حضرت فاطمه (س) در منظومه فکری پیامبر (ص)

حضرت فاطمه (س) در منظومه فکری پیامبر (ص)


فضائل حضرت فاطمه(س)

در این فصل فضیلت ها، برجستگی ها، ویژگی ها و شاخصه هایی که آن بزرگوار دارد و دیگران از آن محروم هستند ذکر می شود.


1- فاطمه(س) برگزیده خدا

الف. فِيمَا أَوْصَى بِهِ النَّبِيُّ صلی‌الله‌علیه‌وآله إِلَى عَلِيٍّ علیه‌السلام:

«يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَشْرَفَ عَلَى الدُّنْيَا فَاخْتَارَنِي مِنْهَا عَلَى رِجَالِ الْعَالَمِينَ ثُمَّ اطَّلَعَ الثَّانِيَةَ فَاخْتَارَكَ عَلَى رِجَالِ الْعَالَمِينَ بَعْدِي ثُمَّ اطَّلَعَ الثَّالِثَةَ فَاخْتَارَ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ عَلَى رِجَالِ الْعَالَمِينَ بَعْدَكَ ثُمَّ اطَّلَعَ الرَّابِعَةَ فَاخْتَارَ فَاطِمَةَ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ».[1]

در توصیه‏‌های پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به علی علیه‌السلام آمده است:

«ای علی! به‌درستی که خداوند در دنیا نظاره‏‌ای نمود و از میان مردان، مرا بر جهانیان برتری و فضیلت بخشید، و پس از آن نظاره دیگری کرد و تو را پس از من، بر جهانیان برتری بخشید، سپس برای بار سوم نظاره نمود.

و فرزندان تو، ائمه اطهار را پس از تو، بر مردان جهانیان برتری عطا فرمود، پس در مرتبه چهارم توجه دیگری نمود و فاطمه را برگزیده، بر زنان عالمیان برتری و فضیلت بخشید».

ب. «اِنَّ اللهَ تعالی اِختارَ مِنْ النِساءِ اربعَ: مریمَ و آسیةَ و خدیجةَ و فاطمةَ».[2]

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«همانا خداوند متعال چهار تن از زنان را برگزید: مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه را».

ج. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله:«فاطِمَة لَیْسَتْ کَنِساءِ الآدَمیّین».[3] 

«فاطمه مثل زنان آدمیان نیست».

برگزیدگی خدا خود یک فضیلت است، چون نشان می دهد که شخص برگزیده از برجستگی‌هائی برخوردار هست که دیگران نیستند.

برتری هایی دارد که دیگران ندارد، از یک سری حقیقت و واقعیت ها که به نوبه خود ارزش والایی هستند دارد  که دیگران از آن محروم اند و

این نشان می دهد که این فرد محبوب و مطلوب مولا است و همانی است که خداوند متعال انتظار دارد.

پس برگزیدگی خود یک ارزش است آن هم برگزیدگی که از سوی خداوند متعال صورت می پذیرد.

مخصوصا فرموده پیامبر که فرمود:

«فاطمه لیست کنساء الأد میین».

او به ظاهر مثل بقیه زن ها است، اما از خصایل و فضائل و برجستگی هایی برخوردار است که دیگران نیستند و این امور او را از بقیه ممتاز می کند و از زمره آنها فرا می کشد.


2- فاطمه(س) انسان حور سرشت

الف. قال رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله:

«… فَاطِمَةُ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ فَكُلَّمَا اشْتَقْتُ إِلَى رَائِحَةِ الْجَنَّةِ شَمِمْتُ رَائِحَةَ ابْنَتِي فَاطِمَةَ».[4] 

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود:

«… پس فاطمه حوریه‏‌ای بشرگونه است و من هر گاه مشتاق بوی بهشت می‏‌شوم، بوی دخترم فاطمه را استشمام می‏‌کنم».

ب. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«إِنَّ فَاطِمَةَ خُلِقَتْ حُورِیَّةً فِی صُورَةٍ إِنْسِیَّةٍ».[5] 

«بی شک فاطمه(س) حوریه ای است که به صورت انسان آفریده شده است».

و این هم فضیلت دیگری است برای صدیقه طاهره یعنی حور سرشت بودن برای کسی که از جنس انسان است و مضاف بر انسان بودن سرشت حورالعین هم داشته باشد خود یک امتیاز بزرگ و یک برتری مهم و یک فوق العادگی است که او را از بقیه انسان ها ممتاز می سازد.


3- فاطمه سرور و بزرگ زن های عالم

الف.«اما اِبْنَتی فاطمةُ فهی سیدةُ نِساءِ العالمینَ من الاوّلینَ‌ و الآخرینَ».[6] 

پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله – فرمود:

«اما دخترم فاطمه پس او سرور زنان جهان هستی از گذشتگان و آیندگان است».

ب. فِی اَمالِی اُلصَّدوقِ: عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، عَنِ النَّبِیِّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم قَالَ:

«ابْنَتِی فَاطِمَةُ سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ (الْخَبَرَ)».[7] 

در کتاب امالی صدوق (رض) است که به روایت ابن عبّاس، پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمود:

«دختر من فاطمه سلام الله علیها بزرگ زنان عالم است(الخبر)».

ج. معانی الأخبار الْهَمَدَانِیُّ، عَنْ عَلِیٍّ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ، عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:
«أَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فِی فَاطِمَةَ أَنَّهَا سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ أَهِیَ سَیِّدَةُ نِسَاءِ عَالَمِهَا»؟
فَقَالَ:
«ذَاکَ لِمَرْیَمَ کَانَتْ سَیِّدَةَ نِسَاءِ عَالَمِهَا وَ فَاطِمَةُ سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ».[8] 

در کتاب معانی الاخبار است که همدانی گفت:

به امام جعفر صادق علیه السلام گفتم:

مرا از قول پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم که فرموده:

«فاطمه بزرگ زنان عالم است آگاه کن، آیا وی فقط بزرگ زنان زمانه‌ی خود بود»؟

فرمود:

«این مقام از حضرت مریم که بزرگ زنان زمانه خود بود. ولی حضرت زهراء بزرگ زنان اوّلین و آخرین مردم است».

اینکه صدیقه طاهره سرور زنان عالم است تردیدی نیست چون فرموده پیامبر است و پیامبر معصوم سخن گزاف نمی‌گوید و همچنین تردیدی

نیست که سیادت و سروری او به خاطر امتیازی است که او دارد و دیگران ندارند، اما اینکه امتیاز چیست؟

آیا علم است یا عمل است، صفات نفسانی است یا محوریت او در خمسه آل عبا است یا چیز دیگر برای نگارنده مجهول است.

شاید آن امتیاز همان علم او باشد که چرا او عالم به ماکان و مایکون و ما هو کائن است و دیگران نیستند و شاید عصمت او باشد.

یعنی آراستگی به فضائل انسانی و ایمانی و پیراستگی از هر رذیلت و خصلت ناپسند که زن های دیگر به چنین درجه ای از عصمت نیستند

و شاید محوریت در خمسه آل عبا یعنی

«فاطمه و ابیها و بعلها و بینها»

که دیگران از چنین فضلی محرومند و شاید مربوط به   صفت حوراء انسیة و انسان حور سرشت بودن باشد که چنین چیزی در وصف هیچ

بانوئی نیامده است.

و شاید مربوط به حجم عمل صالح از نظر کمی و کیفی باشد که وضعیت ممتاز دارد و یا شاید مربوط به همه این امور باشد که کسی جامع

این امور نیست.

اما هر آنچه که هست او سیده نساء عالمین و سرور زنان اولین و آخرین است حتی به عنایت ویژه خداوند متعال.


4- فاطمه(س) تجسم نیکویی

الف. قال رسول الله صلى الله علیه وآله:

«لَوْ كَانَ الْحُسْنُ شَخْصاً لَكَانَ فَاطِمَةَ بَلْ هِيَ أَعْظَمُ ، إِنَّ فَاطِمَةَ ابْنَتِي خَيْرُ أَهْلِ الْأَرْضِ عُنْصُراً‌ وَ شَرَفاً وَ كَرَماً».[9] 

«اگر نیکویی شخص بود، فاطمه می‌بود، بلکه او أعظم است، فاطمه دختر من بهترین اهل زمین است در کرم و عنصر و شرف».

انسان گاه به خاطر اتصاف و انتساب به بعضی صفات، عنوان آن صفت را به خود اختصاص می‌دهد مثل کسی که به خاطر علم به او عالم گویند.

و به خاطر جود و سخاوت به او جواد گویند و به خاطر خدمات خوبش به او خادم گویند و به خاطر عمل نیک او به او صالح گویند و امثال آن.

اما گاه چنان عظمت و شوکت و فضل او بالا است که دیگر نسبی نیست بلکه ذاتی است، یعنی ذات و جوهر او، هویت او خود فضیلت است، عظمت است، نیکویی است و زهرا سلام الله علیها از این قبیل است.

از این رو است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

«ان فاطمة ابنتی خیر اهل عرض عنصرا و شرفا و کرماً».

«دخترم فاطمه بهترین اهل زمین است ذاتاً و شرفاً و کراماً».

یعنی ذات او، هویت او، عنصر و جوهر او بهترین است.

حتی شرافت و کرامت او هم ذاتی است.

یعنی نکوئی او را نکو نکرد بلکه او ذات نیکو دارد و نیکویی ذات او حتی از خود نیکویی برتر است.

مثلاً گاه گفته می‌شود زید عادل است یعنی زید به خاطر انتصاب عدل و انجام کار عادلانه عادل شد و گاه گفته می‌شود

زید عدل یعنی زید خود عدل است، یعنی ذات، صفات، عمل و هویت او همه و همه عین عدل است و عدالت از او جریان و شریان دارد.

حال زهرای أطهر سلام الله علیها نه بخاطر انجام کار نیک نیکو شده است، بلکه خود او،ذات او، هویت و جوهر او نیکوئی است و حتی بالاتر از نیکویی.

همین است که پیامبر(ص) فرمود:

«بل هی اعظم»، یعنی حضرت از خود نیکویی هم بر تر و بزرگتر است.


5- فاطمه(س) سرور زنان بهشت

الف.«عَنْ أَنَسٍ ،قَالَتْ عَائِشَةُ لِفَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلَامُ أَ لَا أُبَشِّرُكِ أَنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ لَسَيِّدَاتُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ أَرْبَعٌ مَرْيَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ وَ آسِيَةُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ».[11] 

«انس گوید: عائشه به حضرت فاطمه(س) گفت: آیا تو را بشارت ندهم که از رسول خدا(ص) شنیدم می فرمود:

سرور زنان بهشتی چهار زن می باشند: مریم دختر عمران ، و فاطمه دختر محمد(ص) و خدیجه(ع) دختر خویلد، و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون».

ب.عن أنس قال: قال رسول الله(ص):

«خیر نسائها مریم وخیر نسائها فاطمه بنت محمد».[12] 

انس گوید: رسول اکرم(ص) فرمود:

«بهترین زنان بهشتی مریم و فاطمه دختر محمد می باشند».

ج. «یا بُنَیَّهَ اِنَّهُ لیَسَ اَحَدٌ مِن نِساءِ المُسلمینَ أعظَمَ رَزِیَّهً مِنکِ فَلا تَکُونی مِن أدنی اِمرَأهٍ صَبراً اِنَّکَ سَیِّدَهُ نِساءِ أهل الجَنَّهِ».[13] 

«دختر عزیزم! هیچ کدام از زنان مسلمانان ارزش و مقام تو را ندارند. پس در صبر و بردباری همانند کمترین زنان نباش، زیرا تو سید و بزرگ زنان بهشتی».

یعنی فاطمه زهرا سلام الله علیها نه تنها سرور زنان دنیا است بلکه سرور زنان بهشت هم هست.

اگرچه مریم، خدیجه و آسیه از سادات زن های بهشتی اند اما فاطمه زهرا سلام الله علیها سیده زن های بهشت است عموماً و حتی در جمع این سه نفر.

بهشت محصول عمل دنیا است. پس کسی که در دنیا توانست گوی سبقت را برباید و از همه برتر شود در عالم آخرت هم برتر خواهد ماند.


6- ایمان حضرت فاطمه(س)

الف. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«یا سَلْمَانَ! اِنَّ ابنَتیِ فاطِمَه مَلَاَ اللهُ قَلبَها وَ جَوارِحَها ایماناً وَ یَقیناً اِلی مشاشِها تَفَرَّغَت لِطاعَهِ الله».[14] 

«ای سلمان! به راستی که خداوند قلب و اعضای فاطمه علیها السلام تا استخوانهایش را از ایمان و یقین آکنده ساخته است; به گونه ای که در طاعت خدا جدیت دارد».

