پرسش از شما، پاسخ از ما

پرسش از شما، پاسخ از ما

هر گونه سوال در مورد زندگانی حضرت فاطمه زهرا (س) مطرح فرمائید، تا در اولین فرصت پاسخ دهیم. 

‫16 نظرها

  1. سلام عليكم.در باب اتفاقات بعد از پيامبر اكرم و شهادت حضرت زهرا عليهماالسلام:
    1)مدارك دقيق از كتب عامه و خاصه كه تصريح به احراق بيت حضرت زهرا عليهاالسلام دارد را لطفا ذكر فرماييد.
    2)دستور احراق بيت توسط چه كسي صادر گشت؟
    3)تاريخ دقيق هجوم به خانه حضرت زهرا عليهاالسلام كه منجر به احراق شد كي مي باشد؟
    4)در زمان احراق بيت چه كساني در خانه وحي حاضر و تحصن كرده بودند؟و تعداد مهاجمين به خانه وحي چه مقدار بودند؟
    5)آيا شهادت حضرت محسن عليه السلام در همين قضيه بوده است؟و
    6)چرا حضرت امير عليه السلام در اين ماجرا سكوت اختيار كرده بودند و دست به شمشير نشدند؟
    7)اصحاب خاصه اهلبيت عليهم السلام در اون موقع كجا بودند؟و آيا اين قضيه از قبل برنامه ريزي شده بود؟
    8)استنصار حضرت امير از مهاجمين و انصار قبل از احراق بيت بوده يا بعد از احراق بيت؟
    9)انشاء خطبه بي بي ملقب به خطبه فدكيه بعد از احراق بيت بوده يا قبل؟
    10)لطمات و صدمات وارده به بي بي قبل از احراق بوده يا همزمان با احراق؟
    11)واقعه معروف كوچه بني باشم و جسارت متخلف ثاني به بي بي آيا صحت دارد؟و زمان اين اتفاق كي بوده است؟
    12)در موقع غسل بي بي اين مطلب صحيح است كه حضرت امير دستشان رسيد به بازوي حضرت زهرا و دست از غسل كشيدند و …؟
    13)جريان رو گرفتن بي بي از حضرت امير صحت دارد؟
    14)مخالفين لعن و برائت شبهه مي كنند كه «حضرت زهرا در موقع دعا اول همسايگان را دعا مي كردند بعد خودشان را، پس چرا شما شيعيان از حضرت زهرا الگو نمي گيرين كه لعن و نفرين نكنيد و اتفاقا مي گويند حضرت قاتلين خود را دعا كردند» لطفا جواب فرماييد.
    15)چرا پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله قبل از شهادتشون خبر از منافقين مدينه و خبر از اتفاقات بعد از خود ندادند؟
    16)چرا حضرت امير از سقيفه بني ساعده حاضر نشدند و حق را بستانند و آيا احقاق حق امر وصايت و خلافت مهمتر است يا تجهيز بدن مبارك پيامبر و اينكه چرا حضرت 3روز مشغول به تجهيز بودند؟
    17)كداميك از جراحات و صدمات به بي بي دو عالم در منابع شيعي و سني بهش تصريح شده است؟
    18)در خبر شنيديم بعد از دفن بي بي منافقين مدينه اومدند قبرستان براي نبش قبر حضرت و در اين حين حضرت امير خود را به قبرستان رساندند و مواظبت كردند از اين عمل شوم، پس اينجا چرا مولا به مانند روز احراق بيت سكوت نكردند؟ يا چرا در قضيه احراق بيت به مانند قبرستان دست به شمشير نشدند؟
    19)هفت نفري كه در تشييع پيكر حضرت زهرا حاضر بودند چه كساني بودند و مصاديق روايت ارتد الناس بعد رسول الله… چه كساني هستند؟

    1. سلام علیکم در باب اتفاقات بعد از پیامبر اکرم وشهادت حضرت زهرا علیهما السلام:
      1- مدارک دقیق از کتب عامه وخاصه که تصریح به احراق بیت حضرت زهرا علیها السلام دارد را لطفا ذکر کنید .
      جواب
      بسمه تعالی
      خود تهدید به آتش زدن خانه توسط عمر موضوعی است مورد اتفاق علمای شیعه وسنی وفراهم آوردن مقدمات آتش از قبیل هیزم وآتشگیره هم مورد اجماع است وحتی تهدید به آتش زدن حتی با وجود فاطمه(س) توسط عمر هم در تاریخ شیعه وسنی به ثبت رسیده وقطعی است . نهایت آتش زدن را جمعی از علمای سنت متذکر نشدند وآن را در حد تهدید دانستند وبرخی دیگر تصریح نمودند ازجمله مسعودی در اثبات الوصیه ص 143 ومقاتل ابن عطیه در کتاب الأمامه والخلافه ص 160 و نیز مسعودی در مروج الذهب جلد 3 ص 77
      وعلمای معروف شیعه هم تصریح دارند از جمله :
      1-كتاب تحفه الابرار‌(تاليف: عماد الدين طبري- متوفاي قرن 7) صفحه 249.
      2-كتاب رساله اصول الدين (تاليف: مقدس اردبيلي – متوفاي 993)، صفحه 306
      3-كتاب حديقه الشيعه (تاليف : مقدس اردبيلي) صفحه 3.
      4- كتاب جلاء العيون (تاليف: علامه مجلسي – متوفاي 1111) صفحه 215.
      5-كتاب حق اليقين (تاليف: علامه مجلسي )صفحه 102.
      6-كتاب انس المومنين (تاليف: محمد بن اسحاق حموي- متوفاي 1051) صفحه 565.
      7-كتاب گوهر مراد (تاليف: عبدالرزاق لاهيجي-متوفاي 1051 )صفحه 565.
      8-كتاب انيس الموحدين (تاليف: ملامهدي نراقي – متوفاي 1209) صفحه 180
      9-كتاب رياض الشهاده (تاليف: محمدحسن قزويني – متوفاي 1204) جلد 1، صفحه 122.
      10-كتاب الكبريت الاحمر (تاليف: قايني بيرجندي – متوفا 1352) صفه 277.
      ودیگران که تصریح دارند. از جمله خواجه نصیر الدین طوسی در تجرید الاعتقاد وعلامه حلی در کشف المراد وفاضل مقداد در شرح باب حادیعشر ونیزسليم بن قيس» به نقل از «سلمان فارسي» آورده است:
      ” فقالت فاطمة عليها السلام : يا عمر ، ما لنا ولك ؟ فقال : افتحي الباب وإلا أحرقنا عليكم بيتكم . فقالت : ( يا عمر ، أما تتقي الله تدخل علي بيتي ) ؟ فأبي أن ينصرف . ودعا عمر بالنار فأضرمها في الباب ثم دفعه فدخل” .
      … حضرت زهرا(عليها السلام) فرمود: اي عمر، ما را با تو چه كار است؟ جواب داد: در را باز كن و گرنه خانه تان را به آتش مي كشيم! فرمود: اي عمر، از خدا نمي ترسي كه به خانه من وارد مي شوي؟! ولي عمر ابا كرد از اين كه برگردد. عمر آتش طلبيد و آن را بر در خانه شعله ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد… .
      كتاب سليم بن قيس ، تحقيق اسماعيل انصاري، ص 150
      در پایان عرض می کنم آنچه که در این واقعه مهم است همان حرمت شکنی وظلمی است که واقع شده است یعنی حرمت خانه فاطمه(س) راشکستن وزهرای اطهر (س) را مورد هتک ، توهین ، تهدید وارعاب قرار دادن وخشم اورا بر افروختن وجسم مبارک او را مورد جرح وآسیب قرار دادن وجنین وی را ساقط نمودن که همه این امور واقع شده ومورد تصدیق مورخین شیعه وسنی است .
      حال اگر کسی واقعه آتش سوزی را نفی کند ویا در آن تردید نماید آیا این امور را هم می تواند نفی کند ؟ آیا قبح وزشتی وعواقب دنیایی وآخرتی این امور کمتراز آتش سوزی است ؟

      2 – دستور احراق بیت توسط چه کسی صادر گشت ؟
      جواب :
      بسمه تعالی
      دستور احراق ازعمر صادر گشت که بعدا خلیفه دوم شد ( تاریخ ابی الفداء ج1 ص156 دارالمعرفه بیروت
      البته دهها منبع هست که من بخاطر اختصار یکی را ذکر کردم.

      3- تاریخ دقیق هجوم به خانه حضرت زهرا (س)که منجر به احراق شد کی می باشد ؟

      بسمه تعالی
      تاریخ دقیق برایم مشخص نیست . طبق بررسی به عمل آمده از منابع گوناگون وبا بهره گیری از تحقیقاتی که محققین انجام دادند تاریخ هجوم به خانه حضرت زهرا (س) حد فاصل بین50 تا75 روز پس از رحلت رسول گرامی اسلام (ص) بوده است .
      البته تحقیقی توسط نشریه ” تاریخ اسلام در آيینه پژوهش ” انجام شد که لطفا به شماره 27 (پاییز سال 89 ) مراجعه فرمایید.

      4- در زمان احراق بیت چه کسانی در خانه وحی حاضر وتحصن کرده بودند ؟ وتعدادمهاجمان به خانه وحی چه تعداد بودند؟
      جواب :
      بسمه تعالی
      گفته می شود هجوم در دو نوبت بود یک بار زمانی بود که تعدادی از صحابه ویاران حضرت علی (ع ) حضور داشتند که با تهدید حکومت وپس از اجازه حضرت علی (ع) خارج شده وخانه را ترک نمودند ودر هجوم بار دوم که به آن هجوم اصلی گویند کسی در خانه جز حضرت فاطمه (س) وحضرت امیر المومنین (ع) واحیانا فضه نبود .
      تعدادمهاجمان درتاریخ به صورت دقیق ثبت نیست اما حضور عمروقنفذ وجمعی از همراهان که برای هجوم آمده بودند قطعی است .
      متذکر می شود که هجوم به خانه علی (ع) بود نه خانه وحی . یعنی هجوم به حجره حضرت زهرا (س) در بیت پیامبر (ص) نبود بلکه هجوم به خانه حضرت علی (ع) که فاطمه زهرا (س) در آنجا سکونت وحضور داشت بود . هرچند می توان این خانه را هم خانه وحی دانست چون “مصحف فاطمه (س)” توسط جبريیل در همین خانه بر حضرت زهرا (س) نازل شد.

      5- آیا شهادت حضرت محسن (ع) در همین قضیه بود ؟

      جواب:
      بسمه تعالی
      بله در همین قضیه بود به گواهی تاریخ شیعه و سنی.

      6- چرا حضرت امیر (ع) در این ماجرا سکوت اختیار کرده بودندودست به شمشیر نشدند ؟
      جواب :
      بسمه تعالی
      حضرت امیر (ع) در این ماجرا سکوت نفرموده بودند ونه تنها سکوت نکرده بودند بل اعتراض هم نمودند اما اعتراض شان پذیرفته نمی شد. اما چرا دست به شمشیر نبرده بودند وجنگ نکردند بخاطر تذکری بود که پیابر (ص) در زمان حیات شان به او داده بودند که همین معنی را حضرت در مناقشه اش با عمر مطرح کرد ؛

      سليم بن قيس هلالي كه از ياران مخلص اميرمؤمنان عليه السلام است، در اين باره مي نويسد:
      وَدَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِي الْبَابِ ثُمَّ دَفَعَهُ فَدَخَلَ فَاسْتَقْبَلَتْهُ فَاطِمَةُ عليه السلام وَصَاحَتْ يَا أَبَتَاهْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَرَفَعَ عُمَرُ السَّيْفَ وَهُوَ فِي غِمْدِهِ فَوَجَأَ بِهِ جَنْبَهَا فَصَرَخَتْ يَا أَبَتَاهْ فَرَفَعَ السَّوْطَ فَضَرَبَ بِهِ ذِرَاعَهَا فَنَادَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ لَبِئْسَ مَا خَلَّفَكَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ.
      فَوَثَبَ عَلِيٌّ (عليه السلام) فَأَخَذَ بِتَلابِيبِهِ ثُمَّ نَتَرَهُ فَصَرَعَهُ وَوَجَأَ أَنْفَهُ وَرَقَبَتَهُ وَهَمَّ بِقَتْلِهِ فَذَكَرَ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) وَمَا أَوْصَاهُ بِهِ فَقَالَ وَالَّذِي كَرَّمَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّةِ يَا ابْنَ صُهَاكَ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ وَعَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) لَعَلِمْتَ أَنَّكَ لا تَدْخُلُ بَيْتِي.
      عمر آتش طلبيد و آن را بر در خانه شعله ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد! حضرت زهرا عليها السّلام به طرف عمر آمد و فرياد زد: يا ابتاه، يا رسول اللَّه! عمر شمشير را در حالي كه در غلافش بود بلند كرد و بر پهلوي فاطمه زد. آن حضرت ناله كرد: يا ابتاه! عمر تازيانه را بلند كرد و بر بازوي حضرت زد. آن حضرت صدا زد:
      يا رسول اللَّه، ابوبكر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتار مي كنند»!
      علي عليه السّلام ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت كشيد و بر زمين زد و بر بيني و گردنش كوبيد و خواست او را بكشد؛ ولي به ياد سخن پيامبر صلي الله عليه وآله و وصيتي كه به او كرده بود افتاد، فرمود: اي پسر صُهاك! قسم به آنكه محمّد را به پيامبري مبعوث نمود، اگر مقدرّات الهي و عهدي كه پيامبر با من بسته است، نبود، مي دانستي كه تو نمي تواني به خانه من داخل شوي»
      الهلالي، سليم بن قيس (متوفاي80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص568، ناشر: انتشارات هادي ـ قم ، الطبعة الأولي، 1405هـ.
      ملاحظه می فرمایید که علی(ع) به خاطر مصلحت اسلام وسفارش پیامبر خویشتن داری کرد ودست به شمشیرنبرد

      7- اصحاب خاصه اهلبیت علیهم السلام در آن موقع کجا بودند ؟ وآیا این قضیه از قبل برنامه ریزی شده بود ؟
      جواب:
      بسمه تعالی
      اصحاب خاصه با تهدید حکومت واذن امیر المومنین (ع) در همان هجوم اول خارج شده بودند ودر هجوم دوم که آن را در تاریخ هجوم اصلی خوانند کسی از خواص حضور نداشت .
      اما این که از قبل برنامه ریزی شده بود یا نه باید گفت اصل بردن حضرت امیر المومنین(ع) به مسجد برای بیعت (ولو بلغ مابلغ) برنامه ریزی شده بود ؛ یعنی برنامه این بود او را برای بیعت به مسجد ببرند هر چند با تهدید ، باهجوم ، با درگیری ، باخشونت وحتی با ضرب وجرح ومقاتله وحتی با باز کردن قهری درب با فرض بسته وقفل بودن اما سایر جزئیات واقعه که مثلا اگر درب بسته وقفل بود آیا آن را باقوه قهریه بشکنند ویا آن را بسوزانند جزء برنامه بود یا نه نمی دانم . فکر می کنم این موضوع در وقت اجرا باتصمیم خود عمر انجام شده بود.
      8 – استنصارحضرت امیر از مهاجمین وانصارقبل از احراق بیت بود یا بعد از احراق بیت ؟
      جواب:
      بسمه تعالی
      در هیچ یک از دو هجوم موضوع استنصارمطرح نگردید (ویا اگر مطرح شده بود لا اقل این حقیر به آن دست نیافتم) بل آنچه راکه مطرح شد عدم بیعت حضرت بود واینکه آن بزرگوار از بیعت امتناع می کرد واحیانا محاجه واستدلال هم می فرمود که چرا جریان غدیر را زیر پا می گذارید ؟ چرا خلافت را غصب می کنید ؟ چرا قصد قتل مرا دارید؟ وامثال آن . حضرت از کسی استنصارنکرد.

      9- انشاء خطبه بی بی ملقب به خطبه فدکیه بعد از احراق بیت بوده یا قبل ؟

      جواب:
      بسمه تعالی
      بابررسی به عمل آمده نتوانستم تقدم وتأخر دو واقعه را به صراحت به دست آورم اما خودم فکر می کنم واقعه فدک قبل از احراق بود زیرا اگر سخنرانی فدک پس از واقعه احراق می بود قطعا حضرت جریان احراق را در سخنرانی اشاره می فرمود که می بینیم اشاره نفرمود .
      تازه حضرت پس از احراق به خاطر آسیبهایی که دیده بود بیمار شد وبر اثر همان بیماری از دنیا رفت وحتی با این بیماری توان اینکه به مسجد برود وسخنرانی کند نبود وحتی حال وحوصله اینکه مذاکره ومحاجه وسخنرانی وامثال آن داشته باشد هم نبود در حالی که طبق نقل تاریخ حضرت برای ایراد سخنرانی لباس وحجاب مناسب پوشیده بود وبدون کمک دیگران خود به مسجد رفت وباسلامت سخنرانی فرمود وبرگشت.
      مضاف بر آنکه ایشان پس از واقعه احراق عهد کرد که با ابوبکر وعمر مواجه نشود پس دیگر جایی برای مذاکره ومحاجه واستدلال در قالب سخنرانی نبود. نتیجه آنکه با وجود این قرائن وامارات واقعه احراق پس از خطبه فدکیه بود نه قبل.

      10- لطمات وصدمات وارده به بی بی قبل از احراق بیت بوده یا هم زمان با احراق.
      جواب:
      بسمه تعالی
      لطمات وصدمات وارده به حضرت هم زمان با واقعه احراق بود . البته قبلا هم آسیبی از ناحیه عمر در جریان ستاندن قباله فدک هم دیده بود .

      11- واقعه معروف کوچه بنی هاشم وجسارت متخلف ثانی به بی بی آیا صحت دارد وزمان این اتفاق کی بوده است؟
      جواب :
      بسمه تعالی
      واقعه معروف کوچه بنی هاشم صحت دارد چون تاریخ شیعه وسنی آن را ثبت وتایید نمودند. ودر تاریخ اهل سنت از جمله ” السیرة الحلبیه فی سیرة الامین المامون” ج 3 ص 488 ناشر دار المعرفه – بیروت – 1400 ودر کتاب ” فلک النجاه فی الامامه والصلوه ” ص 160 وامثال آن ثبت است.
      و زمان واقعه هم قبل از احراق وهجوم به خانه امیرالمومنین (ع) بود

      12- درموقع غسل بی بی این مطلب صحیح است که حضرت امیر دست شان رسید به بازوی حضرت ودست از غسل کشیدند و…
      جواب :
      بسمه تعالی
      دست از غسل کشیدن به معنای نیمه کاره گذاشتن غسل نیست بل آن حضرت غسل را ادامه داده وتمام نمودند. البته در منابع معتبر ندیدم که حضرت دست از غسل کشیده باشند ( شاید باشد ومن موفق به یافتن آن نگردیدم) ولی اگر هم لحظاتی دست کشیده باشند حق دارند ؛ زیرا بدن مجروح وبازوی متورم حضرت زهرا(س) که در راه ولایت امیر المومنین (ع) جراحت وتورم یافت قطعا برای حضرت امیر (ع) دردناک بود وجا داشت لحظاتی اورا به خود مشغول کند واورا از هر کاری باز دارد .

      13- جریان رو گرفتن بی بی از حضرت امیر صحت دارد؟

      جواب:
      بسمه تعالی
      خیلی جستجونمودم منبع معتبری نیافتم اما باید متذکر شوم که رو گرفتن نه به معنای آگاه نبودن حضرت امیر (ع) از کبودی صورت است ورو گرفتن نه به معنای این است که حضرت امیر(ع) هیچ وقت آن را ندید وروگرفتن نه به معنای خبر ندادن حضرت زهرا آسیب صورت خود را به حضرت امیر (ع) است بل به معنای این است که حضرت زهرا (س) بر آن بود تا صورت کبودش مورد دید شوهر قرار نگیرد ودر نتیجه غم علی (ع) اضافه نشود.

      حضرت زهرا(س) آرامش روحی شوهر خود را می خواست ودر صدد بود از هر آنچه را که باعث ایجاد ویا افزایش غم شوهرش می شود رخ ندهد . از این رو تا می توانست وتا ممکن بود تلاش داشت صورت کبود خود را حضرت امیر (ع) نبیند تا مگر غم او افزون نگردد.

      وجدانا خیلی غمباراست برای شوهری که آسیب سنگین همسرش را به بیند ، آن هم آسیبی که در راه دفاع ازمرد ش رخ داده واو نتوانسته آن را جبران کند وهر بار که مشاهده کند چیزی جز غم نصیبش نمی شود . اینجا است که حضرت زهرا (س) بخاطر اینکه این وضعیت اندوهبار برای حضرت امیر کمتر شود حد المقدور تلاش می نمود تاصورت خود را نشان ندهد تا لا اقل نگذارد غمی بر غم او افزوده گردد .

      14- مخالفین لعن وبرائت شبهه می کنند که حضرت زهرا در موقع دعا اول همسایگان را دعا می کردند بعد خودشان را .پس چرا شما شیعیان از حضرت زهرا الگو نمی گیرید که لعن ونفرین نکنید. واتفاقا می گویند حضرت قاتلین خود را دعا کردند لطفا جواب فرمایید.
      جواب:
      بسمه تعالی
      اولا لعن در منابع دینی ما ممنوع وجزدر موارد خاص از جمله شیطان وکفار وظالمین مجاز نیست.پس لعن به ظالم مباح ومجاز است. انصافا کسانیکه ظلم کردند ومی کنند مستحق لعن ونفرین هستند مخصوصا کسانی که به اهلبیت ودودمان پیامبر (ص) ظلم کرده باشند وبه ویژه آنهایی که ظلمی را پایه گذاری نمودند.
      ثانیا اگرچه ما وظیفه داریم برای دیگران دعاکنیم واز قضا دعا برای دیگران حتی مقدم بر دعای خود است اما دعا برای ظالم چی ؟ حضرت زهرا برای همسایه ظالم دعا نکردند تازه نفرین هم داشتند . در نقل است به احدی از اینهایی که به او ظلم نمودند فرمود من پس از نماز علیه شما نفرین می کنم . واگر برای دشمنان دعا کرده باشند (که سیره آن بزرگواران است) دعا برای ارشاد و اصلاح شان بود تا از مسیر کج بر گردند نه دعا برای ظالمان که ظلم شان زیادتر گردد . پس نفرین شیعیان نفرین علیه ظالمان است .

      15- چر ا پیابر اکرم قبل از شهادتشان خبر از منافقین مدینه وخبر از اتفاقات بعد از خود را ندادند ؟
      جواب:
      بسمه تعالی
      البته پیامبر خدا از اتفاقات پس از خود خبر دادند ودر کتب شیعه وسنی فراوان است از این خبر ها اما کو گوش شنوا وقلب سلیم ؟ در اینجا به دو خبر اکتفا می کنم :
      الف : روزي پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم نشسته بود ، حسن بن علي بر او وارد شد ، ديدگان پيامبر كه بر حسن افتاد ، اشك آلود شد ، سپس حسين بن علي بر آن حضرت وارد شد ، مجدداً پيامبر گريست . در پي آن دو ، فاطمه و علي عليهما السلام بر پيامبر وارد شدند ، اشك پيامبر با ديدن آن دو نيز جاري شد ، وقتي از پيامبر علت گريه بر فاطمه را پرسيدند ، فرمود :

      وَ أَنِّي لَمَّا رَأَيْتُهَا ذَكَرْتُ مَا يُصْنَعُ بِهَا بَعْدِي كَأَنِّي بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ في بَيْتَهَا وَ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ إِرْثَهَا وَ كُسِرَ جَنْبُهَا [وَ كُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جَنِينَهَا وَ هِيَ تُنَادِي يَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِيثُ فَلَا تُغَاثُ … فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَتَقْدَمُ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة .ترجمه

      فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِي نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّي أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ آمِين .

      زماني كه فاطمه را ديدم ، به ياد صحنه اي افتادم كه پس از من براي او رخ خواهد داد ، گويا مي بينم ذلت وارد خانهء او شده ، حرمتش پايمال گشته ، حقش غصب شده ، از ارث خود ممنوع گشته ، پهلوي او شكسته شده و فرزندي را كه در رحم دارد ، سقط شده ؛ در حالي كه پيوسته فرياد مي زند : وا محمداه ! ؛ ولي كسي به او پاسخ نمي دهد ، كمك مي خواهد ؛ اما كسي به فريادش نمي رسد .

      او اول كسي است كه از خاندانم به من ملحق مي شود ؛ و در حالي بر من وارد مي شود كه محزون ، گرفتار و غمگين و شهيد شده است .

      و من در اينجا مي گويم : خدايا لعنت كن هر كه به او ظلم كرده ، كيفر ده هر كه حقش را غصب كرده ، خوار كن هر كه خوارش كرده و در دوزخ مخلد كن هر كه به پهلويش زده تا فرزندش را سقط كرده و ملائكه آمين گويند
      فرائد السمطين ج2 ، ص 34 و 35 .

      ب : خبر : فاطمه بضعه منی فمن آذاها فقد آذانی .
      شما وما می دانیم مشابه این اخبار از پیامبر زیاد است اما کو گوش شنوا؟

      16- چرا حضرت امیر از سقیفه بنی ساعده حاضر نشدند وحق را بستانند وآیا احقاق حق امر وصایت وخلافت مهمتر است یا تجهیز بدن مبارک پیامبر(ص) واینکه چرا حضرت سه روز مشغول به تجهیز بودند؟
      جواب :
      بسمه تعالی
      راه سقیفه راه باطلی بود . آیا حضرت امیر (ع) که حق است حقانیت خود را از طریق باطل مطالبه کند ؟ تازه اگر حضرت می ر فت کار عاقلانه یی نبود چرا که اعضای جلسه اورا قبول نداشتند وبرای او حقی قائل نبودند واگر کاندیدا می شد به او رأی نمی دادند چطور حضرت کاری کند که برای او نتیجه ندارد وتازه نتیجه عکس دارد وحضور او نوعی تایید جلسه بود وبعد نمی توانست ازحق خود دفاع کند .

      اما تجهیز سه روزه اولا سه روز نبود ودوروز بود ثانیا خود تجهیز به فرصت زیاد نیاز نداشت بل آن هماهنگی های مربوط به تجهیز فرصت را طولانی کرد تا آنهایی که وسط تجهیز ، تجهیز را رها کردند وبه سقیفه رفتند تا از نمد سقیفه برای خود کلاهی بدوزند موجب شد تا تجهیز طول بکشد . آری شرکت کنندگان در سقیفه وبگو مگوهای صورت گرفته باعث شد تا جریان تجهیز به طول انجامد.

      17- کدام از جراحات وصدمات به بی بی در منابع شیعی وسنی به آن تصریح شد؟
      جواب:
      بسمه تعالی
      آسیب به بازو ، آسیب سینه بامیخ در ، سقط جنین ، آسیب پهلو وسیلی به صورت که اکثر این آسیبها در نامه عمر به معاویه تصریح گردید.

      18- در خبرشنیدیم بعد از دفن بی بی ، منافقین مدینه آمدند قبرستان برای نبش قبر حضرت ودر این حین حضرت امیر(ع) خود را به قبرستان رساند ند ومواظبت کردند از این عمل شوم . پس اینجا چرا مولا به مانند روز احراق بیت سکوت نکردند ؟ یا چرا در قضیه بیت به مانند قبرستان دست به شمشیر نشدند ؟
      جواب:
      بسمه تعالی
      در جریان احراق بیت ، حضرت برای حفظ اسلام مامور به صبر بودند ومی دانستند که شمشیر نه تنها کاری از پیش نمی برد بلکه به اسلام آسیب می رساند اما در جریان نبش قبر موضوع اسلام مطرح نبود بلکه صرفا عمل دقیق واجرای جدی وصیت حضرت زهرا (س) بود که تهدید شمشیر هم می توانست ماجرا را خاتمه دهد و هم داد.
      حضرت متعهد بود تا به سفارش حضرت نسبت به غسل وکفن ودفن عمل کند .چون مخالفان بر آن بودند تا سفارش حضرت را نقض کنند و با نبش قبر بر بدن حضرت فاطمه (س) نماز بخوانند واین خلاف سفارش حضرت بود وحضرت امیر المومنین هم مقید بودند که به سفارش حضرت زهرا (س) عمل کنند واز قضا تهدید به شمشیر هم در اینجا کار ساز بود.

      19- هفت نفری که در تشییع پیکرحضرت زهرا(س) حاضر بودند چه کسانی بودند ؟ ومصادیق روایت ” ارتد الناس” بعد رسول الله چه کسانی هستند ؟
      جواب :
      بسمه تعالی
      عدد قطعی را نمیتوان مطرح کرد وطبق نقل تاریخ افرادی که شرکت داشتند عبارتند از : امام امیرالمومنین (ع) ، سلمان ، ابوذر ، مقداد ، عمار ، حذیفه ، عبد الله ابن مسعود. ودر برخی از نقل ها امام حسن وامام حسین علیهما السلام هم ذکر شدند.
      اما حدیث “ارتد الناس” اولا سند آن ضعیف است ونمیتوان به آن اعتماد کرد وبر فرض صحت باید دانست معنای ارتداد ، ارتداد از دین نیست بلکه منظور برگشت از عهد وپیمان است . یعنی آنهایی که در جریان غدیر خم ، ولایت وامامت امام امیر المومنین (ع) را شاهد وناظر بودند وبا بیعت خود بر آن عهد بسته بودند اما پس از رحلت رسول گرامی اسلام از عهد خود برگشتند وبا مخالفت ویا سکوت خود آن را نقض نمودند .
      واما آنهایی که استثنا شدند و نام شان درروایت یاد شده است مثل سلمان واباذر ومقداد ویا آنهایی که از آنان تعبیر به ناس یا جمعی از مومنین شد همه وهمه حاکی از مراتب ایمان وعهد شان است . یعنی برخی برعهد خود جِدًا پایدار ماندند مثل افراد یادشده وبرخی دیگر با فاصله اندک متوجه شدند و به حق برگشتند وجمعی دیگر بعدا ملحق گردیدند .ودر مجموع منظور از ارتداد ، ارتداد از دین نیست بلکه ارتداد از حق و ولایت است.

  2. سلام عليكم.لطفا صحت و كذب و توضيح حديث مشهور زير را بفرماييد:
    «يا احمد لولاك لما خلقت الافلاك و لولا علي لما خلقتك و لولا فاطمه لما خلقتكما»

    1. جواب:
      بسمه تعالی
      اگرچه این حدیث جزء احادیث صحیح السند شاید به شمار نیاید اما مفاد ومحتوای آن به صورت مجزا در احادیث صحیح السند از شیعه وسنی وجود دارد . بنا بر این می شود به محتوی ومفاد آن ، اعتبار واعتماد نمود .اکنون به چند قطعه از احادیث که به نحوی شامل این مفاد است را متذکر می شوم .
      – لولاک لما خلقت آدم
      – لولاک لما خلقت الجنه والنار
      – لولاک لماخلقت ارضی وسمائی
      – لولاک لما خلقت الافلاک
      – لولاک لما خلقت آدم ولولا علی ماخلقت الجنه فانی بکم اُجزی العباد یوم المعادبالثواب والعقاب
      – لو لاهما(پیامبر وعلی) ماخلقت خلقی
      – یا علی لو لا نحن ماخلق الله ادم ولا حوا ولا الجنه ولا النارولا السماءولا الارض
      – لولاک لما خلقت الافلاک ولو لاعلی لما خلقتک
      – یا احمد لو لاک لما خلقت الافلاک ولو لا علی لماخلقتک ولولا فاطمه لما خلقتکما

      همه اینها در سایت “الشیعه” درج شده و شما می توانید آن را با مستندات ومنابع مشاهده فرمایید.
      ملاحظه می فرمایید که حدیث مورد نظربه نحوی جملات ومحتوای آن با کم وزیادش در احادیث فوق آمده وبا ملاحظه این عبارات وباتنوع اسناد معتبری که دارند می توان به اعتبار سند حدیث مورد بحث اعتماد نمود.
      به نظرم مشکل در سند نباشد بلکه مشکل در فهم مفاد حدیث است .یعنی آنچه که انسان را به پرسشگری وا می دارد سند نیست بلکه فهم معنای حدیث است که چگونه می شود کائنات درگرو وجود سه نفر باشد . شاید سئوال شما بیشتر به محتوا باشد تا به سند. یعنی وقتی مفاد را نتوانیم خوب بفهمیم اصل صدور حدیث را زیر سؤال می بریم ویا اساسا صورت مسئله را پاک می کنیم . اینک توضیح موضوع با بیان چند نکته:
      الف: کائنات اعم از زمینی وآسمانی برای انسان آفریده شد ( خلق لکم ما فی السماوات والارض)
      ب: انسان برای کمالش علاوه بر هدایت تکوینی به هدایت تشریعی هم نیاز داشت ودارد.
      ج: هدایت تشریعی که توسط سلسله پیامبران اولوالعزم ارائه شد با شریعت پیامبر خاتم (ص) تکمیل شد که اگر نبود شریعت خاتم ، شرایع گذشته برای کمال انسان در طول زمان کافی نبود وانسان بدون هدایت ویا هدایت ناقص باقی می ماند واین خلاف حکمت الهی است .
      د: هدایت تشریعی که همان نبوت باشد بدون امامت که مسئولیت تبیین واجراء را برعهده دارند ناقص می ماند.
      ه: امامت که در قالب دوازده امام معصوم تجلی یافت با وجود علی (ع) وزهرا(س) تحقق یافت که اگر نبودند این دو بزرگوار ، ائمه هدی(ع) هم نمی بودند ودر نتیجه امامت ناقص وبالمأل شریعت ناقص می ماند .
      و: پس انسان در مسیر کمالش به هدایت تشریعی یعنی نبوت وامامت محتاج ونبوت وامامت به وجود پیامبر وعلی وفاطمه محتاج بود که اگر نبودند این سه بزرگوار هدایت تشریعی ناقص وبا نقص هدایت تشریعی کمال انسان ناقص می ماند ودر نتیجه خلقت افلاک هم بی ثمر بود چون خلقت برای انسان کامل است نه انسان ناقص وانسان آنگاه به کمال می رسد که شریعت با همه اجزایش تحقق یابد.
      حاصل آنکه :
      اگر پیامبر نبود افلاک که در خدمت تکامل انسان بود بی ثمر بود چون افلاک بدون هدایت تشریعی کامل برای کمال انسان کافی نبود .واگر نبودند علی وفاطمه وبه عبارتی اگر نبود امامت ، نبوت هم بی نتیجه بود پس افلاک با وجود پیامبر معنا پیدا می کند وپیامبر باوجود علی وفاطمه معنی می یابد.و این است معنای: ” لولاک لما خلقت الافلاک ولو لاعلی لما خلقتک ولو لا فاطمه لما خلقتکما.”

  3. سلام عليكم.نقش حضرت زهرا سلام الله عليها در ترويج دين اسلام، نبوت خاتم الانبياء و ولايت اميرالمومنين عليهماالسلام چيست؟

    1. بسمه تعالی
      از اینکه حضرت زهرا (س) در ترویج نبوت و ولایت گام مؤثر بر داشت واقدام جدی وقطعی نمود تردیدی نیست .نهایت بخشی از آن کلامی وگفتاری است وبرخی دیگر عملی ورفتاری .
      حضرت زهرا (س) اولا به سخن وسیره پیامبر (ص) هم عمل کرد وهم آن را برای آیندگان بیان نمود ودر سخنان آن بزرگوار پر است از سخن وسیره رسول گرامی اسلام (ص) ضمن اینکه در تثبیت نبوت آن بزرگوار تلاش ومجاهدت عملی هم داشت.
      وهمچنین آن بزرگوار باگفتار ورفتار سیاسی ونیز مراجعه به افراد ذینفوذ در مدینه وایضا مبارزه ومجاهده باحاکمیت نامشروع وقت در ترویج وتثبیت ولایت امیر المومنین (ع) نقش فعال ایفا نمود .
      در مجموع حضرت زهرا (س) هم در ترویج نبوت وهم در ترویج ولایت تلاش مستمر از خود به یادگار گذاشت واکنون هم هزاران گفتار وکلمات شان به ویژه سیره آن بزرگوار در معرفی دین ونبوت و ولایت مورد بهره برداری علاقمندان قرار می گیرد واین مائده آسمانی برای مشتاقان فرهنگ اهلبیت (ع) واسلام ناب محمدی گسترده و پهن است .

  4. لام عليكم.از استادي شنيده كه اين روايت امام عسكري عليه السلام كه مادر ما حجت بر ما هست غلط است چون حجت با علي متعدي شده است لذا معناي آن ميشود كه مادر ما عليه ما اهلبيت حجت هستند آيا درست است؟ضمنا مفوم اين حديث و عين متن حديث را بفرماييد.

    1. بسمه تعالی
      متن حدیث چنین است
      عَنِ الإمَامِ الْعَسْکَري: «نَحْنُ حُجَجُ اللّهُ عَلَی خَلْقِهِ وَ أُمُّنَا [جَدَّتُنَا] فَاطِمَةُ حُجَّةُ اللّهِ عَلَیْنَا».
      امام حسن عسکری(علیه السلام) فرمودند: ما حجّت‌های خدا بر خلقش هستیم و مادرمان فاطمه(علیهاالسلام) حجّت خداست بر ما.
      منابع:
      تفسير اطيب البيان، طیب، ج‏۱۳، ص۲۲۵؛ أسرار فاطميه، شيخ محمد فاضل مسعودی، ص۱۷ و ۵۳ و ۶۹ و ۹۹ و ۱۵۴ و ۴۱۰؛ فاطمة الزهراء بهجة قلب مصطفى، همدانی، ص۷۴۴، ح ۷.
      حجت یعنی برهان ودلیل وهر آنچه را که بشود با آن استدلال نمود .
      فاطمه (ع) حجت است یعنی دلیل زندگی ما وراهنمای زندگی ما است یعنی سیره او وسخن او برای ما سند ودلیل وراهنما است . تعدی حجت به “علی” الزاما معنایش قیام واقدام به ضرر نیست مثلا اگر پیامبر ویا ائمه هدی (ع) حجت برما هستند آیا معنایش این است که به ضرر ما هستند ؟ ابدا . معنایش این است که سیره وسخن شان دلیل وراهنما ونیز سند صحت ودرستی کار ما است .وروز قیامت می توانیم برای اقدامات مان استدلال کنیم که کار ما مستند به سخن وسیره امامان ما بود .
      ائمه هدی(ع) هم می توانند حضرت صدیقه کبری (س) که معصومه است وبخاطر همین عصمت حجت هم هست را به عنوان حجت وراهنمای خود قرار داده وسیره وسخن اورا سند عمل خود قرار دهند.

  5. مقام علمي حضرت زهرا سلام الله عليها در چه حيطه اي هست؟ آيا ايشان در آيه55 مائده و همچنين آيه59 نساء نقش دارند؟ چرا در زيارت آل ياسين اسم ايشان به عنوان حجت الله مطرح نشده است؟

    1. بسمه تعالی
      اولا مراتب علمی حضرت از نوع کسبی نبود بلکه از نوع لدنی ومن عنداللهی بود که ملقب به لقب محدثه بودن ویا “مصحف فاطمه” (س) ناظر به همین علم لدنی است .
      ثانیا به میزان نیاز جامعه خود آگاه بود ومی توانست نیاز علمی همه را رفع کند وبدون اینکه در علم نیاز به کسی داشته باشد
      ثالثا جنس علم او از همان جنسی بود که جامعه به آن نیاز داشت ودارد .یعنی هر نوع سئوالی از او می شد خواه فقهی خواه فلسفی خواه کلامی خواه عرفانی وخواه تاریخی ( چه مربوط به گذشته وچه مربوط به آینده ) کاملا باخبر بود ونیاز به تعلم وفراگیری نداشت.
      جنس علم او از جنس علم امیر المومنین (ع) بود چراکه او کفو وهمتای امیر المومنین (ع) واز همه فضائل آن حضرت از جمله علم او برخوردار بود ومی دانیم که امیر المومنین (ع) باب علم پیامبر (ص)بود پس حضرت صدیقه (س) هم باب علم النبی است .
      آما آیه 55 سوره مائده اگر بنا باشد آن را به سایر معصومین غیر از امیر المومنین(ع) تعمیم دهیم شامل حضرت صدیقه طاهره(س) هم خواهد شد . وفکر می کنم آیه 59 نساء را اشتباها مطرح کردید وربطی به موضوع ندارد.
      اما زیارت آل یس باید عرض کنم ضرورتی ندارد که در همه زیارتها وتوسلات نام آن بزرگوار باشد زیرا زیارتها وتوسلات چند نوعند برخی با آنکه مال همه است اما اسم کسی در آن نیست مثل زیارت جامعه کبیره وبرخی از توسلات نام همه هست مثل دعای توسل ویا مثل زیارتهای هفتگی که ایام هفته بین معصومین (ع) تقسیم شد و زیارت آن بزرگوار در روزیکشنبه قرار گرفت وبرخی از زیارتها مثل آل یس که شأن نزولش امام زمان (عج) هست وسایر ائمه(ع) هم به مناسبت ذکر شدند نیامد. البته این نیامدن معنایش این نیست که او حجت نیست زیرا نام پیامبر (ص) هم به عنوان حجت ذکر نگردید . پس عدم ذکر نام آن بزرگوار ویا عدم ذکر حجت دلیل برعدم حجت بودن او نیست .

  6. سلام عليكم.در چه جايگاه و مقامي و به چه علت وجود نازنين امام عصر عليه السلام فرمودند: «في ابنة رسول الله لي اسوة حسنة» و اين مطلب از جهت متن و سند صحت دارد؟و در چه مواردي حضرت صديقه الگوي حضرت حجت هستند؟

    1. بسمه تعالی
      اصولا انسان دوست دارد از انسان کامل وبزرگتر از خودالگو بگیرد و فاطمه زهرا (س) انسان کامل ، پاره تن پیامبر(ص) ، لیله القدر ، بانوی بانوان عالم ، ام الائمه (ع) ، دردانه کائنات وحبیبه خدا وحبیبه پیامبر(ص) است . خیلی افتخار دارد که آدم از چنین انسانی الگو بگیرد . ائمه هدی (ع) حضرت زهرا (س) را از خود بهتر می دانستند وبرای او احترام خاص قائل بودند وحضرت نزد آن بزرگواران از عظمت ، حرمت وجایگاه ویژه برخوردار بود، اورا مقرب عند الله وفردی معصوم وپاک می دانستند وزندگی اورا در ابعاد مختلف عبادی ، اجتماعی ، سیاسی ، مادی ومعنوی قبول داشتند وآن را می پسندیدند وزندگی حضرت برای آنها جالب ، جاذب وشیرین ومقبول بود ودر حقیقت او را از خود برتر وبالاتر می دانستند وامام حسین (ع) می فرمود : ” امی خیر منی ” واز این رو مایل بودند که از او الگو بگیرند ولذا سزاوار است بل بهتر است که انسان از بهتر وبزرگتر از خود الگو بگیرد .
      پیامبر (ص) فرمود : ” فاقتدوا بالزهره ” ( به زهرا اقتدا کنید ) بنا بر این الگو قرار دادن حضرت کار پسندیده وبجا ومناسب است
      وبرای ائمه (ع) هیچ اشکالی ندارد که آن بزرگوار را الگوی خود قرار دهند.
      البته باید بدانیم اقتدا والگوگیری معنایش آن نیست هر کاری که الگو انجام داد به ویژه مسائل اجتماعی وسیاسی پس ما هم انجام بدهیم چون کارهای سیاسی اجتماعی بر اساس شرایط خاص خودش باید انجام شود پس یک اقدام اگر در یک شرائط زمانی ومکانی خاص انجام شود نمی توان همان را در شرائط زمانی ومکانی دیگر انجام داد مثلا پیامبر(ص) با آنکه الگوی امیر المومنین(ع) است اما امیر المومنین (ع) نمی تواند کاری که پیامبر(ص) در شرایط خاص انجام داد حضرت همان کار را در در زمان خود با شرائط ویژه دیگر انجام دهد.
      بنا بر این امام زمان (عج) از زهرا (س) الگو می گیرد تا جایی که شرائط اجازه دهد . مثلا اگر زهرای اطهر (س) در یک شرایطی خشم نشان داد ویا سکوت کرد ویا فریاد زد این مربوط بود به همان شرائط نه شرائط دیگر .
      حاصل آنکه حضرت برای امام زمان (عج) الگو است در مسائل عبادی ، معرفتی ، زندگی شخصی وهمچنین در مسائل سیاسی واجتماعی البته در شرائط همسان.
      واین حدیث از نظر متن وسند معتبر است

  7. سلام عليكم.از بعضيها شنيدم كه فرمايش فاطمة بضعة مني… بخاطر اين بوده كه حضرت امير عليه السلام حضرت زهرا عليهاالسلام را آزردند و… . آيا اين مطلب صحت دارد؟(العياذ بالله).ضمنا در چه جايگاهي و به چه علت اين تعبير براي شخص حضرت زهرا به كار رفت؟

    1. بسمه تعالی
      اولا این حدیث با این مفهوم در قالب عبارتهای مختلف در موارد متعدد وارد شده ومخاطب حدیث فقط امیر المومنین(ع) نبوده ونیست بلکه این عبارت در جاهای متعدد از جمله در مذاکره با جناب اباذر وحتی مذاکره با خود حضرت زهرا(س) ونیز درجمعی در مسجد که پیامبر(ص) پیرامون اهلبیت(ع) سخن می فرمود و نیزدر جریان آن نا بینا که خدمت رسول خدا (ص) رسیده بود وبسیاری موارد دیگر مطرح شده بود . پس اختصاص به حضرت علی (ع) نداشت تا گفته شود که پیابر (ص) به او تذکر داد تا فاطمه (س) را اذیت نکند.
      ثانیا این حدیث در شأن ومنزلت حضرت فاطمه (س) وارد شد تا از این طریق منزلت حضرت به جهان معرفی گردد واعلام شود که حضرت زهرا جسم وجان پیامبر است و او شأن وشخصیت نبوی دارد ، اکرام او اکرام پیامبر است وآزار او آزار پیامبر (ص) است . آنهایی که شأن نزول حدیث را به حضرت امیر(ع) اختصاص می دهند می خواهند شأن فاطمه (س) را پایین بیاورند وبگویند که اکرام وآزار حضرت زهرا(س) موضوع خانوادگی است نه جهانی وبین المللی .
      ثالثا در تاریخ به اثبات رسیده است که خلیفه اول ودوم حضرت زهرا (س) را اذیت نمودند ومی دانیم هرکس فاطمه زهرا(س) را اذیت کند پیامبر (ص) را اذیت نموده است واز سویی بر اساس آیه (” ان الذین یوذون الله ورسوله لعنهم الله فی الدنیا والاخره واعدلهم عذابا مهینا – سوره احزاب آیه 57- کسانی که خدا وپیامبر (ص) را بیازارند ملعون خدا در دنیا وآخرت هستند وخداوند عذاب خوار کننده یی برای شان آماده کرده است .)هرکس پیامبر(ص) را اذیت کند ملعون خدا ومعذب در آخرت است .
      ازاینرو برخی ناصبی ها بر آن شدند تا با انتساب این حدیث به حضرت علی (ع) خلیفه اول ودوم را تطهیر کنند وحضرت علی (ع) را بد نام نمایند.
      رابعا در زندگی مشترک حضرت زهرا(س) وامیرالمومنین (ع) موردی نقل نگردید که این دو عزیز همدیگر را آزار داده باشند بلکه بعکس حرمت وشأن همدیگر را تا آخر عمر حفظ کردند اما این دیگران بودند که عملا حضرت زهرا (س) را آزردند که در کتب معتبره اهل سنت به صراحت ذکر شده است .
      حاصل آنکه این سخن با تعابیر گوناگون ودر موارد مختلف از پیامبر (ص نقل شده ومقصود بیان شخصیت وعظمت وحرمت والای حضرت زهرا (س) است آن هم حرمت وعزت وعظمت در نزد خدا ورسول خدا نه حرمت وعظمت خانوادگی. وآنهایی که این شبهات را ایجاد می کنند برای تطهیر بزرگان خود ونسبت ناروا به بزرگان شیعه است .
      در پایان متذکر می شود جوابهای خوبی به ویژه حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای عابدی از این شبهه دادند که می توانید باجستجوی همین حدیث در گوگل بهره مند شوید.

  8. سلام عليكم.اين تعبير «فاطمه بقية النبوة» آيا در روايت بيان شده؟در كدام منبع؟و صحت و سقم سند و متن حديث؟و معناي و مفهوم عبارت چيست؟و در چه جايگاهي اين تعبير در شأن ايشان به كار رفت؟

    1. بسمه تعالی
      این لقب را حضرت امیرالمومنین علی (ع) به حضرت زهرا(س) آنگاه که خطبه فدکیه اش خاتمه یافت بود وبه خانه برگشت دادند وبا جمله ” یا ابنه الصفوه ویا بقیه النبوه …. او را مخاطب قرار داده اند که حدیث طولانی است .
      معنای لقب چنین است : ای باقیمانده خانواده نبوت وای یادگار بیت نبوت وای تنها کسی که از بیت نبوت باقی مانده یی (چون تازمانی فاطمه (س) زنده بود گویا پیامبر (ص) زنده بود وتا حضرت زهرا زنده بود جبريیل هم به این خانه تردد می کرد که ” مصحف فاطمه (س) ” در این فاصله نازل شد)
      منابع حدیث : “بحارالانوار” جلد8 ص110 و کتاب “مهجه قلب المصطفی” ص 365 و “امالی شیخ طوسی ” ج1 ص683 وکتاب “جنه العاصمه” ج1 ص 550 وسایر منابع که با توجه به تعدد وکثرت منبع می توان به صحت واعتبارآن اعتماد کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن