حضرت فاطمه (س) در کتب آسمانی

حضرت فاطمه (س) در کتب آسمانی

پیامبر صلی الله علیه و آله به یک یهودی فرمود: اول چیزی که در تورات نوشته شده… آنگاه این آیه را خواند…

«یجدونه مکتوبا عندهم فی التوراه و الانجیل، و مبشرا برسول یأتی من بعد اسمه احمد»

یعنی: «آن را نزد خودشان در تورات و انجیل می یابند که مژده می دهد به پیامبری که بعد می آید و نام او احمد است».

و اما دوم و سوم و چهارم چیزی که در تورات نوشته شده:

علی و فاطمه و دو سبط آنان است. و آن فاطمه سیده نساء العالمین است. و آنان در تورات به این نامها هستند ایلیا و شبر

و شبیر و هلیون، یعنی: علی و حسن و حسین و فاطمه. [۱]

منبع:

[1] اختصاص شیخ مفید، ص ۳۶٫.

نام حضرت زهرا(س) در تورات و انجیل چیست؟

همچنين در تورات نام مبارك حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ «هليون» بوده است.

از برخي روايات اسلامي استفاده مي شود كه اسم مبارك امام حسن ـ عليه السلام ـ و امام حسين ـ عليه السلام ـ 

در تورات (كتاب مقدس يهوديان) «شبر» و «شبير» و در انجيل (كتاب مقدس مسيحيان) «طاب» و «طيب» مي باشند.[۱]

و در روايتي ديگر آمده است كه نام پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و ائمه ـ عليهم السلام ـ در تورات به زبان عبراني چنين بوده است:

ميذميذ (مصطفي ـ صلي الله عليه و آله ـ) ايليا (علي مرتضي ـ عليه السلام ـ) قيذور (حسن مجتبي ـ عليه السلام ـ) ايرييل (حسين شهيد)

 مشفور (زين العابدين ـ عليه السلام ـ) مسهور (محمدباقر ـ عليه السلام ـ) مشموط (جعفر صادق ـ عليه السلام ـ) 

ذومرا (امام موسي كاظم ـ عليه السلام ـ) هذاد (علي بن موسي الرضا ـ عليه السلام ـ) تيمورا (محمدتقي ـ عليه السلام ـ) 

نسطور (علي النقي ـ عليه السلام ـ) نوقش (حسن عسگري ـ عليه السلام ـ) قديمنا (حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ)[۲]

همچنين در تورات نام مبارك حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ «هليون» بوده است.[3]

لازم به ذكر است كه در تورات و انجيل كه فعلاً موجودند و در دسترس قرار دارند نام مبارك پيامبر اسلام و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ ذكر نشده است و نامهايي كه قبلاً ذكر شد در اين كتب يافت نمي گردند.

علت شان اينست كه تورات و انجيل موجود تورات و انجيل واقعي نيست و تحريفات زيادي در آنها صورت گرفته است چيزهاي زيادي از آن كم شده و مطالبي به آنها اضافه گرديده اند.

در باب ۳۶ سفر پيدايش تورات شرح وفات و دفن حضرت موسي بيان گرديده است و معلوم مي شود كه اين مطالب پس از حضرت موسي ـ عليه السلام ـ به تورات اضافه شده است.

پس عدم ذكر نامهاي مبارك ائمه ـ عليهم السلام ـ و حتي نام شخص پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در كتابهاي فعلي يهوديان و مسيحيان دليل بر عدم ذكر اين نامها در كتب مقدس واقعي آنها نمي باشد.

در انجيل برنابا نام حضرت پيامبر صريحاً ذكر شده[4] و همين مطلب باعث شده كه مسيحيان نسبت به اين انجيل بي اعتنا باشد. و آن را جزء اناجيل رسمي محسوب نكنند.

از سوي ديگر قرآن مي فرمايد:

«كساني كه كتاب هاي آسماني به آنان داده ايم او (پيامبر) را همچون فرزندان خود مي شناسند (گرچه) جمعي از آنان حق را آگاهانه كتمان مي كنند.»[5]

از اين آيه مباركه استفاده مي شود كه اهل كتاب پيامبر اسلام را به خوبي مي شناخته اند. و نام و نشان او را در كتابهاي مذهبي خود خوانده اند.

و صفات جسمي و روحي و ويژگيهاي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در كتب پيش به قدري زنده و روشن بوده است كه ترسيمي كامل از او در

 اذهان كساني كه با آن كتب سر و كار داشته اند بوده است.

بنابراين معلوم مي شود كه تورات و انجيلي كه فعلاً در دسترس مي باشند غير از تورات و انجيل واقعي و حقيقي است.

و از نظر ما مسلمانان اين كتب موجود هيچگونه اعتبار و ارزشي ندارد.

در نتيجه:

نامهاي مبارك ائمه ـ عليهم السلام ـ و پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ و فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ در كتابهاي مقدس كه تورات و انجيل باشد بطور صريح ذكر شده و پيروان اين دو دين براساس آنچه در تورات و انجيل راجع به پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ و اوصياء آن حضرت ذكر شده بود. كاملاً با اوصاف و ويژگي هاي پيامبر و ائمه ـ عليهم السلام ـ آگاهي داشته اند.

پی نوشت ها:

[1] ابن شهر آشوب، مناقب آل أبي طالب، ص ۱۶۶، نجف، مطبعه حيدريه، ۱۳۷۶ هـ ق.

[۲] اعلمي، حسن، عيون الاخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۴۷، بيروت، مؤسسه اعلمي، اول ۱۴۰۴.

[3] مفيد، الاختصاص، ۳۷ قم، جامعه مدرسين بي تا.

[4] انجيل برنابا، ۲۹:۱۴.

[5] بقره، آيه ۱۴۶.

 

حضرت زهرا (س) و کتاب مقدس

مكاشفه يوحنا كه بخش از انجيل است، گفته است كه زنی تاجی از دوازده ستاره بر سر داشت و فرزندی دارد كه عالم را نجات می‌دهد، مسيحيان می‌گويند اين زن حضرت مريم (س) و دوازده ستاره هم حواريون هستند، درحالی‌که يكي از اين حواريون خائن بود و نمی‌تواند ستاره باشد، پس مقصود از زن، حضرت زهرا (س) و آن دوازده ستاره هم ائمه شيعيان هستند.

يكی از بخش‌های مهم كتاب انجيل، بخش مكاشفات يوحناست، اين كتاب به‌صورت رمزگونه نوشته‌شده و مسيحيان برای توجيه وقايع جهان به آن استدلال می‌کنند و ادعا می‌کنند كتاب مقدس نيز مانند قرآن كريم، حاوی اخبار غيبی است.

در قسمتی از مكاشفه يوحنا زنی معرفی شده است كه تاجی از ستاره بر سر دارد و آبستن به فرزندی است و اژدهايی در پی كشتن آن مادر و فرزند است.

 

اصل متن به اين شكل است:

«و علامتی عظیم در آسمان ظاهر شد، زنی که آفتاب را دربر دارد و ماه زیر پاهایش و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است و آبستن بوده، از دردِ زه و عذاب زاییدن فریاد برمی‌آورد؛ و علامتی دیگر در آسمان پدید آمد که اینک، اژدهای بزرگِ آتشگون که او را هفت‌سر و ده شاخ بود و بر سرهایش هفت افسر؛ و دُمش ثلث ستارگان آسمان را کشیده، آن‌ها را بر زمین ریخت؛

 و اژدها پیش آن زن که می‌زایید بایستاد تا چون بزاید فرزند او را ببلعد. پس پسر نرینه‌ای را زایید که همه امّت‌های زمین را به عصای آهنین حکمرانی خواهد کرد؛ و فرزندش به نزد خدا و تخت او ربوده شد…

و در آسمان جنگ شد، میکائیل و فرشتگانش با اژدها جنگ کردند و اژدها و فرشتگانش جنگ کردند… 

و اژدهای بزرگ انداخته شد، یعنی آن مار قدیمی که به ابلیس و شیطان مسما است که تمام ربع مسکون را می‌فریبد. او بر زمین انداخته شد و فرشتگانش با وی انداخته شدند.»[1]

مسیحیان ادعا می‌کنند در اين عبارات، مقصود از «زن»، حضرت مریم (عليها‌السلام) است و مقصود از «دوازده ستاره»،حواريون حضرت عيسی (علیه‌السلام) است.

هیچ‌یک از مسلمانان نسبت به عظمت و عصمت حضرت مريم (عليها‌السلام) ترديدی ندارند، هم چنان‌که در قرآن كريم و روايات اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، از اين بانو به بزرگی یادشده است. همچنين نظر مسلمانان درباره حواريون حضرت عيسی (علیه‌السلام) نيز مطلوب بوده و همه آنان را وفادار به حضرت مسيح دانسته و حواريون را از اولياء خداوند می‌دانند و مطلب به‌صورت كامل در بخش‌های قبلی عنوان‌شده است[2].

اما اشكال اصلی اين است كه وقتی مسيحیان ادعا می‌کنند مقصود از «دوازده ستاره» حواريون حضرت عيسی (علیه‌السلام) است، از سوی ديگر هم ادعا می‌کنند كه يكی از اين حواريون به نام يهودای اسخريوطی، به حضرت عيسی (علیه‌السلام) خيانت كرد و آن حضرت را به يهوديان معرفی كرد و درنتیجه باعث قتل آن حضرت شد.

از سوی ديگر در اين متن آن منجی از دست اژدها نجات پيدا می‌کند درحالی‌که شما مسيحيان گفته‌اید كه حضرت عيسی (علیه‌السلام) به صليب كشيده و كشته شد.

شواهد خيانت يهودای اسخريوطی، بارها در انجيل تكرار شده و جاي ترديد در اين ادعا وجود ندارد، مثلاً: 

«آنگاه روسای کَهَنَه و کاتبان و مشایخ قوم …جمع شده، شورا نمودند تا عیسی را به حیله گرفتار ساخته، به قتل رسانند…

 آنگاه یکی از آن دوازده که به یهودای اسخریوطی مسمی بود، نزد روسای کهنه رفته، گفت، مرا چند خواهید داد تا او را به شما تسلیم کنم؟

ایشان سی پاره نقره با وی قراردادند؛ و از آن‌وقت درصدد فرصت شد تا او را بدیشان تسلیم کند.» [3]

 

در جای ديگر هم شبيه همين مطلب عنوان‌شده است:‌

«روسای کهنه و کاتبان مترصّد می‌بودند که چگونه او را به قتل رسانند، زیرا که از قوم ترسیدند. امّا شیطان در یهودای مسما به اسخریوطی که ازجمله آن دوازده بود داخل گشت و او رفته با روسای کهنه و سرداران سپاه گفتگو کرد که چگونه او را به ایشان تسلیم کند.» [4]

اما ازنظر ما اين واقعه اشاره به حضرت فاطمه زهرا (عليها‌السلام) دارد و مقصود از «دوازده ستاره» دوازده امام معصوم (علیهم‌السلام) است، آبستن بودن آن زن اين است كه از اولاد آن بزرگوار امام زمان (علیه‌السلام) است كه نجات‌دهنده جهان از شر مطلق است و وقايعی كه در ادامه مطلب مكاشفه يوحنا آمده است به مبارزات آن حضرت نيز شباهت دارد، البته تمام مطالب يوحنا، دقیقاً مطابق با وقايع آخرالزمان نيست.

پی‌نوشت‌:

[1]. مكاشفه يوحنا 12: 1- 9

[2]. رسولان بی‌ایمان يا حواريون مؤمن؟!

[3]. متی 26: 3 – 16

[4]. لوقا 22: 1-4

برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن