حضرت فاطمه (س) و عدم درخواست از همسر

حضرت فاطمه (س) و عدم درخواست از همسر

او سمبل و نمونۀ یک همسر شایسته و یک همتای بایسته و یک شریک زندگی برازنده ویک همراه و همراز آزاده و بزرگ در راه تقرب به خدا و طلب خشنودی او بود و در این راه از هیچ مهر و ایثاری دریغ نمی ورزید.

دیگران را بر خود مقدم می داشت وبا سختی های زندگی دلیرانه روبرو میگردید تا گرد و غبار اندوه و رنج زندگی بر دل مصفای همتای زندگی اش امیرمؤمنان و فرزندان ارجمندش ننشیند.

در جواب امیر مؤمنان که پرسید: فاطمه جان!چرا نگفتی چیزی در خانه نیست تا فراهم آورم؟ گفت:

«یا أبَا الحَسَنِ انی لاستحیی من الهی ان اکلف نفسک مالا تقدر علیه»[1]

«علی جان! من از پروردگارم حیا میکنم که چیزی را که تو بر فراهم اوردن ان توان نداری آن را از تو بخواهم و فراهم آوردن آن را از شما درخواست کنم».

الف. حیا فاطمه از همسرش

از ابوسعید خدری نقل شده:

روزی حضرت علی گرسنه شد و به به حضور حضرت فاطمه آمد و گفت:

ای فاطمه! آیا غذایی در خانه هست تا بخورم؟

فاطمه گفت:

نه سوگند به خدایی که پدرم را به مقام نبوّت گرامی داشت، و تو را به مقام وصایت اکرام نمود ، چیزی از طعام در خانه نداریم، و دو روز است که غذا نخوردیم ، که اگر چیزی از غذا وجود داشت ، تو را بر خودم و بر پسرانم حسن و حسین مقدم می داشتم .

امیر المومنین فرمود: فاطمه جان!

چرا به من خبر ندادی تا غذایی برای شما تهیه کنم؟ حضرت فاطمه گفت:

« قالت: یا ابا الحسن انی لا ستحیی من الهی ان اکلف نفسک ما لا تقدر علیه»[2]

ای ابا الحسن ! من از پروردگار خود حیا می کنم چیزی را از تو درخواست نمایم که تو بر آن توان و قدرت نداری.

اکثر مشکلات و گفتارهای امروزه در زندگی ها حتی آن هایی که خود را پیروان مکتب اهلبیت می دانند ، تجمل گرایی، چشم هم چشمی ها، ایجاد تکلف در زندگی، و اموری از این قبیل است که باعث نابودی زندگی و از دست رفتن آرامش در خانواده می شود.

اگر زنان دنیای معاصر مخصوصاً شیعیان و پیروان حضرت زهرا از این گونه جلوه های ایثار درس زندگی بگیرند ، و با ساده زیستی و مراقبت از خویشتن و دوری از آرزوهای زودگذر، زندگی زناشویی را می توانند به سوی آرامش و جاودانه بودن سوق دهند.

شرمندگی بخاطر درخواست

حضرت علی باغ خود را به 12 هزار درهم فروخت و تمام پول آن را بین فقرا و تهیدستان مدینه تقسیم کرد و به منزل رفت.

طبیعی است که انتظار فرزندان و همسر، پس از فروش باغ، آوردن غذا و میوه به منزل است.

حضرت فاطمه پرسید:

علی جان! غذای امروز ما چه شد؟

امیر المومنین برای تهیه غذا بیرون رفت، اما فاطمه بسیار از این درخواست خود ناراحت شد، و با خود می گفت: چرا سوال کردم؟ 

و آنگاه فرمود:

«قالت: فانی استغفر الله و لا اعود ابداّ»[3]

من از خداوند آمرزش می طلبم و دیگر این رفتاررا تکرار نخواهم کرد.

منابع:

[1] نک: مهدی نیلی پور، فرهنگ فاطمیه، اصفهان، مرکز فرهنگی شهید مدرس، 1384، ص 187.

[2] حسینی مرعشی،احقاق الحق وازهاق الباطل،ج 10،ص 323.

[3] بحارالانوار ج 41 ص 46 و کتاب امالي صدوق حديث 10 ص 379.

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن