متصدّی آنها باشد، هر گاه حسن علیه السلام به شهادت رسید، حسین متصدّی باشد، هنگامی که حسین علیه السلام به شهادت رسید، بزرگترین فرزندانم متولّی آنها باشد. خدا و مقداد بن اسود و زبیر بن عوّام بر این وصیّت نامه شاهدند. این وصیّت نامه را علی بن ابیطالب علیه السلام نوشت.

منبع:

بحار، ج43، ص235.

 

————————————————

2- لحظه احتضار حضرت زهرا(س) 

————————————————

لحظه احتضار حضرت زهرا (س)

وَ عَنْ زَیْدِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام أَنَّ فَاطِمَةَ سلام الله علیها لَمَّا احْتُضِرَتْ سَلَّمَتْ عَلَی جَبْرَئِیلَ وَ عَلَی النَّبِیِّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم وَ سَلَّمَتْ عَلَی مَلَکِ الْمَوْتِ وَ سَمِعُوا حِسَّ الْمَلائِکَةِ وَ وَجَدُوا رَائِحَةً طَیِّبَةً کَأَطْیَبِ مَا یَکُونُ مِنَ الطِّیبِ.

زید بن علی علیه السلام می‌گوید: موقعی که شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها نزدیک شد آن حضرت به جبرئیل و حضرت رسول صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم و ملک الموت سلام کرد. حاضرین حضور ملائکه را حس کردند و بهترین بوی مشک را یافتند.

منبع:

بحار، ج43، ص 200.

در آستانه جان دادن

وَ رُوِيَ: أَنَّهَا بَقِيَتْ بَعْدَ أَبِيهَا أَرْبَعِينَ صَبَاحاً وَ لَمَّا حَضَرَتْهَا الْوَفَاةُ قَالَتْ لِأَسْمَاءَ إِنَّ جَبْرَئِيلَ أَتَى النَّبِيَّ ص لَمَّا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ بِكَافُورٍ مِنَ الْجَنَّةِ فَقَسَمَهُ أَثْلَاثاً ثُلُثاً لِنَفْسِهِ وَ ثُلُثاً لِعَلِيٍّ وَ ثُلُثاً لِي وَ كَانَ أَرْبَعِينَ دِرْهَماً فَقَالَتْ يَا أَسْمَاءُ ائْتِينِي بِبَقِيَّةِ حَنُوطِ وَالِدِي مِنْ مَوْضِعِ كَذَا وَ كَذَا فَضَعِيهِ عِنْدَ رَأْسِي فَوَضَعَتْهُ ثُمَّ تَسَجَّتْ بِثَوْبِهَا وَ قَالَتِ انْتَظِرِينِي هُنَيْهَةً وَ ادْعِينِي فَإِنْ أَجَبْتُكِ وَ إِلَّا فَاعْلَمِي أَنِّي قَدْ قَدِمْتُ عَلَى أَبِي ص فَانْتَظَرَتْهَا هُنَيْهَةً ثُمَّ نَادَتْهَا فَلَمْ تُجِبْهَا فَنَادَتْ يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى يَا بِنْتَ أَكْرَمِ مَنْ حَمَلَتْهُ النِّسَاءُ يَا بِنْتَ خَيْرِ مَنْ وَطِئَ الْحَصَا يَا بِنْتَ مَنْ كَانَ مِنْ رَبِّهِ‏ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏ قَالَ فَلَمْ تُجِبْهَا فَكَشَفَتِ الثَّوْبَ عَنْ وَجْهِهَا فَإِذَا بِهَا قَدْ فَارَقَتِ الدُّنْيَا فَوَقَعَتْ عَلَيْهَا تُقَبِّلُهَا وَ هِيَ تَقُولُ فَاطِمَةُ إِذَا قَدِمْتِ عَلَى أَبِيكِ رَسُولِ اللَّهِ فَأَقْرِئِيهِ عَنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ السَّلَامَ.

روایت شده: حضرت فاطمه‌ی زهراء سلام الله علیها بعد از شهادت پدر بزرگوارش مدّت چهل روز زنده بود. وقتی اجلش فرا رسید به اسماء فرمود: در موقع شهادت پدرم، جبرئیل کافور بهشتی آورد. پدرم آن را سه قسمت کرد. یک قسمت برای خودش، یک قسمت برای علی علیه السلام و یک قسمت هم برای من. آنگاه به اسماء فرمود: باقیمانده‌ی حُنوط پدرم را که در فلان موضع است بیاور و نزد سرم بگذار. اسماء می‌گوید: وقتی من امر آن بانو را اجرا نمودم لباسش را روی خود کشید و به من فرمود:

پس از چند لحظه مرا صدا بزن، اگر جواب تو را گفتم که هیچ و الّا بدان که نزد پدر بزرگوارم رفته‌ام. اسماء بعد از چند لحظه‌ای، آن بانوی مظلومه را صدا زد ولی جوابی نشنید. باز صدا زد: ای دختر محمّد مصطفی! ای دختر بهترین کسی که مادرش وی را حمل کرد، ای دختر بهترین کسی که بر روی سنگریزه‌ها پا نهاد! ای دختر آن کسی که مقامش به «قابَ قَوْسَیْنِ أوْ أَدْنی» رسید! امّا جوابی نگرفت. وقتی اسماء لباس آن حضرت را از روی صورتش برداشت متوجّه شد که حضرتش به شهادت رسیده‌ست. اسماء بدن آن معظّمه را حرکت می‌داد و می‌گفت: ای فاطمه! موقعی که نزد پدر بزرگوارت رفتی سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان.

منبع:

بحار، ج43، ص86.

 

————————————————

3- غسل حضرت حضرت زهرا(س) 

————————————————

چه کسی حضرت را غسل داد؟

1- «وَ قَالَتْ أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ: أَوْصَتْ إِلَيَّ فَاطِمَةُ أَنْ لَا يُغَسِّلَهَا إِذَا مَاتَتْ إِلَّا أَنَا وَ عَلِيٌّ فَأَعَنْتُ عَلِيّاً عَلَى غُسْلِهَا».

اسماء بنت عمیس گوید:

حضرت فاطمه سلام الله علیها به من وصیّت فرمود که وقتی از دنیا رفت کسی آن معظّمه را غسل ندهد مگر من و حضرت علی علیه السلام. پس من، حضرت علی علیه السلام را در غسل حضرت فاطمه سلام الله علیها یاری می‌کردم.

منبع:

بحار، ج43، ص184.

2- «سُئِلَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ فَاطِمَةَ مَنْ غَسَّلَهَا؟ فَقَالَ غَسَّلَهَا أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ لِأَنَّهَا کَانَتْ صِدِّیقَةً وَ لَمْ یَکُنْ لِیُغَسِّلَهَا إِلا صِدِّیقٌ».

از امام جعفر صادق علیه السلام پرسیدند:

چه کسی فاطمه‌ی اطهر را غسل داد؟

فرمود: حضرت امیر علیه السلام ، چون زهرای اطهر سلام الله علیها صدّیقه بود و غیر از شخص صدّیق کسی حق نداشت ایشان را غسل بدهد.

منبع:

بحار، ج43،ص184.

3- «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ (ع) أَنَّ أَمِيرَ الْمُومِنِينَ (ع) غَسَّلَ فاطِمَهَ (ع) ثُلُثاً وَ خَمْساً وَجَعَلَ فِي اُلْغَسْلَهِ اُلْخامِسَهِ اُلاخِرَهِ شَيْئاً مِنْ اُلْکافُورِ وَاَشْعَرَها مَذْرًا سابِغاًدُونَ اُلْکَفَنِ وَکانَ هُوَ الَّذِي يَلِي ذلِکَ مِنْهَا وَهُوَ يَقُولُ اللَّهُمَّ إِنَّهَا اَمَتُکَ وَ ابْنُهُ رَسُولکَ وَصَفِيِّکَ وَ خِيَرَتَکَ مِنْ خَلْقِکَ اللَّهُمَّ لَقِّنْهَا حُجَّتَهَا وَ أَعْظِمْ بُرْهَانَهَا وَ أَعْلِ دَرَجَتَهَا وَ اجْمَعْ بَيْنَهَا وَ بَيْنَ أَبِيهَا مُحَمَّدٍ (ص)».

امام حسین سید الشهدا صلوات الله و سلامه علیه فرمود: امیر المومنین(ع) فاطمه زهرا(س) سه و پنج غسل داد و در غسل پنجم که غسل آخر بود مقداری کافور در زیر کفن بر بدن مبارکش به طرز نیکوئی پاشید و در حین این کار می فرمود: بار خدایا او کنیز تو و دختر رسول و برگزیده و مختار از آفریدگان تست بار خدا یا حجتش را بر او تقلین فرما و برهانش را بزرگ گردان و درجه اش را والا ساز و میان او و پدرش محمد(ص) جمع کن.

منبع:

مستدرک، ج1، ص103.

 

4- «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ رَفَعَهُ قَالَ : لَمَّا قُبِضَتْ فاطِمَهُ (ع) غَسَّلَهَا أَمِيرُ الْمُومِنِينَ (ع) وَلِمَ يَحْضُرْهَا غَيْرُهُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ (ع) وَ زَيْنَبُ وَ أُمُّ کُلْثُومَ وَفِضَّه ُجَارِيَتُهَا وَ أَسْمَاءَ بِنْتُ عُمَيْسٍ».

از محمد بن همام مرفوعاً روایت است گفت: چون فاطمه(س) به حق پیوست امیر المومنین(ع) غسلش داد و در آن وقت هیچکس به جز آن حضرت و امام حسن و امام حسین و زینب و ام کلثوم و فضه خدمتگزار حضرت، و اسماء بنت عمیس بر جنازه اش حاضر نبودند.

منبع:

مستدرک، ج1، ص101.

5- «عَنْ خَطِّ الشَّيْخِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْجُبَعِيِّ نَقْلًا مِنْ خَطِّ الشَّهِيدِ (ره)  قَالَ : لَمَّا غَسَّلَ عَلِيٌّ فاطِمَهَ (ع) قَالَ لَهُ ابْنُ عَبَّاسٍ اَغَسَّلْتَ فاطِمَهَ ؟ قَالَ أَما سَمِعْتَ قَوْلَ اُلنَّبِيِّ (ص) هِيَ زَوْجَتُکَ فِي اُلدُّنْيَا وَ اُلاخِرَهَ».

منقول از خط شیخ محمد بن علی علی جبعی به نقل از خط شهید رحمه الله فرمود: هنگامی که امیر المومنین(ع)  فاطمه(ع) را غسل داد ابن عباس(ره) به حضرت عرض کرد: آیا فاطمه  را غسل دادی؟ فرمود: آیا گفتار پیغمبر(ص) را نشنیده ای که فرمود: فاطمه(س) در دنیا و آخرت همسر تست.

منبع:

مستدرک، ج 1، ص101.

6- «عَنْ أَبِي الْحَسَنِ اُلْخَزَّازِ اُلْقُمِّيِّ (ره) فِي اُلْاَحْکامِ : سُئِلَ أَبُو عَبْدِاُللهِ (ع) عَنْ فاطِمَهَ صَلَوَاتُ اللَّهِ وَسَلَامُهُ عَلَيْهَا مَنْ غَسَّلَهَا ؟ قَالَ غَسَّلَهَا أَمِيرُ الْمُومِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ وَسَلَامُهُ عَلَيْهِ لِأَنَّهَا کانَتْ صِدِّيقَهً لَمْ يَکُنْ لِيُغَسِّلَهَا إِلَّا صِدّيقٌ».

ابوالحسن خزاز قمی(ره) در کتاب احکام آورده است که: از امام صادق(ع) پرسیدند: حضرت فاطمه زهرا(س) را چه کسی غسل داد؟ فرمود: امیر المومنین(ع) غسلش داد از آن جهت که فاطمه(س) صدیقه بود و تنها صدیق باید غسلش می داد.

منبع:

مستدرک، ج 1، ص101.

 

————————————

4- دفن حضرت زهرا(س) 

————————————

 

جریان غسل و کفن و دفن حضرت زهرا(س)

قالت فاطِمَهُ (ع) فی حَدِیثٍ طَوِیلٍ (لِعَلِیٍّ ع) : فَإِذَا أَنْتَ قَرَأْتَ يس فَاعْلَمْ أَنِّي قَدْ قَضَيْتُ نَحْبِي فَغَسِّلْنِي وَ لَا تَكْشِفْ عَنِّي فَإِنِّي طَاهِرَةٌ مُطَهَّرَةٌ وَ لْيُصَلِّ عَلَيَّ مَعَكَ مِنْ أَهْلِيَ الْأَدْنَى فَالْأَدْنَى وَ مَنْ رُزِقَ أَجْرِي وَ ادْفِنِّي لَيْلًا فِي قَبْرِي بِهَذَا أَخْبَرَنِي حَبِيبِي رَسُولُ اللَّهِ ص فَقَالَ عَلِيٌّ وَ اللَّهِ لَقَدْ أَخَذْتُ فِي أَمْرِهَا وَ غَسَّلْتُهَا فِي قَمِيصِهَا وَ لَمْ أَكْشِفْهُ عَنْهَا فَوَ اللَّهِ لَقَدْ كَانَتْ مَيْمُونَةً طَاهِرَةً مُطَهَّرَةً ثُمَّ حَنَّطْتُهَا مِنْ فَضْلَةِ حَنُوطِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ كَفَّنْتُهَا وَ أَدْرَجْتُهَا فِي أَكْفَانِهَا فَلَمَّا هَمَمْتُ أَنْ أَعْقِدَ الرِّدَاءَ نَادَيْتُ يَا أُمَّ كُلْثُومٍ يَا زَيْنَبُ يَا سُكَينَةُ يَا فِضَّةُ يَا حَسَنُ يَا حُسَيْنُ هَلُمُّوا تَزَوَّدُوا مِنْ أُمِّكُمْ فَهَذَا الْفِرَاقُ وَ اللِّقَاءُ فِي الْجَنَّةِ فَأَقْبَلَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ع وَ هُمَا يُنَادِيَانِ وَا حَسْرَتَا لَا تَنْطَفِئُ أَبَداً مِنْ فَقْدِ جَدِّنَا مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ أُمِّنَا فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ يَا أُمَّ الْحُسَيْنِ إِذَا لَقِيتِ جَدَّنَا مُحَمَّداً الْمُصْطَفَى فَأَقْرِئِيهِ مِنَّا السَّلَامَ وَ قُولِي لَهُ إِنَّا قَدْ بَقِينَا بَعْدَكَ يَتِيمَيْنِ فِي دَارِ الدُّنْيَا فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ أَنَّهَا قَدْ حَنَّتْ وَ أَنَّتْ وَ مَدَّتْ يَدَيْهَا وَ ضَمَّتْهُمَا إِلَى صَدْرِهَا مَلِيّاً وَ إِذَا بِهَاتِفٍ مِنَ السَّمَاءِ يُنَادِي يَا أَبَا الْحَسَنِ ارْفَعْهُمَا عَنْهَا فَلَقَدْ أَبْكَيَا وَ اللَّهِ مَلَائِكَةَ السَّمَاوَاتِ فَقَدِ اشْتَاقَ الْحَبِيبُ إِلَى الْمَحْبُوبِ قَالَ فَرَفَعْتُهُمَا عَنْ صَدْرِهَا وَ جَعَلْتُ أَعْقِدُ الرِّدَاءَ وَ أَنَا أُنْشِدُ بِهَذِهِ الْأَبْيَاتِ‏

فِرَاقُكِ أَعْظَمُ الْأَشْيَاءِ عِنْدِي‏                   وَ فَقْدُكِ فَاطِمُ أَدْهَى الثُّكُولِ‏

سَأَبْكِي حَسْرَةً وَ أَنُوحُ شَجْواً              عَلَى خَلٍّ مَضَى أَسْنَى سَبِيلٍ‏

أَلَا يَا عَيْنُ جُودِي وَ أَسْعِدِينِي‏                   فَحُزْنِي دَائِمٌ أَبْكِي خَلِيلِي‏

ثُمَّ حَمَلَهَا عَلَى يَدِهِ وَ أَقْبَلَ بِهَا إِلَى قَبْرِ أَبِيهَا وَ نَادَى السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَفْوَةَ اللَّهِ مِنِّي السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ التَّحِيَّةُ وَاصِلَةٌ مِنِّي إِلَيْكَ وَ لَدَيْكَ وَ مِنِ ابْنَتِكَ النَّازِلَةِ عَلَيْكَ بِفِنَائِكَ وَ إِنَّ الْوَدِيعَةَ قَدِ اسْتُرِدَّتْ وَ الرَّهِينَةَ قَدْ أُخِذَتْ فَوَا حُزْنَاهْ عَلَى الرَّسُولِ ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ عَلَى الْبَتُولِ وَ لَقَدِ اسْوَدَّتْ عَلَيَّ الْغَبْرَاءُ وَ بَعُدَتْ عَنِّي الْخَضْرَاءُ فَوَا حُزْنَاهُ ثُمَّ وَا أَسَفَاهْ.    

فاطمه زهرا(س) در ضمن حدیث طوییل به امیر المومنین گفت: هنگامی که دیدی من سوره‌ی یاسین را قرائت نمودم بدان که اجلم فرا رسیده، مرا غسل بده، ولی بدنم را برهنه نکن، زیرا من پاک و مُطهّر می‌باشم.

یا علی! خودت و اهل خانه‌ام و دوستانی که به من نزدیک هستند بر جنازه‌ام نماز بخوانید.

یا علی! مرا شبانه به خاک بسپار که این خبر را، پدرم پیغمبر خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم به من داده‌ است.

حضرت امیر علیه السلام می‌فرماید:

به خدا قسم من متصدّی امر آن بانو شدم و بدن حضرتش را از زیر پیراهن، غسل دادم. به خدا قسم که بدن فاطمه‌ی زهراء سلام الله علیها مبارک و پاک و مطهّر بود.

آنگاه بدن مقدّس او را از باقیمانده‌ی حُنوط پیامبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم حُنوط کردم، سپس بدن مبارکش را در میان کفن‌هایش جای دادم و موقعی که تصمیم گرفتم کفن او را گره بزنم صدا زدم:

ای امّ کلثوم، زینب، سکینه، فضّه، حسن، حسین: بیایید از مادر خود زاد و توشه برگیرید، روز فراق آمد و ملاقات شما در بهشت خواهد بود.

حسنین علیهما السلام آمدند در حالی که فریاد می‌زدند:

آه از این حسرتی که هیچ وقت به علّت از دست دادن جدّمان، پیامبر خدا و مادرمان، فاطمه‌ی زهراء سلام الله علیها از بین نخواهد رفت.

ای مادر حسن و حسین! هنگامی که جدّ ما حضرت محمّد صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم را ملاقات نمودی سلام ما را به آن حضرت برسان و به آن بزرگوار بگو:

ما بعد از تو در دنیا یتیم ماندیم! حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می‌فرماید:

من خدا را شاهد می‌گیرم که فاطمه‌ی زهراء سلام الله علیها آه و ناله کرد، دست‌های خود را دراز نموده و حسنین را به سینه‌ی خود چسبانید. ناگاه هاتفی از آسمان ندا داد:

یا اباالحسن! حسنین را از روی سینه‌ی فاطمه بردار، به خدا قسم که ملائکه‌ی آسمان‌ها را گریان کردند، زیرا دوست مشتاق لقای دوست است.

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می‌فرماید:

من حسنین را از روی سینه‌ی زهراء سلام الله علیها برداشتم و در موقع بستن بندهای کفن این اشعار را سرودم:

مفارقت تو نزد من بزرگترین چیزهاست و از دست دادن تو برایم سخت‌ترین مصیبت است.

من برای حسرت و غم شخصی گریه و ناله می‌کنم که بهترین راه مرگ را رفت.

ای چشم من! با من مساعدت و همراهی کن که حزن من دائمیست و برای دوست خودم گریانم.

سپس حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام ، بدن حضرت فاطمه‌ی زهراء سلام الله علیها را روی دست خویشتن گرفت و به سوی قبر پدرش رسول خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم آورد و فرمود:

سلام بر تو ای فرستاده‌ی خدا، سلام بر تو ای حبیب خدا، سلام بر تو ای نور پروردگار، سلام بر تو ای برگزیده‌ی خدا، سلام و درود و تحیّت من و دخترت فاطمه که بر تو وارد می‌شود بر تو باد. حقّاً که امانت مسترد گردید و سپرده‌ی شما، پس گرفته شد.

آه از حزن رسول! آه از حزن بتول! دنیا برای من تیره و تار شد. خوشحالی و سرور از من دور شد. آه از حزن و تأسف من!

منابع:

بحار، ج43، ص179؛ بحار، ج43، ص183.

 

محل دفن حضرت زهرا(س)

1- «قَالَ الْعَلامَّهُ اُلْمَجْلِسِيُّ : قَدْ بَيَّنَّا فِي كِتَابِ الْمَزَارِ أَنَّ الْأَصَحَّ أَنَّهَا مَدْفُونَةٌ فِي بَيْتِهَا وَ أَمَّا مَا ذَكَرَهُ مِنْ تَرَكَ غَسْلَهَا فَالْأَوْلَى أَنْ يُؤَوَّلَ بِمَا ذَكَرْنَا سَابِقًا مِنْ عَدَمِ كَشْفِ بَدَنِهَا لِلتَّنْظِيفِ فَلاَ تَنَافِيَ لِلْأَخْبَارِ الْكَثِيرَةِ الدَّالَّةِ عَلَى أَنَّ عَلِيّاً ع غَسَّلَهَا وَ يُؤَيِّدُ مَا ذَكَرْنَا مِنْ التَّأْوِيلِ مَا مَرَّ فِي رِوَايَةِ وَرَقَةٍ فَلاَ تَغْفُلْ».

مرحوم علّامه‌ی مجلسی رحمة الله علیه می‌گوید : ما در کتاب «المزار» بیان کردیم، آن بانو را در خانه‌ی خودش به خاک سپردند، امّا آنچه در مورد ترک غسل آن بزرگوار ذکر شد، اُوْلیست که آن را تأویل کنیم به آنچه قبلاً گفتیم، منظور این است که حضرت سفارش فرموده بدنش را برهنه نکنند برای شستشو و نظافت (و اگر چنین تأویل کنیم دیگر) منافات پیدا نمی‌کند با روایات فراوانی که دلالت دارد بر اینکه حضرت علی علیه السلام او را غسل داده و مؤیّد این تأویل ما روایت «ورقة» است که قبلاً آن را ذکر کردیم؛ پس غافل مشو.

منبع:

بحار، ج 43، ص 188.

 

2- «التَّهْذِيبُ ج6  ص9  ذَکَرَ الشَّيْخُ فِي الرِّسالَهِ اِنَّکَ تَأْتِي اُلرَّوْضَهَ فَتَزُورُ فاطِمَهَ لَأَنَّهَا مَقْبُورهُ هُناکَ وَقَدِ اخْتَلَفَ أَصْحَابُنَا فِي مَوْضِعِ قَبْرِ هَا فَقَالَ بَعْضُعُمْ اَنَّهَا دُفِنَتْ فِي بَيْتِهَا فَلَمَّا زَادَ بَنُو اُمَيَّهَ فِي الْمَسْجِدِ صَارَتْ مِنْ جَمَلِهِ الْمَسْجِدِ. وَهَاتَانِ الرَّوِيَّتَانِ کَالْمُتَقارِبَتَيْنِ وَ الْأَفْضَلُ عِنْدِي عَنْ يَزُورَ الْإِنْسَانُ فِي الْمَوْضِعَيْنِ جَمِيعاً  اَنَّهُ لايَضُرُّهُ ذلِکَ وَيَجُوزُ بِهِ أَجْراً عَظِيماً وَاَمَّا مَنْ قَالَ إِنَّهَا دُفِنَتْ فِي الْبَقِيعِ فَبَعِيدٌ مِنَ الصَّوَابِ قَالَ اُلْمَجْلِسِيُّ (رض) اَلْأَظْهَرُ أَنَّهَا صَلَوَاتُ اللَّهَ عَلَيْهَا مَدْفُونَهُ فِي بَيْتِهَا».ُ

در کتاب تهذیب ج 6 ص 9 ذکر شده است که شیخ(رض) در رساله خود فرموده است : به روشه مقدسه می روی و حضرت فاطمه(س) را زیارت می کنی زیرا حضرت در همان جا دفن شده است . و اصحاب ما در محل قبر حضرت اختلاف دارند ، برخی گویند : حضرت در خانه خود دفن شد ، و چون بنی امیه مسجد را گسترش دادند قبر مطهر و خانه جزء مسجد گردید ، و این دو روایت نزدیک هم می باشند و افضل در نزد من « است که انسان در هرجا حضرت را زیارت کند ضرری ندارد بلکه پاداش بزرگ به دست می آورد، ولی کسی که گوید: که حضرت در بقیع مدفونه است از صواب به دور می باشد «علامه مجلسی(رض) فرموده: ظاهر این است که حضرت صلوات الله و سلامه علیها در خانه خود دفن شده است.

منبع:

بحار الانوار، ج 97، ص 192.

3- «أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْ قَبْرِ فَاطِمَةَ فَقَالَ دُفِنَتْ فِي بَيْتِهَا فَلَمَّا زَادَتْ بَنُو أُمَيَّةَ فِي الْمَسْجِدِ صَارَتْ فِي الْمَسْجِدِ».

احمد بن محمّد بن ابی نصر می‌گوید: به حضرت ابی الحسن علیه السلام گفتم:

قبر فاطمه‌ی زهراء سلام الله علیها کجاست؟ فرمود: حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها در میان حجره‌ی خودش دفن شد. هنگامی که بنی امیّه مسجد حضرت رسول صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم را توسعه دادند قبر آن بانوی معظّمه جزء مسجد شد.

منبع:

بحار، ج43، ص185.

 

زمان دفن حضرت

تَارِیخُ الطَّبَرِیِّ: إِنَّ فَاطِمَةَ دُفِنَتْ لَیْلاً وَ لَمْ یَحْضُرْهَا إِلا الْعَبَّاسُ وَ عَلِیٌّ وَ الْمِقْدَادُ وَ الزُّبَیْرُ وَ فِی رِوَایَاتِنَا أَنَّهُ صَلَّی عَلَیْهَا أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ عَقِیلٌ وَ سَلْمَانُ وَ أَبُوذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ وَ عَمَّارٌ وَ بُرَیْدَةُ وَ فِی رِوَایَةٍ وَ الْعَبَّاسُ وَ ابْنُهُ الْفَضْلُ وَ فِی رِوَایَةٍ وَ حُذَیْفَةُ وَ ابْنُ مَسْعُودٍ.

در تاریخ طبری است که: اطمه‌ی اطهر سلام الله علیها شبانه دفن شد و غیر از عبّاس و علی و مقداد و زبیر کسی در تشییع جنازه‌ی آن حضرت حاضر نشد. در روایات ما نقل شده که: حضرت امیر علیه السلام، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام ، عقیل، سلمان، ابوذر، مقداد عمار و بُرَیْده و بنا بر روایتی عبّاس و پسرش فضل و طبق روایت دیگری حُذَیْفَه و ابن مسعود به جنازه‌ی آن بانوی معظّمه نماز خواندند.

چه کسی حضرت را دفن کرد؟

1- عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ (ع) : أَنَّ أَمِيرَ الْمُومِنِينَ (ع) لَمَّا وَضَعَ فاطِمَهَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فِي الْقَبْرِ قَالَ : بِسْمِ اللهِ الرَحمنِ الرَّحیمِ بِسْمِ اللهِ و بِاللهِ وَ عَلی مِلَّةِ رَسولِ اللهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ سَلَّمْتُكِ اَیَتُهَا الصِّدیقَةُ اِلی مَنْ هُوَ اَوْلی بكِ مِنّی وَ رَضیتُ لَكِ بما رَضِیَ اللهُ تَعَالی لَكِ

ثُمَّ قَرَءَ : « مِنْهَا خَلَقْناكُمْ وَ فیهَا نُعِیدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً اُخرَی» .

امام صادق(ع) از پدران بزرگوارش(ع) روایت فرموده: امیر المومنین(ع) چون فاطمه زهرا (س) دختر رسول خدا (ص) را در قبر نهاد فرمود : بِسْمِ اللهِ الرَحمنِ الرَّحیمِ بِسْمِ اللهِ و بِاللهِ  و بر ملت رسول الله (ص) محمد بن عبدالله ، ای راستگو تو را تسلیم به کسی کردم که او اولی و سزاوار تر از من به تو است و از تو راضیم بدانگونه که خدا از تو راضی است آنگاه این کریمه را قرائت فرمود: «از خاک شما را آفریدیم و در خاک شما را برمی گردانیم و بار دگر از خاک شما را بیرون می کنیم».

منبع:

مستدرک، ج 1، ص 123.

2- «تَارِيخُ أَبِي بَكْرِ بْنِ كَامِلٍ قَالَتْ عَائِشَةُ: عَاشَتْ فَاطِمَةُ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص سِتَّةَ أَشْهُرٍ فَلَمَّا تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَا عَلِيٌّ لَيْلًا وَ صَلَّى عَلَيْهَا عَلِيٌّ».

در تاریخ ابوبکر ابن کامل است که: عایشه گوید: فاطمه(س) پس از رسول اکرم(ص) شش ماه زندگی کرد چون رحلت فرمود: امیر المومنین(ع) شبانه او را دفن فرمود و خود بر او نماز کرد.

منبع:

بحار، ج43،  ص183.

 

Leave a Comment