ب. رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم): «وَ أمَّا ابْنَتی فاطِمَةُ… مَتی قامَتْ فی مِحْرابِها بَیْنَ یَدَیْ رَبِّها جَلَّ جَلالُهُ زَهَرَ نُورُها لِمَلائِکَةِ السَماءِ کَما یَزْهَرُ نُورُ الْکَواکِبِ لِأهْلِ الْأرْضِ وَ یَقُولُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ لِمَلائِکَتِهِ: یا مَلائِکَتِی، انْظُرُوا إلی أمَتی فاطِمَةَ سَیِّدَةِ إمائی قائِمَةً بَیْنَ یَدَیَّ تَرْتَعِدُ (تَرْعَدُ) فَرائِصُها مِنْ خیفَتی وَ قَدْ أقْبَلَتْ بِقَلْبِها عَلی عِبادَتی». [15] 

«وقتى دخترم فاطمه در محراب عبادت مى ايستاد همچون ستاره اىبراى ملائكه آسمان مى درخشيد. خدا به ملائكه مى گويد:

اى ملائكه بنگريد به بهترين بنده من فاطمه, او در مقابل من ايستاده و از خوف من تمامى وجودش مى لرزد و با تمامى حضور قلبش به عبادت من روى آورده».

ایمان غیر از اسلام است، چون اسلام به گفتن شهادتین است یعنی اگر کسی گواهی به توحید و رسالت داد مسلمان می شود و به عبارتی اسلام با اعتراف زبان به توحید و رسالت تحقق می‌یابد، اما ایمان با اعتراف زبان محقق نمی‌شود.

بلکه این همان چیزی است که در سایه عمل بر صفحه قلب می نشیند ایمان آن نور، آن روح، آن حالتی است که از انجام اعمال صالحه حاصل می شود و بر قلب مومن خانه می کند.

بنابراین ایمان آدم‌ها متفاوت است هر چه عمل بینه و خالصانه تر باشد، ایمان بیشتر و قوی تر می گردد.

اگر همه آدم با اعمال صالحه و خالصه قلبشان مومن می شود فاطمه زهرا سلام الله علیها هم قلب،چشم، زبان، گوش و خلاصه همه جوارح و اعضای او مؤمن می شود.

در واقع در همۀ ذرات وجودی حضرتایمان رسوخ نموده و همه شراشر وجود اش مملو از ایمان است.

این خود یک مزیت، فضیلت و برجستگی برای حضرت خواهد بود که دیگران از آن محروم اند.


7- شفاعت فاطمه(س)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«يَا فَاطِمَةُ! أَبْشِرِي فَلَكِ عِنْدَ اللَّهِ مَقَامٌ مَحْمُودٌ تَشْفَعِينَ فِيهِ لِمُحِبِّيكِ وَ شِيعَتِكِ».[16] 

«ای فاطمه علیها السلام مژده باد! که در پیشگاه خدا مقامی شایسته داری که در آن مقام برای دوستان

و شیعیانت شفاعت می کنی».

با توجه به تصریح پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فاطمه زهرا سلام الله علیها اهل شفاعت است، یعنی حتی حق شفاعت به او داده شد و نه تنها از نوادگان خود و شیعیان خود شفاعت می کند بلکه از محبان و دوستان خود هم شفاعت می کند.


8- فاطمه(س) زهره است

الف. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«أَنَا الشَّمْسُ وَ عَلِيٌّ الْقَمَرُ وَ الزُّهَرَةُ فَاطِمَةُ وَ الْفَرْقَدَانِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْن».[17] 

«من خورشیدم و علی علیه السلام ماه و فاطمه علیها السلام، زهره (ناهید) است و حسن و حسین علیهما السلام دو ستاره نور افشان فرقدان هستند».

ب. «اطْلُبُوا الشَّمْسَ، فَإِذَا غَابَتْ فَاطْلُبُوا الْقَمَرَ، فَإِذَا غَابَ فَاطْلُبُوا الزُّهَرَةُ، فَإِذَا غَابَتْ فَاطْلُبُوا الْفَرْقَدَيْنِ.

قُلْنَا: يَا رَسُولَ اللَّهِ: وَ مَنِ الشَّمْسُ؟ قَالَ: أَنَا. قُلْنَا: وَ مَنِ الْقَمَرُ؟

قَالَ عَلِيٌّ. قُلْنَا: وَ مَنِ الزُّهَرَة؟ُ قَالَ: فَاطِمَةُ. قُلْنَا: فَمَنِ؟ الْفَرْقَدَانِ قَالَ:الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ».[18] 

«آفتاب را بيابيد، و اگر آفتاب غروب کرد، ماه را طلب کنيد. در صورتيکه ماه از نظرها پنهان شد، زهره را بطلبيد، و اگر زهره ناپديد شد دو ستاره ي فرقدين رابجوييد.

سؤال شد يا رسول الله مقصود از شمس و قمر و زهره فرقدين چه کساني هستند؟

فرمود: من آفتابم، علي ماه، و فاطمه زهره است، و حسن و حسين دو ستاره فرقدان».

با این تشبیه جایگاه حضرت زهرا سلام الله علیها در «خمسه آل عبا» بیشتر روشن می شود اگر چه آن بزرگوار در میان زنان سیده و برترین آنها است اما در جمع پنج تن آل عبا جایگاه سوم دارد جایگاهی که در سلسله مراتب باید به او رجوع نمود.


9- مصداق آیه تطهیر

قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله:

«أُنْزِلَتْ آیَةُ التطْهِیرِ فِیْ خَمْسَةٍ فِیَّ، وَفِیْ عَلیٍّ وَحَسَنٍ وَحُسَیْنٍ وَفاطِمَة».[19] 

آیه تطهیر بر پنج نفر نازل شد: «بر من و علی و حسن و حسین و فاطمه علیهم‌السلام».

به تصریح پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حضرت فاطمه سلام الله علیها از مصادیق آیه تطهیر است و آن وجود مبارک، پارک از رجس و آلودگی است. یعنی باورها، اخلاق، مرام، اعمال، رفتار و حتی نیّات و منویات او مطهر، پاک و منزه است.


10- خلقت ویژه حضرت فاطمه(س)

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:«قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّكَ تَلَثَّمُ فَاطِمَةَ وَ تَلْزَمُهَا وَ تُدْنِيهَا

مِنْكَ وَ تَفْعَلُ بِهَا مَا لَا تَفْعَلُهُ بِأَحَدٍ مِنْ بَنَاتِكَ.

فَقَالَ إِنَّ جَبْرَئِيلَ ع أَتَانِي بِتُفَّاحَةٍ مِنْ تُفَّاحِ الْجَنَّةِ فَأَكَلْتُهَافَتَحَوَّلَتْ مَاءً فِي صُلْبِي ثُمَّ وَاقَعْتُ خَدِيجَةَ

فَحَمَلَتْ بِفَاطِمَةَ فَأَنَا أَشَمُّ مِنْهَا رَائِحَةَ الْجَنَّةِ». [20] 

امام محمّد باقر علیه السلام از جابر بن عبدالله نقل می‌کند که گفت:

به پیامبر خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم گفته شد:

«یا رسول الله! برای چیست که این قدر فاطمه‌ی زهراء سلام الله علیها را می‌بوسی و او را در بر می‌گیری و نزدیک خویش جای می‌دهی، با او یک لطف و مرحمتی داری که با دختران دیگر خود نداری»؟!

فرمود:

«جبرئیل سیبی از سیب‌های بهشتی برای من آورد و من آن را خوردم، آن سیب در پشت من مبدل به نطفه شد، وقتی با خدیجه همبستر شدم وی به فاطمه حامله گردید، لذا من از فاطمه بوی بهشت می‌بویم».

از این روایت استفاده می‌شود که حضرت صدیقه کبری از یک خلقت ویژه برخوردار بود و برای پیدایش اقدامات ویژه صورت پذیرفت.تجلی حور العینی در سیب بهشتی و بهره‌گیری توسط پیامبر و تبدیل آن به نقطه حضرت زهرا که این امور و امثال آن در روایات دیگر حاکی از آن است که خلقت حضرت یک خلقت ویژه بود.


11-آفرینش نور حضرت فاطمه(س)

عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ علیه‌السلام قَالَ:

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله خُلِقَ نُورُ فَاطِمَةَ قَبْلَ أَنْ تُخْلَقَ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ. فَقَالَ بَعْضُ النَّاسِ يَا نَبِيَّ اللَّهِ فَلَيْسَتْ هِيَ إِنْسِيَّةً. فَقَالَ فَاطِمَةُ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ. قَالَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ وَ كَيْفَ هِيَ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ؟ قَالَ خَلَقَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ نُورِهِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ آدَمَ إِذْ كَانَتِ الْأَرْوَاحُ فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ عُرِضَتْ عَلَى آدَمَ قِيلَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ وَ أَيْنَ كَانَتْ فَاطِمَةُ. قَالَ كَانَتْ فِي حُقَّةٍ تَحْتَ سَاقِ الْعَرْشِ قَالُوا يَا نَبِيَّ اللَّهِ فَمَا كَانَ طَعَامُهَا قَالَ التَّسْبِيحُ وَ التَّهْلِيلُ وَ التَّحْمِيدُ فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ وَ أَخْرَجَنِي مِنْ صُلْبِهِ أَحَبَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يُخْرِجَهَا مِنْ صُلْبِي»‏. [21] 

امام صادق از پدرش از اجدادش علیهم‌السلام روایت نمود که پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ فرمود:

«نور فاطمه پیش از آفرینش زمین و آسمان‌ها آفریده شد، یکی از مردم گفت: ای پیامبر خدا بنابراین فاطمه از جنس بشر نیست؟

پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در پاسخ او فرمود: فاطمه حوراء بشر است.

گفتند: ای پیغمبر خدا! چگونه می‏‌شود که زهرا حوریه و انسان باشد؟

فرمود: پیش از اینکه پروردگار متعال، حضرت آدم را خلقت نماید ـ در آن هنگام که روح‌های خلایق را آفرید ـ فاطمه را از نور خود خلق کرد،

و چون آدم را آفرید، [نور] فاطمه را به او ارائه نمود. گفته شد: ای پیامبر خدا! فاطمه در آن هنگام کجا بود؟

فرمود: نور او در میان یک ظرف کوچکی در زیر ساق عرش جای داشت.

گفتند: ای رسول خدا! غذای وی چه بود؟ فرمود: گفتن سبحان‌‌اللَّه، و لااله‌الّااللَّه، و حمد الهی. وقتی که پروردگار متعال، آدم را آفرید، مرا از پشت او بیرون نمود، و دوست داشت فاطمه را از صلب من بیرون آرد».

از این سخن نورانی پیامبر(ص) می‌ فهمیم که حضرت زهرا سلام الله علیها دارای خلقت نورانی بود. و پیش از آن که قدم به عرصه دنیا بگذارد نور او قبلا و حتی قبل از آفرینش حضرت آدم آفریده شده. خداوند متعال نور او را از نور خود آفریده تا بعداً طی فرآیندی نور  او تبدیل به خلقت جسمانی و دنیای گردید.


12- فاطمه(س)، علت آفرینش عالم

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله: لَمَّا خَلَقَاللهُ تَعَالَی آدَمَ اَبَا الْبَشَرِ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ،. اِلْتَفَتَ آدَمَ یَمْنَةَ الْعَرْشِ فَاِذَا فِی النُّورِ خَمْسَةَ اَشْبَاحٍ سُجَّداً وَ رُکَّعاً. قَالَ آدَمُ: هَلْ خَلَقْتَ اَحَداً مِنْ طِینٍ قَبْلِی؟

قَالَ: لَایَا آدَمُ. قَالَ:‌ فَمَنْ هَؤُلَاءُ الْخَمْسَةُ الْاَشْبَاحُ الَّذِی اَرَاهُمْ فِی هِیْئَتِی وَ صُورَتِی؟ قَالَ: هَؤُلَاءِ خَمْسَةٌ مِنْ وُلْدِکَ لَوْلَاهُمْ مَا خَلَقْتُکَ هَؤُلَاءِ خَمْسَةٌ شَقَقْتُ لَهُمْ خَمْسَةَ اَسْماءٍ مِنْ اَسْمَائِی، لَوْلَاهُمْ مَا خَلَقْتُ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ، وَ لَا الْعَرْشَ وَ لَا الْکُرْسِیَّ، وَ لَا السَّمَاءَ وَ لَا الْاَرْضَ، وَ لَا الْمَلَائِکَةَ وَ لَا الْاِنْسَ وَ لَا الْجِنَّ».

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

«هنگامی که خدای متعال آدم ابوالبشر را آفرید و از روح خود در او دمید. آدم به ‌جانب راست عرش نظر افکند،‌ آنجا پنج شبح غرقه در نور به حال سجده و رکوع مشاهده کرد،عرض کرد: خدایا! قبل از آفریدن من کسی را از خاک خلق کرده‌ای؟خطاب آمد: نه،‌ نیافریده ‌ام. عرض کرد: پس این پنج شبح که آنها را در هیئت و صورت همانند خود می‌بینم، چه کسانی هستند؟ خدای تعالی فرمود:این پنج تن از نسل تو هستند، اگر آنان نبودند،‌ تو را نمی‌آفریدم، نام‌ های آنان را از اسامی خود مشتق کرده‌ام (و خود آنان را نام نهاده‌ام) اگر این پنج تن نبودند، نه بهشت و دوزخ را می‌آفریدم و نه عرش و کرسی، نه آسمان و زمین و نه فرشتگان و انس و جن را».

«فَاَنَا الْمَحَمُودُ وَ هَذَا مُحَمَّدٌ، وَ اَنَا الْعَالِی وَ هَذَا عَلِیٌّ، وَ اَنَا الفَاطِرُ وَ هَذِهِ فَاطِمَةُ، وَ اَنَا الْاِحْسَانُ، وَ هَذَا الْحَسَنُ، وَ اَنَا الْمُحْسِنُ وَ هَذَا الْحُسَیْنُ.آلَیْتُ بِعِزَّتِی اَنْ لَا یَأتِینِی اَحَدٌ به مثقال ذَرَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ مِنْ بُغْضِ اَحَدِهِمْ اِلَّا اَدْخَلُهُ نَارِی وَ لَااُبَالِی یَا آدَم. هَؤُلَاءِ صَفْوَتِی به هم اَنَجِّیْهِمْ وَ به هم اُهْلِکُهُمْ فَاِذَا کَانَ لَکَ اِلَیَّ حَاجَةً فَبِهَؤُلَاءِ تَوَسَّلْ. فَقَالَ النَّبِیُّ: نَحْنُ سَفِینَةُ النَّجَاةِ،‌ مَنْ تَعَلَّقَ بِهَا نَجَی وَ مَنْ حَادَ عَنْهَا هَلَکَ فَمَنْ کَانَ اِلَی اللهِ حَاجَةَ فَلْیَسْاَلْ بِنَا اَهْلَ الْبَیْتِ».

«من محمودم و این محمد است. من عالی‌ام و این علی است. من فاطرم و این فاطمه است. من (قدیم) الاحسانم، و این حسن است. و من محسنم و این حسین است. به عزّتم سوگند! هر بشری به مقدار ذرّه بسیار کوچکی کینه و دشمنی هر یک از آنان را در دل داشته باشد، او را در آتش دوزخ می‌افکنم و باکی ندارم.

یا آدم! این پنج تن برگزیدگان من هستند و نجات و هلاک هر کس وابسته به (حُبّ و بغض) آنها است. ای آدم! هر وقت از من حاجتی داشتی، به آنان متوسل شو! (ابوهریره) می‌گوید: پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله در ادامه فرمود:

ما پنج تن کشتی نجاتیم، هر کس با ما باشد نجات یابد‌ و هر کس که از ما روگردان شود، هلاک گردد.، پس هر کس حاجتی از خدا می‌خواهد به وسیله ما اهل ‌بیت از خدا درخواست کند».[22]

اگر چه این حدیث فلسفه خلقت عالم را خمسه طیبه می‌داند، اما با توجه به اینکه حضرت صدیقه یکی از اعضای خمسه است؛ می‌توان گفت که او هم به نوبه خود مؤثر است، و می‌توان گفت از جمله حکمت وجودی عالم است.


1 2 3 4 5 6برگهٔ بعدی
برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن